سخنگوی کاخ سفید: ترامپ شرایط در ایران را بهدقت زیر نظر دارد
کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، گزارشهای رسانهها و فرضیات درباره تصمیم ترامپ درباره مقابله با جمهوری اسلامی را رد کرد و گفت او به دقت شرایط در ایران را زیر نظر دارد.
او افزود: بسیاری از این گزارشها بر پایه منابع ناشناساند که وانمود میکنند از ذهن رییسجمهور خبر دارند.
کارولین لیویت گفت: واقعیت این است که فقط رییسجمهور ترامپ میداند چه خواهد کرد و تنها تیم بسیار محدودی از مشاوران در جریان دیدگاههای او هستند.
۱۲ تن از نمایندگان پارلمان سوئد با انتشار بیانیهای، شاهزاده رضا پهلوی را یک «رهبر ملی وحدتبخش» خواندند و از حق مردم ایران برای همبستگی حول محور او و قیام علیه جمهوری اسلامی حمایت کردند.
این نمایندگان در این بیانیه که پنجشنبه ۲۵ دی منتشر شد، تاکید کردند: «شاهزاده رضا پهلوی بارها تعهد صریح خود را به گذار مسالمتآمیز، آشتی ملی، حفظ تمامیت ارضی، حاکمیت سکولار و این اصل اعلام کرده که تنها مردم ایران باید از طریق یک روند آزاد و دموکراتیک نظام حکمرانی خود را تعیین کنند.»
در این بیانیه آمده است جایگاه شاهزاده رضا پهلوی بهعنوان چهرهای ملی و وحدتبخش، بدون توسل به زور یا جناحگرایی برای کسب قدرت، در تضاد آشکار با پراکندگی و اجبار حاکم بر فضای سیاسی ایران از سال ۱۳۵۷ قرار دارد.
نام نیما غلامعلیپور، ماتس آرخم، آرین کاراپت، اریک پالمکویست، راسموس گیرتز و لودویگ آسپلینگ، در میان امضاکنندگان این بیانیه دیده میشود.
۱۱ نفر از این نمایندگان عضو حزب دموکراتهای سوئد و یک نفر از حزب محافظهکاران (مودرات) است.
پارلمان سوئد ۳۴۹ عضو دارد.
به گفته امضاکنندگان این بیانیه، ارجاع گسترده به هویت ملی ایران پیش از انقلاب و حمایت صریح از شاهزاده رضا پهلوی در جریان اعتراضات، بیانگر گرایش عمومی به «ثبات، مشروعیت و وحدت» است.
این نمایندگان افزودند این نشانهها را نباید صرفا «نوستالژی» دانست، بلکه باید آنها را نفی صریح ادعای جمهوری اسلامی در انحصار تاریخ، فرهنگ و آینده ایران تلقی کرد.
از آغاز انقلاب ملی ایرانیان، نشانهای هویت ملی مانند پرچم شیر و خورشید به نمادهایی برجسته در میان معترضان بدل شدهاند و شمار زیادی از شهروندان در داخل و خارج کشور آنها را در تجمعها و اعتراضات ضدحکومتی به همراه دارند.
شکاف میان جامعه و حکومت، عمیق و غیرقابل بازگشت است
۱۲ نماینده مجلس سوئد در ادامه بر مشروعیت قیام مردم ایران علیه نظام تمامیتخواه جمهوری اسلامی تاکید کردند و گفتند این خیزش، رویدادی مقطعی نیست، بلکه ادامه یک مبارزه طولانی برای حاکمیت ملی و حق تعیین سرنوشت دموکراتیک است.
در این بیانیه آمده است جمهوری اسلامی بیش از چهار دهه برای حفظ قدرت خود بر سرکوب سیستماتیک، اجبار ایدئولوژیک و خشونت تکیه کرده و تداوم اعتراضات پس از خیزش مهسا ژینا امینی، با وجود سرکوبهای خشونتبار، بیانگر «شکافی عمیق و غیرقابل بازگشت میان جامعه ایران و رژیم حاکم» است.
آنها خواستار مسئولیتپذیری دولتهای دموکراتیک برای «حمایت از مردم ایران از طریق فشار دیپلماتیک، تحریمهای هدفمند علیه نهادهای رژیم و حفاظت از کنشگران» شدند.
امضاکنندگان بیانیه افزودند: «مسئولیت جامعه بینالمللی این است که با همه ابزارهای مناسب از مبارزه مردم ایران برای دموکراسی و حق تعیین سرنوشت پشتیبانی کند.»
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پیشتر در بیانیهای اعلام کرد در بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران، نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی عمدتا در دو شب پیاپی، پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی، دستکم ۱۲ هزار نفر را به قتل رساندند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، این شهروندان عمدتا به دست نیروهای سپاه پاسداران و بسیج کشته شدند.
جمهوری اسلامی کمی پس از آغاز تظاهرات شامگاه ۱۸ دی که بهدنبال فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برگزار شد، اینترنت را در سراسر ایران بهطور کامل قطع کرد.
روایتهای رسیده از ایران و گزارشهای نهادهای حقوق بشری نشان میدهد سرکوب گسترده معترضان، بهویژه پس از قطع اینترنت، شدت گرفته است.
مایکل سینگ، مدیر اجرایی و عضو ارشد موسسه واشینگتن، در مطلبی نوشت رهبران جمهوری اسلامی در نهایت راهکار مشخصی برای ترساندن ایرانیان و بیرون راندن ایشان از خیابانها، مرعوب کردن قدرتهای خارجی یا خروج از بحران راهبردی فراگیر خود، در اختیار ندارند.
بر اساس این تحلیل که در وبسایت موسسه واشینگتن منتشر شده است، حکومت ایران همچنان انواع سلاحهای نظامی را در اختیار دارد، اما سرانجام مهمترین ابزار حکومتهای اقتدارگرا را از دست داده است: ترس.
به گفته سینگ، جمهوری اسلامی نزدیک به پنج دهه با خشونت مردم ایران را سرکوب کرده و همزمان در خاورمیانه و فراتر از آن به بیثباتی دامن زده است. با این حال، به نظر میرسد حکومت اکنون وارد بحرانی راهبردی شده که امکان خروج از آن را ندارد.
جمهوری اسلامی تاکنون برای تضمین بقای خود کوشیده با آنچه دو تهدید اصلی تلقی کرده، مقابله کند: از یک سو جامعهای نسبتا جوان، تحصیلکرده و دارای مشارکت سیاسی در داخل ایران، و از سوی دیگر، کشورهایی در منطقه و خارج از آن، بهویژه ایالات متحده، که از تهدیدهای پیاپی حکومت نگران بودهاند.
در این مسیر، «ترس» ابزار محوری جمهوری اسلامی بوده است؛ چه با ایجاد هراس در واشینگتن و دیگر بازیگران از این که تشدید تقابل با تهران میتواند به جنگی منطقهای بینجامد، و چه با القای این تصور در میان مردم ایران که اعتراضها نه به حمایت بینالمللی، بلکه صرفا به سرکوب و انتقام حکومت منتهی خواهد شد.
سینگ افزود نشانههای روشنی وجود دارد که «ترس و راهبرد حکومت بر پایه آن» فرو ریخته است. ایالات متحده و اسرائیل پس از دههها تردید، به رویارویی مستقیم با ایران روی آوردهاند و حتی از احتمال حملات بیشتر سخن میگویند.
این که ایرانیان بتوانند خشونت حکومت را تاب بیاورند و اعتراضها را ادامه دهند، هنوز روشن نیست، اما آشکار است که این خیزش هم از نظر وسعت و هم از نظر تنوع و ماهیت عوامل اقتصادی و سیاسی محرک، با اعتراضهای پیشین تفاوت اساسی دارد.
سینگ در حالی به حذف «وحشتآفرینی» از سازوکارهای سرکوب جمهوری اسلامی اشاره میکند که حکومت در دهههای گذشته کوشیده است با تکیه بر سیاست «النصر بالرعب» مخالفان را مرعوب کند و مانع از شکلگیری اعتراضات شود.
جمهوری اسلامی پس از هفتم اکتبر
رویه حکومت برای سرکوب در داخل و تسلیح گروههای نیابتی در خارج برای سالها موثر بود و جمهوری اسلامی بابت خونی که در ایران و سراسر منطقه ریخت، بهای اندکی پرداخت کرد.
این الگو در نهایت با حمله هفتم اکتبر حماس به اسرائیل شکسته شد.
اسرائیل پس از مقابله با حماس و حزبالله، در جریان جنگ ۱۲ روزه با حملات مستقیم، بازدارندگی تهران را به چالش کشید. در حالی که بخش مهمی از توان نیابتی، پدافندی، موشکی و هستهای جمهوری اسلامی هدف قرار گرفت، حکومت واکنش محدودی از خود نشان داد.
اکنون که اسرائیل و آمریکا بدون بروز جنگ منطقهای از خط قرمز حمله مستقیم به ایران عبور کردهاند، به احتمال زیاد این نوع عملیات به بخشی دائمی از سیاست آنان در برخورد با جمهوری اسلامی تبدیل میشود.
این روند حتی پس از پایان دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ و نخستوزیری بنیامین نتانیاهو نیز ادامه خواهد داشت.
سینگ نوشت اکنون برای حکومتی که بقای خود را در خطر میبیند، راهحل جایگزین روشنی وجود ندارد.
پذیرش مطالبات آمریکا و اسرائیل یا تحمل اعتراضهای مردمی و مطالبه تغییر، نه فقط تصمیمهایی دشوار هستند، بلکه در تعارض کامل با ایدئولوژی خیالپردازانهای هستند که حکومت از زمان تاسیس خود به آن پایبند مانده است.
دشمنی با آمریکا و حاکمیت مطلق روحانیت برای رهبران جمهوری اسلامی سیاست قابل تغییر نیست، بلکه بخشی از هویت و ستونهای اصلی قدرت آنان است.
سینگ تاکید کرد اکنون زمان توافق هستهای تازه یا هر نوع تعاملی برای کاهش فشار بر تهران نیست. بهجای گشودن راه فرار برای حکومت از دوراهی سرنوشتساز «تغییر یا فروپاشی»، واشینگتن باید فشار بر جمهوری اسلامی را افزایش دهد و همزمان از مردم ایران حمایت کند.
در وضعیتی که خطر اقدام نظامی بهشکل جدی متوجه حکومت است، هم دشمنان ایران و هم مردم کشور با دورهای حساس و پرخطر روبهرو هستند.
این احتمال را نمیتوان نادیده گرفت که حکومت از سر استیصال برای حفظ بقا، بهدنبال شتاب بخشیدن به برنامه تسلیحات هستهای، انجام عملیاتهای تروریستی، یا تشدید سرکوب و کشتار مردم برود.
اما چنین اقداماتی که ممکن است از نگاه رهبران جمهوری اسلامی راه نجات بهنظر برسند، در عمل تنها فشارها را بر حکومت افزایش میدهند و احتمال اعتراضهای تازه، حملات نظامی جدید و حتی تسریع فروپاشی حکومت را بیشتر میکنند.
تحلیلگران در جریان نشست عمومی ایراناینترنشنال هشدار دادند هرگونه اقدام نظامی آمریکا علیه جمهوری اسلامی، اگر مانند حملات «مقطعی» گذشته بدون فشار سیاسی و اقتصادی مستمر انجام شود، با خطر ناکامی روبهروست.
این نشست چهارشنبه ۲۴ دی با مدیریت بهنام بن طالبلو، مدیر ارشد برنامه ایران در بنیاد دفاع از دموکراسیها، برگزار شد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۳ دی ضمن درخواست از مردم ایران برای ادامه اعتراضات گفت «کمک در راه است»؛ جملهای که میتوان آن را نشاندهنده تمایل ترامپ به اقدام نظامی دانست.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پیشتر در بیانیهای اعلام کرد در بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران، نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی عمدتا در دو شب پیاپی، پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی، دستکم ۱۲ هزار نفر را به قتل رساندند.
جوئل ریبرن، پژوهشگر ارشد موسسه هادسون، و رابرت ستلاف، مدیر اجرایی موسسه واشینگتن، در نشست ایراناینترنشنال تاکید کردند اقدام نظامی محدود ایالات متحده شاید در کوتاهمدت تنبیهی برای رفتارهای خشونتآمیز تهران باشد، اما اگر با یک کارزار گستردهتر همراه نشود، بعید است بتواند خشونت را متوقف کند.
ریبرن گفت: «در آوریل ۲۰۱۷، رییسجمهور [ترامپ] در واکنش به استفاده بشار اسد از سلاحهای شیمیایی، حملات هوایی انجام داد. اما این اقدام با یک کارزار فشار حداکثری یا یک کارزار سیاسی همراه نشد. یک سال بعد، او دوباره از همان سلاحها استفاده کرد.»
او با اشاره به تجربه سوریه افزود پیام این رویداد روشن است: «نمیتوان تنها با حملات نظامی مقطعی به نتیجه رسید. این حملات تاثیر دارند، اما باید در چارچوب یک کارزار جامع انجام شوند و لازم است از همه ابزارهای در اختیار خود استفاده کنیم.»
ریبرن ادامه داد: «نمیتوان اقدامی انجام داد و سپس آن را رها کرد. اگر هدف متوقف کردن کشتار است، باید ابزارها تا زمان تحقق این هدف حفظ شوند.»
ستلاف نیز در این نشست از مخالفت خود با طرح «حمله» گفت: «حمله این برداشت را القا میکند که کاری انجام میشود و بعد پایان مییابد و میتوان به سراغ مساله بینالمللی بعدی در دستور کار خود رفت.»
او تاکید کرد شرایط کنونی آزمونی جدیتر برای دولت ترامپ به شمار میآید: «پرسش اصلی اکنون این است که آیا اقدامات رییسجمهور به پایان یافتن این خونریزی منجر میشود یا نه؟»
ترامپ ۲۴ دی گفت به او اطلاع داده شده که کشتار در ایران خاتمه یافته و جمهوری اسلامی معترضان را اعدام نخواهد کرد.
با این حال، ستلاف نسبت به نتیجهگیری عجولانه درباره ادعاهای مربوط به کاهش خشونتها در داخل ایران هشدار داد.
او گفت: «اگر واقعا کشتار متوقف شده باشد، بسیار عالی است. اما اگر فردا یا روزهای بعد این کشتار ادامه پیدا کند، آن پست [درباره خاتمه کشتار] هیچ اعتباری نخواهد داشت و رییسجمهور نیز این موضوع را خواهد دانست.»
ستلاف اضافه کرد حملات سال ۲۰۱۷ به سوریه هرچند برای حکومت اسد هزینهساز بود، اما تا زمانی که بعدها با تحریمهای گستردهتر و انزوای دیپلماتیک همراه نشد، نتوانست رفتار آن را بهطور بنیادین تغییر دهد.
ریبرن نیز در همین زمینه گفت: «تنها پس از بار دوم [استفاده اسد از سلاحهای شیمیایی] بود که دولت آمریکا و متحدان ما سرانجام به این جمعبندی رسیدند که باید یک کارزار جامع در پیش گرفت.»
ستلاف گفت ایران چالشی متفاوت اما مشابه را پیش رو میگذارد، زیرا ترامپ بهصراحت هدف خود را توقف کشتار غیرنظامیان اعلام کرده است.
او افزود «این وضعیت با تنبیه محدود و بازدارندگی ناقص تفاوت دارد» و ایران اکنون «آزمونی بسیار روشنتر و ملموستر» محسوب میشود.
جوئل ریبرن، پژوهشگر ارشد موسسه هادسون
فراتر از حمله نظامی؛ گزینههای سایبری و ارتباطی
این دو تحلیلگر تاکید کردند کارزار نظامی تنها یکی از گزینههای موجود است و لزوما نباید نخستین انتخاب واشینگتن در برابر حکومت ایران باشد.
به گفته ستلاف، آمریکا باید بر «همسطح کردن میدان» میان معترضان و دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی تمرکز کند.
او ادامه داد: «باید راهی برای مختل کردن ارتباطات آنها پیدا کنیم، بهگونهای که نتوانند با یکدیگر هماهنگ شوند و این سرکوب سراسری را سازماندهی کنند. ما ابزارهایی برای قطع سامانههای ارتباطی مورد استفاده رژیم در اختیار داریم.»
ریبرن نیز گفت دولت آمریکا میتواند فورا فشارهای غیرنظامی بر جمهوری اسلامی را افزایش دهد؛ از جمله با بازگرداندن کامل سیاست فشار حداکثری علیه تهران.
او افزود: «هیچ دلیلی وجود ندارد که کارزار فشار حداکثری بهطور کامل اجرا نشود. این سیاست هنوز بهطور کامل اعمال نشده، اما از قابلیت اجرای کامل برخوردار است.»
ریبرن تاکید کرد ایران اکنون در مقایسه با دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ در وضعیت «به مراتب شکنندهتری» قرار دارد: «آنها تاب چنین سطحی از فشار را ندارند. به نظر من، رژیم ایران از چنین فشاری جان سالم به در نخواهد برد.»
رابرت ستلاف، مدیر اجرایی موسسه واشینگتن
اهداف محدود، خطر برای غیرنظامیان و مساله اعتبار
ستلاف ضمن تاکید بر بهکارگیری گزینههای غیرنظامی توضیح داد که در صورت اجتنابناپذیر شدن اقدام نظامی، چه رویکردی را مناسب میداند.
به گفته او، اگر خشونتها ادامه یابد، اقدام آمریکا باید بهصورت هدفمند بر نیروهای امنیتی مسئول سرکوب متمرکز شود.
ستلاف افزود: «من بهطور مشخص پادگانها و مراکز سپاه پاسداران و بسیج را هدف قرار میدادم.»
او همچنین هشدار داد هرگونه تلفات غیرنظامی در عملیات احتمالی آمریکا علیه جمهوری اسلامی میتواند بهسرعت اعتبار واشینگتن را زیر سوال ببرد: «به نظر من باید با نهایت دقت از وارد آمدن آسیب به غیرنظامیان جلوگیری کرد.»
ستلاف یادآور شد تجربه حملات پیشین در منطقه نشان داده است که با کشته شدن غیرنظامیان، افکار عمومی میتواند بهسرعت دستخوش تغییر شود.
آمریکا پیشتر در جریان جنگ ۱۲ روزه میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، تاسیسات هستهای نطنز، فردو و اصفهان را هدف قرار داد.
حملات اسرائیل پس از آن آغاز شد که تهران ضربالاجل ۶۰ روزه ترامپ برای دستیابی به توافق هستهای را نادیده گرفت.
در پی تشدید سرکوب خونین اعتراضات ضدحکومتی در ایران، شماری از کشورها با صدور هشدارهای رسمی از شهروندان خود خواستهاند از سفر به ایران خودداری کنند یا در صورت حضور، هرچه سریعتر این کشور را ترک کنند.
همزمان، برخی دولتها و شرکتهای هواپیمایی نیز اقدامهای احتیاطی گستردهای را در منطقه به اجرا گذاشتهاند.
به گزارش منابع خبری بینالمللی، ایالات متحده بهعنوان یکی از نخستین کشورها اعلام کرده است که بهطور احتیاطی از برخی نیروهای خود در بزرگترین پایگاه نظامیاش در خاورمیانه، واقع در قطر، خواسته محل استقرار خود را ترک کنند. یک مقام آمریکایی به شبکه سیانان گفته است این اقدام در چارچوب ارزیابیهای امنیتی اخیر انجام شده است. دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، نیز پیش از این بهصراحت از شهروندان آمریکایی حاضر در ایران خواست هرچه زودتر این کشور را ترک کنند.
دولت قطر نیز در واکنش به تحولات اخیر اعلام کرده است که «همه اقدامات لازم برای تضمین امنیت و ایمنی شهروندان و ساکنان» این کشور را ادامه میدهد. این موضعگیری اندکی پس از توصیه آمریکا به خروج بخشی از نیروهایش از پایگاه هوایی العدید منتشر شد.
در اروپا، وزارت خارجه ایتالیا با صدور بیانیهای از شهروندان خود خواست ایران را ترک کنند و همزمان از اتخاذ تدابیر امنیتی برای حفاظت از نیروهای ایتالیایی در خاورمیانه، از جمله در عراق و کویت، خبر داد. آلمان نیز به شرکتهای هواپیمایی هشدار داده است بهدلیل احتمال استفاده از تسلیحات ضد هوایی، از حریم هوایی ایران اجتناب کنند. در همین راستا، شرکت هواپیمایی لوفتهانزا اعلام کرده پروازهایش به تلآویو و اَمان را تنها در ساعات روز انجام خواهد داد.
بریتانیا اعلام کرده است سفارت این کشور در تهران بهطور موقت تعطیل شده و تمامی کارکنان آن از ایران خارج شدهاند. وزارت خارجه بریتانیا همچنین بهطور رسمی هرگونه سفر به ایران را ممنوع اعلام کرده است. اسپانیا نیز به شهروندان خود توصیه کرده است با «هر وسیله در دسترس» ایران را ترک کنند و بهشدت نسبت به سفر به این کشور هشدار داده است.
در منطقه خلیج فارس، سفارت آمریکا در عربستان سعودی از شهروندان آمریکایی و کارکنان خود خواسته است احتیاط بیشتری به خرج دهند و سفرهای غیرضروری به تاسیسات نظامی در منطقه را محدود کنند.
در بخش حملونقل هوایی، شرکت هواپیمایی ایر ایندیا اعلام کرده است که بهدلیل «وضعیت در حال شکلگیری» در ایران و بستهشدن حریم هوایی این کشور، مسیر پروازهای خود در منطقه را تغییر داده است. این شرکت هشدار داده که تغییر مسیر ممکن است باعث تاخیر شود و برخی پروازها نیز در صورت نبود مسیر جایگزین لغو خواهند شد. ایر ایندیا تاکید کرده است که ایمنی مسافران و خدمه همچنان اولویت اصلی این شرکت است.
پیش از این نیز چندین کشور اتحادیه اروپا، از جمله بریتانیا، فرانسه، آلمان، اسپانیا، هلند، فنلاند، بلژیک، پرتغال، و جمهوری چک همزمان با ادامه انقلاب ملی در ایران و تلاش جمهوری اسلامی برای سرکوب آن، سفرای حکومت ایران را احضار کردند.
این هشدارها و اقدامات در حالی صورت میگیرد که با توجه به سرکوب خونین معترضان توسط جمهوری اسلامی و گمانهزنیها در مورد واکنش نظامی آمریکا نگرانیها در منطقه رو به افزایش است.
وزرای خارجه کشورهای گروه هفت اعلام کردند که در صورت ادامه سرکوب معترضان در ایران و نقض تعهدات بینالمللی حقوق بشری، آماده اعمال اقدامات محدودکننده بیشتری علیه جمهوری اسلامی هستند.
در بیانیه گروه هفت آمده است: «ما از سطح بالای گزارششده مرگومیر و مجروحان بهشدت نگران هستیم.»
در ادامه تاکید شده است: «ما استفاده عامدانه از خشونت، کشتن معترضان، بازداشتهای خودسرانه و تاکتیکهای ارعاب از سوی نیروهای امنیتی علیه تظاهرکنندگان را محکوم میکنیم.»
وزرای خارجه گروه هفت همچنین از مقامهای جمهوری اسلامی خواستند خویشتنداری کامل را رعایت کنند، از خشونت پرهیز کنند و حقوق بشر و آزادیهای بنیادین شهروندان ایران را حفظ کنند.