با نزدیک شدن نوروز، بسیاری از شهرهای ایران امسال حالوهوای همیشگی روزهای پایانی سال را ندارند. جنگ، فشار اقتصادی و فضای عدم قطعیت باعث شده شماری از خانوادهها از آمادهسازیهای معمول برای سال نو صرفنظر کنند.
چند شهروند به ایراناینترنشنال گفتند آیینهایی که معمولا در هفتههای پایانی سال خانهها را پر از جنبوجوش میکند، امسال در بسیاری از خانوادهها متوقف شده است.
لیلا، ۳۸ ساله از تهران، گفت: «امسال هیچ کاری نکردیم. نه فرشها رو شستیم و نه خونهتکونی کردیم. هر سال از اواسط بهمن شروع میکردم، اما امسال فقط به آسمون نگاه میکنیم و منتظر سقوط این رژیم هستیم.»
او توضیح داد کارهایی که معمولا هفتهها پیش از تحویل سال آغاز میشد، امسال در خانه او اصلا شروع نشده است.
برای برخی خانوادهها حتی رسمهای ساده نوروزی نیز کنار گذاشته شده است.
کامران، ۴۲ ساله از همدان، گفت: «کاشتن سبزه کاریه که ما ایرانیها هر سال انجام میدیم، اما امسال با این همه خبر جنگ، کاملا یادمون رفت. لعنت به جمهوری اسلامی که همه چیز رو ویران کرد. »
تورم و گرانی
برخی میگویند شرایط اقتصادی حتی انجام سادهترین سنتهای نوروزی را هم دشوار کرده است.
گلناز، ۳۵ ساله از کرج، گفت: «هر سال با وجود تورم، حداقل چند چیز میخریدیم؛ یک ظرف هفتسین، یک ماهی قرمز یا چند تا لباس نو برای بچهها.»
او افزود:«اما امسال نه پولش را داشتیم و نه حالوحوصله اش را. منتظر آن لحظه نهایی هستیم. مطمئنم بعد از سقوط جمهوری اسلامی جبرانش میکنیم.»
به گفته او، افزایش قیمتها فشار زیادی بر خانوادهها و کسبوکارهای کوچک وارد کرده است.
گلناز گفت:«حتی اگر میخواستیم آماده شویم و روحیهاش را داشتیم، قیمتها آنقدر بالا رفته که اصلا توانش را نداریم. همه چیز چند برابر شده. من یک مغازه کوچک لوازم آرایشی دارم و این ماه حتی اجاره مغازه را هم درنیاوردهام.»
او افزود که درآمد خانواده نیز با کند شدن زندگی روزمره کاهش یافته است.
«شوهرم راننده تاکسی اینترنتی است، اما از ترس بمباران بیرون نمیرود و اصلا مسافری هم نیست، چون مردم در خانه ماندهاند.»
نوستالژی نوروز
در شبکههای اجتماعی نیز برخی ایرانیان نوشتهاند حالوهوای این روزهای پایانی سال با سالهای گذشته تفاوت زیادی دارد.
یک کاربر نوشت:«اگر اوضاع عادی بود، باید برای هفته آینده هیجان داشتم و مشغول تمام کردن کارها بودم. بوی گل شببو باید خانه را پر میکرد و شیرینیهای عید از قبل در یخچال بود.»
کاربر دیگری به خاطرات کودکی اشاره کرد: «چیزی که آزارم میده اینه که شب عیده. مردم باید حالوهوای خرید عید و استقبال از سال نو را داشته باشند. یادم میآد توی بچگی چقدر هیجان داشتم، اما این احساسات در من مرده اند.»
برخی دیگر نیز نوشتهاند هفتههای پایانی سال همیشه زیباترین بخش این فصل بوده است.
یکی از کاربران نوشت:«حالوهوای اسفند برای ما ایرانیها همیشه از خود عید هم زیباتر بود. به نظر میرسه امسال این حس را نداشته باشیم و باید یک سال دیگر صبر کنیم.»
نزدیک شدن نوروز همیشه با جنبوجوش شب عید در خانههای ایرانی همراه بود. اما امسال، به گفته بسیاری از شهروندان، این حالوهوا زیر سایه جنگ، فشار اقتصادی و نگرانی از آینده کمرنگ شده است.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.