انتخابات ۲۰۲۵ کانادا در کشاکش فنسالاری، پوپولیسم و بحران جهانی
هشتم اردیبهشت (۲۸ آوریل) شهروندان کانادا برای شرکت در چهلوپنجمین انتخابات فدرال پای صندوقهای رای خواهند رفت. مارک کارنی، پیر پولیو و جگمیت سینگ در انتخاباتی رقابت میکنند که نتیجهاش مسیر اقتصادی، دیپلماتیک و اقلیمی کانادا را در سالهای آینده تعیین میکند.
این انتخابات به دلیل تشدید تنشهای دیپلماتیک با ایالات متحده، ناپایداریهای اقتصادی و دگرگونیهای سیاسی درون کشور، بهعنوان یکی از سرنوشتسازترین انتخابات دهههای اخیر کانادا توصیف شده است.
این گزارش، تحلیلی جامع از بازیگران اصلی، دستورکارهای حزبی و زمینههای ژئوپلیتیکی و اجتماعی انتخابات ارائه میدهد و نقش کانادا را در عرصه بینالملل و بهویژه تاثیر تحولات آمریکا و موقعیت جوامع مهاجر را بررسی میکند.
زمینه سیاسی: کانادا در آستانه تغییر
کانادا در آستانه یکی از پرتنشترین انتخاباتهای تاریخ معاصر خود قرار دارد؛ انتخاباتی که نهفقط رقابتی بین احزاب داخلی، بلکه بازتابدهنده چالشهای جهانی است.
استعفای کریستیا فریلند، معاون نخستوزیر کانادا در دسامبر سال ۲۰۲۴ بهدلیل اختلافات عمیق در زمینه سیاستهای مالی، نقطه عطفی در بحران سیاسی اخیر کشور بود. این استعفا فشارها را بر نخستوزیر وقت، جاستین ترودو که از سال ۲۰۱۵ قدرت را در دست داشت، افزایش داد.
ترودو نهایتا در آغاز سال ۲۰۲۵ از مقام خود کنارهگیری کرد.
در پی این استعفا، حزب لیبرال کانادا که با کاهش چشمگیر محبوبیت و احتمال شکست سنگین در انتخابات مواجه بود، مارک کارنی، اقتصاددان و رییس پیشین بانک کانادا و بانک انگلستان را به رهبری برگزید.
کارنی در چهاردهم مارس بهعنوان نخستوزیر سوگند یاد کرد و در تاریخ سوم فروردین (۲۳ مارس)، پارلمان را منحل و خواستار برگزاری انتخابات زودهنگام شد. این تصمیم با هدف کسب مشروعیت دموکراتیک برای مقابله با بحرانهای داخلی و تهدیدهای خارجی بهویژه از سوی دولت آمریکا اتخاذ شد.
در همین بازه، دولت ایالات متحده به رهبری دونالد ترامپ، با اعمال تعرفههای سنگین بر واردات کالاهای کانادایی و اظهارات بحثبرانگیز درباره الحاق کانادا به آمریکا تحت عنوان «ایالت پنجاهویکم»، فضای سیاسی کانادا را ملتهب کرد و نگرانیهایی درباره استقلال سیاسی و اقتصادی این کشور پدید آورد.
در جبهه داخلی نیز تورم فزاینده، بحران مسکن و تبعات اقتصادی همهگیری کووید-۱۹ باعث افزایش نارضایتی عمومی شده و هزینههای زندگی به اولویت نخست رأیدهندگان تبدیل شده است.
رهبران اصلی انتخابات چه کسانی هستند؟
انتخابات امسال در ۳۴۳ حوزه انتخابیه برگزار میشود که پنج حوزه جدید آن بر اساس دادههای سرشماری سال ۲۰۲۱ ایجاد شدهاند.
در انتخابات سال جاری میلادی، پنج حزب اصلی صحنهگردان فضای سیاسی کانادا هستند که هر یک با دستورکارها و پایگاههای رای متفاوتی وارد رقابت شدهاند.
مارک کارنی
حزب لیبرال کانادا با کارنی
کارنی، ۶۰ ساله، چهرهای خوشنام در حوزه سیاستگذاری مالی و بانکی بینالمللی است. او رویکرد فنسالارانه (تکنوکراتیک) را به رهبری حزب لیبرال آورده است. سیاستهای پیشنهادی او بر چهار محور اصلی استوار است:
استراتژیاقتصادی: کاهش مالیات برای طبقه متوسط، کنترل رشد هزینههای دولت از حدود ۹ درصد به دو درصد در سال و هدفگذاری برای تراز بودجه تا سال ۲۰۲۸.
دفاعملی: برنامهای برای افزایش بودجه نظامی و تقویت دفاع قطب شمال، با تمرکز بر زیرساختهای دوگانه، از جمله باندهای هوایی.
جزییات مالی هنوز بهصورت رسمی اعلام نشده است.
سیاستهایتجاری: حذف موانع تجارت بیناستانی برای تقویت بازار داخلی در مواجهه با تهدیدات تجاری ایالات متحده.
محیطزیستونوآوری: حمایت از توسعه فنآوریهای سبز و سرمایهگذاری در زیرساختهای پایدار. برنامه مالیات کربن مصرفکننده از اول آوریل ۲۰۲۵ حذف شده اما مالیات بر کربن صنعتی همچنان برقرار است.
کارنی خود را بهعنوان «مدیر بحران» معرفی میکند، اما تسلط اندک او به زبان فرانسه که در استان کبک اهمیت زیادی دارد، میتواند یک نقطه ضعف انتخاباتی محسوب شود.
سیاستهای مهاجرتی و چندفرهنگی او نیز برای جامعه مهاجرانی که به تنوع فرهنگی اهمیت میدهند، اهمیت زیادی دارد.
پیر پالیو
حزب محافظهکار با پییر پولیو
پییر پولیو، ۴۵ ساله، از سال ۲۰۲۲ رهبری حزب محافظهکار را در دست دارد. رویکرد او ماهیتی پوپولیستی دارد و تمرکزش بر مسائل اقتصادی ملموس برای شهروندان عادی و ترویج ملیگرایی است.
سیاستمالی: کاهش مالیات، کاهش هزینههای دولتی (شامل مشاوران، بوروکراسی و کمکهای خارجی). حزب او وعده کاهش قابل توجه کسری بودجه را داده است.
انرژیومحیطزیست: حمایت از استقلال انرژی، ارائه مشوقهای مالیاتی برای فنآوری پاک و مخالفت با محدودیتهای سختگیرانه زیستمحیطی. شعار کمپین او این است: «پایان جنگ علیه خودروها.»
سیاستهایاجتماعی: تاکید بر ارزشهای سنتی، بازنگری در سیاستهای مهاجرتی و افزایش کارایی خدمات عمومی.
سبک تهاجمی پولیو در مناظرات انتخاباتی و لحن او با بخشی از جامعه بهویژه گروههایی از جوانان و مردان طبقه کارگر همخوانی دارد. اما ممکن است رایدهندگان میانهرو و جوامع مهاجر را از او دور کند.
جگمیت سینگ
حزب نیودموکرات با جگمیت سینگ
جگمیت سینگ از سال ۲۰۱۷ رهبری حزب نیودموکرات کانادا را بر عهده دارد. او بر عدالت اجتماعی و سیاستهای ترقیخواهانه تمرکز دارد.
خدماتاجتماعی: گسترش پوشش دارویی، خدمات دندانپزشکی و دسترسی بهتر به آموزش عالی.
سیاستمالیاتی: اعمال مالیات بر ثروت و حذف خلأهای مالیاتی برای تامین مالی برنامههای اجتماعی.
اقداماتزیستمحیطی: اعمال مالیات کربنی در مرزها و حفظ نظام قیمتگذاری کربن برای صنایع.
هرچند حزب نیودموکرات سابقهای طولانی در حمایت از اقشار کمدرآمد دارد، کاهش حمایت مهاجران و رقابت سختتر با احزاب دیگر، جایگاه سینگ را تضعیف کرده است.
ایو-فرانسوا بلانشه
بلوک کبکی با ایو-فرانسوا بلانشه
ایو-فرانسوا بلانشه از سال ۲۰۱۹ رهبری «بلوک کبکی» را به عهده دارد. این حزب تنها در استان کبک فعالیت انتخاباتی دارد و خواهان خودمختاری بیشتر برای این استان است.
حفظهویتفرهنگی: تقویت زبان فرانسه و هویت فرهنگی کبکی.
خودمختاریمالی: کنترل بیشتر بر سیاستهای مهاجرتی و مالی در کبک.
زیستمحیطی: محدود کردن انتشار گازهای گلخانهای و اعمال مالیات بر سود شرکتهای نفتی.
بلوک کبکی با تاکید بر اولویتهای محلی و فرهنگی، رایدهندگان ملیگرا در کبک را هدف گرفته اما با افزایش نفوذ لیبرالها در این استان، موقعیتش متزلزل شده است.
الیزابت می و جاناتان پدنو
حزب سبز با الیزابت می و جاناتان پدنو
رهبری مشترک حزب سبز بر عهده الیزابت می و جاناتان پدنو است و سیاستهای کلی این حزب شامل موارد زیر است.
سیاستهایاقلیمی: توقف پروژههای مرتبط با سوختهای فسیلی، حذف یارانههای این حوزه و گذار به انرژیهای تجدیدپذیر.
عدالتاجتماعی: تضمین درآمد پایه و اجرای برنامههای حمایت اجتماعی گسترده.
اصلاحاتانتخاباتی: تغییر سیستم انتخاباتی به شیوه «نمایندگی متناسب».
اگرچه حزب سبز در نظرسنجیها تنها دو تا پنج درصد آرا را به خود اختصاص میدهد، حضورش در عرصه سیاسی باعث برجسته شدن مباحث محیط زیستی و اصلاحات ساختاری شده است.
مسائل کلیدی انتخابات کانادا
انتخابات ۲۰۲۵ کانادا در بستری از بحرانهای جهانی و داخلی برگزار میشود. چهار موضوع محوری فضای انتخاباتی را شکل دادهاند.
۱- روابطکاناداوایالاتمتحده
۵۹ درصد رایدهندگان روابط با آمریکا را اولویت نخست خود میدانند. این روابط که در پی اظهارات دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا و اعمال تعرفهها تیره شده، به میدان تقابل دیپلماتیک احزاب بدل شده است.
کارنی بر توان مذاکره بینالمللی خود تاکید دارد، در حالی که پولیو از «مقاومت» در برابر فشارهای واشینگتن سخن میگوید.
۲- اقتصادوهزینههایزندگی
۴۷ درصد رایدهندگان هزینههای زندگی را مهمترین دغدغه خود اعلام کردهاند.
تورم، قیمت مسکن و نرخ بهره بالا بر زندگی روزمره فشار وارد کرده است.
لیبرالها به دنبال بودجهبندی دقیق و سرمایهگذاری هدفمند هستند، محافظهکاران کاهش مالیات را راهحل میدانند و حزب نیودموکرات خواهان بازتوزیع ثروت از طریق مالیاتستانی بر داراییهای کلان است.
۳- تغییراتاقلیمی
با بروز آتشسوزیها، سیلها و خشکسالیها، موضوع اقلیم به اولویت ملی کاناداییها تبدیل شده است.
سبزها و حزب نیودموکرات به اقدامات تهاجمی مانند سقف انتشار گازهای گلخانهای متعهدند، در حالی که لیبرالها و محافظهکاران بیشتر بر نوآوری فنآورانه تاکید دارند.
۴- بهداشتعمومی
تبعات بحران کووید-۱۹ همچنان بر سیستم بهداشتی کانادا سایه انداخته است. فشار مضاعف بر بیمارستانها و خدمات درمانی، لزوم بازنگری در نظام سلامت را برجسته کرده است.
حزب نیودموکرات و سبزها از گسترش برنامههای عمومی بهداشت حمایت میکنند در حالی که دیگر احزاب بر بهینهسازی عملکرد ساختار موجود تاکید دارند.
نظرسنجیها و سناریوهای محتمل
طبق نظرسنجی موسسه ریسرچ کو در نوزدهم تا بیستم آوریل ۲۰۲۵ وضعیت آرای احزاب کانادایی چنین خواهد بود:
حزب لیبرال: ۴۳ درصد
حزب محافظهکار: ۳۸ درصد
حزب نیودموکرات: هشت درصد
بلوک کبکی: شش درصد
حزب سبز و دیگران: بین دو تا پنج درصد
این ارقام نشاندهنده رقابتی فشرده میان لیبرالها و محافظهکاران است؛ در حالی که احزاب کوچکتر بیشتر نقش تاثیرگذار بر گفتمان را دارند تا دستیابی به اکثریت.
آزمون قدرت ملی در بحران جهانی
انتخابات فدرال ۲۰۲۵ کانادا آزمونی است برای تابآوری این کشور در برابر تهدیدهای خارجی، بحرانهای اقتصادی و بحران اقلیمی.
پیروزی لیبرالها، قدرت را به دستان فنسالاران خواهد سپرد و پیروزی محافظهکاران به معنای بازگشت به سیاستهای ریاضتی و اتکا به منابع طبیعی است.
هرچند حزب نیودموکرات، سبزها و بلوک کبکی از لحاظ عددی ضعیفتر هستند، گفتمان سیاسی کشور را در حوزههای عدالت اجتماعی، محیط زیست و فدرالیسم منطقهای تحت تاثیر قرار دادهاند.
در جهانی پرآشوب که سایه سیاستهای آمریکا بر مناسبات فراآتلانتیکی سنگینی میکند، سرنوشت کانادا نه فقط در درون مرزهایش، بلکه در روابط با متحدان جهانیاش نیز رقم خواهد خورد.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.