تکرار تاریخی نتایج فشار حداکثری در سالهای ۱۳۹۷ و ۱۴۰۴
دو ماه پس از صدور فرمان احیای فشار حداکثری به جمهوری اسلامی، قیمت دلار در بازار آزاد تهران به طور متوسط ۲۴.۳ درصد افزایش یافته است؛ مشابه شرایطی که در دور اول فشار حداکثری وجود داشت. ادامه این روند به کجا خواهد کشید؟
یک روز پیش از آنکه دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در تاریخ ۱۶ بهمنماه ۱۴۰۳ فرمان اجرایی بازگشت به فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی را امضا کند، نرخ دلار در بازار آزاد ایران به رقم بیسابقه ۸۳ هزار و ۷۶۵ تومان رسیده بود.
این افزایش قیمت نتیجه پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات آبانماه ۱۴۰۳ بود. تنها دو ماه بعد، در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۴۰۴، این عدد به ۱۰۴ هزار تومان افزایش یافت؛ جهشی معادل ۲۴.۲ درصد که در نگاه اول شاید غیرمنتظره بهنظر برسد، اما در واقع یک الگوی آشنا را تکرار میکند.
تکرار گذشته
در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ترامپ در دور نخست ریاستجمهوریاش، رسما از توافق هستهای خارج شد و بلافاصله فرمان آغاز کارزار «فشار حداکثری» علیه جمهوری اسلامی را صادر کرد. نرخ دلار در آن زمان شش هزار و ۳۹۰ تومان بود. دو ماه بعد، در ۱۶ تیرماه ۱۳۹۷، قیمت دلار به هفت هزار و ۹۳۰ تومان رسید؛ افزایشی نزدیک به ۲۴.۴ درصد—تقریبا همتراز با جهش دو ماهه سال ۱۴۰۴.
اول مهرماه ۱۳۹۷، پس از ۷۷ روز، دلار به ۱۶ هزار تومان رسید—افزایشی بیش از ۱۰۰ درصد نسبت به دوماه پیش از آن. برخی گزارشهای غیررسمی حتی از عبور نرخ دلار از مرز ۱۹ هزار تومان نیز خبر دادند.
برآورد بر اساس الگوی خطی
اگر روند مشابهی در سال ۱۴۰۴ تکرار شود—یعنی یک جهش ثانویه شدید پس از افزایش اولیه—بازار ارز ایران ممکن است بار دیگر با یک جهش بزرگ روبهرو شود. بر اساس این الگو، نرخ دلار در ابتدای تیرماه ۱۴۰۴ میتواند به ۲۰۰ تا ۲۱۰ هزار تومان برسد. این پیشبینی بر پایه دادههای تاریخی انجام شده، اما باید توجه داشت که شرایط سیاسی، اقتصادی، و مداخلات احتمالی سیاستگذاران میتواند این روند را تسریع یا تعدیل کند.
تعیین نرخ سوپرمارکتها با دلار
ایران اینترنشنال در بهمنماه و اسفندماه ۱۴۰۳، قیمتهای ۱۵ قلم از مواد مصرفی خانوارها را بررسی کرد. قیمت همین اقلام در ۱۶ فروردینماه ۱۴۰۴ نشان میدهد که این کالاها (که از یک مرجع مشترک دریافت شدهاند)، به طور متوسط نسبت به بهمنماه ۱۴۰۳، حدود ۲۳.۶ درصد افزایش قیمت داشتهاند. در همین بازه، قیمت دلار در بازار آزاد نیز ۲۴.۲ درصد افزایش یافته است.
این امر نشان میدهد که بازار مواد غذایی در ایران تا چه میزان به تغییرات نرخ دلار در بازار آزاد حساس است.
در فروردین ۱۴۰۴، برنج پاکستانی احمد تقریبا در بازار نایاب شده است. از سوی دیگر، روغن مایع که در اسفندماه ۱۴۰۳ کمیاب شده بود، در فروردینماه مجددا در بازار موجود شده و قیمت آن ۳۴ درصد کاهش یافته است.
قیمت روغن خوراکی در پی خروج شرکت صافولا از ایران و تصاحب اموال آن از سوی خانواده مدلل، برای مدتی دچار نوسانات شدید شد. همچنین، قیمت پوشک بچه نیز کاهش ۵ درصدی را تجربه کرده است. سایر اقلام این سبد، از ۳ تا ۷۶ درصد افزایش قیمت نسبت به بهمنماه ۱۴۰۳ داشتهاند.
تفاوت فشار حداکثری اول و دوم
در حال حاضر، با گذشت دو ماه از آغاز دور دوم فشار حداکثری، اگرچه افزایش قیمت دلار شرایطی مشابه با دو ماه نخست دور اول ایجاد کرده، اما تفاوتهایی نیز وجود دارد.
نخست آنکه جمهوری اسلامی یکبار این فشار را تجربه کرده و طبیعتا آموختههایی از آن دارد. در مقابل، آمریکا نیز تجربیاتی از دور نخست در اختیار دارد.
در ۱۴ فروردینماه، وبسایت تخصصی کپلر گزارش داد که چین، همزمان با تشدید فشارهای آمریکا، از ثبت سفارش جدید برای خرید نفت خام ایران خودداری کرده است؛ بهطوریکه حتی پالایشگاههای خصوصی کوچک چینی نیز سفارشی ثبت نکردهاند. همچنین، قیمت نفت ایران در بازار چین بهشدت کاهش یافته است.
پالایشگاههای کوچک چین، موسوم به «قوری»، از آخرین مشتریان نفت ایران در دوران تحریم بودهاند که آن را با قیمت نازل خریداری میکردند.
در اسفندماه ۱۴۰۳ نیز مشخص شد که عراق به دنبال یافتن منابع جایگزین برای واردات گاز و برق است و قصد دارد خرید خود از ایران را کاهش دهد. جمهوری اسلامی این منابع انرژی را در دوران تحریم «تحریمناپذیر» معرفی کرده بود. صادرات انرژی به عراق از معدود راههای تامین مالی جمهوری اسلامی در دوران تحریم محسوب میشد که آمریکا با توجه به شرایط ویژه عراق، آن را از تحریم معاف کرده بود.
از سوی دیگر، در سال ۱۳۹۷ (دور نخست فشار حداکثری)، کشور هنوز با بحران زنجیرهای انرژی که جمهوری اسلامی آن را «ناترازی» مینامد، مواجه نبود. اما در سال ۱۴۰۳، همین بحران باعث شد که از مجموع ۲۹۱ روز کاری سال، ۷۲ روز (حدود یکچهارم سال) در چند استان به دلیل کمبود گاز یا برق، تعطیل یا نیمهتعطیل اعلام شوند.
در آغاز سال ۱۴۰۴ نیز با تنش میان دو استان اصفهان و یزد بر سر بحران کمآبی، به نظر میرسد که در فصل گرم پیش رو، کمبود آب نیز به کمبود گاز و برق اضافه شود.
بهبیان دیگر، در دور دوم فشار حداکثری، جمهوری اسلامی علاوه بر محدودیت در منابع ارزی، با چالشهای داخلی همچون بحران انرژی نیز روبهروست که این امر با تعطیلیهای گسترده، به کاهش تولید داخلی منجر میشود.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.