• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

برای حاکمان ایران غرق شدن کشتی اهمیتی ندارد؛ خانواده‌هایشان سال‌ها پیش فرار کرده‌اند

لادن بازرگان
لادن بازرگان

فعال سیاسی و مدافع حقوق بشر

۲۶ آبان ۱۴۰۴، ۲۱:۵۱ (‎+۰ گرینویچ)

فرزندانِ صاحب‌امتیاز طبقه حاکم ایران، آینده‌ خود را در خارج از کشور می‌سازند؛ همان آینده‌ای را که والدینشان نزدیک به نیم قرن از میلیون‌ها ایرانی دریغ کرده‌اند.

هر جامعه‌ای طبقه صاحب‌امتیاز خود را دارد. اما در معدود کشورهایی شکاف میان حاکمان و مردمان به اندازه جمهوری اسلامی این‌چنین آشکار است.

رهبران تهران همچنان اصرار دارند که نظام ساخته‌شده پس از انقلاب ۱۳۵۷ نظامی درستکار، مستقل و از نظر اخلاقی برتر از غرب است.

آن‌ها می‌گویند ایران خودکفاست و از نظر فرهنگی در برابر نفوذ خارجی مصون است. همچنین از شهروندان عادی می‌خواهند وفادار بمانند، سختی را تحمل کنند و انزوا را فضیلت بدانند.

اما همین روایت وقتی پای خانواده‌های خودشان به میان می‌آید، فرو می‌ریزد.

فرزندان قدرتمندترین چهره‌های سیاسی، نظامی و روحانی ایران، در اکثریت قاطع موارد انتخاب می‌کنند که در جایی دیگر زندگی کنند؛ بیش از همه در ایالات متحده، کانادا، اروپا یا استرالیا. آن‌ها در دانشگاه‌های غرب تحصیل می‌کنند، در شرکت‌های غربی کار می‌کنند و از آزادی‌های غرب بهره‌مند می‌شوند.

این نه اتفاق است و نه استثنا؛ الگویی است آن‌قدر تکرارشونده که ایرانی‌ها برایش نامی گذاشته‌اند: «دیاسپورای امتیاز.»

فهرستی که سر دراز دارد

به خانواده لاریجانی نگاه کنید؛ خانواده‌ای که سال‌ها در مرکز معماری قدرت جمهوری اسلامی قرار داشته است.

علی لاریجانی که رییس صداوسیمای دولتی، مذاکره‌کننده هسته‌ای، دبیر شورای عالی امنیت ملی و به‌مدت ۱۲ سال رییس مجلس بوده، سال‌ها مردم را از «خطر نفوذ آمریکا» می‌ترساند.

بااین‌همه، دختر او که پزشک است، در ایالت اوهایو زندگی می‌کند و طبابت دارد؛ او زندگی‌اش را دقیقا در همان کشوری ساخته که پدرش آن را «تهدیدی برای موجودیت» ایران تصویر می‌کند.

100%
یحیی رحیم‌صفوی

یا یحیی رحیم‌صفوی را در نظر بگیرید؛ فرمانده پیشین کل سپاه پاسداران و یکی از نزدیک‌ترین مشاوران رهبر جمهوری اسلامی که در تعریف مفهوم «مقاومت فرهنگی» نقش داشت و بر اجرای حجاب اجباری نظارت می‌کرد.

دختر او اکنون آزادانه در استرالیا زندگی می‌کند و دقیقا از همان انتخاب‌هایی بهره‌مند است که پدرش دهه‌ها از زنان ایرانی دریغ می‌کرد.

حتی خانواده‌هایی که به جناح‌های «میانه‌رو» یا «اصلاح‌طلب» جمهوری اسلامی نسبت داده می‌شوند نیز همین مسیر را می‌روند.

دو دختر محمد خاتمی، رییس‌جمهوری پیشین، برای تحصیلات عالی به خارج رفتند و مدتی طولانی در خارج از کشور زندگی کردند.

دختر خواهر حسن روحانی که خود، دختر یکی از دستیاران رییس‌جمهوری و مذاکره‌کنندگان ارشد هسته‌ای است نیز همین مسیر را رفت. وقتی پای فرصت‌های خارج باز می‌شود، اختلافات جناحی ناپدید می‌شوند.

این تناقض بارها تکرار می‌شود. معصومه ابتکار، یکی از سخنگویان گروگان‌گیران سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸، سال‌ها اشغال سفارت را توجیه کرد. دهه‌ها بعد، پسرش را برای تحصیل به لس‌آنجلس فرستاد؛ شهری که نسل او در تبلیغاتش آن را نماد فساد و انحطاط معرفی می‌کرد.

خواهر و برادرِ نوبخت که هر دو پزشکانی سرشناس در موسسات برتر پزشکی آمریکا هستند، مسیر مشابهی را پیمودند.

پدر و عموی آنان در جایگاه‌های ارشد، سیاست‌های اقتصادی و بودجه‌ای ایران را شکل دادند؛ سیاست‌هایی که موجب کمبود بودجه و نیرو در بیمارستان‌های ایران شد.

بااین‌حال، فرزندانشان در خارج از کشور، در نظام‌هایی بر پایه ثبات و آزادی علمی، کارنامه‌ای درخشان ساختند.

حتی نوه‌های ارشدترین روحانیان ایران نیز بخشی از همین خروج‌اند.

زهرا تخشید، نوه محمدرضا مهدوی‌کنی ــ رییس پیشین مجلس خبرگان و پاسدار «طهارت ایدئولوژیک» رژیم، اکنون در یک دانشگاه آمریکایی حقوق تدریس می‌کند.

حوزه کاری او بر حقوق، آزادی‌ها و رسانه‌های دیجیتال متمرکز است؛ موضوعاتی که در داخل کشور بلافاصله با سانسور حکومتی برخورد می‌کنند.

خروجی مبتنی بر معامله

در کنار هم دیدن این نمونه‌ها، حقیقت سیاسی‌ای را برملا می‌کند که رژیم قادر به پنهان کردنش نیست؛ حاکمان ایران به نظامی که بر مردم تحمیل کرده‌اند، اعتماد ندارند.

اگر اعتماد داشتند، فرزندانشان در کشور می‌ماندند؛ در دانشگاه‌های همین نظام درس می‌خواندند، به بیمارستان‌هایش تکیه می‌کردند و آینده‌ خود را در همان جامعه‌ای می‌ساختند که والدینشان بر آن حکومت می‌کنند. اما این کار را نمی‌کنند؛ آرام و پیوسته می‌روند.

این خروج، ایدئولوژیک نیست؛ بر پایه معامله است. وقتی به کانون قدرت وصل باشی، درهای دنیا به رویت باز می‌شود.

در حالی‌ که مردم عادی ایران با تحریم، تورم، بیکاری و محدودیت‌های شدید در سفر و فرصت‌های زندگی روبه‌رو هستند، فرزندان مقام‌های بلندپایه به‌راحتی از این سدها عبور می‌کنند.

گذرنامه‌های غربی، ویزاهای بلندمدت، مدارک تحصیلی ممتاز و شغل‌های پردرآمد، با پول، نفوذ و مصونیت سیاسی برایشان دست‌یافتنی می‌شود.

این، آن نوع مهاجرتی نیست که سرکوب یا فروپاشی اقتصادی به مردم تحمیل کرده باشد؛ همان مسیری که میلیون‌ها ایرانی عادی از سر ناچاری در پیش گرفته‌اند.

این چیز دیگری است؛ مهاجرتِ طبقه حاکم که از امتیاز و تناقض زاده شده است.

بلندتر از هر شعار

فرزندان این طبقه، طبعا حق دارند هر کجا خواستند زندگی کنند و آینده‌ خود را آن‌گونه که می‌خواهند بسازند؛ اما انتخاب‌هایشان، این خروج آرام و بی‌سروصدا، بلندتر از شعارهای والدینشان سخن می‌گوید.

وقتی پسران و دختران وزیران، فرماندهان، روسای مجلس و چهره‌های نمادین انقلاب، لس‌آنجلس را به تهران، کلیولند را به قم، ملبورن را به مشهد و واشینگتن را به اصفهان ترجیح می‌دهند، حکمی صادر می‌کنند قوی‌تر از هر مانیفست مخالفان: این نظام حتی برای معمارانش هم کافی نیست.

جمهوری اسلامی از مردم وفاداری می‌خواهد، اما وارثان خودش حاضر نیستند زیر همان شرایطی زندگی کنند که برای دیگران ساخته شده است.

این جوهره ریاکاری است؛ محدودیت برای ایرانیان عادی اجباری است، اما آزادی برای فرزندان طبقه حاکم ارثی است.

حکومتی که فرزندانش از ایدئولوژی‌اش می‌گریزند، نمی‌تواند ادعای مشروعیت کند.

انقلابی که وارثانش آن را ترک کرده‌اند، نمی‌تواند ادعای موفقیت کند. و نظامی که فرزندان صاحب‌امتیاز خود را به غرب صادر می‌کند و در عین حال مردمش را در داخل محبوس نگه می‌دارد، الگو نیست؛ تناقضی است که زیر بار دروغ‌های خود فروخواهد ریخت.

Banner

پربازدیدترین‌ها

بازگشت محسن نامجو به ایران؛ در خدمت شر
۱
تحلیل

بازگشت محسن نامجو به ایران؛ در خدمت شر

۲

برداشت مبهم از حساب مردم؛ بانک ملی می‌گوید در حال «اصلاح اطلاعات» است

۳
تحلیل

نقشه مجتبی خامنه‌ای برای ایران پس از جنگ

۴
تحلیل

آیا ترکیه هزینه جنگ اقتصادی آمریکا علیه حکومت ایران را می‌پردازد؟

۵

تعلیق یک معافیت ۱۲ساله؛ تحریم‌های آمریکا به آزمون‌های دانشگاهی و علمی ایرانیان رسید

انتخاب سردبیر

  • کودکان و نوجوانان مناطق مرزی ایران زیر فشار فقر به کولبری روی آورده‌اند

    کودکان و نوجوانان مناطق مرزی ایران زیر فشار فقر به کولبری روی آورده‌اند

  • تعلیق یک معافیت ۱۲ساله؛ تحریم‌های آمریکا به آزمون‌های دانشگاهی و علمی ایرانیان رسید

    تعلیق یک معافیت ۱۲ساله؛ تحریم‌های آمریکا به آزمون‌های دانشگاهی و علمی ایرانیان رسید

  • کوکتل نفتی آمریکا و ونزوئلا؛ رقیب جدید نفت روسیه در اروپا و الگویی برای آینده ایران
    تحلیل

    کوکتل نفتی آمریکا و ونزوئلا؛ رقیب جدید نفت روسیه در اروپا و الگویی برای آینده ایران

  • انقلاب ملی در شهرستان‌های تهران؛ تکرار الگوی قلع و قمع سوریه در سرکوب شهریار

    انقلاب ملی در شهرستان‌های تهران؛ تکرار الگوی قلع و قمع سوریه در سرکوب شهریار

  • جمهوری جادو، مملکت امام زمان
    تحلیل

    جمهوری جادو، مملکت امام زمان

  • فرزندان مقامات جمهوری اسلامی؛ فرزندان «آزادی» در سایه نظام اجبار

    فرزندان مقامات جمهوری اسلامی؛ فرزندان «آزادی» در سایه نظام اجبار

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.