پیشنهاد استیون ویتکاف، نماینده ویژه دولت آمریکا در امور خاورمیانه، مبنی بر احتمال سفر او یا عضو دیگری از تیم دونالد ترامپ به ایران برای مذاکره، بازتاب گستردهای در رسانههای ایران داشته است. شماری از چهرههای نزدیک به جناح اصلاحطلب حکومت از این پیشنهاد استقبال کردند.
ویتکاف جمعه اول فروردین، در پایان مصاحبه با پادکست تاکر کارلسون، با اشاره به ابعاد پیچیده مسئله ایران، بهویژه در زمینه هستهای و لزوم بهرهگیری از متخصصان فنی، از احتمال سفر خود یا یکی دیگر از اعضای دولت به تهران سخن گفت. این پیشنهاد پیشتر از سوی کارلسون مطرح شده بود.
واکنشهای غیر رسمی در ایران
تا این لحظه، مقامات جمهوری اسلامی واکنشی رسمی به سخنان ویتکاف نشان ندادهاند، با وجود این، نور نیوز که به شورای عالی امنیت ملی ایران نزدیک است، یکشنبه سوم فروردین در پیامی به زبان انگلیسی در شبکه اجتماعی خود نوشت: «لحن ویتکاف سوءتفاهمها را برطرف نمیکند چراکه تغییری در رفتار آمریکا در قبال جمهوری اسلامی دیده نمیشود.»
بهگفته نور نیوز، «واشینگتن همچنان راهبرد مذاکره همراه با فشار بر تهران را دنبال میکند. اگر آمریکا خواهان فرآیند جدید راستیآزمایی هستهای است، نخست باید شواهد معتبری از ادعای خود مبنی بر تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هستهای ارائه دهد.»
ویتکاف در گفتوگوی طولانی خود بر آمادگی ترامپ برای حل مناقشه با ایران از طریق مذاکره تاکید کرد و گفت این رویکرد میتواند زمینه بازگشت ایران به اقتصاد جهانی بدون فشار تحریمها را فراهم سازد.
فرستاده ویژه ترامپ با اشاره به ترجیح رییسجمهوری آمریکا برای راهحلهای دیپلماتیک به جای گزینههای نظامی، پیشنهاد کرد سازوکاری برای راستیآزمایی ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای ایران طراحی شود.
تعداد کم واکنشها و تفسیرهای بیشتر در رسانههای آنلاین نسبت به صحبتهای او را میتوان به تعطیلات نوروز نسبت داد.
با وجود این، شماری از چهرههای سیاسی در شبکههای اجتماعی به این مصاحبه واکنش نشان دادهاند و استقبال گسترده کاربران از این بحثها، بیانگر اهمیت موضوع در افکار عمومی است.
نصرتالله تاجیک، دیپلمات پیشین، شنبه دوم فروردین، در پیامی کوتاه در شبکه اجتماعی ایکس خطاب به مسئولان نوشت: «دوستان عزیز در وزارت امور خارجه، ویتکاف برای سفر به ایران اعلام آمادگی کرده است!»
او پیشنهاد کرد تهران پیش از پاسخ رسمی به نامه ترامپ به خامنهای، از ویتکاف دعوت کند و افزود که این اقدام، هم نشانه حسن نیت دیپلماتیک و نمایانگر هوشمندی سیاسی خواهد بود و هم میتواند از فشار افکار عمومی بکاهد.
محمد صحفی، روزنامهنگار اصلاحطلب، در واکنش به سخنان تاجیک نوشت: «تنها من نیستم که چنین نظری دارم، دیپلماتهای ارشد پیشین وزارت خارجه نیز معتقدند نباید درخواست ویتکاف برای سفر به ایران را نادیده گرفت.»
اکبر گنجی، از چهرههای مخالف ساکن خارج از ایران، نیز با این دیدگاه همصدا شد و بر ضرورت گفتوگوهای مستقیم میان تهران و واشینگتن تاکید کرد.
به باور او، این روند باید با دیدار مقامات جمهوری اسلامی و ویتکاف آغاز شود و سپس به سمت برگزاری نشست میان روسای جمهوری دو کشور برای نهاییسازی توافق پیش رود.
عبدالرضا رئیسی، دیپلمات پیشین اصلاحطلب، با انتشار پیامی در ایکس، از پذیرش ویتکاف در تهران استقبال کرد.
او در پستی نوشت: «چگونه میتوانیم از دعوت شخصی که برای سفر به ایران اعلام آمادگی کرده خودداری کنیم؟ این فرصتی است تا هم ادعاهای آنها را راستیآزمایی کنیم و هم توپ را به زمین آنها بیندازیم.»
ویتکاف یکشنبه سوم فروردین در مصاحبه با شبکه فاکسنیوز نیز بار دیگر بر پیام دولت آمریکا به ایران و بر ضرورت گفتوگوهای دیپلماتیک برای کاهش تنشها تاکید کرد و در عین حال هشدار داد: «اگر به راهحل دیپلماتیک نرسیم، گزینههای پیش رو چندان مطلوب نخواهند بود.»
او گفت آمریکا به هیچ وجه اجازه دستیابی ایران به تسلیحات هستهای را نخواهد داد.
دیدگاههای متفاوت در دولت ترامپ و تردید تحلیلگران آمریکایی
رویکرد ویتکاف، بهویژه در تاکید بر راستیآزمایی برنامه هستهای ایران، با موضع رسمی دولت ترامپ تفاوتهایی دارد. رییسجمهوری و دیگر مقامات ارشد آمریکایی، خواستار توقف کامل فعالیتهای هستهای تهران هستند.
مایکل والتز، مشاور امنیت ملی کاخ سفید، یکشنبه سوم فروردین بر موضع دولت تصریح کرد و گفت که آمریکا خواهان برچیده شدن کامل برنامه هستهای ایران به گونهای شفاف و مورد پذیرش جامعه جهانی است.
جیسون برادسکی، مدیر سیاستگذاری گروه «اتحاد علیه ایران هستهای» (UANI) در تحلیلی که در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد، نوشت برخی مقامات و هواداران جمهوری اسلامی در تلاشاند تا از شکافهای احتمالی در دولت ترامپ بهرهبرداری کنند.
به گفته برادسکی، این افراد آگاهانه مارکو روبیو، وزیر امور خارجه و مایک والتز، مشاور امنیت ملی آمریکا را نادیده میگیرند و به جای آن، با مقاماتی که نگاه مثبتتری به گفتوگو با جمهوری اسلامی دارند، ارتباط برقرار میکنند.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.