عراقچی به فاکسنیوز: حتی به قیمت تهدیدهای سنگین جهانی، از غنیسازی دست نمیکشیم
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، با تاکید بر اینکه «غنیسازی به مسئلهای حیثیتی و غرور ملی تبدیل شده است» اعلام کرد که جمهوری اسلامی حتی به بهای تهدیدهای سنگین جهانی و تحریمهای شدید از غنیسازی دست نخواهد کشید.
عراقچی دوشنبه ۳۰ تیر در گفتوگو با فاکسنیوز گفت: «برنامه غنیسازی ما برایمان بسیار عزیز است و نمیتوانیم از آن دست بکشیم زیرا دستاورد دانشمندان ماست و اکنون مسئلهای مربوط به غرور ملی است.»
او افزود: «هدف اصلی آمریکا برای متوقف کردن برنامه هستهای ایران از طریق جلوگیری کامل از هرگونه غنیسازی، به احتمال زیاد محقق نخواهد شد؛ حتی با وجود تهدیدهای سنگین بینالمللی و تحریمهای شدید.»
عراقچی در بخشی از گفتوگو با برت بِر، مجری برنامه «گزارش ویژه»، خسارتهای وارد آمده به تاسیسات هستهای ایران در اثر حملات ماه گذشته آمریکا را «شدید» توصیف کرد، اما از اظهار نظر درباره سرنوشت اورانیوم غنیشده شانه خالی کرد.
او ادامه داد: «تاسیسات ما آسیب دیدهاند، آسیب جدی. سازمان انرژی اتمی در حال ارزیابی میزان دقیق آسیب است، اما تا آنجا که من اطلاع دارم، این آسیبها جدی بودهاند و باعث توقف کامل فرآیند غنیسازی شدهاند.»
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در حالی هرگونه احتمال توقف غنیسازی را رد کرده که قرار است معاونان او چهار روز دیگر با معاونان وزیران امور خارجه سه کشور بریتانیا، فرانسه و آلمان درباره آینده فعالیتهای هستهای مذاکره کنند.
هفته گذشته سه کشور اروپایی به جمهوری اسلامی هشدار داده بودند که فورا گفتوگوهای دیپلماتیک را از سر بگیرد و برای حل مسئله هستهای قدمهایی ملموس بردارد، در غیر اینصورت نهم شهریور مکانیسم ماشه فعال خواهد شد.
برنامه موشکی را هرگز کنار نمیگذاریم
عراقچی وضعیت موشکی جمهوری اسلامی بعد از جنگ ۱۲ روزه را «خوب» و توان دفاعی کشور را «پابرجا» توصیف کرد و افزود: «موشکها قابلاعتمادترین ابزار دفاعی ما هستند، بنابراین، برنامه موشکیمان را ادامه خواهیم داد. هنوز تعداد زیادی موشک برای دفاع از خودمان در اختیار داریم.»
او در بخش دیگری از گفتوگو در پاسخ به این پرسش که آیا ایران حاضر است توافقی شامل کاهش توان و تولیدات موشکی را بپذیرد گفت: «موشکهای ما ماهیت بازدارنده دارند؛ آنها برای دفاع طراحی شدهاند نه برای حمله. همچنین با اطمینان میتوانم بگویم که موشکهای ایرانی هرگز به کلاهک هستهای مجهز نخواهند شد. این موضوع قطعی است.»
جدال لفظی بر سر «مرگ بر آمریکا» و کارزار ترور ترامپ
در بخشی از این گفتوگو، برت بِر با اشاره به تکرار شعار مرگ بر آمریکا از سوی رهبر ایران، پرسید: «آیا ایران در حال حاضر در واکنش به کشته شدن قاسم سلیمانی به دنبال ترور ترامپ، جان بولتون، مایک پومپئو یا دیگر اعضای دولت آمریکاست؟»
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی تاکید کرد که «نه، ما هرگز چنین چیزی نگفتهایم» و ادامه داد: «شاید برخی افراد، اینجا یا آنجا، حرفهایی از این قبیل زده باشند، اما این هرگز موضع رسمی ایران نبوده است.»
پس از آن، بِر تصویری از کارزاری به نام «عهد خون» با هدف تامین جایزه برای ترور دونالد ترامپ را نشان داد و به فتوای تعدادی از مراجع قم در این باره اشاره کرد.
عراقچی این موارد را «پروپاگاندا» خواند و ادعای مسعود پزشکیان درباره شعار مرگ بر آمریکا را تکرار کرد. او گفت: «همواره گفتهایم وقتی رهبر انقلاب میگویند «مرگ بر آمریکا»، منظورشان سیاستهای سلطهجویانه ایالات متحده است، نه مردم آمریکا.»
او همچنین در واکنش به اصرار بِر درباره کارزار جمعآوری پول برای ترور ترامپ، وجود چنین چیزی را بهطور تلویحی پذیرفت و گفت: «بله، ممکن است افراد یا گروههای تندرو، چه در داخل ایران و چه خارج از آن، چیزهایی مانند آنچه شما گفتید گفته باشند، اما این هرگز سیاست ما نبوده و در آینده هم نخواهد بود.»
او در ادامه موضع رسمی جمهوری اسلامی در مواجهه با اتهام ترور مخالفانش را تکرار کرد: «سیاست جمهوری اسلامی هرگز ترور هیچ فردی در خارج از کشور نیست، چه رسد به رئیسجمهور کشوری دیگر.»
جمهوری اسلامی همچنان به حمایت از حماس، حزبالله و حوثیها ادامه میدهد
بخش دیگری از این گفتوگو به حمایت ایران از گروههایی که از سوی آمریکا و دیگر کشورها در فهرست گروههای تروریستی قرار دارند اختصاص داشت.
مجری برنامه در واکنش به ادعای عراقچی در خصوص شعار مرگ بر آمریکا گفت: «با تمام احترامی که قائلم باید بگویم ایران همچنان به حماس و حزبالله و حوثیها سلاح و پهپاد و موشک میدهد. حوثیها هر روز در حال شلیک به کشتیهای آمریکایی هستند و اقداماتشان به مرگ و کشتار منجر میشود، با این وجود شما از آنها حمایت میکنید.»
عراقچی در پاسخ گفت که این همان کاری است که آمریکا و اسرائیل انجام میدهند؛ اینکه آمریکا «با تمام سلاحهای پیشرفتهاش» از اسرائیل حمایت کرده و میکند تا «مردم را در فلسطین، غزه، کرانه باختری، لبنان، یمن، سوریه و حالا ایران بکشد.»
او در ادامه گروههای مسلح مورد اشاره را «مبارزان آزادی» خواند و گفت که آنها برای «آرمانهای عادلانهشان» میجنگند.
عراقچی تاکید کرد: «ما همواره آنها را به لحاظ سیاسی و از روشهای دیگر حمایت کردهایم چون معتقدیم آنها برای چیزی کاملا مشروع میجنگند.»
«محو کردن اسرائیل از روی نقشه هرگز سیاست ایران نبوده است»
در این بخش از گفتوگو بِر به قصد گروههای نیابتی تحت حمایت ایران در خصوص «پاک کردن اسرائیل از روی نقشه جهان» اشاره کرد و عراقچی در پاسخ گفت: «ما هرگز چنین چیزی نگفتهایم. اگر این گروهها گفتهاند به خودشان مربوط است. آنها برای سرزمینشان میجنگند و ممکن است هر چیزی بگویند. اما پاک کردن اسرائیل از روی نقشه هرگز سیاست ایران نبوده است.»
او ادامه داد: «جمهوری اسلامی مادامیکه آنها برای مطالبات بهحقشان میجنگند، به حمایت از آنها ادامه خواهد داد.»
صفحه اول روزنامه کیهان، ۱۸ شهریور ۱۳۶۱
«به آمریکاییها بدبینیم و برای گفتوگوی مستقیم با آنها آماده نیستیم»
این مصاحبه با پرسشی درباره احتمال گفتوگوی مستقیم میان جمهوری اسلامی و دولت ترامپ پایان یافت. عراقچی در پاسخ گفت: «در حال حاضر نه، شاید در آینده. همهچیز بستگی دارد به اینکه آیا ایالات متحده آماده است با ایران بر اساس احترام متقابل و منافع برابر وارد مذاکره شود یا نه.»
او با اشاره به خروج ایالات متحده از برجام در نخستین دولت ترامپ گفت: «آن تجربه برای ما موفقیتآمیز نبود. به همین دلیل اکنون نسبت به آمریکاییها بدبینیم و آمادگی ورود به گفتوگوی مستقیم با آنها را نداریم. اما در لحظهای که احساس کنیم شرایط درست و منصفانهای برقرار شده، هر چیزی ممکن خواهد بود.»
پس از حمله هوایی اسرائیل به زندان اوین در جریان جنگ ۱۲ روزه با جمهوری اسلامی، همچنان اطلاع دقیقی از وضعیت زندانیان ترنس و الجیبیتیکیو پلاس محبوس در این زندان در دست نیست.
زندان اوین، دوم تیر و در جریان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و جمهوری اسلامی هدف حمله قرار گرفت. پس از این حمله، محمد حبیبی، زندانی سیاسی پیشین و محمد حسنپوره، معلم زندانی در اوین، در شبکه ایکس به کشته شدن تعدادی از افراد از جمله زندانیان ترنس اشاره کردند اما در هیچ یک از روایتها به تعداد مشخص کشتهشدگان اشاره نشد.
یکی از کارمندان بخش اداری زندان اوین که در حمله اسرائیل بهصورت سطحی زخمی شده است و به شرط ناشناس ماندن با ایران اینترنشنال گفتوگو کرد، درباره وضعیت زندانیان ترنس و آخرین آمار آنان گفت که تعداد زندانیان این بخش در ماههای منتهی به حمله دوم تیرماه، بین ۱۴ تا ۳۶ نفر در نوسان بوده وهیچگاه از ۳۶ نفر فراتر نرفته است.
با این حال، روزنامه نیویورک تایمز ۱۵ تیر در گزارشی به نقل از یک وکیل دادگستری نوشت که نزدیک به ۱۰۰ نفر از زندانیان ترنس و الجیبیتیکیو پلاس، در جریان حمله اسرائیل به زندان اوین کشته شدهاند.
منبع ایراناینترنشنال با رد این عدد گفت اطلاعات او نشان میدهد در کل زندانهای استان تهران، ۱۰۰ زندانی ترنس و الجیبیتیکیو پلاس نگهداری نمیشوند و این گزارش نمیتواند درست باشد.
او به ایراناینترنشنال گفت که افراد ترنس محبوس در زندان اوین، به دلایل مختلفی بازداشت و زندانی شده بودند: «از اتهامات مالی و درگیری و ضرب و جرح بگیر تا زنانه پوشیدن برای افرادی که ظاهری مردانه داشتند و شماری از آنها هم کارگر جنسی بودند.»
بیخبری زندانیان سیاسی از سرنوشت زندانیان ترنس
یک زندانی ترنس که بین سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۳ با اتهامات مالی در زیرزمین بند یک (بند ترنسها) دوره زندان خود را گذرانده است، به ایراناینترنشنال گفت: «تعداد زندانیان این بند در دورههای مختلف بهدلیل آزادی یا بازداشتهای جدید تغییر میکرد. در دورهای که من بودم از ۹ نفر تا ۳۰ و چند نفر را دیدم.»
سه زندانی سیاسی فعلی و پیشین هم در گفتوگو با ایراناینترنشنال، به عدم دسترسی به زندانیان ترنس و اخبار و اطلاعات مربوط به آنها تاکید کردند.
یکی از این زندانیان به احتمال جابهجایی این زندانیها در ماههای پیش از حمله اسرائیل به ساختمانی متروکه در اطراف بند چهار زندان اشاره کرد و گفت: «ما هیچگاه این افراد را نمیدیدیم اما در ماههای گذشته شایعاتی در خصوص جابهجایی آنها مطرح شده بود. اگر این شایعات درست باشد و آنها به محدوده نزدیک به بند چهار و ساختمانهای اداری منتقل شده باشند، احتمال آسیب دیدن یا کشته شدنشان وجود دارد.»
یکی از مددکاران زندان اوین نیز با اشاره به اینکه روز ملاقات زندانیان ترنس با اعضای خانواده خود یک دوشنبه در هر ماه بود، گفت دوشنبه دوم تیر که حمله اسرائیل به زندان اوین رخ داد، این زندانیان ملاقات نداشتند و طبیعتا در سالن ملاقات که آسیب فراوانی دیده، حضور نداشتند.
اعضای خانواده یک زندانی هم به نقل از او به ایراناینترنشنال گفتند زندانیان از برخی کارمندان زندان تهران بزرگ شنیدهاند که زندانیان ترنس، پس از حمله اسرائیل به این زندان منتقل شدند.
خانواده این زندانی به نقل از او گفت: «اخباری در خصوص کشته شدن سه زندانی ترنس و زخمی شدن تعدادی دیگر در حمله اسرائیل به اوین، در این زندان شنیده شده است.»
ایراناینترنشنال نمیتواند مستقلا این آمار را تایید کند.
محل نگهداری زندانیان ترنس و الجیبیتیکیو پلاس در زندان اوین
زندانیان ترنس و الجیبیتیکیو پلاس در زندان اوین از سالهای دور در شرایطی جدا از سایر زندانیان محبوس بودند. تا پیش از دی سال ۱۳۹۸، این زندانیان در سلولهای انفرادی و چند نفری بند امنیتی ۲۴۰ زندان اوین نگهداری میشدند اما بر اساس گزارشی که سایت ایران وایر در خرداد ۱۴۰۰ منتشر کرد و همچنین بررسیهای ایراناینترنشنال، این زندانیان در دی سال ۱۳۹۸ به زیرزمین بند یک زندان اوین منتقل شدند.
از طبقه همکف بند یک زندان اوین به عنوان قرنطینه استفاده میشود. زندانیان در بدو ورود به زندان، به این بند منتقل و پس از دو روز، بر حسب نوع اتهام، حکم یا قرار وثیقه، به بندهای مختلف انتقال داده میشوند. این ساختمان زیرزمینی دارد که در سال ۱۳۹۸ به محل نگهداری زندانیان ترنس و دگرباش بدل شد.
موقعیت جغرافیایی این ساختمان به گونهای است که بر اساس تصاویری که پس از حمله اسرائیل از زندان منتشر شد، آسیبی به آن نرسیده است.
آمارهای رسمی و تردیدها
سازمان حقوق بشری ههنگاو که پیشتر گزارشهایی درباره زندان اوین و حمله اسرائیل به آن منتشر کرده است، در پاسخ به ایراناینترنشنال درباره کشته شدن زندانیان ترنس در این حمله اعلام کرد: «ما تاکنون هیچ گزارش موثقی مبنی بر کشته شدن این تعداد از زندانیان تراجنسیتی دریافت نکردهایم؛ هرچند گزارشهایی رسمی حاکی از کشته شدن شماری از افراد در حمله اسرائیل به این زندان منتشر شده است و همچنین اعلام گردیده که شماری از زندانیان موفق به فرار شدهاند.»
اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه، ۹ تیر اعلام کرد ۷۹ نفر از مراجعان، خانواده زندانیان، کادر اداری، سربازان وظیفه و زندانیان در این حمله کشته و تعدادی نیز مجروح شدند.
قوه قضاییه تاکنون نام و تصاویر ۴۱ نفر از پرسنل زندان را که در حمله اسرائیل کشته شدند منتشر کرده که سرشناسترین آنها علی قناعتکار، سرپرست دادسرای اوین (مقدسی) و معاون امنیتی دادستان تهران و روحالله توسلی، معاون زندان اوین بودند.
نام و تصاویر ۱۳ نفر از سربازان وظیفه که در این حمله کشته شدند نیز منتشر شده است.
یکی از قربانیان، مهرانگیز ایمنپور، همسر سابق رضا خندان مهابادی، نویسنده و عضو کانون نویسندگان بود که در مجاورت زندان اوین زندگی میکرد و در روز حمله در آن منطقه حاضر شده بود.
لیلا جعفرزاده، شهروند دیگری است که روز حمله برای انجام امور اداری مرتبط با همسرش که در زندان اوین دوران محکومیت خود را میگذراند، به دادسرای اوین رفته بود و همانجا کشته شد.
همچنین نام مهرداد خیری، فرزند پنج ساله زهرا عبادی، کارمند زندان اوین نیز در میان کشتهشدگان حمله به زندان اوین مشاهده میشود.
مغایرت آمارها و قربانیان گمنام
آمار رسمی کشته شدن ۷۹ نفر در زندان اوین با اسامی و تعداد افراد کشته شده اختلافی ۲۲ نفره دارد. هویت ۵۷ نفر از کشتهشدگان در زندان اوین اعلام شده اما از ۲۲ قربانی دیگر اطلاعاتی در دست نیست.
سخنگوی قوه قضاییه ۲۱ تیر اعلام کرد تعداد زندانیان کشته شده در زندان اوین پنج نفر بودند که همه آنها با اتهامات مرتبط با جرایم مالی زندانی شده بودند.
قوه قضاییه به هویت این پنج زندانی اشارهای نکرده است.
در روزهای پس از حمله به زندان اوین، در روایتهای شماری از زندانیان از آنچه در روز حمله تجربه کردند، به کشته شدن تعدادی از بازجویان امنیتی در زندان اشاره شده است. نام و تعداد این افراد از سوی مقامهای رسمی اعلام نشده است.
ابهام در سرنوشت زندانیان ترنس
با وجود گزارشها و آمارهای مختلف، فقدان شفافیت رسمی در مورد سرنوشت دقیق زندانیان ترنس و الجیبیتیکیو پلاس، نگرانیها و ابهامات جدی را در سطح جامعه و خانوادههای آنان ایجاد کرده است.
عدم انتشار اطلاعات کامل و دسترسی نداشتن به اخبار مرتبط با این افراد، موجب افزایش تردیدها و گمانهزنیها شده و مانع از شفافیت و بررسی دقیق شرایط آنان میشود.
روشن نشدن نام و مشخصات دستکم ۲۲ نفر از کسانی که بر اساس آمار رسمی در حمله به زندان اوین کشته شدهاند، به ابهام و نگرانیها درباره سرنوشت زندانیان ترنس که تا پیش از این حمله در زندان اوین محبوس بودند، دامن زده است.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.