برهوت فرصت و وفور حسرت؛ گرایش جوانان ایرانی به سلبریتیها از چه حکایت میکند؟
بر اساس یافتههای یک پژوهش، محدودیتهای ساختاری و فشارهای اقتصادی و فرهنگی در ایران، جوانان را از مسیرهای واقعی موفقیت دور میکند، از توان ریسکپذیری آنها میکاهد و آنها را به مقایسه مداوم خود با دیگران و دنبالهروی از سلبریتیهای شبکههای اجتماعی سوق میدهد.
شکیلا مرادی، کارشناس ارشد پژوهش علوم اجتماعی، و علی روحانی و علیرضا افشانی، اعضای هیات علمی گروه جامعهشناسی دانشگاه یزد، یافتههای تحقیق خود را در آخرین شماره فصلنامه «جامعهشناسی فرهنگ و هنر» منتشر کردند.
این مطالعه با هدف بررسی دلایل دنبالهروی جوانان از سلبریتیها و تاثیر آن بر نگاه نسل جوان به موفقیت فردی، به مصاحبه با دانشجویان ۱۸ تا ۱۹ ساله دانشگاه یزد و تحلیل تجربه زیسته آنها پرداخت.
بر اساس یافتهها، «رشد سریع رسانهها و گسترش فضاهای ارتباطی»، مرجعیت سنتی را به چالش کشیده و عرصهای را فراهم آورده که در آن سلبریتیها و میکرواینفلوئنسرها نقش پررنگی در هدایت ذوق، سبک زندگی و تعریف موفقیت برای نسل جوان پیدا کردهاند.
روایت جوانان از سلبریتیها: الگو یا فشار؟
بخش مهمی از مصاحبهها نشان میدهد بسیاری از جوانان، آگاهانه یا ناخودآگاه، ویژگیهای ظاهری و رفتاری چهرههای مشهور را معیار سنجش موفقیت خود در نظر میگیرند.
یکی از مصاحبهشوندگان با اشاره به تقلید از سبک پوشش و رفتار برخی افراد مشهور، بهویژه بازیگرانی چون تام هاردی و شخصیتهای مجموعه «فرار از زندان»، از تاثیر این چهرهها بر جوانان سخن گفت.
در نمونهای دیگر، فردی که در مسیر ورزش حرفهای فعالیت میکند، توضیح داد چگونه محتواهای مرتبط با ورزشکاران شناختهشده بر انگیزه او اثر میگذارد. او تاکید کرد: «من دارم راهشو طی میکنم.»
به گفته پژوهشگران، در کشورهای در حال توسعهای همچون ایران، بهدلیل وجود محدودیتهای ساختاری، بهویژه در حوزههای اقتصادی و فرهنگی، امکان تجربهورزی و ریسکپذیری برای جوانان کاهش مییابد.
در این مقاله آمده است: «چنین وضعیتی آنان را در مقایسههای دائمی و تحقیرکننده با همسالان خود قرار میدهد و آنان را وادار میکند که زندگی خود را در ترازو قرار دهند؛ ترازویی که قاعدتا حسرتبار است.»
مرادی و همکاران معتقدند این شرایط، جوانان را بیش از پیش به سوی فضای مجازی سوق میدهد؛ محیطی که در آن مقایسههای مداوم با همتایان و توصیههای سادهسازیشده سلبریتیها، فشار روانی مضاعفی ایجاد میکند و «حسرتهایی واقعی و فراواقعی» را در پی دارد.
آواتارهای فراواقعی؛ جایی که موفقیت سراب میشود
هسته نظری این پژوهش حول مقوله «آواتارپایی: حسرتهای فراواقعی» شکل گرفت.
به تعبیر نویسندگان، آواتارپایی زمانی رخ میدهد که جوانان در مواجهه با تصاویر صیقلخورده و اغراقشده از زندگی افراد مشهور، «بین واقعیت و تصور ذهنی از امکان موفقیت» گرفتار میشوند.
در این مقاله آمده است که «بهواسطه محدودیتهای ساختاری و آواتارپایی برای موفقیت، حسرتهای فراواقعی در جوانان شکل میگیرد» و موفقیت برای آنان به سرابی دائمی تبدیل میشود.
به باور مرادی و همکاران، دنبالهروی افراطی از سلبریتیها میتواند حسرت را در فرد فعال کند و انتشار «کوچکترین خبر و عکسی» از موفقیت آنان بر روی جمع زیادی از افراد تاثیر بگذارد.
بر پایه نتایج پژوهش، پیامدهای دنبالهروی از چهرههای مشهور تنها به تقلید ظاهری محدود نمیشود.
بخشی از جوانان در همین رابطه به «پذیرش فشارهای عاطفی»، «ناسازگاری سلیقهای در خانواده» و «سازگاری اجباری» اشاره کردند؛ یعنی تضادی که میان ارزشهای خانوادگی و جهانبینی دیجیتال پدید میآید.
از سوی دیگر، حس ناکامی ناشی از مقایسه دائمی میتواند بر مسیر انتخاب تحصیلی یا شغلی تاثیرگذار باشد.
این وضعیت، جوانان را در معرض «مقایسههای تحقیرآمیز» قرار میدهد و «مقیاسی سرشار از حسرت» میسازد.
نیاز جامعه به الگوهای واقعیتر
نویسندگان تاکید میکنند بحران شکلگیری الگوهای مبتنی بر شهرت، نشانهای از گسست میان ظرفیتهای واقعی جامعه و انتظارات جوانان است.
به باور آنها، «حسرتهای فراواقعی نتیجه تلاقی محدودیتها و تمایل جوانان به موفقیت است» و بدون اصلاح شرایط ساختاری، این چرخه همچنان بازتولید خواهد شد.
این پژوهش بر پایه مصاحبه با ۲۰ دانشجوی ۱۸ تا ۱۹ ساله، شامل ۱۰ پسر، ۹ دختر و یک فرد تراجنسیتی، انجام گرفت.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.