حمایت مدیرعامل پیشین ذوبآهن از رشید مظاهری: قهرمانی میهنپرست که مردمش را فراموش نکرد | ایران اینترنشنال
حمایت مدیرعامل پیشین ذوبآهن از رشید مظاهری: قهرمانی میهنپرست که مردمش را فراموش نکرد
سعید آذری، مدیرعامل پیشین ذوبآهن و فولاد خوزستان، با انتشار تصویری از رشید مظاهری در اینستاگرام، ضمن حمایت از این دروازهبان، از او به عنوان «بازیکن میهنپرستی که هیچوقت مردمش را فراموش نکرده» نام برد.
آذری نوشته است: «من طی بیش از بیست سال مدیریت، این افتخار را داشتم که با صدها بازیکن فوتبال همکاری کنم. همه با محبت، با شرافت و عالی بودند. رشید مظاهری هم یکی از آنان بود؛ قهرمانی که تاثیرات فراموشنشدنی در موفقیتهای من و ذوبآهن داشت. او نهتنها قهرمانی عالی، بلکه به معنای واقعی انسانی بینظیر بود؛ بازیکنی میهنپرست که هیچگاه مردمش را فراموش نکرد.»
رشید مظاهری، دروازهبان پیشین تیم ملی فوتبال ایران و استقلال، با انتشار پستی در اینستاگرام علیه علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، او را «شیطان» نامید.
پس از آن، همسر او خبر داد که از رشید بیاطلاع است و نوشت: «مسئولیت جان همسرم، که با وجود همه مخاطرات شجاعانه در خاک وطن مانده، مستقیماً بر عهده حکومت است. جان او در خطر است.»
جمعی از سینماگران ایران که تا زمان انتشار این گزارش به ۲۶۶ نفر رسیدهاند، با انتشار بیانیهای با عنوان «ما در کنار مردم ایران ایستادهایم»، سرکوب اعتراضهای مردمی را محکوم کردند و آن را نقض حق طبیعی و مدنی شهروندان دانستند.
در این بیانیه آمده است: «ما سینماگران ایران، سرکوب اعتراضهای مردم را به هر بهانه محکوم میکنیم. اعتراض، حق طبیعی و مدنی هر انسانی است. هیچ قدرتی حق ندارد خود را مافوق مردم بداند.»
امضاکنندگان این بیانیه با اشاره به کشته شدن معترضان نوشتند: «شلیک به مردمی که با دست خالی به خیابان آمدهاند، جنایت علیه حق حیات است و هیچ توجیهی ندارد.»
پیش از این افراد و گروههای دیگر مدنی و صنفی نیز کشتار و سرکوب شدید معترضان در ایران را محکوم کردند. از جمله، بیش از ۶۰ نویسنده و فعال ادبیات و هنر کودک و نوجوان از کشورهای مختلف با انتشار بیانیهای، قتلعام ۱۸ و ۱۹ دیماه در ایران را محکوم و اعلام کردند کشتار کودکان و نوجوانان، آینده جهان را تهدید میکند.
در بیانیه منتشر شده از سوی این فعالان حوزه کودک و نوجوان، به «بیش از ۲۳۰ نیمکت خالی در دبستانها و دبیرستانهای ایران» اشاره شده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ۲۷ بهمن در بیانیهای با عنوان «برای نیمکتهای خالی، برای رویاهای ناتمام»، در واکنش به کشته شدن بیش از ۲۳۰ کودک و نوجوان در اعتراضات دیماه، ۲۹ بهمن را روز عزای عمومی و تعطیلی مدارس اعلام کرد. اقدامی که به معنای اعتصاب فرهنگیان در این روز و دعوت از خانوادهها برای نفرستادن دانشآموزان به مدرسه بود.
در ادامه بیانیه سینماگران با اشاره به شرایط کشور آمده است: «نزدیک به نیم قرن است با وجود منابع عظیم طبیعی و انسانی در کشور عزیزمان ایران، نه عدالت محقق شده، نه رفاه و نه امنیت.»
امضاکنندگان این بیانیه، فساد سازمانیافته، چپاول ثروت عمومی و «ایدئولوژی هراسآور» را از عوامل نابسامانیهای موجود دانسته و نوشتند این وضعیت مردم را با فقر، خفقان و ناامیدی گسترده روبهرو کرده است.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پنجم بهمن در بیانیهای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
سینماگران در پایان بیانیه خود تاکید کردند: «ما سینماگران این روزها و این زخمها را تصویر خواهیم کرد و با تمام توان از حق آزادی بیان دفاع کرده، سرکوب و کشتار مردم معترض را محکوم میکنیم و در کنار مردم ایران ایستادهایم.»
در میان امضاکنندگان نام افرادی همچون پگاه آهنگرانی، مهناز افشار، رخشان بنیاعتماد، جعفر پناهی، کتایون ریاحی، سامان سالور، کیانوش عیاری و اصغر فرهادی دیده میشود.
کمیته حمایت از روزنامهنگاران از مقامهای جمهوری اسلامی خواست که فوراً شینوسوکه کاواشیما، رییس دفتر شبکه تلویزیونی دولتی ژاپن، اناچکی، در تهران و روزنامهنگاران دیگری را که به دلیل کارشان بازداشت شدهاند، آزاد کنند.
این نهاد حامی روزنامهنگاران، مستقر در نیویورک، همچنین از مقامهای جمهوری اسلامی خواست تمام اموال توقیف شده روزنامهنگاران را به آنها بازگردانند و به آزار و اذیت کارکنان شبکه تلویزیونی اناچکی پایان دهند.
به گزارش سایت کمیته حمایت از روزنامهنگاران به نقل از یک منبع که به دلیل ترس از انتقامجویی حکومت ایران خواست نامش فاش نشود، شینوسوکه سیام دیماه بهدست ماموران سپاه پاسداران بازداشت و در بازداشتگاهی در شمال تهران نگهداری شد و چهارم اسفند به زندان اوین منتقل شد.
این منبع گفت که گذرنامه مهدی محمدی، فیلمبردار قدیمی اناچکی، و وسایل شخصی او، از جمله تلفن همراه، لپتاپ و دوربینش نیز ضبط شده است. همچنین تلفن همراه همسرش نیز توقیف شده است.
کمیته حمایت از روزنامهنگاران اشاره کرد که به طور مستقل قادر به تایید مستقل این اطلاعات نیست.
یکی دیگر از کارکنان اناچکی که کمیته حمایت از روزنامهنگاران برای امنیتش هویت او را مخفی نگه داشته است، در اوایل ماه فوریه از ایران فرار کرده است.
این منبع گفت: «این روزنامهنگار طی چند هفته گذشته، چند بار پس از دستگیری رییس دفتر این شبکه تلویزیونی احضار شده بود.»
سارا القضا، مدیر منطقهای خاورمیانه و شمال آفریقا در کمیته حمایت از روزنامهنگاران، گفت: «دستگیری شینوسوکه کاواشیما و ارعاب همکارانش نشاندهنده تلاش عمدی مقامات ایرانی برای ساکت کردن گزارشهای مستقل است.»
او افزود: «بازداشت رییس دفتر اناچکی، انتقال او به زندان اوین، ضبط گذرنامه و تجهیزات یک فیلمبردار و احضار مکرر کارکنان، اقدامات جداگانهای نیستند. تاکتیکهایی هستند که برای تحت فشار قرار دادن روزنامهنگاران به سکوت و ترساندن آنها از ادامه کارشان طراحی شدهاند.»
القضا تاکید کرد که چنین اقداماتی برای وادار کردن روزنامهنگاران به خودسانسوری و بیرون راندن رسانههای مستقل از کشور انجام میشود.
ماسانائو اوزاکی، معاون دبیر ارشد دولت ژاپن، ششم اسفند به خبرنگاران گفته بود که مقامات جمهوری اسلامی، یک تبعه ژاپن را سیام دیماه در تهران بازداشت کردهاند، اما از معرفی او خودداری کرد.
اوزاکی گفت: «دولت ژاپن به محض اطلاع از این بازداشت، از طرف ایرانی خواسته است که آزادی فوری تبعه ژاپنی را تضمین کند.»
کمیته حمایت از روزنامهنگاران اشاره کرد که از زمان سرکوب اعتراضات سراسری دیماه بازداشت ۱۲ روزنامهنگار را مستند کرده است.
بر اساس این گزارش، هفت روزنامهنگار به اسامی «نوید ذرهبین، حسن عباسی، آرتین غضنفری، محمد پارسی، محمدهادی جعفرپور، کیانوش درویشی و شینوسوکه کاواشیما» همچنان پشت میلههای زندان هستند.
این کمیته نوشت مقامهای جمهوری اسلامی در طول سرکوب اعتراضات، اینترنت را تقریباً به طور کامل قطع کردند، ضمن اینکه به خانههای روزنامهنگاران حمله کردند، حسابهای بانکی را مسدود و سیمکارتها را غیرفعال کردند و خبرنگاران زیادی نیز برای بازجویی احضار شدند.
کمیته حمایت از روزنامهنگاران در پایان گزارش خود اشاره کرد که نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل متحد در نیویورک به ایمیل این سازمان پاسخ نداده است.
این نخستین مورد از بازداشت خبرنگاران خارجی از سوی حکومت ایران نیست و در گذشته نیز موارد مشابهی گزارش شده است.
فعالان حقوق بشر اقدام جمهوری اسلامی در بازداشت اتباع خارجی را «گروگانگیری حکومتی» میدانند و میگویند حکومت از این حربه برای تحت فشار گذاشتن سایر کشورها و گرفتن امتیاز از آنها استفاده میکند.
پیش از این چچیلیا سالا، روزنامهنگار ایتالیایی، ۱۹ دی ۱۴۰۳ و پس از گذراندن ۲۰ روز در زندان جمهوری اسلامی آزاد شد و چهار روز پس از آن، وزارت دادگستری ایتالیا دستور آزادی فوری محمد عابدینی نجفآبادی، ایرانی بازداشت شده در ایتالیا به اتهام همکاری نظامی با سپاه پاسداران، را صادر کرد.
۲۹ بهمن سال جاری، سازمان گزارشگران بدون مرز ضمن ابراز نگرانی از «افزایش نگرانکننده» فشار جمهوری اسلامی بر رسانهها، خواستار آزادی فوری همه خبرنگاران زندانی و پایان دادن به سرکوب مطبوعات در ایران شد.
مجموعهای از حسابهای کاربری رسانههای اجتماعی پس از آنکه صاحبانشان در اعتراضات سراسری دیماه هدف گلوله نیروهای حکومتی قرار گرفتند، خاموش شدند.
پستهای پایانی آنها، اکنون به شهادتهای ناتمام و یادبودهای دیجیتالی تبدیل شدهاند که در آنها معترضان سوگواری میکنند، خشم خود را ابراز میکنند و به جاویدنامان درود میفرستند.
در شبکههای اجتماعی، این الگو تکرار میشود: یک شعار پایانی، یک هشدار، یک بیانیه - و سپس سکوت.
پروفایلها قابل جستجو باقی میمانند، جدول زمانی دست نخورده است، و بیوگرافیها بدون تغییر ماندهاند. دوستان برای سوگواری به بخشهای نظرات باز میگردند و کاربران پیامهای اعتراضی مینویسند.
آنچه به عنوان حسابهای کاربری آغاز شد، پس از مرگ، به یادبودهای عمومی تبدیل شده است.
سام رضایی: یک شعار پایانی
سام رضایی ۲۱ ساله بود که پست «جاوید شاه» را منتشر کرد.
او که در شیراز متولد شده بود، در سال ۲۰۲۴ به شبکه اجتماعی ایکس پیوست و به سرعت در محافل پادشاهیخواه فعال شد و تفسیر سیاسی را با طنز و عکس و ویدیو ترکیب میکرد.
دوستانش میگویند او موضوعات و هشتگهای روز در شبکههای اجتماعی را از نزدیک دنبال میکرد و به نحوه ارائه خود، چه به صورت دیجیتالی و چه حضوری، اهمیت بسیاری میداد.
سام ۱۸ دی در نزدیکی سینما سعدی شیراز، از ناحیه گردن و سینه هدف گلوله قرار گرفت. یک منبع نزدیک به خانواده سام تایید کرد یک ویدئو، لحظه اصابت گلوله به او را نشان میدهد.
این منبع گفت: «سام هنوز زنده بود. او را به بیمارستان بردند و بعداً در آنجا در گذشت.»
او افزود: «برای ما بسیار مهم است که به جهانیان اطلاع دهیم که سام چگونه کشته شد و با او چه کردند.»
سام از سیستم آموزشی دانشآموزان تیز هوش ایران فارغالتحصیل شده بود و در مغازه جواهرفروشی خانوادهاش کار میکرد. او قصد داشت در ایتالیا پزشکی بخواند.
این منبع گفت که مقامات برای یک هفته تحویل جسد سام را به تعویق انداختند و سعی کردند خانوادهاش را تحت فشار قرار دهند تا اعلام کنند که او وابسته به بسیج است. خانواده امتناع کردند و از آنها خواسته شد تعهدنامهای مبنی بر سکوت امضا کنند.
پیکر سام تحت نظارت امنیتی به خاک سپرده شد. حتی در مراسم یادبود چهلمین روز کشته شدن او نیز جمعیت زیادی شرکت نکرده بودند.
خط سیر زمانی او همچنان قابل مشاهده است و در آن پیام پایانی متوقف شده است.
رها بهلولیپور: بیانیه پایانی
رها بهلولیپور ۲۳ ساله بود که آخرین پیام خود را منتشر کرد.
او که دانشجوی سال اول ادبیات ایتالیایی در دانشگاه تهران بود، یک کانال تلگرامی با نزدیک به ۲۴ هزار مشترک و بیش از ۴۵۰۰ دنبال کننده در ایکس داشت.
آخرین پست تلگرامی او این بود: «یک لحظه وصل شدهم و فقط میخوام بنویسم زن، زندگی، آزادی برای همیشه.» پس از آن، او هرگز بازنگشت.
بهلولیپور در جریان اعتراضات ۱۹ دی با گلوله جنگی کشته شد و در زادگاهش، فیروزآباد در استان فارس به خاک سپرده شد.
او در روزهای قبل از مرگش، آشکارا در مورد خستگی و ترس نوشت.
«بیزارم، بیزارم، بیزارم و خیلی خسته از جمهوری اسلامی. امروز از وقتی پامو گذاشتم توی دانشکده تا لحظهی خروج فقط اشک ریختم... زیادی خسته و بیزارم از جمهوری اسلامی.»
بهلولیپور در پست دیگری نوشت: «...وقتی خوابگاه را ترک میکنم، در اعماق وجودم مطمئن نیستم که آیا شب برمیگردم یا نه. زندگی زیر سایه جمهوری اسلامی.»
دانشجویان دانشگاه تهران در یک تجمع اعتراضی یاد او را گرامی داشتند و شعار دادند: «هر یه نفر کشته شه، هزار نفر پشتشه.»
کانال تلگرام او همچنان در آن جمله باقی مانده است: «یک لحظه وصل شدهم و فقط میخوام بنویسم زن، زندگی، آزادی برای همیشه.»
وحید محمدلو: بیوگرافی بدون تغییر باقی مانده است
وحید محمدلو، ۳۹ ساله، در ایکس خود را اینگونه توصیف کرد: «نظامی سابق → سرباز رضا شاه دوم پهلوی → سرباز سرزمین ایران || زنده باد ایران، جاوید شاه.»
او در ایکس بیش از ۳۷۰۰ دنبالکننده داشت.
طبق روایتهای خانوادگی و پستهای مربوط به آگهیهای ترحیم، محمدلو ۱۸ دی در صادقیه (آریاشهر) تهران، از ناحیه چشم هدف قرار گرفت و بر اثر شدت جراحات درگذشت. دو فرزند ۹ و ۴ ساله از او به یادگار ماندهاند.
در ویدیویی که به طور گسترده منتشر شده است، دختر چهار سالهاش عکس او را در آغوش میگیرد و از اطرافیانش میخواهد که آنجا را ترک کنند. او میگوید: «برین بیرون، میخوام تنها باشم. میخوام فقط بابام پیشم باشه."
زندگینامه او همانطور که نوشته شده، باقی مانده است.
تصویری از همسر وحید محمدلو بر سر مزار او
مصیب نظامی: فراخوانی برای خیابانها
مصیب نظامی، ۳۲ ساله، کشاورز اهل بروجرد در استان لرستان بود. او هفت سال پیش به ایکس پیوست و بیش از ۱۵۰۰ دنبالکننده داشت.
آخرین پست او این بود: «خشم باید به سوی خیابان بره. با توییت کردن فقط خودمون رو خالی میکنیم...»
او ۱۸ دی در میدان کوروش بروجرد، از پشت با گلولههای جنگی هدف قرار گرفت. گلولهها به شانه و قلب او اصابت کردند. او بر اثر شدت جراحات درگذشت.
نظامی در ۱۰ سالگی پدرش را از دست داده بود و به گفته همکارانش، تنها نانآور خانوادهاش شده بود و از دو خواهر و یک برادر کوچکترش حمایت میکرد.
پست آخرین او هنوز در حساب کاربریاش باقی مانده است.
علیرضا موسوینور: هشداری از قبل
علیرضا موسوینور، ۲۹ ساله، که در ایکس با نام دراکولای غمگین شناخته میشد، بیش از ۱۰ هزار دنبالکننده داشت.
او ۱۶ دی نوشت: «اگه دیگه آنلاین نشدم، منو هم فراموش نکنید! بدونید من مفت نمردم .. توی جشن آزادی اسم منو هم بیارید.»
او روز بعد در جریان اعتراضات در بهارستان اصفهان هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.
مسعود ذاتپرور: از اینفلوئنسر تا معترض
مسعود (مهدی) ذاتپرور، مربی بینالمللی بدنسازی و دو بار قهرمان بدنسازی کلاسیک جهان، بود.
حساب اینستاگرام او ۲۴۲ هزار دنبالکننده داشت و وبسایتی را اداره میکرد که برنامههای تمرینی و تغذیهای ارائه میداد.
او در آخرین پست خود نوشت: «فقط حق خود را میخوایم. صدایی که چهل سال ازم خفه شده، باید فریاد زده شه. خودتون باعث حال این روزهای ما هستید. خودتون جوونی، امید، آرزو و حداقلها را از ما گرفتید. امروز من هستم. هستم تا فردا تو آیینه خودمو نگاه نکنم و بگم بیرگ بودم، بیغیرت بودم. واستادم، بهاش هر چی باشه میدم. من، مسعود ذاتپرور، امروز کف خیابونم. نه ترسی دارم نه نگرانی! حقمو میخوام.»
طبق گزارشهای محلی و پستهای رسانههای اجتماعی، او ۱۸ دی در رشت پس از اصابت گلوله کشته شد.
صفحه اینستاگرام او از آن زمان بهروز نشده است.
حامد حمیدیان: درخواست از ترامپ
حامد حمیدیان، ۳۸ ساله، یکی از کاربران ایکس با بیش از ۷۳۰۰ دنبالکننده، حدود هفت سال پیش به این شبکه اجتماعی پیوست.
او در آخرین پست خود قبل از کشتار دیماه، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، را خطاب قرار داد.
«آقای رئیسجمهور از آنجا که شما گفتید اوضاع ایران را زیر نظر دارید، دستکم ۲۰ نفر کشته شدهاند! ما نمیتوانیم دست خالی شیطان را شکست دهیم، التماس میکنم که سر اصل مطلب بروید و رژیم ملاها را تمام کنید.»
بعداً گزارش شد که او در جریان اعتراضات ۱۸ دی در تهران کشته شده است.
رسانههای اجتماعی به میدان نبرد تبدیل میشوند
محققان میگویند این تحول - از جدول زمانی شخصی به زیارتگاه دیجیتال - به یکی از ویژگیهای تعیینکننده جنبشهای اعتراضی در ایران تبدیل شده است.
سحر تحویلی، محقق هوش مصنوعی و فناوری اطلاعات، گفت: «در امواج اعتراضات ضد رژیم که ایران را فرا گرفته است، رسانههای اجتماعی نقشی متناقض اما ضروری به عنوان یک خط نجات و یک میدان نبرد برای اطلاعات و هویت ایفا کردهاند.»
او به ایراناینترنشنال گفت: «در این محیط، کنترل بر رسانههای اجتماعی دیگر در حاشیه سیاست نیست - بلکه خود مبارزه سیاسی است.»
تحویلی افزود: «حتی در طول اختلالات اینترنتی، کاربران اعتراضات را از طریق اتصالات ماهوارهای، ویپیانها و شبکههای مهاجران ثبت کردهاند، در حالی که مقامات روایتهای رقیب و دستکاری دیجیتال را به کار گرفتهاند.»
حالا هر حساب کاربری به عنوان یک مهر زمانیِ منجمد باقی مانده است. شهادتهای ناتمام که در زمان معلق شدهاند. پستها باقی میمانند، مهرهای زمانیشان ثابت میشود، اما نویسندگان آنها نه.
گاردین نوشت دونالد ترامپ که در سالهای گذشته خود را مخالف جنگهای خارجی معرفی میکرد، اکنون با استقرار گسترده نیروهای نظامی در خاورمیانه، آمریکا را به آستانه یک درگیری احتمالی با ایران رسانده؛ در حالی که استدلالهای دولت او برای توجیه حمله احتمالی به تهران نیز تغییر کرده است.
به نوشته گاردین، در پی یک جلسه محرمانه درباره ایران با حضور مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، دموکراتهای ارشد با لحنی محتاطانه درباره احتمال بزرگترین مداخله نظامی آمریکا از زمان جنگ عراق هشدار دادند. چاک شومر، رهبر اقلیت سنا، پس از این نشست گفت: «موضوع جدی است و دولت باید استدلال خود را برای مردم آمریکا روشن کند.» او افزود اگر دولت قصد اقدامی علیه ایران دارد، «باید آن را علنی کند.»
با این حال، گاردین تاکید میکند که این مواضع هنوز به مخالفتی صریح علیه حرکت به سوی جنگ تبدیل نشده است. در حالی که اهداف نهایی ترامپ در قبال ایران همچنان روشن نیست، گردآوری بزرگترین نیروی تهاجمی آمریکا از سال ۲۰۰۳، احساس اجتنابناپذیر بودن یک درگیری جدید را تقویت کرده است. برخلاف فضای پس از حملات ۱۱ سپتامبر، اکنون نه اجماع گستردهای برای جنگ وجود دارد و نه مخالفتی یکپارچه؛ بلکه نوعی پذیرش اولیه در سایه نفوذ سیاسی ترامپ و پراکندگی اپوزیسیون شکل گرفته است.
این گزارش مینویسد استدلالهای کاخ سفید برای توجیه اقدام نظامی نیز دستخوش تغییر شده است: ابتدا سرکوب اعتراضات داخلی در ایران و ادعای کشته شدن ۳۲ هزار معترض، سپس برنامه هستهای تهران و اکنون توسعه موشکهای بالستیک.
ترامپ در سخنرانی «وضعیت کشور» بار دیگر اعلام کرد [حکومت] ایران نباید به سلاح هستهای دست یابد و با وجود ادعای «نابودی» برنامه هستهای ایران در عملیات «چکش نیمهشب»، گفت تهران در حال تلاش برای بازسازی آن است. او همچنین هشدار داد [حکومت] ایران در حال توسعه موشکهایی است که میتواند اروپا و حتی خاک آمریکا را تهدید کند؛ ادعایی که به نوشته گاردین دولت آمریکا برای آن مدرک علنی ارائه نکرده است.
گاردین این اظهارات را با استدلالهای دولت جورج بوش درباره سلاحهای کشتار جمعی عراق پیش از حمله ۲۰۰۳ مقایسه میکند. با این حال، مشاوران نزدیک ترامپ از جمله جیدی ونس و مارکو روبیو این قیاس را رد کردهاند. ونس پیشتر گفته بود با آمریکاییهایی که از «۲۵ سال درگیری خارجی در خاورمیانه خسته شدهاند» همدردی میکند، اما اکنون تاکید کرده «نمیتوان اجازه داد بدترین رژیم جهان به سلاح هستهای دست یابد.»
گاردین همچنین به تحرکات کنگره اشاره میکند. دموکراتهای مجلس نمایندگان اعلام کردهاند هفته آینده طرحی را به رای میگذارند تا ترامپ را ملزم کنند برنامههایش درباره ایران را توضیح دهد و هرگونه اقدام نظامی بدون مجوز کنگره را به چالش بکشند. در بیانیه آنان آمده است که اگرچه حکومت ایران «بیرحم و بیثباتکننده» است، اما ورود به جنگی اختیاری در خاورمیانه بدون درک کامل خطرات، اقدامی بیملاحظه خواهد بود.
به نوشته گاردین، در حالی که دولت ترامپ همچنان دیپلماسی را بهعنوان گزینه ترجیحی معرفی میکند، تحولات نظامی و سیاسی نشان میدهد تصمیمی سرنوشتساز در راه است؛ تصمیمی که میتواند مسیر سیاست خارجی آمریکا در دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ را رقم بزند.
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور ایران، شماری از وکلا، و گروههای حقوق بشری به مناسبت روز وکیل در ایران، از اقدامات جمهوری اسلامی علیه وکلای دادگستری، از جمله بازداشت دستکم ۱۶ نفر از آنان انتقاد کردند.
ساتو تاکید کرد بازداشت وکلا و برخورد با آنها فضای مدنی را بهطور جدی خدشهدار میکند.
گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور ایران، در شبکه اجتماعی ایکس با اشاره به هفتم اسفند، روز استقلال کانون وکلای دادگستری ایران، مصوب سال ۱۳۳۱، نوشت: «ماموریت من نشان میدهد که وکلای دادگستری صرفاً به دلیل پذیرش و دفاع از موکلانی که در فعالیتهای مدنی و اعتراضی مشارکت داشتهاند، با آزار، بازداشت و محرومیت از وکالت مواجه میشوند.»
او تاکید کرد که این روند جدی و مستمر همچنان ادامه دارد و افزود که در پی اعتراضات سراسری دیماه، گزارشهایی از بازداشت وکلای دادگستری در استانهای مختلف دریافت کرده است.
ساتو اضافه کرد که این گروه، از وکلایی به شمار میروند که آزاد هستند و تمایل به دفاع از معترضان دارند.
او در عین حال به این نکته اشاره کرد که این وکلا در پروندههای موسوم به امنیتی عملاً از انجام وظیفه دفاع از معترضان محروم میشوند؛ «پروندههایی که در آنها، به موجب تبصره ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری، حق انتخاب وکیل برای متهمان به فهرست وکلای مورد تایید [رییسقوه قضاییه] محدود شده است.»
به اعتقاد ساتو، «این محدودیت، بهطور جدی خطر شکنجه، اخذ اعترافات اجباری و برگزاری دادگاههایی را افزایش میدهد که بهصورت ساختاری، با استانداردهای بینالمللی دادرسی عادلانه انطباق ندارند.»
او ضمن تاکید بر این موضوع که «وکلا از فضای مدنی دفاع میکنند و امکان اعمال آزادی بیان و آزادی تجمع را برای معترضان فراهم میسازند»، نوشت هنگامی که وکلا هدف قرار میگیرند یا از انجام وظایف حرفهای خود بازداشته میشوند، فضای مدنی بهطور جدی خدشهدار میشود.
«دفاع از متهمان سیاسی به جرمی سنگین بدل شده است»
مرکز عبدالرحمان برومند هم در ایکس با اشاره به بازداشت شماری از وکلا در روزهای اعتراضات سراسری و پس از آن نوشت در سیستم قضایی جمهوری اسلامی، دفاع از متهمان سیاسی به جرمی سنگین بدل شده است.
این مرکز اشاره کرد که حکومت سالهاست در تلاش است تا حق دفاع را به مسلخ ببرد و استقلال وکلا را نابود کند.
مجموعه حقوقی دادبان نیز چهارشنبه ششم اسفند در گزارشی نوشت فشار بر وکلای دادگستری، بهویژه وکلای فعال در حوزه حقوق بشر، در ماههای اخیر افزایش یافته است و برخی از آنان درباره پذیرش پروندههای مرتبط با اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴ با هشدارهای مستقیم روبهرو شدهاند.
بر اساس این گزارش به نقل از منابع حقوقی در ایران، این فشارها تنها به تماسهای تهدیدآمیز محدود نبوده و در برخی موارد شامل هشدار درباره پذیرش وکالت معترضان بازداشتشده نیز بوده است.
بهگفته این منابع، چنین فضایی نگرانیهایی درباره امنیت حرفهای وکلا و امکان انجام آزادانه وظایف آنان ایجاد کرده است.
در این گزارش آمده است در شهرهایی از جمله تهران، کرج و شیراز، شماری از وکلا اعلام کردهاند از سوی برخی مقامات قضایی تحت فشار قرار گرفتهاند تا از پذیرش پروندههای مرتبط با اعتراضات دی ۱۴۰۴ خودداری کنند.
دادبان بازداشت همزمان چند وکیل حقوق بشری را نشانگر این موضوع دانست که «نهادهای امنیتی بهطور هدفمند به سراغ حلقه دفاع حقوقی بازداشتشدگان رفتهاند.»
بر اساس این گزارش، «حذف وکلای مستقل از چرخه دادرسی، راه را برای اعمال فشار، اعترافگیری اجباری و صدور احکام سنگین هموار میکند. این روند، نقض مستقیم حق دفاع و یکی از ستونهای اساسی دادرسی عادلانه است.»
«وقتی وکیل در بند است، عدالت هم در بند است»
حسن یونسی، وکیل و فرزند وزیر اطلاعات پیشین جمهوری اسلامی، هم در ایکس به وکلایی مانند «عنایتالله کراماتی، حسین شکری، مهران انصاری، مهدی انصاری، جعفر کشاور، جعفر زراعی، نازنین برادران، زهره جوانی، سپیده طاهری، تیمور سالاری، علیرضا فرزانه، فاطمه روهنده، محسن درگینژاد، امیر بهادری، مسعود شیرمردی و شیماقوشه» اشاره کرد که زندانی هستند.
همچنین زهرا مینویی، وکیل، در ایکس نوشت: «در روز وکیل، برای همکار بازداشتشدهام؛ شیما قوشه و همکاران دیگرم، آرزوی آزادی و استواری دارم. وقتی وکیل در بند است، عدالت هم در بند است؛ بازداشت وکیل، بازداشت موکل است.»
علاوه بر این، فرشته تابانیان، وکیل، نیز در ایکس نوشت: «اگر بنا باشد که وکیل و موکل و قاضی و همه یکسان صحبت کنند دادرسی عادلانه شکل نمیگیرد.» او ابراز امیدواری کرد که روز استقلال وکلا به زودی محقق شود.
کانال تلگرامی امتداد هم در گزارشی نوشت که علاوه بر ۱۶ وکلای بازداشتی در روزهای اخیر، تعدادی دیگر از وکلا نیز دوران محکومیت خود را در زندان میگذرانند و در این مورد به محمدرضا فقیهی اشاره کرد.
فقیهی به دنبال اعتراضات ۱۴۰۱ و تجمع مسالمتآمیز وکلا در آن روزها، به زندان محکوم شد.
ابوذر نصرالهی، وکیل دادگستری، در گفتوگو با امتداد با اشاره به محدودیت برای وکلا برای حضور در پروندهها به بهانه تبصره ماده ۴۸، اعلام کرد: «بر اساس تفسیری که اداره حقوقی قوه قضاییه ارائه داده، شمول این تبصره صرفاً ناظر بر جرایمی است که مجازاتشان شامل جرایم سالب حیات است یا جرایم مستوجب قطع عضو و جرایمی که مجازات آنها از ۱۵ سال به بالا است.»
او گفت با وجود مشخص بودن پروندههایی که مشمول محدودیتهای تبصره ماده ۴۸ میشوند، اما وکلا را به هیچ وجه در مرحله دادسرا نمیپذیرند و یکی از دلایل آن، مربوط به مواضعی است که با توجه به مسئولیت اجتماعی وکیل، در حوزه اندیشه و سخن اتخاذ میکنند.