وزیر خارجه هلند: سفیر جمهوری اسلامی را در اعتراض به خشونت علیه معترضان احضار کردیم

وزیر خارجه هلند اعلام کرد سفیر جمهوری اسلامی در این کشور برای اعتراض به خشونت علیه معترضان احضار شده است.

وزیر خارجه هلند اعلام کرد سفیر جمهوری اسلامی در این کشور برای اعتراض به خشونت علیه معترضان احضار شده است.

روزنامه فرانسوی لوموند در مقالهای با عنوان «جمهوری اسلامی ایران وارد مرحله پایانی خود میشود» به قلم فرید وحید، از رصدخانه شمال آفریقا و خاورمیانه در بنیاد ژان ژورس، نوشت که حکومت فاقد مشروعیت جمهوری اسلامی نمیتواند برای همیشه تنها با زور خود را سر پا نگه دارد.
لوموند در این مقاله که سهشنبه ۲۳ دی منتشر شد، تاکید کرد: «جمهوری اسلامی ایران که همزمان با بحرانهای داخلی و خارجی در تنگنا قرار گرفته، اکنون خود را در بنبستی مییابد که راه گریزی از آن باقی نمانده است.»
موجی اعتراضی بر بستر چندین بحران
وحید که مدرس علوم سیاسی در موسسه مطالعات سیاسی پاریس نیز هست، نوشت موج اعتراضی اخیر بر بستری از چندین بحران شکل گرفت که جمهوری اسلامی را بهطور عمیق تضعیف کردهاند.
به عقیده این تحلیلگر، اولین بحران، بحران اقتصادی است که با فروپاشی طبقه متوسط و گسترش فقر در میان طبقات کارگر همراه بوده و یک الیگارشی نزدیک به صاحبان قدرت را همچنان از فساد و رانت اقتصادی بهرهمند کرده است.
وحید بحرانهای سیاسی و اجتماعی را از دیگر عوامل این اعتراضات دانست و افزود که این بحرانها «با شکاف فزاینده میان جوانانی که تا حد زیادی سکولار شدهاند و خواهان آزادی و برابری هستند و رژیمی اقتدارگرا، بنیادگرا و ارتجاعی»، نمایان میشود.
افزون بر اینها، این تحلیلگر به «بحران بزرگ زیستمحیطی» در ایران نیز اشاره کرد که به نوشته او، «نتیجه دههها سوءمدیریت منابع» است.
سرانجام، او به «بحران ژئوپلیتیکی و نظامی» پرداخت که «از زمان حملات تروریستی هفتم اکتبر و جنگ ۱۲ روزه» علیه اسرائیل، با تغییر موازنه قدرت در منطقه، تشدید شده است.
قیام ملی ایرانیان از بیش از دو هفته پیش با اعتراضها و اعتصاب کسبه به ویژه کسبه تهران در واکنش به فروپاشی ارزش پول ملی آغاز شد و به سرعت بعدی سیاسی علیه جمهوری اسلامی به خود گرفت و میلیونها تظاهرکننده خواستار سرنگونی حکومت شدند.
ابعاد بیسابقه و نقش شاهزاده رضا پهلوی
در مقاله لوموند همچنین تاکید شده که موج کنونی اعتراضها از چند جهت بیسابقه است و همه طبقات اجتماعی را در بر میگیرد.
به نوشته این روزنامه، «پویایی تازهای» پیرامون شاهزاده رضا پهلوی پدید آمده که هم در قالب شعارهای هواداران پهلوی و هم در افزایش حمایت از نقش بالقوه او در یک دوره گذار در آینده، بازتاب یافته است.
وحید نوشت که همچنین برای نخستین بار، «عوامل خارجی» بهطور معناداری بر رویدادها تاثیر میگذارند: «از آغاز این جنبش، رییسجمهور ایالات متحده بارها تهدید کرده است اگر رژیم بهطور خشونتآمیز معترضان را سرکوب کند، مداخله خواهد کرد. این اظهارات از سوی ایرانیان جدی گرفته شده و آنها با دقت آنچه را بر سر نیکلاس مادورو، رییسجمهوری ونزوئلا، آمد دنبال کردهاند. بنابراین، موضعگیری دونالد ترامپ، رژیم را نگران کرده و در عین حال، بخشهایی از جامعه را نیز به تحرک واداشته است.»
نویسنده با اشاره به «پیچیدگیهای یک مداخله نظامی» علیه جمهوری اسلامی افزود: «تنها قطعیت فعلی این است که وضعیت کنونی پایدار نیست. دولتی که جوانان خود را تروریست مینامد، نمیتواند دوام بیاورد. چنین دولتی نمیتواند برای همیشه از راه ایجاد ترس حکومت کند، بهویژه آنکه این ترس در حال تغییر است؛ چنانکه مقیاس اعتراضها با وجود تهدیدها، بازداشتهای گسترده، کشتهشدنها و قطع اینترنت، نشان میدهد.»
پژوهشگر بنیاد ژان ژورس در مقاله خود چنین نتیجهگیری کرده است: «ایرانیان بهطور قطعی صفحه اسلام سیاسی را ورق زدهاند و نمیخواهند این رژیم به هیچ شکلی ادامه یابد. امروز اکثریت ایرانیان خواهان جدایی کامل سیاست و دین، عادیسازی روابط با جهان، آزادیهای مدنی و فردی و رفاه اقتصادی هستند. اموری که تا وقتی رژیم کنونی پابرجاست، دستنیافتنیاند. بنابراین، جمهوری اسلامی ایران تنها میتواند سقوط کند. چنین است مسیر گریزناپذیر تاریخ.»

شورای سردبیری ایراناینترنشنال اعلام کرد «بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران» که در جریان آن، دستکم ۱۲ هزار شهروند ایرانی در ۱۸ و ۱۹ دی عمدتا به دست نیروهای سپاه پاسداران و بسیج به قتل رسیدند، «با دستور شخص علی خامنهای» صورت گرفت.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال سهشنبه ۲۳ دی در بیانیهای تاکید کرد بر اساس اطلاعات درز کرده از شورای عالی امنیت ملی و دفتر ریاست جمهوری به این رسانه، این کشتار «با دستور شخص رهبر جمهوری اسلامی، و اطلاع و تایید صریح سران سه قوه و صدور دستور شلیک مستقیم از سوی شورای عالی امنیت ملی» صورت گرفت است.
آمار جدید بر چه اساسی است؟
شورای سردبیری ایراناینترنشنال نوشت که در دو روز گذشته، اطلاعات رسیده از یک منبع نزدیک به شورای عالی امنیت ملی، دو منبع در دفتر ریاستجمهوری، روایتهای رسیده از چند منبع در سپاه پاسداران در شهرهای مشهد، کرمانشاه و اصفهان، روایت شاهدان عینی و خانوادههای کشتهشدگان، گزارشهای میدانی، دادههای مرتبط با مراکز درمانی، و اطلاعاتی که پزشکان و پرستاران در شهرهای مختلف در اختیار این رسانه گذاشتهاند را بهصورت دقیق، چندمرحلهای و بر اساس استانداردهای حرفهای، بررسی کرده است.
با جمعبندی این بررسیها، این شورا به این نتیجه رسیده است که «در بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران، عمدتا در دو شب پیاپی، پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دیماه، دستکم ۱۲ هزار نفر به قتل رسیدهاند» و «این شهروندان عمدتا به دست نیروهای سپاه پاسداران و بسیج به قتل رسیدهاند.»
انتشار این آمار بلافاصله در رسانههای بینالمللی از جمله رسانههای اسرائیلی بازتاب یافت و از جمله وبسایت واینت و شبکه کان به آن پرداختند.
کشتار جوانان زیر ۳۰ سال
انقلاب ملی ایرانیان از یکشنبه هفتم دی با اعتراضات و اعتصاب کسبه تهران از جمله بازاریان پاساژ موبایل علاءالدین و مجتمع تجاری چارسو، در واکنش به ناکارآمدی حکومت به رسیدگی به وضعیت بحرانی اقتصادی به ویژه افزایش قیمت دلار و طلا آغاز شد و دیگر کسبه در دیگر شهرها به اعتصاب پیوستند.
این اعتراضات فورا ابعاد ضدحکومتی، ملی و سراسری به خود گرفت و پس از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، مردم در سراسر ایران بهطور میلیونی در پنجشنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دی به خیابانها آمدند.
نتایج بررسیهای شورای سردبیری ایراناینترنشنال نشان میدهد بسیاری از جانباختگان از جوانان زیر ۳۰ سال بودهاند.
همچنین به نوشته این شورا، کشتار از نظر گستره جغرافیایی، شدت خشونت و شمار جانباختگان در یک بازه زمانی کوتاه، «در تاریخ ایران بیسابقه است».
بر اساس این بیانیه، این کشتار، کاملا سازماندهی شده بود، نه نتیجه «درگیریهای پراکنده» و «بدون برنامه».
با این حال، شورای سردبیری ایراناینترنشنال تاکید کرد در شرایط انسداد ارتباطی و نداشتن دسترسی مستقیم به اطلاعات، رسیدن به آمار نهایی، نیازمند مستندسازی دقیقتر است.
فراخوان ارسال اسناد در شرایط «خاموشی سازمانیافته»
شورای سردبیری ایراناینترنشنال در بیانیه خود تاکید کرد اکنون «ایران در خاموشیِ سازمانیافته فرو رفته» و هدف این خاموشی، فقط کنترل امنیتی نیست، بلکه «پنهانسازی حقیقت» است.
این شورا در بیانیه خود تعهد این رسانه را در زمینه «گردآوری اسناد، تطبیق روایتها و راستیآزمایی مستمر » یادآور شد تا «هیچ نامی گم نشود و خانواده هیچ جانباختهای بیصدا نماند».
ایراناینترنشنال از همه ایرانیان در داخل و خارج کشور خواست هرگونه سند، ویدیو، عکس، روایت صوتی، اطلاعات مربوط به جانباختگان، مراکز درمانی، محلهای درگیری، زمان و مکان وقایع و هر جزییات قابل راستیآزمایی از رخدادهای چند روز گذشته را برای این رسانه ارسال کنند و ضمن تاکید بر حفظ «امنیت منابع و محرمانگی اطلاعات»، افزود که پس از راستیآزمایی و ارزیابی دقیق اطلاعات، یافتههای خود را منتشر و آنها را در اختیار تمامی مراجع و نهادهای بینالمللی مرتبط قرار خواهد داد.
متن کامل بیانیه شورای سردبیری ایران اینترنشنال را اینجا بخوانید

ایران در خاموشیِ سازمانیافته فرو رفته است. هدف این خاموشی، فقط «کنترل امنیتی» نیست، بلکه پنهانسازی حقیقت است. قطع گسترده اینترنت، فلجسازی ارتباطات، تعطیلی بیسابقه رسانهها و ارعاب روزنامهنگاران و شاهدان، یک معنا دارد: جلوگیری از مشاهده، ثبت و پیگیری یک جنایت عظیم و تاریخی.
ایراناینترنشنال در روزهای گذشته، پس از دریافت برخی گزارشهای پراکنده اما بهتآور و تکاندهنده، تمام تلاش خود را به کار بست تا با راستیآزمایی حرفهای، به ارزیابی دقیقتری از ابعاد سرکوب شدید و کشتار بیرحمانه مردم در اعتراضات روزهای گذشته برسد.
در کشوری که حکومت عمدا مسیر دسترسی به اطلاعات را میبندد، رسیدن به این ارزیابی، کاری دشوار و زمانبر است؛ به ویژه آن که شتابزدگی در اعلام ناقص آمار جانباختگان میتوانست به خطا در ثبت واقعیت و تحریف ابعاد این فاجعه بزرگ بینجامد.
از روز یکشنبه، حجم شواهد و همپوشانی روایتها به حدی رسید که بتوان به تصویری نسبتا روشن دست یافت.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال در دو روز گذشته، اطلاعات رسیده از یک منبع نزدیک به شورای عالی امنیت ملی، دو منبع در دفتر ریاستجمهوری، روایتهای رسیده از چند منبع در سپاه پاسداران در شهرهای مشهد، کرمانشاه و اصفهان، روایت شاهدان عینی و خانوادههای کشتهشدگان، گزارشهای میدانی، دادههای مرتبط با مراکز درمانی، و اطلاعاتی را که پزشکان و پرستاران در شهرهای مختلف در اختیار ما گذاشتهاند، بهصورت دقیق، چندمرحلهای و بر اساس استانداردهای حرفهای بررسی کرده است.
با جمعبندی این بررسیها ما به این نتیجه رسیدیم که:
برآورد شمار کشتهشدگان
بر پایه دادههای موجود و تطبیق اطلاعات به دست آمده از منابع قابل اتکا از جمله از شورای عالی امنیت ملی و دفتر ریاستجمهوری، برآورد اولیه نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی این است که دستکم ۱۲ هزار نفر در این کشتار سراسری به قتل رسیدهاند.
بدیهی است در شرایط انسداد ارتباطی و نداشتن دسترسی مستقیم به اطلاعات، رسیدن به آمار نهایی، نیازمند مستندسازی دقیقتر است.
تجربه سالیان اخیر نشان میدهد که نهادهای امنیتی همواره با پنهانکاری، از ثبت و اعلام آمار دقیق جانباختگان خودداری کردهاند.
ایراناینترنشنال متعهد میشود این آمار را با کمک مخاطبان خود و از مسیر گردآوری اسناد، تطبیق روایتها و راستیآزمایی مستمر دقیقتر کند تا هیچ نامی گم نشود و خانواده هیچ جانباختهای بیصدا نماند.
وضعیت ارتباطات و رسانهها
رسانههای داخل کشور تعطیل شدهاند. صدها روزنامه سراسری و محلی در رخدادی بیسابقه در تاریخ مطبوعات ایران، از روز پنجشنبه خاموش شدهاند.
امروز به جز صدا و سیمای جمهوری اسلامی، تنها چند وبسایت خبری در داخل کشور فعال است و همانها نیز زیر سانسور و کنترل مستقیم نهادهای امنیتی کار میکنند.
این وضعیت نشانه «کنترل بحران» نیست؛ اعتراف حکومت به ترس از افشای حقیقت است.
فراخوان ارسال اسناد
ایراناینترنشنال از همه هموطنان در داخل و خارج از کشور میخواهد هرگونه سند، ویدئو، عکس، روایت صوتی، اطلاعات مربوط به جانباختگان، مراکز درمانی، محلهای درگیری، زمان و مکان وقایع و هر جزئیات قابل راستیآزمایی از رخدادهای چند روز گذشته را برای ما ارسال کنند.
امنیت منابع و محرمانگی اطلاعات، اولویت قطعی ماست.
تعهد به انتشار و مستندسازی بینالمللی
ایراناینترنشنال پس از راستیآزمایی و ارزیابی دقیق اطلاعات، یافتههای خود را منتشر و آنها را در اختیار تمامی مراجع و نهادهای بینالمللی مرتبط قرار خواهد داد.
جمهوری اسلامی نمیتواند با قطع ارتباط مردم ایران با جهان، این جنایت را پنهان کند. حقیقت ثبت خواهد شد؛ نام جانباختگان حفظ خواهد شد؛ و این قتل عام در سکوت دفن نخواهد شد.
این جاویدنامان نه تنها به خانوادههای داغدار و عزیزانشان، که به انقلاب ملی ایرانیان تعلق دارند.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال

جان فِتِرمن، سناتور دموکرات، گفت اگر اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی ضروری تشخیص داده شود، بهیقین از تصمیم ترامپ برای اجرای چنین عملیاتی حمایت خواهد کرد.
او در پاسخ به پرسش سیانان درباره حمایت از حمله نظامی علیه جمهوری اسلامی به دلیل کشتار معترضین گفت: «بله، قطعا. کاملا. اگر به این نتیجه برسیم که این کار منطقیتر است، صددرصد حمایت میکنم. فکر میکنم من تنها دموکراتی بودم که سال گذشته بهطور کامل از حمله به تاسیسات هستهای ایران حمایت کردم.»
فترمن «شجاعت معترضان ایرانی برای سرنگونی رژیم» را الهامبخش بخش خواند.
این سناتور دموکرات پیشتر در شبکه اجتماعی ایکس نیز حمایت خود را از معترضان ایرانی اعلام کرده و نوشته بود: «این معترضان شجاع شایسته حمایت کامل ما هستند تا بتوانند این رژیم خشن و سرکوبگر را در هم بشکنند.»
او جمهوری اسلامی را «یکی از بزرگترین حامیان تروریسم در جهان» خواند و افزود: «اکنون با یک رژیم سمی روبهرو هستیم که وارد سراشیبی سقوط شده؛ پس چرا نباید بخواهیم از این وضعیت و از آن معترضان شجاع حمایت کنیم؟ آنها احتمالا بیش از ۶۰۰ نفر را کشتهاند، بنابراین چرا نباید به سراغ اقدامهای هدفمندی برویم که بتواند این رژیم را درهم بشکند؟»

در پی گزارشها از خشونت عریان و فزاینده جمهوری اسلامی علیه شهروندان ایران، والاستریت ژورنال در دو مقاله مجزا به بررسی موضع آمریکا، گزینههای سیاسی و امنیتی واشینگتن، و سکوت و استاندارد دوگانه غرب در قبال خیزش انقلابی مردم ایران پرداخت.
این مقالهها که دوشنبه ۱۲ دی و در چهارمین روز از قطع کامل اینترنت در ایران منتشر شدند، تصویری چندلایه از بحرانی با ابعاد گسترده داخلی و پیامدهای جهانی و منطقهای ارائه میدهند.
جمهوری اسلامی میخواهد وقت بخرد
والاستریت ژورنال در سرمقالهاش تصویری تندتر و امنیتی از وضعیت کنونی در ایران و آنچه پیش روی دولت آمریکاست ارائه کرده و نوشته است جمهوری اسلامی با کشتن دستکم صدها نفر از معترضان از «خط قرمز» اعلامشده از سوی ترامپ عبور کرده است.
این روزنامه، پس از اشاره به قطعی اینترنت و خدمات تلفن، بازداشت هزاران نفر و بیمارستانهایی که به نقل از منابعش پر از کشته و مجروح است، استدلال میکند که ارعاب و سرکوب نمیتواند بحرانهای ساختاری اقتصاد ایران، از جمله تورم، سقوط ارزش پول ملی و کمبود خدمات پایه را حل کند و این مشکلات تا زمانی که نظام سیاسی کنونی بر سر کار است، پابرجا خواهند ماند.
در این سرمقاله، پیشنهاد مذاکره از سوی تهران بهعنوان تاکتیکی برای خریدن وقت توصیف شده است: «آغاز مذاکرات جدید، با مشروعیتبخشی به رژیم و دادن یک مهلت و تنفس اقتصادی به آن، به معترضان خیانت خواهد بود. این همان کاری است که اوباما میکرد و رژیم آن را بهعنوان پیروزی برای خود اعلام میکرد.»
این روزنامه در سرمقالهاش مجموعهای از گزینههای عملی برای واکنش آمریکا مطرح میکند: از اقدامات سایبری برای تضعیف توان هماهنگی نیروهای امنیتی گرفته تا عملیات مخفیانه، اجرای سختگیرانه تحریمها، توقیف نفتکشها و حملات نظامی محدود.
نویسندگان مقاله، اهداف احتمالی برای حملات نظامی را پایگاههای سپاه پاسداران و فرماندهان آن، پایانه صادرات نفت در جزیره خارک، سایتهای موشکی و بقایای برنامه هستهای عنوان کردهاند.
آنها نوشتهاند: «حملات نظامی میتواند رژیم را شوکه کند، هرچند احتمال کشته شدن غیرنظامیان و نیروهای آمریکایی دور از ذهن نیست.»
در بخشی از این سرمقاله به استدلال گروهی از تحلیلگرانِ مخالف عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی پرداخته شده است که معتقدند حمله نظامی آمریکا به اهداف جمهوری اسلامی سبب اتحاد ملی حول حکومت میشود. نویسندگان والاستریت ژورنال نوشتهاند: «افسانهای که نباید به آن دامن زد این است که حمله نظامی باعث میشود مردم به دور رژیم جمع شوند. همین را «کارشناسانی» میگفتند اگر آمریکا تاسیسات هستهای ایران را بمباران کند.»
آنها در پایان، تحولات کنونی ایران را «لحظهای تاریخی» برای مردم ایران دانسته و گفتهاند که آمریکا میتواند در این بزنگاه به آنها در «سرنگون کردن یک استبداد خطرناک» کمک کند.
استاندارد دوگانه روشنفکران غرب نسبت به رنج انسانی
والاستریت ژورنال در مقاله دیگری نوشته جرارد بیکر، بر سکوت غرب در قبال تحولات ایران متمرکز شده است.
نویسنده در ابتدای مقاله این پرسش را طرح میکند که چرا در حالی که طی دو سال گذشته اعتراضهای گستردهای در حمایت از مردم غزه در بسیاری از شهرهای غربی شکل گرفت، واکنش مشابهی نسبت به سرکوبِ شدید شهروندان ایران دیده نمیشود.
به باور او، این موضوع از نوعی «استاندارد دوگانه» در قبال رنج انسانها حکایت دارد.
بیکر به سابقه چند دههای سرکوب در ایران اشاره میکند و مینویسد میلیونها ایرانی طی ۴۷ سال گذشته یا به زندان افتادهاند، یا مجبور به ترک کشور شدهاند یا اموالشان مصادره شده است.
او رویدادهای دو هفته اخیر ایران را اینطور توصیف میکند: «در دو هفته گذشته، رویارویی میان خیر و شر به نظر میرسد که به نقطه اوج نزدیک شده و خشونت شدت گرفته است.»
نویسنده سپس میپرسد: «دانشجویان رادیکالی که کلاسها را مختل میکردند، کجا هستند؟ همه ما از دیدن «کوئیرها برای فلسطین» شگفتزده شدیم. چرا «کوئیرها برای ایران» نداریم، کشوری که موضع رسمیاش درباره همجنسگرایی مشابه موضع حماس است؟ چرا از زهران ممدانی، شهردار نیویورک، یا صادق خان، شهردار لندن، محکومیتی نشنیدهایم که در آن همبستگی خود را با ایرانیان اعلام کنند و پایان اشغال مبتنی بر الوهیت را مطالبه کنند؟»
بیکر در ادامه استدلالهای مرتبط با این پرسش و تفاوت میان نحوه پوشش وقایع ایران و غزه را طرح میکند. نخستین استدلال فقدان دسترسی به اطلاعات دقیق و قابل اعتماد درباره خیزش انقلابی ایران است. او این دلیل را ناکافی میداند و مینویسد که در مورد غزه کمبود اطلاعات مانع از پوشش گسترده رسانهای نشد.
بیکر همچنین استدلال میکند که بخشی از سکوت نسبت به ایران ممکن است ریشه سیاسی داشته باشد. به نظر او، از آنجا که سیاست انزوای دیپلماتیک جمهوری اسلامی و اقدامات سختگیرانه علیه آن با نام ترامپ گره خورده، برخی جریانهای سیاسی در غرب تمایل ندارند موفقیتی در این حوزه به او نسبت داده شود، حتی اگر این امر به تضعیف یک نظام استبدادی بینجامد.






