پیام مخاطب از مشهد: ماموران از آمبولانس پیاده شدند و به معترضان حمله کردند

مخاطبی از مشهد گفت در جریان تجمع اعتراضی شهروندان مقابل استانداری خراسان رضوی، ماموران سرکوبگر از دو آمبولانس پیاده و به مردم حملهور شدند.

مخاطبی از مشهد گفت در جریان تجمع اعتراضی شهروندان مقابل استانداری خراسان رضوی، ماموران سرکوبگر از دو آمبولانس پیاده و به مردم حملهور شدند.
به گفته این مخاطب، ماموران از داخل ساختمان استانداری به سوی جمعیت زیادی که تجمع کرده و شعار میدادند، شلیک کردند و شمار زیادی از شهروندان همانجا کشته و مجروح شدند.
این شهروند توضیح داد دو آمبولانس به محل اعزام شدند و مردم که تصور میکردند برای انتقال زخمیها آمدهاند، راه را باز کردند اما ناگهان تعدادی مامور از این خودروها خارج شدند.
مخاطبی دیگر از مشهد گفت در منطقه صیاد، ماموران شهروندی را در کوچهها «گیر انداختند، به شدت کتک زدند» و بعد تمام گلولههای اسلحه ساچمهای خود را در پاهایش خالی کردند.
به گفته این مخاطب، تنها در یک پای این شهروند ۶۳ گلوله ساچمهای زدهاند و شدت جراحاتش به اندازهای است که نمیتواند راه برود.
شهروندی نیز با اشاره به تعداد بالای کشتهشدگان و مجروحان اعتراضات ۱۸ دی در حد فاصل چهارراه صارمی و میدان هفت تیر مشهد، گفت «کف خیابان پر از خون بود».







آنتونیو تایانی، وزیر امور خارجه ایتالیا، با اشاره به سرکوب گسترده معترضان در جریان انقلاب ملی ایرانیان اعلام کرد این کشور از قرار گرفتن نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمانهای تروریستی حمایت میکند.
تایانی دوشنبه ششم بهمن در شبکه اجتماعی ایکس نوشت «تلفات سنگینی» که جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات اخیر به غیرنظامیان در ایران وارد آورده، «مستلزم پاسخی روشن است».
او افزود پنجشنبه ۹ بهمن در نشست وزیران خارجه اتحادیه اروپا در بروکسل، «در هماهنگی با سایر شرکا» پیشنهاد خواهد داد سپاه پاسداران بهعنوان سازمانی تروریستی اعلام شود.
تایانی همچنین بر لزوم اعمال تحریمهای فردی «علیه مسئولان این اقدامات فجیع» در ایران تاکید کرد.
اظهارات وزیر خارجه ایتالیا از این رو حائز اهمیت است که پیشتر گزارشهایی درباره مخالفت این کشور با اقدام علیه سپاه پاسداران منتشر شده بود.

اول بهمن، هانا نویمن، نماینده آلمان در پارلمان اروپا، اعلام کرد فرانسه، ایتالیا و اسپانیا کشورهایی هستند که در مسیر تروریستی اعلام شدن سپاه پاسداران در اروپا مانعتراشی میکنند.
پارلمان اروپا ششم بهمن با صدور بیانیهای، ضمن محکوم کردن سرکوب معترضان در ایران، خواستار اعمال تحریم علیه جمهوری اسلامی شد و بر ضرورت آزادی زندانیان سیاسی و انجام تحقیقات سازمان ملل درباره تحولات ایران تاکید کرد.
این نهاد دوم بهمن نیز با تصویب قطعنامهای غیرالزامآور با اکثریت قاطع آرا، خواهان قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست گروههای تروریستی شده بود.
در سالهای اخیر و بهویژه پس از انقلاب ملی ایرانیان، کنشگران و مخالفان جمهوری اسلامی با اشاره به نقش سپاه در سرکوب معترضان در داخل کشور و همچنین دست داشتن این نهاد در طراحی و اجرای حملات تروریستی در بسیاری از کشورهای جهان، خواستار قرار گرفتن نام سپاه در فهرست گروههای تروریستی شدهاند.
سعار: تروریستی اعلام شدن سپاه «ضروری و اخلاقی» است
گیدئون سعار، وزیر امور خارجه اسرائیل، ششم بهمن با انتشار پیامی در ایکس، موضع اخیر ایتالیا علیه سپاه پاسداران را «مهم» خواند و از این کشور قدردانی کرد.
او قرار دادن سپاه در فهرست گروههای تروریستی را «تصمیمی ضروری و اخلاقی» توصیف کرد و از اتحادیه اروپا خواست در این مسیر گام بردارد.
۲۷ دی خاویر میلی، رییسجمهوری آرژانتین، نیروی قدس سپاه پاسداران و ۱۳ فرد مرتبط با آن را تروریستی اعلام کرد.
دولت استرالیا ششم آذر سپاه پاسداران را در فهرست «تروریسم دولتی» قرار داد. اکوادور نیز شهریورماه سپاه، حماس و حزبالله را سازمانهای تروریستی اعلام کرد.
وزیر خارجه اسرائیل که برای دیدار با مقامهای جمهوری آذربایجان در این کشور به سر میبرد، در نشستی خبری به تحولات اخیر ایران اشاره کرد و گفت جمهوری اسلامی در جریان سرکوب معترضان مرتکب «کشتاری با ابعاد غیرقابل تصور» شده است.
سعار افزود: «رژیم آیتاللهها با خشونتی بیرحمانه مردم خود را که برای آزادی به پا خاستهاند، سرکوب میکند و به قتل میرساند. این جنایات در سایه قطع اینترنت انجام میشود، اما با این وجود، تصاویر هولناک قتلعام شهروندان ایرانی بهتدریج در حال انتشار است و روایتهای تکاندهندهای به گوش میرسد.»
او ادامه داد: «اگر این رژیم با مردم خود چنین رفتاری دارد، چگونه میتوان انتظار داشت با دیگر کشورها رفتاری متفاوت داشته باشد؟ افراطیترین رژیم جهان نباید هرگز و تحت هیچ شرایطی به خطرناکترین سلاح جهان [سلاح هستهای] دست یابد.»
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پنجم بهمن در بیانیهای اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.

در حالی که گمانهزنیها درباره احتمال اقدام نظامی آمریکا علیه جمهوری اسلامی در محافل سیاسی و رسانهای شدت گرفته است، حوثیهای یمن و کتائب حزبالله عراق، دو گروه نیابتی حکومت ایران، با اتخاذ مواضعی تهدیدآمیز اعلام کردند آماده ورود به درگیریها هستند.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، حوثیهای یمن دوشنبه ششم بهمن تهدید کردند بار دیگر حملات خود به کشتیها در دریای سرخ را از سر خواهند گرفت.
این گروه همچنین تصاویری از یک کشتی در حال سوختن منتشر کرد و در توضیح آن نوشت: «بهزودی.»
آسوشیتدپرس نوشت این تهدید احتمالا در واکنش به تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه و افزایش احتمال اقدام علیه جمهوری اسلامی مطرح شده است.
مدت کوتاهی پس از آغاز مناقشه حماس و اسرائیل، حوثیها حملات خود را به کشتیهای بینالمللی در دریای سرخ، تنگه بابالمندب و خلیج عدن آغاز کردند و امنیت دریانوردی را در منطقه به خطر انداختهاند. این گروه همچنین بارها کوشید خاک اسرائیل را هدف قرار دهد.
پس از برقراری آتشبس در جنگ غزه، حوثیها حملات خود را در آبهای منطقه پایان دادند، اما همواره تهدید کردهاند در صورت لزوم آمادهاند اقدامات بیثباتکننده خود را از سر بگیرند.
گزارشها حاکی از آن است که ناو هواپیمابر یواساس آبراهام لینکلن به خاورمیانه رسیده و در نزدیکی ایران مستقر شده است.
کانال ۱۴ اسرائیل ششم بهمن با اشاره به سفر اخیر برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، به اسرائیل گزارش داد ایالات متحده تغییر حکومت ایران را یک «ضرورت اساسی» میداند و از آمادگی لازم برای انجام یک «عملیات نقطهای» علیه جمهوری اسلامی برخوردار است.
در سوی دیگر، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، در واکنش به حمله احتمالی آمریکا تهدید کرد حکومت ایران «حتما به صورت قاطع و با تمام توان و فراگیر» پاسخ خواهد داد.
تهدید کتائب حزبالله عراق به «جنگی گسترده»
ابوحسین الحمیداوی، دبیرکل کتائب حزبالله عراق، در بیانیهای با تکرار مواضع و ادبیات مقامهای حکومت ایران تهدید کرد نبرد با جمهوری اسلامی «آسان نخواهد بود».
او حمایت «نیروهای مقاومت» از حکومت ایران را «ضروری» دانست و از «برادران مجاهد در شرق و غرب زمین» خواست برای «جنگی گسترده» در پشتیبانی از جمهوری اسلامی آماده باشند.
حمیداوی افزود «برادران مجاهد» باید خود را برای «یکی از دو نیکی، یعنی شهادت یا پیروزی» آماده کنند.
«محور مقاومت» عنوانی است که مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی برای گروههای مسلح مورد حمایت تهران در منطقه، نظیر حماس، جهاد اسلامی، حزبالله، حشد شعبی و حوثیهای یمن، استفاده میکنند.
سخنان این شبهنظامی عراقی درباره تحولات ایران در حالی مطرح میشوند که جمهوری اسلامی در هفتههای گذشته شهروندان معترض را به ارتباط با «بیگانگان» و «دشمنان» متهم کرده و حمایتهای بینالمللی از انقلاب ملی ایرانیان را «دخالت» در امور داخلی خود خوانده است.
ایراناینترنشنال و سیانان پیشتر گزارش دادند کتائب حزبالله و شماری دیگر از گروههای مسلح عراقی نیروهای خود را برای کمک به جمهوری اسلامی در سرکوب مرگبار معترضان راهی ایران کردهاند.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پنجم بهمن در بیانیهای اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.

کانال ۱۴ اسرائیل با اشاره به سفر اخیر برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، به اسرائیل گزارش داد ایالات متحده از آمادگی لازم برای انجام یک «عملیات نقطهای» علیه جمهوری اسلامی برخوردار است.
بر اساس این گزارش که دوشنبه ششم بهمن منتشر شد، طرف آمریکایی در نشست با مقامهای اسرائیلی گفت برای کسب آمادگی کامل جهت «نبردی همهجانبه» در جبهه ایران به زمان بیشتری برای فراهم آوردن مقدمات نیاز است، اما برای انجام یک «عملیات نقطهای»، واشینگتن آمادگی کامل دارد.
کانال ۱۴ به نقل از یک فرمانده حاضر در جلسه افزود راهبرد آمریکا در قبال حکومت ایران بر اجرای عملیاتی «کوتاه، سریع و تمیز» متمرکز است.
فرمانده سنتکام چهارم بهمن با ایال زمیر، رییس ستاد ارتش اسرائیل، در تلآویو دیدار و گفتوگو کرد.
در روزهای اخیر، گمانهزنیها درباره حمله احتمالی ایالات متحده به مواضع و مقامهای جمهوری اسلامی بالا گرفته است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پیشتر بارها از احتمال مداخله در ایران سخن گفته و به مقامهای جمهوری اسلامی هشدار داده بود از سرکوب معترضان خودداری کنند.
او دوم بهمن اعزام گسترده تجهیزات نظامی و حرکت «یک ناوگان بزرگ» آمریکا به سمت منطقه را تایید کرد و گفت واشینگتن تحولات ایران را بهدقت زیر نظر دارد.
به گزارش رسانههای اسرائیلی، ناو هواپیمابر یواساس آبراهام لینکلن شامگاه یکشنبه پنجم بهمن به خاورمیانه رسید و در نزدیکی ایران مستقر شد.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پنجم بهمن در بیانیهای اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
حمله احتمالی آمریکا به نهادهای سرکوب در ایران
کانال ۱۴ اسرائیل در ادامه گزارش داد ایالات متحده تغییر حکومت در ایران را یک «ضرورت اساسی» میداند.
این رسانه افزود انتظار میرود تمرکز آمریکا در حمله احتمالی به ایران، هدف قرار دادن نهادها و افرادی باشد که در سرکوب و کشتار معترضان دست داشتهاند، زیرا از نظر واشینگتن، این بخش از حاکمیت دیگر مشروعیت خود را از دست داده است.
بر اساس این گزارش، فرمانده سنتکام در جریان سفر به اسرائیل تاکید کرد ایالات متحده به دفاع از متحدانش در خاورمیانه، از جمله اسرائیل، پایبند است و اجازه نخواهد داد هیچگونه آسیبی به آنها وارد شود.
پنجم بهمن، رافی میلو، فرمانده قرارگاه شمال ارتش اسرائیل، از آمادگی نظامی این کشور در برابر هرگونه حمله تلافیجویانه احتمالی از سوی جمهوری اسلامی خبر داد.
به گفته او، اسرائیل همچنین بهطور دقیق احتمال ورود حزبالله به یک درگیری گستردهتر را زیر نظر دارد.
شموئل زکای، رییس سازمان هوانوردی اسرائیل، پنجم بهمن به شرکتهای هواپیمایی خارجی هشدار داد منطقه ممکن است تا پایان هفته وارد «دورهای حساستر» شود.
او اضافه کرد اسرائیل ممکن است در صورت لزوم بار دیگر حریم هوایی خود را ببندد.

اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال نشانمیدهد، حمیدرضا شیرازی، معترضی که در جریان انقلاب ملی ایرانیان در منطقه شهریار در تهران به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شد، هوادار سرسخت استقلال بود.
به گفته منابع مطلع، جاویدنام حمیدرضا شیرازی، ۴۴ ساله بود که پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، با شلیک مستقیم گلوله جنگی ماموران سرکوب جمهوری اسلامی کشته شد.
تصاویر رسیده به ایران اینترنشنال نشان میدهد که خانواده و اطرافیان، هنگام تشییع، پیکر او را با پرچم استقلال پوشانده بودند.


ویدیوهای کشتار بزرگ معترضان در ۱۸ و ۱۹ دی و روایتهای شاهدان عینی، تصویری از یک الگوی سرکوب به دست میدهد که میتوان آن را عملیات ترکیبی از کشتار، فلجسازی حافظه و پاککردن رد خون نامید؛ الگویی که هدفش نه صرفا پراکندهکردن تجمعات که تسلیم ساختن مردم از رهگذر حکومت وحشت است.
الگوی جدید در نهایت یک هدف راهبردی را دنبال میکند: تغییر محاسبات عقلانی جامعه. در چنین صحنهای، اعتراض نه صرفا هزینهدار که مرگآور تعریف میشود؛ یعنی اعتراض کنشی است با احتمال مرگ فوری و همزمان محدودیت شدید امکان ثبت و پیگیری حقیقت.
به این ترتیب، بازدارندگی نه با بازداشت و پروندهسازی، بلکه با رد خون و اصرار بر نمایش مرگ تامین میشود و ترس، نه تنها ابزار کنترل خیابان، که به ابزار بازنویسی ذهنیت جامعه بدل میشود. نقطهای که سیاست از معنا تهی میشود و جامعه در دوگانهای نهایی قرار میگیرد: سکوت و تسلیم یا انفجاری فراتر از تابآوری گلولهها.
الف) شلیک برای کشتن
در بیشتر روایتها یک ترتیب تکرارشونده دیده میشود: با گاز، مواد محرک یا ناشناس، گلولههای ساچمهای یا تعقیب و گریز بدنِ معترض را از حرکت میاندازند اما برخلاف رویه تا پیش از این معمول، این جا دیگر بازداشتی رُخ نمیدهد.
لحظهای که مردم در مسیر فرار گیر میافتند یا توان دویدن و حتی راه رفتن را از دست میدهند، با شلیک مستقیم، شلیک نزدیک، بریدن گلو یا اگر زخمی شده باشند با تیر خلاص کشته میشوند.
این ترتیب، معنای مهمی دارد: زمینگیرسازی نه صرفا برای پراکندن و بیاثرکردن تجمع، بلکه برای بالا بردن احتمال اصابت و افزایش تلفات است. بهعبارت دیگر، فلجسازی به مقدمهای برای کشتن تبدیل میشود.
ب) منطقه کشتن
یکی از ویژگیهای مهم این الگو، ادامه میدان سرکوب به جایی فراتر از میدان تجمع و در مسیرهای خروج است. پرتاب گاز در کوچهها، راههای خروج یا در دل جمعیت، در روایتهای ذکرشده فراتر از متفرق کردن است: ایجاد نقاطی که مردم نتوانند بدوند، نتوانند مسیر را عوض کنند، یا به تله بیفتند.
روایتهای زیادی از تعقیب معترضان به کوچههایی هست که به بنبست کشتن تبدیل شدهاند. به این ترتیب، راهبردی از سرکوب که شاید بتوان آن را راهبرد بازدارندگی خونین نامید، اعتراض را از کنش سیاسی به بازی مرگ و زندگی بدل کرده است.
ج) چندلایهبودن نیروها و تقسیم نقشها
در روایتها همزمان حضور یگانهای رسمی، بسیج، لباسشخصیها و نیروهای موتور/ون/وانت سوار تکرار میشود.
این چندلایهبودن فقط ناشی از تراکم نیرو نیست؛ نوعی تقسیم کار است: گروهی تعقیب و محاصره میکنند، گروهی زمینگیر میکنند، گروهی شلیک میکنند، و گروهی پیکرها را منتقل میکنند.
تقسیم نقشی که سرکوب را از واکنش عصبی صرف یا کنترل حرفهای «شورش» به عملیات راهحل نهایی نزدیک میکند: کشتار هر آنکسی که تن نمیدهد و تحمیل سکوت ناشی از ارعاب به هر آنکسی که از کشتار گریخته است.
د) سرکوب همزمان خیابان و حافظه
روایتهای متعدد از انتقال سریع پیکرها، ترس زخمیهای گریخته از معرکه برای مراجعه به بیمارستان، کمین پشت در خانهها و جمعکردن یا از بین بردن شواهد، نشان میدهد هدف فقط خاموش کردن اعتراض نیست؛ اینجا بدن و سند همزمان هدف قرار میگیرند.
وقتی مجروح درمان نمیشود یا از ترس بازداشت به درمانگاه نمیرود، زنجیره مستندسازی پزشکی قطع میشود؛ وقتی پیکر بهسرعت منتقل میشود و صحنه کشتار پاک میشود، امکان ثبت جنایت و راستیآزمایی کم شده و گاهی به کلی از دست میرود.
در چنین وضعی سرکوب نه تنها در خیابان که در حافظه عمومی هم رُخ میدهد.
ه) خاموشی اینترنت خاموشی اینترنت
در این الگو صرفا سانسور نیست؛ پوشش عملیات است. قطع ارتباطات هم به هماهنگی معترضان را ضربه میزند و هم مستندسازی، انتشار و پیگیری را دشوار میسازد.
با محدودکردن روایتها، تصاویر آنچه اتفاق افتاده کدر شده و هر شکافی در دادهها به فرصتی برای انکار و برتری روایت دروغ در جنگ روایتها تبدیل میگردد.
سیر تاریخی سرکوب؛ پیشینه کشتار بزرگ
برای فهم نسبت کشتار بزرگ با تاریخ سرکوب در جمهوریاسلامی، باید تداومهای بنیادی و تفاوتهای تعیینکننده را کنار هم دید.
تداومها نشان میدهند ریشههای سرکوب ثابت ماندهاند و تفاوتها نشان میدهند ابزارها و میدان تغییر کردهاند.
۱) منطق دشمنسازی و حذف
در دهه شصت ابتدا برچسبهایی مانند ضدانقلاب، طاغوتی، تجزیهطلب و منافق و بعدتر محارب کارکردی مشخص داشت: بیرون گذاشتن مخالف از دایره ملت، انسانزدایی از او و تبدیلش به دیگری حذفپذیر.
امروز هم همین منطق اما با زبان تازه بازتولید میشود: اغتشاشگر، تروریست و مزدور اسرائیل. این برچسبها با توجیه ایدئولوژیک خشونت و سادهسازی اخلاقی کشتار، حذف را مشروع میسازد.
۲) امنیتیسازی کنش سیاسی
جمهوریاسلامی از همان روزهای ابتدایی پس از پیروزی انقلاب ۵۷، به خاطر ماهیت غیردموکراتیک حکومت و مستظهر به حمایت تودهای، مخالفت و انتقاد و اعتراض را با هر زبانی که بیان میشد بلافاصله از حوزه سیاست به حوزه امنیت میراند و با بیمعناساختن گفتوگو، زور را به معیار حل مسئله بدل کرده است.
وقتی اعتراض از ابتدا تهدید امنیتی تعریف شود، هر سطحی از خشونت میتواند با منطق اضطرار توجیه شود.
۳) تداوم مصونیت ساختاری
یکی از وجوه مشترک دهه شصت و امروز، تداوم مصونیت ساختاری است. مصونیتی که به قاتل میگوید شلیک کن! حسابرسی در کار نیست.
وقتی پاسخگوکردن وجود ندارد، چرخه خشونت هر بار خشنتر بازتولید میشود و مصونیت، خشونت را از استثنا به رویه تبدیل میکند.
۱) از مشروعیت دهه شصت به خطر فروپاشی در عصر کشتار بزرگ
دهه شصت سرکوب در چارچوب یک دستگاه تازهتاسیس با انسجام ایدئولوژیک بالا رخ میداد. عرصه اصلی منازعه نه با مردم خشمگین ناراضی و مخالف در خیابان که با جریانهای سیاسی و احزاب اپوزیسیونی بود که نه در خیابان بلکه در زندان حذف میشدند.
آنها مخالفین حزبی را بازداشت کرده و پس از صدور حکم در دادگاههای نمایشی سریع، به اعدام محکوم کرده و میکشتند و بر پایههای اعدام، نظم جدید خود را تثبیت میکرد.
امروز اما حاکمیت در بحران عدم مشروعیت غرق شده و نه قبراق که بسیار فرسوده است. مخالفان هم نه کادرهای حزبی و نیروهای حرفهای سیاسی که مردم عادی خشمگین و ناراضی از ناکارآمدی، فساد و استبداد هستند. میدان اصلی سرکوب هم نه زندان که خیابان است و حکم کشتن را نه دادگاههای نمایشی که ماموران سرکوب میدهند.
توام با بحران مشروعیت و فرسودگی سازوکارهای میانجی، گستردگی جغرافیایی اعتراض و رادیکال بودن شعارها و مطالبات، حکومت هراسان از سقوط، به پاسخ فوری و خونین چنگ انداخته است.
در اینجا و امروز برخلاف دهه شصت، سرکوب بیشتر تلاشی است برای جلوگیری از فروپاشی نظام کنترلی و نه تثبیت نظم تازه.
۲) تکامل ابزارها: از اعدام و زندان انبوه تا عملیات ترکیبی
اگر دهه شصت با زندان، اعدام و حذف سیستماتیک در فضای بسته شناخته میشود، اکنون با ترکیبی مواجه هستیم که همزمان چند لایه دارد: کشتار خیابانی، قطع اینترنت، نظارت دیجیتال، نیروهای لباسشخصی و پاکسازی صحنه؛ معماری کاملی از کشتن در خیابان، قطع ارتباطات و روایتسازی برای کنترل بدن، حافظه و حقیقت.