کنارهگیری سعیده نصیری از تیم ملی تکواندو زنان ایران پس از کشتار مردم به دست جمهوری اسلامی
سعیده نصیری، عضو تیم ملی تکواندو زنان ایران، در اعتراض به کشتن مردم از سوی جمهوری اسلامی با انتشار پستی در اینستاگرام از حضور در تیم ملی کنارهگیری کرد: «در شرایطی که این همه بیعدالتی وجود دارد، ادامه دادن مسیر حرفهای برای من معنایی ندارد. وجدانم اجازه نمیدهد بیتفاوت باشم.»
او نوشت: «وقتی قلبم برای مردم سرزمینم میسوزد، دیگر نمیتوانم با آرامش روی سکوی افتخار بایستم. با تمام عشقی که به تکواندو داشتم، تصمیم گرفتم فعلا از این مسیر کنار بکشم.»
تصاویر رسیده به ایراناینترنشنال مراسم چهلم شماری از جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان را در چند شهر نشان میدهد که در آن سرودهایی در وصف وطن همخوانی میشود. باوجود اختلال در اینترنت، تهدیدها و فشارها بر خانوادهها، یادبود کشتهشدگان از ۲۸ بهمن در حال برگزاری است.
مراسم چهلم برخی از جاویدنامان با شعارهای حاضران و سخنرانی خانوادهها مبنی بر تداوم اعتراض همراه بود.
خواهر علی امیراصلانی، از جاویدنامان انقلاب ملی، سهشنبه ۲۸ بهمن در مراسم چهلم او گفت: «برادر من خوناش را الکی نداده. برادر من به خاطر ما رفته. خون این بچهها نباید پایمال شود. داداش من فرزند ایران و جانفدای ایران است.»
علی امیراصلانی جوان ۳۰ سالهای بود که شامگاه ۱۸ دی در منطقه سلسبیل تهران هدف گلوله قرار گرفت و همان شب در بیمارستان جان خود را از دست داد.
خانواده علی، پیکر او را چند روز بعد در کهریزک پیدا کردند و ۲۲ دی به خاک سپردند.
مراسم چهلم سینا فرجی و امیررضا حسامنژاد، دو نفر از جاویدنامان انقلاب ملی در رستمکلای شهرستان بهشهر استان مازندران با حضور گسترده مردم برگزار شد و شرکتکنندگان آنان را تشویق کردند.
سینا فرجی جوان ۲۷ ساله اهل رستمکلا، ۱۹ دی با شلیک گلوله جنگی به قفسه سینهاش کشته شد. سینا راننده لودر و ماشین سنگین در معدن رستمکلا بود.
شرکتکنندگان در مراسم چهلم عرفان عبدیپور، از جاویدنامان انقلاب ملی که در آریاشهر تهران کشته شد، سرود «از خون جوانان وطن لاله دمیده» را همخوانی کردند.
عرفان ۲۳ ساله هم دانشجو بود و هم در فستفودی برادرش کار میکرد. او ۱۸ دی بعد از کار به فلکه دوم صادقیه رفت تا به اعتراضات بپیوندد اما گلوله جنگی به سینهاش شلیک شد.
دوست عرفان، او را که غرق در خون بود به درمانگاه ابن سینا منتقل کرد اما بعد از دو ساعت جان خود را از دست داد.
شرکتکنندگان در مراسم چهلم محمد مظفری از جاویدنامان انقلاب ملی در کرج، نیز بر مزار او گردهم آمدند و سرود «ای ایران» را همخوانی کردند.
محمد مظفری ۳۹ ساله شامگاه ۱۹ دی در جریان اعتراضات در منطقه شاهینویلای کرج بر اثر شلیک مستقیم گلوله به سر از سوی نیروهای سرکوبگر جان باخت.
او بهدلیل شدت جراحات و عدم رسیدگی پزشکی مناسب پس از انتقال به بیمارستان، به دلیل خونریزی فوت کرد. پیکر او پس از چهار روز پیگیری خانواده، با اجبار ماموران در هشتگرد دفن شد.
شرکتکنندگان در مراسم چهلم جاویدنامان انقلاب ملی در ویلاشهر نجفآباد اصفهان از جمله ابوالفضل باجول، علاوه بر بالا بردن تصاویر جاویدنامان شعار «قسم به خون یاران ایستادهایم تا پایان» سر دادند.
ابوالفضل باجول نوجوان ۱۶ سالهای بود که ۱۹ دی با شلیک مستقیم گلوله جنگی به سرش در ویلاشهر کشته شد. پیکر او را هفت روز بعد به خانواده تحویل دادند.
اجازه برگزاری مراسم خاکسپاری را به خانواده ندادند و در سکوت و خفا او را دفن کردند.
پیشتر مخاطبان ایراناینترنشنال گفته بودند شهروندان از زمان قتل ابوالفضل، هر پنجشنبه در محل کشته شدن او شمع روشن میکنند.
شرکتکنندگان در مراسم چهلم مسلم ضیغمی، جاویدنام ۳۴ ساله کرمانی، بر مزار او سرود «ای ایران» خواندند و این جوان را یکصدا تشویق کردند.
مسلم ضیغمی شامگاه ۱۸ دی در کرمان هدف گلوله به ناحیه پا قرار گرفت و زخمی شد.
بر اساس گزارشهای شهروندی رسیده به ایراناینترنشنال، او خود را به یک کوچه رساند، اما ماموری بالای سرش آمد و با شلیک «تیر خلاص» مسلم را به قتل رساند.
شرکتکنندگان در مراسم چهلم جاویدنامان انقلاب ملی در بهشتزهرا، ۲۸ بهمن ترانه «از خون جوانان وطن لاله دمیده» را به یاد آنان همخوانی کردند.
شرکتکنندگان در این مراسم همچنین در قطعهای که تعدادی از آنها در ردیفهای کنار هم دفن شدهاند فریاد «ما ملت کبیریم ایران رو پس میگیریم» سر دادند.
شرکتکنندگان در مراسم چهلم سودا اکرمینژاد با حضور بر سر مزار او در ملارد استان تهران، شعار «این گل پرپر شده هدیه به میهن شده» سر دادند و به یادش بادکنکهای مشکی به هوا فرستادند.
مراسم چهلم او در جو شدید امنیتی برگزار شد.
سودا نوجوان ۱۶ سالهای بود که شامگاه ۱۹ دی در خیابان پرنیان ملارد هدف گلوله قرار گرفت و در آغوش مادرش جان باخت. پیکر او را چهار روز بعد در کهریزک به خانوادهاش تحویل دادند.
خانواده و نزدیکان فرزین پوستاشکن از جاویدنامان انقلاب ملی در اصفهان، چهارشنبه ۲۹ بهمن، محل قتل او به دست نیروهای امنیتی را گلباران کردند و شعار «باغیرت باغیرت» سر دادند.
فرزین جوان ۲۶ سالهای بود که ۱۹ دی کشته شد. خانواده هنگام تحویل پیکر فرزین متوجه شدند یکی از گوشهای او را به دلیل داشتن «پیرسینگ» بریدهاند.
یکی از سخنرانان در مراسم چهلم احمد رمضانزاده و سعیده الهام در بهشترضای مشهد گفت: «همه جوانانمان قهرمان یک ایران بودند. همهشان از ما بهتر بودند. الان همهشان را تشویق میکنیم.»
احمد رمضانزاده ۲۹ ساله، عضو تیم ملی بیسبال ایران و مربی نونهالان مشهد، ۱۹ دی با شلیک ماموران سرکوبگر کشته شد.
پیکر احمد را سه روز بعد به خانواده تحویل دادند و مانع از برگزاری مراسم برای خاکسپاری او شدند.
سعیده الهام، شهروند اهل سیستان و بلوچستان و ساکن مشهد، ۱۹ دی با شلیک گلوله جنگی به سینه کشته شد. سعیده مربی قایقرانی و کاراته بود.
برخی مخاطبان ایراناینترنشنال پیشتر گفته بودند پیکر سعیده را ۲۴ دی به خانواده تحویل دادند و مانع از انتقال و دفن او در زادگاهش سیستان و بلوچستان شدند.
خانواده و نزدیکان حمیدرضا حسینیپور از جاویدنامان انقلاب ملی، محل به قتل رسیدن او به دست ماموران امنیتی جمهوری را در بلوار كشن شیراز گلباران کردند.
حمیدرضا حسینیپور ۱۹ ساله شامگاه ۱۸ دی با شلیک گلوله به ناحیه سر کشته شد.
ویدیوی رسیده به ایران اینترنشنال نشان میدهد چهارشنبه ۲۹ بهمن مراسم چهلم جاویدنام محمدرضا محبوب، معترض ۱۸ ساله، در بهشت زهرای باقرشهر برگزار شد.
در این مراسم حاضران فریاد زدند: «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده».
محمدرضا محبوب شامگاه ۱۸ دی با شلیک گلوله ماموران از بالای کلانتری در شهرک واوان اسلامشهر کشته شد.
در تهران نیز گروهی از شهروندان به مناسبت چهلم جاویدنامان انقلاب ملی، محل به قتل رسیدن آنان به دست نیروهای امنیتی را در فلکه صادقیه گلباران کردند.
اهالی روستای پالنگری در منطقه کامفیروز مرودشت استان فارس در مراسم چهلم جاویدنام طاها صفری به او ادای احترام کردند.
طاها صفری نوجوان ۱۵ سالهای بود که شامگاه ۱۸ دی در ازنا استان لرستان با شلیک گلوله کشته شد.
یکی از سخنرانهای مراسم چهلم رحیم حیدری، از جاویدنامان انقلاب ملی در نجفآباد اصفهان، گفت: «جاویدنامان وطن، تمام آنهایی که مزار دارند و ندارند، هر جا که خاک شدند خاک ایران است. هر جا که خاک شدند جایشان در سینه ماست.»
رحیم حیدری ۵۱ ساله، شامگاه ۲۰ دی در نجفآباد با اصابت گلوله به سر کشته شد. او پدر سه فرزند بود.
هجدهمین اجلاس ژنو برای حقوق بشر و دموکراسی، چهارشنبه ۲۹ بهمن در شهر ژنو سوییس برگزار شد و در جریان آن «جایزه شجاعت ۲۰۲۶» به «قهرمانان ایران»، کسانی که در برابر سرکوب جمهوری اسلامی مقاومت میکنند، اهدا شد.
در این نشست مسیح علینژاد، روزنامهنگار و فعال سیاسی، این جایزه را به نمایندگی از آنان دریافت کرد.
علینژاد در سخنرانی خود در این نشست اقدامهای اخیر سازمان ملل متحد را «سیلی به صورت دموکراسی» خواند.
او با طرح پرسشی انتقادی گفت: «دعوت مدیر سازمان ملل از عباس عراقچی به نشست این نهاد، انتخاب افسانه نادیپور به عنوان مشاور شورای حقوق بشر سازمان ملل و نیز انتخاب جمهوری اسلامی به عنوان نایبرییس کمیسیون توسعه اجتماعی این سازمان، نشانه ایستادن در کنار مردم ایران است یا در کنار دیکتاتورها؟»
کوثر افتخاری، از آسیبدیدگان چشمی خیزش انقلابی سال ۱۴۰۱ نیز در مراسم اهدای این جایزه، جمهوری اسلامی را «ماشین کشتار ایرانیان غیرمسلح و بیگناه» خواند.
افتخاری گفت: «مردم من با دست خالی با حکومتی میجنگند که با گلوله مقابل آنها ایستاد.»
او با اشاره به وضعیت معترضان افزود: «اگر به حقوق بشر توجه دارید، در کنار مردم دست خالی ایران بایستید.»
اهدای این جایزه در روز پنجاه و سوم انقلاب ملی ایرانیان، بیش از هر چیز نشان داد که صدای معترضان، با وجود سرکوب در داخل کشور، از مرزها عبور کرده و به مطالبهای برای مسئولیت و اقدام جامعه جهانی در قبال مردم ایران بدل شده است.
همزمان با بازتاب این مواضع در ژنو، گزارشها از داخل ایران نشان میدهد که فشارهای امنیتی بر معترضان، خانوادهها و دانشآموزان همچنان ادامه دارد.
یکی از نمودهای این فشارها، برخورد با اعتراضات مدنی دانشآموزان و تعطیلی مدارس در شهرهای مختلف کشور است.
اعتصاب مدارس در پی فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان برای اعتصاب و گرامیداشت یاد دانشآموزان و معلمان جانباخته، به نمادی از اعتراض مدنی بدل شد؛ اعتراضی که با تهدید مدیران مدارس و فشار امنیتی پاسخ گرفت.
پیامها و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از تهدید به برخورد انضباطی و حتی اخراج دانشآموزان شماری از مدارس در ایران، بهدلیل همراهی آنان با مراسم چهلم جاویدنامان است.
این شورا در بیانیهای با عنوان «برای نیمکتهای خالی، برای رویاهای ناتمام» که ۲۷ بهمن منتشر شد، ۲۹ بهمن را روز عزای عمومی و تعطیلی مدارس اعلام کرد.
به گفته این تشکل صنفی، این تصمیم در واکنش به کشتهشدن بیش از ۲۳۰ کودک و نوجوان در اعتراضات دیماه گرفته شد.
در همین زمینه، شورای سردبیری ایراناینترنشنال پنجم بهمن در بیانیهای اعلام کرده بود بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور علی خامنهای کشته شدهاند.
همزمانی این تحولات، بار دیگر توجهها را به فاصله میان مواضع اعلامی نهادهای بینالمللی و وضعیت میدانی حقوق بشر در ایران جلب کرده و ضرورت اقدام مؤثر جامعه جهانی در قبال سرکوب معترضان را برجسته ساخته است.
برای دنبالکردن آخرین تحولات مربوط به انقلاب ملی ایرانیان، گزارشهای تکمیلی را در این لینک در ایراناینترنشنال دنبال کنید.
پیامها و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از تهدید به برخورد انضباطی و حتی اخراج دانشآموزان شماری از مدارس در ایران، بهدلیل همراهی آنان با مراسم چهلم جاویدنامان است.
چند شهروند از کرج گفتند حراست آموزش و پرورش همزمان با مراسم چهلم کشتهشدگان انقلاب ملی ایرانیان، بازرسیها در مدارس و برخورد انضباطی با دانشآموزان غایب را افزایش داده است.
برخی نیز از اطلاعیه آموزش و پرورش فردیس کرج خطاب به کادر مدارس خبر دادند که در آن از مدیران خواسته شده است لیست دانشآموزان غایب روزهای ۲۸ و ۲۹ بهمن را به این ادارهکل اعلام کنند.
بر اساس این گزارشها، ادارهکل آموزش و پرورش پردیس استان تهران نیز چهارشنبه ۲۹ بهمن با صدور اطلاعیهای، درباره غیبتهای دانشآموزان هشدار داد و تهدید به اخراج کرد.
با وجود این فشارها و تهدیدها، دهها پیام از سراسر کشور به ایراناینترنشنال رسیده است که بر اساس آنها، دانشآموزان همزمان با مراسم چهلم جانباختگان انقلاب ملی ایرانیان، سر کلاسهای درس حاضر نشدند.
دانشآموزان مدارسی در استانهای سیستان و بلوچستان، کردستان، کرمانشاه، خراسان رضوی، گیلان، مازندران، البرز و تهران، به این اعتصاب پیوستند.
شماری از دانشآموزانی که به مدرسه رفتند نیز ویدیوها و تصاویری از روشن کردن شمع برای جانباختگان و همخوانی سرودهای اعتراضی و میهنی، برای ایراناینترنشنال ارسال کردند.
دانشآموزان یکی از مدارس دخترانه با روشن کردن شمع یاد جاویدنامان انقلاب ملی را گرامی داشتند.
یکی از دانشآموزان در این مراسم گفت: «به یاد جاویدنامان دیماه، زندهباد ایران. به امید آزادی ...»
گروهی از دانشآموزان مدرسه دخترانه دیگری نیز به مناسبت چهلم جاویدنامان انقلاب ملی، ترانه «ایران جوان» را همخوانی کردند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران گزارش داد در پی فراخوان این نهاد برای اعتصاب و گرامیداشت یاد دانشآموزان و معلمان جانباخته در اعتراضات اخیر، ۲۹ بهمن مدارس متوسطه دوم در شهرهای اسلامشهر، ایذه، بهارستان، بندر انزلی، بندرعباس، پاکدشت، جوانرود، رودهن، شهر ری، شهر قدس، شاهینشهر اصفهان، گرگان، ورامین، فازهای یک، دو و سه شهرک اندیشه و مناطق ۱۰، ۱۱ و ۱۲ تهران، بهدلیل عدم حضور دانشآموزان عملا در حالت تعطیل قرار گرفتند.
بر اساس گزارش تشکلهای صنفی فرهنگیان، در جریان انقلاب ملی ایرانیان، بیش از ۲۳۰ کودک و نوجوان کشته شدهاند.
مخاطبی با اشاره به خودداری دانشآموزان همدانی از حضور بر سر کلاس در همراهی با چهلم جاویدنامان، گفت که مدیران تهدید به «لیستسازی» و «کسر نمره» کردهاند.
دانشآموزان رودهن هم درباره غیبتهایشان با تهدیدهای مشابهی از سوی ادارهکل آموزش و پرورش مواجه شدند.
مخاطبی از برخورد خشن مدیران مدرسه و نیروهایی خارج از کادر آموزشی با دانشآموزان هنگام جستوجوی گوشی موبایل آنها خبر داد.
به گفته این شهروند، چند پسر نوجوان را بهدلیل داشتن عکس شاهزاده رضا پهلوی در گوشی موبایل، کتک زدهاند و برخی والدین تصمیم گرفتهاند فعلا فرزندان خود را به مدرسه نفرستند.
با وجود این فشارها، تعدادی از دختران دانشآموز با همخوانی ترانه «سوگند به عاشقان ایران»، یاد جاویدنامان انقلاب ملی را گرامی داشتند.
گروهی از دختران دانشآموز در شماری از شهرها از جمله فردیس کرج نیز در چهلم جاویدنامان انقلاب ملی، به یاد آنان شمع روشن کردند.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی است دانشآموزان مدارسی در استانهای سیستان و بلوچستان، کردستان، کرمانشاه، خراسان رضوی، گیلان، مازندران، البرز و تهران، در اعتصابی هماهنگ، روزهای ۲۸ و ۲۹ بهمن و همزمان با مراسم چهلم جاویدنامان، سر کلاس حاضر نشدند.
شماری از دانشآموزان نیز از شهرهای اهواز، رشت و کرج، چهارشنبه ۲۹ بهمن به ایراناینترنشنال گفتند در همراهی با یادبود کشتهشدگان، لباسهای مشکی پوشیده و در کلاسهای درس، شمع روشن کردند.
همزمان، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران گزارش داد در پی فراخوان این نهاد برای اعتصاب و گرامیداشت یاد دانشآموزان و معلمان جانباخته در اعتراضات اخیر، بسیاری از مدارس با عدم حضور دانشآموزان عملا تعطیل شدند.
این فراخوان با هدف گرامیداشت یاد جانباختگان و اعتراض به «نیمکتهای خالی» منتشر شده بود.
بنا بر پیامها و گزارشهایی که به رسانههای وابسته به شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان رسیده، از نخستین ساعات صبح ۲۹ بهمن، شمار زیادی از دانشآموزان از حضور در مدارس خودداری کردند.
بر اساس این گزارشها، مدارس متوسطه دوم در شهرهای اسلامشهر، بهارستان، پاکدشت، شهر ری و ورامین، بهدلیل عدم حضور دانشآموزان عملا تعطیل شدند.
در شهرک اندیشه نیز دانشآموزان مقطع متوسطه دوم در فازهای یک، دو و سه، همگام با این فراخوان و در پاسداشت یاد جانباختگان اعتراضات اخیر، در مدارس حاضر نشدند.
در مناطق ۱۰، ۱۱ و ۱۲ تهران نیز تعداد اندکی از دانشآموزان در مدارس حضور یافتند. وضعیتی که به تعطیلی عملی مدارس انجامید.
با این حال، در یکی از مدارس منطقه ۱۰ تهران، مسئولان حراست با حضور در مدرسه از مدیریت خواستند از طریق تماس با اولیای دانشآموزان، آنان را به حضور در مدرسه وادارند.
گزارشها حاکی است که با وجود این فشارها، دانشآموزان همچنان از حضور در کلاسها خودداری کردند.
همزمان، گزارشهایی از بندر انزلی نشان میدهد شمار زیادی از دانشآموزان، بهویژه در پایه دوازدهم، در مدارس حاضر نشدند.
در واکنش به این وضعیت، حراست اداره آموزش و پرورش این شهرستان از معاونان آموزشی خواسته است فهرست کامل دانشآموزان و معلمان غایب را به اداره ارسال کنند.
در گرگان نیز تعداد زیادی از دانشآموزان مقاطع متوسطه اول و دوم در مدارس حاضر نشدند.
همچنین بهدنبال عدم حضور بسیاری از معلمان متوسطه دوم، حراست اداره کل آموزش و پرورش این شهر با تهدید مدیران مدارس، خواستار ارائه فهرست کامل دانشآموزان و معلمان غایب شده است.
گزارشها از ایذه در استان خوزستان، بندرعباس در استان هرمزگان و جوانرود در استان کرمانشاه، نیز از تعطیلی عملی مدارس متوسطه دوم بهدلیل عدم حضور دانشآموزان حکایت کردند. تعطیلیهایی که نه با اعلام رسمی، بلکه با خالی ماندن کلاسها رقم خوردند.
از ۲۷ بهمن و همزمان با انتشار فراخوان شورای هماهنگی، مدیران مدارس در برخی استانها تحت فشار ادارات کل آموزش و پرورش قرار گرفتهاند تا با تهدید دانشآموزان و معلمان، مانع از تعطیلی مدارس شوند.
با این حال، گزارشهای میدانی نشان میدهند این فشارها در بسیاری از مناطق نتوانستند مانع همراهی دانشآموزان و معلمان با این فراخوان شوند. همراهیای که برای بسیاری، نه صرفا یک اعتصاب، بلکه ادای احترام به نیمکتهایی است که صاحبانشان دیگر در کلاس درس حضور ندارند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ۲۸ بهمن اعلام کرد در پی فراخوان این شورا برای اعتصاب در مدارس، دانشآموزان و معلمان با ارسال «سیل گستردهای» از پیامها تاکید کردند علاوه بر حاضر نشدن در مدارس در روز سهشنبه، روز چهارشنبه نیز مدارس را به تعطیلی خواهند کشید.
این شورا در بیانیهای با عنوان «برای نیمکتهای خالی، برای رویاهای ناتمام» که ۲۷ بهمن منتشر شد، ۲۹ بهمن را روز عزای عمومی و تعطیلی مدارس اعلام کرد. اقدامی که به معنای اعتصاب فرهنگیان در این روز و دعوت از خانوادهها برای نفرستادن دانشآموزان به مدرسه بود.
به گفته این تشکل صنفی، این تصمیم در واکنش به کشتهشدن بیش از ۲۳۰ کودک و نوجوان در اعتراضات دیماه گرفته شد.
در این بیانیه، علاوه بر دانشآموزان جانباخته، به معلمانی اشاره شده است که به گفته شورا، «تنها جرمشان فریاد زدن درد دانشآموز» بود و اکنون جای آنان نیز در کلاسها خالی است.
یورش امنیتیها به مدرسهای در لاهیجان
پویان خوشحال، روزنامهنگار، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت پس از انتشار ویدیویی از شعار دادن دانشآموزان یک مدرسه در لاهیجان در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی، صبح ۲۹ بهمن نیروهای امنیتی به یک مدرسه در محدوده بیمارستان شفا یورش بردند.
به گفته او، دانشآموزان این مدرسه برای ساعتها مجبور به ایستادن در حیاط مدرسه شدند و خانوادهها از احتمال بازداشت فرزندانشان ابراز نگرانی کردند.
بر اساس این گزارش، تلفنهای همراه همه دانشآموزان از همان صبح بهوسیله مقامهای مدرسه ضبط شد.
همزمان با این تحولات، شماری از تشکلها و نهادهای مدنی حامی حقوق کودکان با صدور بیانیهای مشترک، نسبت به بازداشت کودکان و برخوردهای امنیتی با دانشآموزان هشدار دادند.
امضاکنندگان این بیانیه، بازداشت کودکان، تشکیل پرونده قضایی برای آنان، اخذ و پخش اعترافات اجباری تلویزیونی و هرگونه برخورد امنیتی با دانشآموزان را نقض آشکار کرامت انسانی و مغایر با تعهدات بینالمللی دولتها در قبال حقوق کودکان دانسته و محکوم کردند.
این تشکلها با استناد به پیماننامه جهانی حقوق کودک، تاکید کردند اصل «منافع عالیه کودک» و حق ذاتی حیات، بقا و رشد باید مبنای همه تصمیمها و اقدامات نسبت به افراد زیر ۱۸ سال باشد و بازداشت، اعمال فشار روانی، تهدید، پروندهسازی و انتشار اعترافات اجباری از کودکان، در تعارض مستقیم با این اصول و تعهد دولتها قرار دارد.
امضاکنندگان همچنین با اشاره به گزارشها درباره ورود نهادهای امنیتی و انتظامی به برخی مدارس، هشدار دادند این روند استقلال و امنیت فضای تعلیم و تربیت را مخدوش کرده و محیط آموزشی را از بستر رشد به میدان ترس بدل میسازد.
همزمان، تصاویر رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد دانشآموزان در مدارس، چهلم جاویدنامان ایران را با دیوارنویسی و انتشار تصاویر آنان گرامی داشتند.
یکی از نیروهای سرکوب فعال در جنایات ۱۸ و ۱۹ دیماه، جزییات هولناکی از کشتار در تهران افشا میکند. از توزیع سلاح بین اراذل در اطلاعات سپاه پاسداران تا شلیک تیر خلاص به زخمیها، استفاده از کامیونهای یخچالدار شرکت میهن برای حمل اجساد و کندن گوشواره و گردنبند دختربچههای جانباخته.
کاظم (نام مستعار)، ۴۰ ساله و ساکن تهران که شغل آزاد دارد، یکی از کسانی است که در دو شب پنجشنبه ۱۸ و جمعه ۱۹ دیماه به عنوان بخشی از ماشين سرکوب در خیابانهای تهران حضور داشته است.
او که بهدلیل وابستگیهای خانودگی پیش از این با برخی نهادهای حکومتی در ارتباط بوده، میگوید در جریان یک اتفاق و به خاطر آنچه یک اشتباه بد میخواند، مدتی نسبتا طولانی در بازداشت اطلاعات سپاه پاسداران بوده و با قول همکاری آزاد شده است.
کاظم با ذکر تجربه دو شب خونین دیماه در تهران به عنوان «تجربهای هولناک»، با تاکید بر اینکه دستش به خون کسی آغشته نیست، میگوید بهدلیل همان تعهدی که برای آزادی خود داده و اینکه از او نقطه ضعف دارند، تحت فشار و تهدید جانی، ناچار است هر زمان سازمان اطلاعات سپاه اراده کند، با آنها همکاری کند.
آنچه این عضو دستگاه سرکوب روایت میکند، جزییاتی از شیوه تجهیز سرکوبگران و عملکرد آنان در تهران ارائه میدهد که رسانهها و نهادهای حقوق بشری در هفتههای اخیر کلیاتی از آن را گزارش کردهاند.
دختر معترض در بندرعباس - ۱۹ دیماه ۱۴۰۴
آمادگی کشتار؛ توزیع سلاح و مجوز آدمکشی
کاظم میگوید عصر چهارشنبه ۱۷ دیماه، زمانی که از سر کار به خانهاش برمیگشته، تماسی از رابط امنیتی دریافت میکند تا صبح پنجشنبه ساعت ۱۰ به پادگان ولیعصر سپاه پاسداران مراجعه کند.
او میگوید رابط امنیتی درباره اینکه دلیل این احضار چیست چیزی به او نگفته است: «من البته حدس زدم به فراخوان پهلوی برای ۱۸ و ۱۹ دی ماه ارتباط داشته باشد.»
مجموعه معاونت اطلاعات سپاه تهران بزرگ در این پادگان و ساختمانهای اقماری اطراف آن مستقر است و اعزام نیروهای امنیتی و لباسشخصی به شهر تهران از این نقطه مدیریت و هماهنگ میشود.
به گفته کاظم، صبح پنجشنبه شمار زیادی از افراد آنجا بودهاند که او چند نفر از آنها را پیشتر نیز در مناسبتهای مشابه دیده بوده: «غیر از چند نفر آشنا، دو تیپ آدم آنجا دیده میشد. شماری با ظاهر کارمندی و کاسب؛ احتمالا مثل من دستشان زیر ساطور اینها بود و شماری هم تیپ اراذل و اوباش بودند و همینها خیلی هم وحشیانه رفتار میکردند.»
کاظم میگوید آنها را که ۵۰ یا ۶۰ نفری میشدند به یک سالن بردند و یک مسئول اطلاعاتی درباره «احتمال آشوب در دو شب پیش رو» توضیحاتی داده و تاکید کرده که آنها در کنار سایر نیروهای عملکننده «به کنترل اغتشاشات» کمک میکنند.
به گفته او، پس از آن با توجه به اینکه شماری از افراد سابقه قبلی استفاده از سلاح نداشتهاند، آموزش کوتاه استفاده از اسلحه به آنها دادهاند و بین افراد بر حسب تجربه استفاده از سلاح، مجوزهایی از قبل آماده شده برای تحویل گرفتن و استفاده از کلاشنیکف و کلت کمری و گلوله، توزیع شده است.
کاظم میگوید مجوزی که به او داده شد، یک حکم ماموریت موقت بود که سربرگ «سپاه محمد رسولالله» را داشت و جانشین معاونت عملیات سپاه تهران بزرگ در قرارگاه «امام علی» آن را امضا کرده بود: «من یک سلاح از اسلحهخانه گرفتم و قرار شد ساعت پنج عصر به ناحیه مقاومت بسیج قدس در جنتآباد بروم تا آنجا مشغول شوم.»
بر اساس گزارشهای رسانهای و شواهد میدانی متعدد، علاوه بر نیروهای سپاهی، بسیجی و یگان ویژه، نیروهای لباسشخصی، نیروهای غیررسمی و اراذل و اوباش هم در سرکوب روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه حضور داشتهاند.
سازمان دیدهبان حقوق بشر هم پیشتر در گزارشی به نقل از شاهدان عینی خبر از شلیک بیمحابای نیروهای لباس شخصی داده است.
به گفته این مامور غیررسمی سرکوب، در بسیج جنتآباد، نیروهای زیادی از بسیجی و لباس شخصی جمع میشوند: «تقسیم افراد چند ساعتی طول کشید و برای هر گروهی یک محدوده را مشخص کردند، افراد دو به دو سوار موتورسیکلت شدند و شماری هم با تویوتای هایلوکس یا پژو عازم شدند. من هم با یکی دیگر سوار یک وسیله نقلیه شدیم و قبل از ساعت هشت در محدودهای بودیم که برای ما تعیین شده بود.»
صادقیه، منطقهای است که بر اساس گزارشهای متعدد رسانهها، ویدیوهای مردمی و منابع بیمارستانی که در یکی از گزارشهای عفو بینالملل به آن استناد شده، از مهمترین کانونهای درگیری و کشتار در آن دو شب بود.
کاظم میگوید او شب پنجشنبه و جمعه شب، دو الگوی تازه از کشتار مردم را دیده که در اعتراضات پیشین که او حضور داشته، سابقه نداشته است.
دو الگویی که او از آن به عنوان «شکار لیدرها و کمین مرگ» نام میبرد.
به گفته کاظم، شماری از «ماموران زبده» اطلاعات سپاه در میان جمعیت معترض نفوذ کرده و ظاهرا با آنها همراهی میکردند اما وظیفه اصلی آنان شناسایی لیدرها یا کسانی بوده که پیشگام بودند و اکثرا ظاهری «ورزیده و ورزشکاری» داشتند: «آنها پس از شناسایی هدف، در یک موقعیت مناسب از جمله در تاریکی خیابانهایی که چراغهای روشناییشان قطع شده بود، از فاصله نزدیک این افراد را از پشت سر با کلت میزدند یا در تماس با تکتیراندازهای مستقر در پشتبامهای اطراف، مشخصات ظاهری پوشش مثل رنگ و نوع لباس فرد را میدادند و آنها فرد موردنظر را هدف میگرفتند.»
نامها و تصاویر زیادی از ورزشکاران کشته شده در رشتههای مختلف در سطوح محلی، استانی و ملی منتشر شده که این شهادت نشان میدهد در چارچوب یک سیاست کشتار، هدف قرار گرفتهاند.
به گفته کاظم، دیگر الگوی کشتار در این دو شب خونین، راندن و هدایت جمعیت هراسان از صدای تیراندازی به کوچههای بنبست یا مکانهایی بوده که از قبل در کنترل نیروهای امنیتی بودند و منتظر شکار مردم: «این الگو به خصوص جمعه شب در منطقهای از تهران که من بودم، بارها تکرار شد. هدف کشتن بیشترین تعداد بود. آنجا قرار نبود کسی بازداشت شود، خیلیها در کمینگاهها افتادند و کشته شدند.»
ویدیوهای متعدد رسیده به ایراناینترنشنال و گزارشهای مستندی که در رسانهها از جمله در ایراناینترنشنال و خبرگزاری رویترز منتشر شدهاند یا عفو بینالملل راستیآزمایی کرده، استقرار تکتیراندازها روی پشتبامها (از جمله یک کلانتری) و شلیک به سر و بالاتنه معترضان را تایید میکنند.
بر اساس شهادت یک شاهد عینی در گفتوگو با ایراناینترنشنال، صبح یکشنبه ۲۱ دیماه، با وجود اینکه ماشینهای آبپاش شهرداری، خون را از خیابانها شسته بودند، اما هنوز رد خون در خیابان اشرفی اصفهانی در صادقیه بر خیابان و پیادهروها مانده بود: «در بخشی از پیادهرو همین خیابان، رد خونی جای پاهای کسی دیده میشد که به نظر میرسید در حال گریختن بوده است.»
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، در جلسهای اضطراری با حضور مقامات درمانی تهران که صبح ۱۹ دیماه برگزار شد، یکی از مسئولان عالیرتبه درمانی اعلام کرد که تجمیع آمار مراکز درمانی تهران تا آن لحظه نشان داده است دستکم ۱۸۰۰ نفر در جریان سرکوب انقلاب ملی ایرانیان در شامگاه ۱۸ دیماه کشته شدهاند.
تیراندازی ماموران سرکوب به مردم در گرگان - جمعه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴
تیر خلاص و قصابی کودکان
روایت کاظم از صحنههای مواجهه با مجروحان، تصویری هولناک از شیوه قتلعام مردم به وسیله ماموران سرکوب به دست میدهد.
او روایت میکند که در یکی از خیابانهای جنوب تهران، بالای سر معترضی رفته که مجروح شده و خون زیادی از او رفته بود: «التماس کرد که بچه کوچک دارم، نزن.»
کاظم میگوید به او گفته خودش را به مردن بزند تا به او تیر خلاص نزنند، اما دقایقی بعد شاهد بوده که: «یک موتورسیکلت کنار این مرد مجروح متوقف شد. مامور با پا لگدی به او زد و وقتی از زنده بودنش مطمئن شد، از فاصله نزدیک به سرش شلیک کرد.»
اما هولناکترین بخش روایت این مامور سرکوب، مربوط به کودکان است.
کاظم میگوید با توجه به برآوردی که از تعداد کودکان کشتهشده در دو شب سرکوب در صادقیه و منطقهای در جنوب تهران دارد، تخمین میزند دستکم ۲۰۰ کودک در آن دو شب در تهران کشته شدهاند.
او میگوید: «مثل اعتراضات ۱۴۰۱، اینجا هم از کامیونهای یخچالدار بستنی میهن استفاده شد. از آنها برای تخلیه و جابهجایی اجساد معترضان استفاده میشد. من خودم به بار کردن جسدها کمک کردم.»
اما مساله فقط کشتن مردم نبوده و ماموران کشتار، حق غنیمت گرفتن هم برای خود قائل بودهاند.
کاظم میگوید: «داشتیم در یکی از مناطق تهران کشتهها را در یک کامیون میهن بار میزدیم، دیدم بغلدستی من قبل از اینکه یک دختربچه کشتهشده ۹ یا ۱۰ ساله را در کامیون بیندازد، گردنبند و گوشواره او را کند و در جیب گذاشت.»
سازمان حقوق بشر ایران هم در گزارشی که ۱۴ بهمن منتشر کرد، با استناد به یک شاهد عینی در استان لرستان تایید کرد ماموران امنیتی پیکر کشتهشدگان را با کامیونهای یخچالدار بستنی میهن به حیاط یکی از بیمارستانها در این استان منتقل کردند.
ایراناینترنشنال با بستنی میهن تماس گرفت تا از آنها درباره استفاده از کامیونهای این شرکت برای جابهجایی پیکر جانباختهها در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه بپرسد و اینکه آنها این خبر را تایید می کنند یا نه، اما تا زمان انتشار این گزارش، پاسخی از این شرکت دریافت نکرد.
فرانس ۲۴ و عفو بینالملل-دفتر سوئیس، در گزارشهای خود استفاده از خودروهای حمل مواد غذایی و کانتینرها برای جابهجایی پیکر جانباختهها را تایید کردهاند.
این نیروی میدانی سرکوب تایید میکند تا جای که او شاهدش بوده، آتش زدن بانکها و مساجد کار خود ماموران بوده است: «همه جا ابتدا تا جایی که میتوانستند آن مکان را پیش از سوزاندنش تخلیه میکردند. یک مورد را شخصا شاهد بودم که پیش از آتش زدن مسجد تاکید شد وسایل ارزشمند مسجد از آن خارج شود.»
کاظم همچنین حضور نیروهای حشد الشعبی در شب هجدهم در صادقیه را تایید میکند: «اکثریت مطلق نیروهای عملکننده، همین سپاهیها، لباسشخصیها، بسیجیها و امنیتیها بودند، اما من شب اول در صادقیه تعداد کمی نیروی حشد شعبی دیدم.»
او در ادامه میگوید در جاهایی که حضور داشته، نیروهای پلیس و حتی یگان ویژه در هر دو شب نقش کمتری در سرکوب و کشتار مردم داشتند: «به نظرم آنها خیلی برای کشتار در این سطح آماده نبودند.»
در گزارشهای رسانهای حضور محدود نیروهای حشد شعبی در برخی مناطق کشور در جریان سرکوب تایید شده است.
بر اساس آنچه ویدیوهای رسیده از ایران هم نشان میدهند، تخریب اموال عمومی بهدست نیروهای امنیتی انجام شده است. ویدیوهایی که شماری از رسانهها از جمله لوموند، آنها را راستیآزمایی کردهاند.
کاظم که به گفته خودش تا ساعات اولیه بامداد شنبه ۲۰ دیماه در منطقهای در جنوب تهران در جریان سرکوب حضور داشته، دوباره تاکید میکند کسی را نکشته و فقط تیر هوایی شلیک کرده است.
او میگوید که پیش از ظهر شنبه، سلاحش را به پادگان ولیعصر پس داده است و پس از آن دیگر نیازی به کمکش نبوده است.
کاظم اما تایید میکند که طبق شنیدههایش از کسانی که با او در ارتباط هستند، میزان پولی که از خانواده جانباختهها برای دریافت پیکر عزیزانشان طلب کردهاند، بر اساس «محل سکونت» و «میزان خسارات وارد شده در آن منطقه» محاسبه شده است: «از همه نتوانستهاند پول تیر بگیرند، اما از هر کسی گرفتهاند بر این اساس بوده که آن منطقه که فرد در آنجا کشتهشده، چقدر خسارت دیده است.»
ایراناینترنشنال در گزارشهای متعددی اخاذی مالی از خانواده جانباختهها برای تحویل پیکر عزیزان آنها را مستندسازی کرده است.
روایت این مامور سرکوب، یکی دیگر از قطعات پازلی است که نشان میدهد سرکوب خونین اعتراضات در ۱۸ و ۱۹ دیماه، نه صرفا یک واکنش خیابانی امنیتی به اعتراضات، که یک عملیات نظامی طراحیشده برای کشتار گسترده مردم معترض بود.