به نظر میرسد که علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، از امکان مذاکره دلخواه خود با آمریکا قطع امید کرده است و با توجه به سیاستهای قاطع دونالد ترامپ، که خواهان برچیدن کامل برنامههای هستهای جمهوری اسلامی است، او تصمیم گرفته خود را برای یک رویارویی احتمالی با آمریکا آماده کند.
برکناری عبدالناصر همتی و فشار برای استعفای محمدجواد ظریف دو چهرهای که به تعامل با آمریکا معتقد بودند میتواند نشانهای از این باشد که خامنهای دیگر نیازی به سیاست تعامل با آمریکا نمیبیند و نظام را برای یک مواجهه، و حتی یک جنگ احتمالی، آماده میکند. این رویکرد، سالها در ادبیات سیاسی خامنهای مطرح بوده است.
به نظر میرسد خامنهای به این نتیجه رسیده است که بازی «وقتکشی» که با دولت جو بایدن دنبال میکرد، در برابر ترامپ دیگر کارایی ندارد. ترامپ بر خلاف بایدن، به دنبال تعطیلی کامل برنامههای هستهای و حتی موشکی جمهوری اسلامی است. از همین رو، خامنهای دریافته که دیگر امکان ادامه مذاکرات بینتیجه و طولانیمدت را که در دوره بایدن وجود داشت، نخواهد داشت.
معادلات خامنهای به هم ریخته است. در ابتدا، او از مذاکره بدش نمیآمد، اما زمانی که فهمید هدف ترامپ از مذاکره، تسلیم کامل جمهوری اسلامی در این دو حوزه است، مسیر خود را تغییر داد. برکناری همتی و استعفای ظریف، در واقع پیامی است مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی دیگر برای مذاکره آماده نیست، بلکه خود را برای مواجهه آماده میکند.
در جریان انتخابات ریاستجمهوری ایران، خامنهای تصمیم گرفت مسعود پزشکیان را وارد صحنه کند، تا هم مانع از کاهش شدید مشارکت مردم در انتخابات شود و هم برای خود در برابر تحولات انتخابات آمریکا قدرت مانور ایجاد کند. او حساب کرده بود که اگر کامالا هریس، نامزد دموکراتها، در انتخابات پیروز شود، جمهوری اسلامی میتواند با خیال راحت سیاستهای گذشته خود را ادامه دهد، زیرا هریس به احتمال زیاد سیاست مماشات بایدن را در قبال ایران دنبال میکرد.
این سناریو به تهران اجازه میداد که نفت خود را بدون فشار زیادی بفروشد، از تحریمهای سخت فرار کند و در عین حال، به حمایت از گروههای نیابتی خود ادامه دهد اما زمانی که ترامپ در انتخابات آمریکا پیروز شد، این تحلیل خامنهای بههم ریخت.
با این حال، در روزهای نخست پس از پیروزی ترامپ، رهبر جمهوری اسلامی همچنان سعی داشت مواضع خود را دوپهلو مطرح کند. او بهدنبال فرصتی برای وقتکشی در مذاکرات با ترامپ بود و حتی به «عقبنشینی تاکتیکی» اشاره کرد، که برخی آن را نشانهای از آمادگی او برای یک «نرمش قهرمانانه» دیگر تفسیر کردند.
با این حال، خامنهای بهتدریج به این نتیجه رسید که نمیتوان با ترامپ همان بازی را کرد که با بایدن انجام داد. ترامپ بهطور صریح اعلام کرد که هرگونه توافقی به معنای برچیده شدن کامل برنامههای هستهای و موشکی جمهوری اسلامی خواهد بود. این نقطهای بود که خامنهای متوجه شد «توافق» در واقع به معنای از دست دادن تمام ابزارهای تهدید علیه آمریکا و اسرائیل است.
با توجه به اینکه گروههای نیابتی، بهویژه حزبالله و حماس، در حملات اسرائیل بهشدت تضعیف شده بودند، خامنهای دریافت که اگر برنامههای هستهای و موشکی را نیز در توافقی با ترامپ کنار بگذارد، جمهوری اسلامی عملا خلع سلاح خواهد شد
برکناری همتی و اجبار ظریف به استعفا، که هنوز مشخص نیست پزشکیان آن را خواهد پذیرفت یا خیر، نشاندهنده این است که خامنهای دیگر به تعامل با آمریکا و اروپا امیدی ندارد. همتی و ظریف نمایندگان تفکری بودند که بر حل مشکلات اقتصادی و بینالمللی جمهوری اسلامی از طریق تعامل با جهان تاکید داشتند.
بحث درباره قانونی یا غیرقانونی بودن انتصاب ظریف نیز نکته جدیدی نیست. اگر مسئله اجرای قانون مطرح بود، با توجه به اینکه از همان ابتدا که ظریف به این سمت منصوب شد، برخی مسئولان مجلس و قوه قضاییه اعلام کردند که انتصاب او غیرقانونی است، در مورد او اقدام میشد. اما در واقع، در یک نظام دیکتاتوری مانند جمهوری اسلامی، قانون ابزاری در دست حاکم است و تنها زمانی اجرا میشود که به نفع او باشد.
احضار ظریف از سوی محسنی اژهای، رئیس قوه قضاییه، و درخواست از او برای استعفا، عملا به معنای تحقیر پزشکیان است. این اقدام که در آن رییس یک قوه، معاون رییسجمهور را احضار میکند و از او میخواهد استعفا دهد، نشانهای از تضعیف جایگاه پزشکیان بهشمار میرود.
اما نکته مهمتر این است که در مدت هفت ماه، پزشکیان مجبور شد وعدههای انتخاباتی خود درباره تعامل با دنیا را کنار بگذارد و به جای مذاکره با ترامپ که خود به آن معتقد بود از تقابل با آمریکا حمایت کند. او در جلسه اخیر مجلس، آشکارا تاکید کرد که این تغییر رویکرد، خواست خامنهای است.
در این شرایط، انتظار نمیرود که پزشکیان برخلاف نظر خامنهای اقدامی انجام دهد. حال که خامنهای تصمیم گرفته مسیر تقابل و آمادهسازی برای یک جنگ احتمالی را در پیش بگیرد، پزشکیان نیز از مواضع انتخاباتی خود عقبنشینی کرده و در کنار رهبر نظام قرار گرفته است.
تصمیم برای کنار گذاشتن ظریف، قطعا بدون هماهنگی با خامنهای نبوده است. در نظام جمهوری اسلامی، موضوعی به این حساسیت نمیتواند بدون تایید خامنهای انجام شود. حال که تصمیم به برکناری او گرفته شده، نشان میدهد که خامنهای به این جمعبندی رسیده که دیگر نیازی به گفتمان تعامل با جهان نیست و جمهوری اسلامی خود را برای مواجهه با آمریکا آماده میکند.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.