زندانیان سیاسی در فضایی خشونتبار و تحقیرآمیز از زندان اوین به زندان تهران بزرگ منتقل شدند
بر اساس روایتهای منتشرشده از سوی شماری از زندانیان سیاسی، مسئولان زندان اوین و سازمان زندانها، پس از حمله اسرائیل به زندان اوین، از صدها زندانی سیاسی به عنوان «سپر انسانی» بهره بردند و آنها را در شرایطی تحقیرآمیز، غیرانسانی با دستبند و پابند، به زندان تهران بزرگ منتقل کردند.
در پی حمله هوایی دوم تیرماه اسرائیل به زندان اوین و انتقال گروهی از زندانیان سیاسی به زندانهای تهران بزرگ و قرچک ورامین، روایتهایی منتشر شده که از خشونت گسترده، تحقیر سیستماتیک و بیتوجهی کامل مسئولان جمهوری اسلامی به جان زندانیان حکایت دارد.
این روایتها نشان میدهند که مقامات قضایی و امنیتی نهتنها هیچ تلاشی برای محافظت از زندانیان در شرایط اضطراری نکردهاند، بلکه با بستن دست و پای آنها، تهدید با اسلحه و انتقال شبانه و ناگهانی، کرامت انسانی زندانیان را بهطور آشکار نقض کردهاند.
در واکنش به این رویداد، شماری از زندانیان سیاسی با انتشار نامهها و بیانیهها و تماسهایی تلفنی از درون زندان، نسبت به رفتار تحقیرآمیز ماموران، وضعیت غیرانسانی زندانهای تهران بزرگ و قرچک ورامین و سکوت و بیتفاوتی نهادهای مسئول اعتراض کردهاند.
آنها تاکید کردهاند که در شرایط جنگی، نهتنها از ابتداییترین حقوق خود محروم شدهاند، بلکه با خطر جانی مضاعف مواجهاند.
این روایتها، انتقال زندانیان را نه اقدامی امنیتی، بلکه تلاشی برای انتقامگیری سیاسی و سرکوب مضاعف مخالفان و منقدان جمهوری اسلامی توصیف کردهاند.
قدیانی و محمودیان: میان دو خطر، ما قربانی بودیم
ابوالفضل قدیانی و مهدی محمودیان، دو فعال سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ، در روایتی مشترک از حمله اسرائیل به زندان اوین، با شرح جزئیات حمله، از انفجارهایی گفتند که بخشهایی از زندان از جمله بهداری و انبارهای غذایی را ویران کرد و منجر به کشته و زخمی شدن دهها نفر از جمله زندانیان شد.
این دو زندانی سیاسی تاکید کردند که بارها هشدار داده بودند نگهداشتن زندانیان در شرایط جنگی، جان آنان را با خطر جدی روبهرو میکند. با این حال، نهتنها هیچ توجهی به این هشدارها نشد، بلکه حکومت با اعمال محدودیتهای بیشتر، فشارها را افزایش داد.
آنها با اشاره به پیشنهاد اعطای مرخصی یا آزادی زندانیان پیش از حمله و بیاعتنایی مسئولان به آن نوشتهاند: «جمهوری اسلامی هیچ ارزشی برای جان انسانها قائل نیست و زندانیان را عملا به عنوان «سپر انسانی» به کار میگیرد.»
به گفته آنان، در حالی که زندانیان برای امدادرسانی به یاری مجروحان رفته بودند، نیروهای امنیتی با اسلحههای آماده شلیک، آنها را تهدید کردند.
قدیانی و محمودیان در روایت خود به انتقال اجباری زندانیان اشاره کردند که با تهدید به شلیک به زندانیان تنها ۱۰ دقیقه فرصت داده شد. به گفته آنها، گویا سرکوبگران جمهوری اسلامی قصد داشتند کاری را انجام دهند که اسرائیل موفق به انجام آن نشد.
این دو زندانی سیاسی با انتقاد شدید از سیاستهای جنگطلبانه علی خامنهای، نوشتند:« کسی که بهجای صلح، بر طبل جنگ میکوبید و خود را ولیامر مسلمین میدانست، در پناهگاه امن پنهان شده بود، در حالی که ما با دستان بسته، قربانی سیاستهایی شدیم که سالها نسبت به آن هشدار داده بودیم.»
آنها اضافه کردند: «اینجا، میان دو خطر، ما اسیر و قربانی بودیم، قربانی سیاستهایی که زندگی و کرامت انسانیمان را به بازی گرفته بود.»
رضا خندان: زندانیان سیاسی از زیر بمباران به زنجیر و تحقیر سپرده شدند
رضا خندان، فعال مدنی زندانی با انتشار گزارشی از زندان تهران بزرگ، با عنوان «گزارش یک جنایت»، جزییاتی تکاندهنده از نحوه انتقال شبانه زندانیان اوین پس از حمله اسرائیل را روایت کرد و نوشت: «رفتاری که با ما شد در تاریخ نظیر نداشته است.»
این فعال مدنی در گزارش خود با اشاره به اینکه پیش از حمله به زندان اوین، بارها به مسئولان هشدار داده شد و خود و بسیاری دیگر خواستار آزادی زندانیانی در شرایط جنگی شدند، نوشت با این حال هیچ اقدامی صورت نگرفت.
او تاکید کرد مسئولیت مستقیم کشتهشدن زندانیان و پرسنل، بر عهده مقاماتی همچون مسئولان زندان، سازمان زندانها، و شخص رییس قوه قضاییه است که آگاهانه قانون را زیر پا گذاشتند و این فاجعه بزرگ را رقم زدند.
به گفته خندان، زندانیان پس از بمباران، بدون رسیدگی درمانی و در حالی که مجروحان همچنان در بند بودند، با دستبند و پابند دو به دو به هم بسته شدند.
او اضافه کرد: «در بند ما هیچیک از زندانیان مجروح به بیمارستان منتقل نشدند، چه مجروحان جزئی و چه مجروحان بدحال. آنها بهجای ایجاد آرامش و امنیت و التیام دادن به زندانیان، آنها را دو به دو غل و زنجیر کردند.»
خندان روایت کرده که زندانیان در میانه آتش ضدهواییها و انفجارها، برای انتقال به صف شدند: «در حالی که دست و پایم به دست و پای همبندیام بسته شده بود، و با هر حرکت هر یک از ما، آن دیگری تعادلش را از دست میداد و زخم پاهایمان از محل پابند عمیقتر میشد.»
او با بیان اینکه صحنه صف زندانیان اسیر و زنجیرشده، یادآور فیلمهای آلمان نازی و اردوگاههای کار اجباری بود، تاکید کرد: «ما به سوی آیندهای تیره و تار قدم برمیداشتیم، صدای زنجیرهایمان ناقوسی بود که روزهای سختتری را نوید میداد.»
این فعال مدنی افزود: «ما زندانی بودیم، زندانی بیگناه، زندانی بیعدالتی. در چشم برهمزدنی جنگزده شدیم، ما سپر انسانی شدیم. سپس زندانبانانمان ما را به اسارت گرفتند. حالا دیگر ما اسیر جنگی هم شده بودیم.»
خندان در پایان هشدار داد که زندان تهران بزرگ، با وضعیت بحرانی بهداشت، کمبود آب و غذا و تراکم بیش از ظرفیت، در آستانه فاجعهای دیگر قرار دارد. او مسئولیت کامل این وضعیت را متوجه حاکمیت دانسته است.
کانون نویسندگان: انتقال زندانیان اوین یادآور تاریخ سیاه دهه شصت است
کانون نویسندگان ایران با انتشار بیانیهای، نسبت به حمله اسرائیل به زندان اوین و انتقال اجباری زندانیان سیاسی به زندانهای تهران بزرگ و قرچک ورامین واکنش نشان داد.
این بیانیه با اشاره به اینکه بر اساس میثاقها و قوانین بینالمللی، حمله به اماکنی مانند زندانها ممنوع است و در شمول «جنایات جنگی» جای میگیرد، حمله اسرائیل به زندان اوین را «جنایتکارانه»، توصیف کرده است.
کانون نویسندگان عملکرد جمهوری اسلامی در خصوص انتقال همراه با «برخوردهای غیرانسانی و تحقیر» زندانیان سیاسی از اوین به زندانهای قرچک ورامین و تهران بزرگ را بهشدت محکوم کرد.
این تشکل صنفی در بیانیه خود نوشت واکنش حاکمیت در انتقال زندانیان اوین به زندانهایی فاقد استانداردهای لازم، این گمان را تقویت میکند که حاکمیت در صدد «انتقامگیری» و «کینجویی» از مخالفان سیاسی و عقیدتی خود در شرایط غبارآلود و نابهنجار فعلی است و اینگونه تاریخ سیاه دهه شصت را تداعی و تکرار میکند.
نویسندگان این بیانیه با اشاره به گزارشهای منتشرشده، شرایط نگهداری زندانیان منتقلشده را «غیرانسانی و تحملناپذیر» توصیف کردند و هشدار دادند که سلامت و جان آنها بهشدت در خطر است.
این تشکل مستقل در ادامه خواستار آزادی فوری و بیقید و شرط تمامی زندانیان سیاسی شد و تاکید کرد که مسئولیت جان همه زندانیان و تمامی پیامدهای این امر، متوجه مقامات حاکمیتی و قضایی جمهوری اسلامی است.
زرتشت احمدی راغب: اگر شهادت و بهشت خوب است، گوارای شما باد؛ چرا پنهان شدهاید؟
زرتشت احمدی راغب، زندانی سیاسی، در تماسی از زندان قزلحصار کرج انتقال زندانیان از اوین به زندان تهران بزرگ، پس از حمله اسرائیل را ظلم مضاعف توصیف کرد.
او با اشاره به تجربه بازداشت خود در زندان تهران بزرگ تاکید کرد که این زندان «هیچگونه شرایط لازم برای یک زندگی انسانی» را ندارد.
احمدی راغب همچنین گفت در وضعیتهایی شبیه جنگ یا شرایط فوقالعاده، باید زندانیان سیاسی و کسانی که اتهامات سبکتری دارند آزاد شوند؛ نه اینکه مقامات حکومتی که سالها برای کشورهای دیگر خط و نشان کشیدهاند و تحریم صادر کردهاند، حالا خودشان بروند و پنهان شوند.
او خطاب به مسئولان افزود: «اگر شهادت و مرگ و بهشت اینقدر خوب است، گوارای شما باد. پس کجا هستید؟ چرا پنهان شدهاید؟ مردمی را که در فقر، نکبت، اعتیاد، گرفتاری و استبداد نگه داشتهاید، امروز با پیامهای بهظاهر میهنپرستانه خطاب میکنید. ایران را عقب نگه داشتهاید؛ سرزمینی که سرشار از آزادیخواهی، روشنگری و آزادگی است.»
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.