پیکر نسترن عبداللهی، جوان معترض، پس از ربودهشدن از بیمارستان به خانوادهاش داده شد
بر اساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، نسترن عبداللهی، جوان دارای مدرک فوقلیسانس، شامگاه جمعه ۱۹ دیماه حوالی ساعت ۲۰:۳۰ در اندیشه کرج از پشت سر با گلوله جنگی دوزمانه هدف قرار گرفت.
او توسط خانوادهاش به بیمارستان «نور» اندیشه منتقل شد و تا حدود ۱۰ دقیقه پس از ورود زنده بود. طبق اطلاعات رسیده، نسترن از درب عقب بیمارستان ربوده شد؛ در حالیکه به خانواده اعلام شده بود «در اتاق عمل است» و مبلغی گزاف نیز از پدر او دریافت شد. صبح ۲۰ دیماه خانواده از ربودهشدن او مطلع شدند. پس از جستوجو، پیکر بیجان نسترن که بر اثر خونریزی شدید جان باخته بود، در کهریزک پیدا شد. پیکر نسترن عبداللهی در ۲۳ دیماه به خاک سپرده شد. او در فراخوان و رستاخیز شرکت کرده بود.
سیودومین روز از انقلاب ملی ایرانیان بهطور جدی تحت تاثیر تحولات منطقهای، بهویژه حمله احتمالی آمریکا به جمهوری اسلامی، قرار داشت و در این زمینه گمانهزنیهای فراوانی مطرح شد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، هشتم بهمن با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی تروث سوشال هشدار داد اگر جمهوری اسلامی حاضر به مذاکره و دستیابی به توافق نباشد، حمله بعدی به ایران «بسیار بدتر» خواهد بود.
او بر لزوم جلوگیری از رسیدن جمهوری اسلامی به سلاح هستهای تاکید کرد و افزود: «قبلا یک بار به ایران گفتم: توافق کنید! آنها این کار را نکردند و نتیجه آن عملیات چکش نیمهشب بود؛ تخریب گسترده ایران. حمله بعدی بسیار بدتر خواهد بود! نگذارید دوباره چنین اتفاقی بیفتد.»
در سوی مقابل، مقامهای حکومت ایران به تهدید آمریکا روی آوردند. حبیبالله سیاری، رییس ستاد و معاون هماهنگکننده ارتش جمهوری اسلامی، کوشید تقویت حضور نظامی واشینگتن در منطقه را کماهمیت جلوه دهد و گفت اگر اتفاقی به وقوع بپیوندد، ناوهای آمریکا «آسیب زیادی خواهند دید».
احمد وحیدی، جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران، از «افزایش توان دفاعی» جمهوری اسلامی خبر داد و افزود این موضوع باعث شده هرگونه اقدام نظامی علیه حکومت برای طرفهای مقابل «پرریسکتر» شود.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، نیز اعلام کرد در روزهای اخیر تماسی میان تهران و استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا، برقرار نشده و درخواستی برای مذاکره مطرح نبوده است.
رایزنیها و تحولات منطقهای
هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، حمله احتمالی ایالات متحده به ایران را «اشتباه» دانست و خواستار حل اختلافات بهصورت «دیپلماتیک و تدریجی» شد.
به گفته فیدان، آنکارا همواره به واشینگتن توصیه کرده اختلافات با جمهوری اسلامی را «یکبهیک» حلوفصل کند و «همه چیز را در قالب یک بسته نبیند».
در تحولی دیگر، خبرگزاری دولتی آناتولی ترکیه از بازداشت شش نفر در این کشور به اتهام جاسوسی برای جمهوری اسلامی خبر داد.
بازداشتشدگان که به جمعآوری اطلاعات درباره پایگاههای نظامی و دیگر اماکن حساس در ترکیه متهم هستند، با برخی اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تماس بودهاند.
وزارت امور خارجه مصر نیز از تماس تلفنی جداگانه وزیر امور خارجه این کشور با عراقچی و ویتکاف خبر داد.
پیامدهای اقتصادی
در همین حال، قیمت هر سکه طلای طرح جدید، موسوم به «امامی»، از ۲۰۰ میلیون تومان و نرخ دلار در بازار آزاد از ۱۵۵ هزار تومان فراتر رفت.
رییس اتحادیه کسبوکارهای مجازی گفت در پی قطعی اینترنت، میزان فروش بسیاری از کسبوکارهای آنلاین تا ۸۰ درصد سقوط کرده است.
پیام شاهزاده رضا پهلوی به خانوادههای جاویدنامان
شاهزاده رضا پهلوی در پیامی ویدیویی خطاب به خانوادههای جانباختگان انقلاب ملی ایرانیان تاکید کرد سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی و اجرای عدالت بهزودی محقق خواهد شد.
او افزود: «بدانید که آزادی و عدالت در راه است. ما بهزودی از شر این رژیم جنایتکار خلاص خواهیم شد و آینده و آزادی خودمان را با هم جشن خواهیم گرفت.»
تلاش برای زنده نگه داشتن یاد جانباختگان
هرچند شهروندان همچنان از اختلال گسترده در اینترنت خبر میدهند، شماری از مخاطبان ایراناینترنشنال موفق شدند با عبور از دیوار سانسور، ویدیوها و تصاویر خود را از جانباختگان انقلاب ملی ایرانیان، مراسم خاکسپاری آنان و دیگر رویدادهای مرتبط ارسال کنند.
در پی این روند، نامهای بیشتری از جاویدنامان و همچنین جزییات کشتار آنان به دست نیروهای سرکوب حکومت به ایراناینترنشنال رسید و منتشر شد.
همزمان، گزارشها از تداوم بازداشت شهروندان از سوی نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی خبر میدهند.
فروشگاههای زنجیرهای «ساعدینیا» در پی اعلام حمایت از انقلاب ملی ایرانیان، بهدست ماموران حکومتی پلمب شد.
بر اساس پیامهای مخاطبان، همزمان با سرکوب اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی، کادر درمان در چندین شهر با وجود فشارهای امنیتی، با مقاومت مقابل فشارهای امنیتی نقش تعیینکنندهای در نجات جان مجروحان ایفا کردهاند.
یک شهروند از شرق تهران (تهرانپارس) میگوید شب ۱۹ دی بر اثر بمب ساچمهای از ناحیه چشم مجروح شده و با کمک پزشکان و پرستاران، تقریباً بدون دریافت هزینه تحت عمل جراحی قرار گرفته است. او از «همراهی کامل کادر درمان» قدردانی کرده است.
مخاطب دیگری از کرج میگوید مادر ۷۱ سالهاش در ۱۸ دی با ساچمه به سر مجروح شد، اما در بیمارستان قائم کرج بهدلیل ازدحام شدید پذیرفته نشد؛ در همان محل، مرگ یک پسر ۱۶ ساله را شاهد بوده و به گفته او «کادر بیمارستان گریه میکردند».
در اطراف منطقه اندرزگو در تهران نیز گزارش شده یک پزشکِ مجروح، با وجود جراحت، به کمک سایر مجروحان ادامه داده است. همزمان، یک پزشک در خرمآباد خبر داده که بیمارستان محل کارش بهطور کامل محاصره بوده، نیروهای مسلح بالای سر کادر درمان ایستاده و تلاش میکردند مجروحان را بربایند؛ کادر درمان سه روز قرنطینه شده، ارتباطشان قطع و تلفنهایشان ضبط شده است. به گفته او، همه پیکرهای منتقلشده به سردخانه با اصابت گلوله از سینه به بالا جان باخته بودند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال از شهرهای مختلف، ماموران لباس شخصی یا نیروهایی با لباس شهرداری، در ساعتهای پایانی شب به محلات میروند، بنرها و اعلامیههای جاویدنامان را پاره میکنند و از دیوارها پایین میکشند.
گزارشها از مرودشت استان فارس نشان میدهد ماموران لباس شخصی به خانههای کشتهشدگان میروند و خانوادهها را تهدید میکنند تا اعلامیههای عزیزانشان را از دیوارها بردارند.
یک شهروند نیز از کازرون به ایراناینترنشنال گفت ماموران اعلامیهها و بنرهای کشتهشدگان را پاره میکنند اما خانوادهها دوباره آنها را بر در و دیوار مغازهها و خانهها میچسبانند.
شهروند دیگری از کرج گفت ماموران لباس شخصی، خانوادهها را تهدید میکنند که عنوان «جاویدنام» را از اعلامیهها بردارند.
این گزارش، راهنمایی عملی برای خانوادههای بازداشتشدگان است تا با استفاده از تجربههای پیشین، خطر پروندهسازی و صدور احکام سنگین، از جمله اعدام یا حبسهای طولانیمدت را برای عزیزانشان کاهش دهند.
همزمان با موج گسترده بازداشت معترضان در ایران، دهها هزار شهروند با خطر محاکمههای شتابزده و صدور احکام سنگین روبهرو هستند.
بر اساس آمارهای منتشرشده از سوی رسانهها و نهادهای حقوق بشری، جمهوری اسلامی طی یک ماه گذشته بیش از ۴۲ هزار شهروند معترض را بازداشت و بیش از ۱۱ هزار نفر دیگر را احضار یا تهدید کرده است.
برخی منابع حتی احتمال دادهاند شمار واقعی بازداشتها به نزدیک یا بیش از ۱۰۰ هزار نفر رسیده باشد.
بخش قابل توجهی از این بازداشتشدگان را نوجوانان، جوانان و شهروندان زیر ۳۰ سال تشكيل میدهند. افرادی كه اغلب هيچ تجربهای از مواجهه با بازجويیهای امنيتی، پروندهسازی و روندهای قضايی ندارند.
گزارشهای متعدد رسيده به ايراناينترنشنال نشان میدهد بسياری از اين افراد در روزهای نخست بازداشت، تحت فشار شديد، شكنجه، تهديد خود و خانوادهها يا در شرايط وخيم جسمی و روانی، وادار به نوشتن يا امضای اعترافات اجباری شدهاند.
همزمان، گزارشها حاكی است بسياری از بازداشتشدگان نه به زندانهای رسمی، بلكه به مراكزی خارج از چارچوب قانونی، از جمله سولهها، انبارها، ساختمانهای موقت يا تغييركاربریيافته و بازداشتگاههای مخفی منتقل شدهاند؛ وضعيتی كه مصداق روشن ناپديدسازی قهری و قطع دسترسی به خانواده و وكيل است.
در چنين شرايطی، مسوولان جمهوری اسلامی از علی خامنهای تا رييس قوه قضاييه و ديگر مقامهای قضايی و امنيتی، بارها با لحنی تهديدآميز از رسيدگی «خارج از نوبت» به پرونده معترضان سخن گفته و تاكيد كردهاند احكام اين پروندهها با سرعت اجرا خواهد شد.
اين اظهارات، در كنار سابقه استفاده گسترده از اعترافات اجباری و دادگاههای شتابزده، نگرانیها را درباره صدور احكام سنگين، از جمله اعدام، بهطور جدی افزايش داده است؛ آن هم در شرايطی كه سركوب اعتراضات امسال نشان داده جمهوری اسلامی در مواجهه با اعتراض، باز هم به خشونت عريان و شليک مستقيم متوسل شده است.
اعترافات اجباری و برگههای سفيد، مبنای پروندهسازی
بر اساس اطلاعات رسيده به ايراناينترنشنال، از بسياری از بازداشتشدگان در روزها و هفتههای نخست، برگههای سفيد امضا گرفته شده يا آنها مجبور شدهاند مطالبی را كه بازجويان ديكته كردهاند، بنويسند و امضا كنند.
در برخی موارد، بازداشتشدگان زخمی با گلوله جنگی يا ساچمهای، در حالی كه نياز فوری به درمان داشتهاند، تنها در ازای امضای اين برگهها به بيمارستان منتقل شدهاند.
همچنين گزارشهايی وجود دارد كه شماری از بازداشتشدگان تحت تاثير دارو يا در وضعيت بیهوشی و ازخودبیخودی، وادار به تاييد اعترافات دروغين شدهاند.
بررسی پروندههای مشابه نشان میدهد اين اعترافات، حتی زمانی كه در بازجويی يا جلسه بازپرسی اخذ شدهاند، مبنای صدور كيفرخواستهای سنگين قرار میگيرند.
در بسياری از موارد، همين اسناد، دست بازپرس را برای طرح اتهامات شديد و دست قاضی را برای صدور احكام سنگين، از جمله اعدام، باز میگذارد.
بر اساس گزارش هرانا، تا شامگاه هفتم بهمن، تعداد موارد پخش اعترافات اجباری از معترضان بازداشتشده به ۲۶۱ مورد رسيده است.
دادگاه نمایشی و ادامه روند سرکوب
تجربه ۴۷ ساله جمهوری اسلامی نشان میدهد دستگاه قضايی حكومت، در بسياری از پروندهها نه بهعنوان مرجع دادرسی مستقل، بلكه بهعنوان بخشی از ماشين سركوب عمل كرده است.
در همين زمينه، غلامحسين محسنی اژهای، رييس قوه قضاييه، ۱۵ دیماه معترضان را «اغتشاشگر» ناميد و گفت با آنها «نمیشود مماشات كرد».
سركوب خونين اعتراضات سال جاری نشان داد حاكميت در مواجهه با اعتراض، «به سيم آخر زده» و هر اعتراض را با گلوله، بازداشت گسترده و محاكمههای شتابزده پاسخ میدهد.
در اين ساختار، هيچ اقدام حقوقیای تضمين قطعی برای نجات جان بازداشتشدگان نيست.
با اين حال، خانوادهها بايد از هر امكان موجود برای كاهش خطر و نجات جان عزيزانشان استفاده كنند و از جامعه جهانی بخواهند صدای معترضان در خطر را بلندتر بازتاب دهد.
حقوقدانان و فعالان حقوق بشر تاكيد كردهاند حتی در اين شرايط نيز رد صريح اتهامات در دادگاه، يكی از معدود امكانهای باقیمانده برای كاهش خطر صدور احكام سنگين است.
حتی اگر بازداشتشدگان در بازجويی يا جلسه بازپرسی، به دليل ترس، شكنجه، تهديد يا فشار روانی ناچار به امضا يا پذيرش اتهام شده باشند، اين موضوع مانع از آن نيست كه در جلسه دادگاه اعلام كنند تمامی اظهارات، نوشتهها و امضاهای قبلی تحت اجبار اخذ شده و هيچ یک از اتهامات را نمیپذيرند.
ثبت اين انكار در صورتجلسه رسمی دادگاه، هرچند تضمينكننده نجات فرد بازداشتشده نيست، اما میتواند روند صدور حكم را دشوارتر كند، مسير پرونده را از قطعيت خارج سازد و در مواردی امكان مداخله موثر وكيل در مراحل بعدی، از جمله در ديوان عالی كشور را فراهم كند.
تجربه پروندههای پيشين نشان میدهد در نبود چنين ثبت رسمیای، دست نهادهای امنيتی و قضايی برای صدور و اجرای احكام سنگين عملا بازتر خواهد بود.
در همين حال، خانوادهها بايد با وجود اقدامات ناقض حقوق بشر از سوی جمهوری اسلامی، پيگيری حق انتخاب وكيل تعيينی برای عزيزان بازداشتشده خود را در دستور كار قرار دهند.
حتی اگر در مرحله بازجويی مانع حضور وكيل شده باشند، متهم دستكم در مرحله دادگاه حق داشتن وكيل دارد.
هرچند جمهوری اسلامی در بسياری از پروندههای امنيتی عملا اجازه ورود وكيل مستقل را نمیدهد، اما مطالبه اين حق و ثبت آن در پرونده از نظر حقوقی اهميت بالايی دارد.
مشورت با وكلای مستقل حقوق بشری، حتی خارج از روند رسمی پرونده، میتواند مسير دفاع را بهطور جدی تغيير دهد.
در كنار اقدامات حقوقی، اطلاعرسانی سريع و گسترده درباره بازداشتها، يكی از موثرترين ابزارها برای كاهش خطر شكنجه، ناپديدسازی و صدور احكام سنگين است.
تجربه نشان داده هرجا خانوادهها با سرعت و شجاعت، خبر بازداشت عزيزانشان را علنی كردهاند، مسووليت حفظ جان بازداشتشده متوجه نهادهای امنيتی شده و هزينه سركوب افزايش يافته است.
در مقابل، سكوت و تاخير در اطلاعرسانی، در بسياری از موارد به تشديد فشار، اعترافات اجباری و صدور احكام سنگين انجاميده است.
فعالان حقوق بشر توصيه میكنند خانوادهها در اولين فرصت، نام و مشخصات بازداشتشده، زمان و محل بازداشت، نهاد بازداشتكننده و وضعيت سلامتی او را از طريق رسانهها، شبكههای اجتماعی و كانالهای امن حقوق بشری منتشر كنند و بهصورت مستمر وضعيت پرونده را پيگيری كنند.
روايت انسانی از زندگی، تحصيل، شغل يا فعاليتهای اجتماعی و ورزشی بازداشتشدگان نيز میتواند نقش مهمی در جلب توجه افكار عمومی و كاهش خطر جانی برای آنها ايفا كند.
تجربه پروندههای سالهای گذشته نشان میدهد حتی اگر اعتراف يا امضايی (از جمله امضای برگههای سفيد) تحت اجبار گرفته شده باشد، رد صريح آن در دادگاه و اعلام رسمی اينكه امضا تحت فشار گرفته شده، باور نكردن وعدههای بازجويان و اطلاعرسانی سريع، در بسياری از موارد جان انسانها را نجات داده است.
در شرايطی كه جمهوری اسلامی با تكيه بر اختلال يا قطع اينترنت در پی اجرای شتابزده روند مورد نظر خود است، آگاهی عمومی و رسانهای کردن، از معدود ابزارهای باقیمانده برای ايستادن در برابر اين سركوب سازمانيافته است.
مخاطبی از تهران گفت در جریان اعتراضات، ماموران در محدوده چهارراه ولیعصر، گازی با عوارض شدید تنفسی به سوی معترضان پرتاب کردند.
این شهروند گفت شامگاه هجدهم دی از ساختمان چند طبقهای که روبهروی پارک دانشجو بود با سلاحی مانند خمپارهانداز پرتابهای داخل پارک انداختند که بلافاصله منفجر و گازی در محیط پخش شد که در عرض چند ثانیه، عوارضی مانند سوزش شدید در گلو و دلدرد به همراه داشت.
او افزود با اینکه خیلی سریع از محل فرار کرد، اما تا چند روز مشکل جسمی و تنفسی زیادی داشت.
در روزهای گذشته گزارشهای متعددی درباره استفاده نیروهای سرکوبگر از گاز اشکآور و گازهای شیمیایی ناشناخته علیه معترضان در شماری از شهرهای ایران منتشر شده که طیفی از آسیبهای شدید جسمی، تنفسی و حرکتی را در پی داشته است.
مخاطبی از تهران با اشاره به شمار زیاد معترضان در صادقیه در ۱۸ دی، گفت ماموران با پرتاب گاز اشکآور مردم را متفرق کردند.
به گفته او، در اسلامشهر شماری از معترضان، کپسولهای گاز اشکآور شلیکشده را پیش از فعال شدن برمیداشتند و به سوی خود ماموران پرتاب میکردند.