آمریکا معتقد است ایران در حال توسعه روشی سریع برای ساخت سلاح هستهای است
به گزارش نیویورک تایمز، اطلاعات جدید درباره برنامه هستهای ایران، مقامات آمریکایی را متقاعد کرده یک تیم مخفی از دانشمندان ایرانی در حال بررسی رویکردی سریعتر، اگرچه ابتداییتر، برای توسعه سلاح هستهای هستند تا در صورتی که جمهوری اسلامی تصمیم بگیرد بمب بسازد، تولید آن عملی باشد.
این اطلاعات تازه در شرایطی به دست آمده است که بر اساس نشانههای موجود، جمهوری اسلامی فعالانه به دنبال مذاکره با دولت ترامپ است.
بنا بر گفته مقامهای پیشین و فعلی آمریکایی که با نیویورک تایمز صحبت کردهاند و نخواستند نامشان فاش شود، این اطلاعات در ماههای آخر دولت بایدن جمعآوری شده و سپس در جریان انتقال قدرت به تیم امنیت ملی ترامپ منتقل شده است.
در ارزیابی اطلاعاتی ارائه شده به کاخ سفید، هشدار داده شده که مهندسان و دانشمندان تسلیحاتی ایران در جستوجوی «میانبُری» هستند تا بتوانند ذخیره رو به افزایش سوخت هستهای خود را در عرض چند ماه – نه یک سال یا بیشتر – به سلاحی کارآمد تبدیل کنند تا اگر تهران تصمیم بگیرد رویکرد کنونی خود را تغییر دهد، آماده تولید بمب باشند.
ایران اینترنشنال ۸ ماه پیش در گزارشی اختصاصی خبر داد جمهوری اسلامی با پیگیری چند پروژه همزمان، همچنان فعالانه در حال ادامه و تکمیل برنامه ساخت تسلیحات هستهای خود است و با از سرگیری آزمایشها برای تولید چاشنی انفجار بمب هستهای، برنامه سری تسلیحات هستهای خود را پیش میبرد.
بر اساس این گزارش، جمهوری اسلامی اقدامات خود را برای تکمیل چرخه تولید تسلیحات هستهای، شامل غنیسازی با غلظت بالا، تولید چاشنی مولد انفجار هستهای و توسعه موشکهای قادر به حمل کلاهک هستهای شدت بخشیده است.
شرایط جدید و تردید جمهوریاسلامی
مقامهای آمریکایی در مصاحبههای یک ماه اخیر خود گفتهاند آنها همچنان معتقدند که جمهوریاسلامی و علی خامنهای، رهبر حکومت، هنوز تصمیمی برای ساخت بمب نگرفتهاند.
در ماه دسامبر، جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی کاخ سفید، اعلام کرد که دولت بایدن نگران این امر است که ایران تضعیفشده ممکن است توانایی ساخت تسلیح هستهای را پیدا کند و در حال مطلعسازی تیم دونالد ترامپ، درباره این ریسک بوده است.
با این وجود، اطلاعات جدید حاکی از آن است که با توجه به تضعیف شدید نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی و ناکامی موشکهایش در نفوذ به سامانههای دفاعی آمریکا و اسرائیل، سپاه و مقامات اکنون بهطور جدی در حال بررسی گزینههای جدید برای بازدارندگی در مقابل حمله احتمالی آمریکا یا اسرائیل هستند.
بنا بر اعلام مقامهای آمریکایی، جمهوریاسلامی همچنان در آستانه هستهای شدن قرار دارد و در سالهای اخیر این کشور تولید اورانیوم را از سر گرفته و اکنون بهاندازه کافی سوخت برای ساخت چهار بمب یا بیشتر در اختیار دارد. اما این مقدار سوخت بهتنهایی برای ساخت عملی این بمبها کافی نیست و شواهد جدید نشان میدهد فعالیتهای حکومت ایران بر مراحل پایانی مورد نیاز برای تبدیل این سوخت به جنگافزار متمرکز شده است.
۱۹ مرداد سال جاری هم والاستریت ژورنال گزارش داد ارزیابی جدید آژانسهای اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد که جمهوری اسلامی در حال حاضر به دنبال ساخت تسلیحات هستهای نیست اما در حال انجام فعالیتهای تحقیقاتی است که تهران را در موقعیت بهتری برای راهاندازی برنامه تسلیحات هستهای قرار میدهد.
اوائل دیماه سال جاری، ویلیام برنز، مدیر سابق سازمان سیا،گفت موقعیت استراتژیک تضعیفشده ایران که با ناکامیهای منطقهای مشخص شده، میتواند دروازهای برای از سرگیری مذاکرات هستهای فراهم آورد.
برنز در مصاحبهای با رادیوی ملی آمریکا با اشاره به تجربههای خود از مذاکرات سری با تهران بیش از یک دهه پیش، گفت: «این حس ضعف به طور نظری میتواند امکان مذاکرات جدی را نیز ایجاد کند.»
نیویورک تایمز نوشته تقریبا روشن است که این شواهد موضوع بحث روز سهشنبه بین ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، خواهد بود که اولین رهبری است که دو هفته پس از آغاز ریاستجمهوری ترامپ به کاخ سفید میرود.
تغییر احتمالی رویکرد اسرائیل
بنا بر این گزارش، سالهاست که نخستوزیر اسرائیل هر بار تا آستانه صدور دستور حمله نظامی به تاسیسات هستهای ایران پیش میرود اما در نهایت اغلب تحت فشار فرماندهان نظامی و اطلاعاتی خودش و همچنین ایالات متحده از تصمیم خود عقب مینشیند.
نیویورک تایمز نوشته با اشاره به تغییر معنادار شرایط کنونی ایارن و منطقه با پیش از این، نوشته احتمالا محاسبات نتانیاهو نیز متاثر از این شرایط تازه تغییر کرده است.
از دید مقامهای آمریکایی و اسرائیلی، جمهوری اسلامی هرگز بهاندازه امروز ضعیف نبوده است. حماس و حزبالله که از سمت ایران تامین مالی و تسلیحاتی میشدند، رهبری و توان حمله به اسرائیل را از دست دادهاند و بشار اسد، رییسجمهور سوریه، هم به مسکو پناه برده و ایران دیگر نمیتواند از سوریه بهعنوان مسیر ارسال تسلیحات استفاده کند.
در ماه آبان، در جریان حمله متقابل دوم اسرائیل به ایران، پدافند موشکی پیرامون تهران و برخی تاسیسات هستهای از بین رفتند و دستگاههای غولآسای میکس سوخت موشکهای جدید هم هدف قرار گرفتند که باعث اختلال شدید در روند تولید موشکی ایران شده است.
ترامپ پیشتر اعلام کرده عجلهای برای ورود به درگیری مستقیم با ایران ندارد و به نظر میرسد که به مذاکره تمایل دارد. او اندکی پس از مراسم تحلیف در پاسخ به پرسشی درباره حمایت از حمله احتمالی اسرائیل به تاسیسات هستهای ایران گفت: «امیدواریم بتوانیم آن را بدون نیاز به چنین کاری حل کنیم. واقعا خوب است اگر بتوانیم بدون برداشتن آن گام نهایی، مشکل را حلوفصل کنیم.»
دوگانگی قدرت در ایران؛ سپاه و دستگاه دپیلماسی
مسعود پزشکیان هم چند بار اعلام کرده او مایل است درباره توافق جدیدی با طرفهای جهانی مذاکره کند، اما به نوشته نیویورکتایمز کارشناسان آمریکایی میگویند تجربه نشان داده او احتمالا از فعالیتهای سپاه برای آمادهسازی گزینه هستهای، بیخبر است.
«کریم سجادپور»، کارشناس امور ایران در بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی به نیویورک تایمز گفت، «پزشکیان و وزارت خارجه ایران به احتمال فراوان از تصمیمهای داخلی حکومت درباره برنامه هستهای بیاطلاع هستند. جمهوری اسلامی مدتهاست علاوه بر ساختار آشکار دولتی، یک دولت پنهان شامل نیروهای نظامی و اطلاعاتی زیر نظر خامنهای هم دارد که بر برنامه هستهای و نیروهای نیابتی منطقهای نظارت داشته و مسئولیت سرکوب، گروگانگیری و ترور را بر عهده دارد.»
به گفته سجادپور، دولت آشکار شامل دیپلماتها و سیاستمدارانی هستند «که اجازه دارند با رسانهها و مقامهای غربی گفتگو کنند اما اطلاعات چندانی از این فعالیتها ندارند و وظیفهشان تکذیب این فعالیتهاست.»
مقامهای آمریکایی سال ۲۰۰۷ میلادی اعلام کردند ایران برنامه تسلیحاتی خود را در سال ۲۰۰۳ و پس از حمله آمریکا به عراق کنار گذاشته است. مقامهای دولتی ایران نیز همواره تاکید داشتهاند که این کشور تنها به دنبال فنآوری هستهای غیرنظامی است.
با این حال، تردیدی در مورد برنامهریزی طولانیمدت جمهوریاسلامی برای ساخت سلاح وجود ندارد. اسنادی که اسرائیل در جریان یک حمله به یک انبار در تهران در سال ۲۰۱۸ به دست آورد، جزئیات تلاشهای فنی ایران برای این هدف را به روشنی نشان میداد.
یک سلاح خام اما سریع؛ سناریوی بازدارندگی فوری تهران
به گفته مقامهای غربی، چنانچه تهران تصمیم بگیرد سیاستش را عوض کند و بمب بسازد، برای رساندن اورانیوم به سطح غنای ۹۰ درصد –که معمولا برای ساخت سلاح هستهای لازم است– تنها به چند روز زمان نیاز دارد. ایران در حال حاضر به میزان قابل توجهی سوخت ۶۰ درصد غنیشده دارد که برای ساخت چهار یا پنج سلاح کفایت میکند.
اما غنیسازی اورانیوم تا درجه تسلیحاتی بهتنهایی برای ساخت بمب کافی نیست. سالهاست مقامهای آمریکایی میگویند ساخت کلاهک هستهای پیشرفته، قابل نصب روی موشک بالستیک، یک سال تا ۱۸ ماه زمان میبرد.
ایرانیها سالهاست میدانند که این مدت طولانی ساخت کلاهک، نقطهضعفی جدی است. اگر آژانس بینالمللی انرژی اتمی –که همچنان بازرسیهای محدودی از تولید سوخت هستهای ایران انجام میدهد– اعلام کند ایران مشغول غنیسازی سوخت با خلوص ۹۰ درصد است، اسرائیل و آمریکا آنچنانکه در گذشته هم هشدار دادهاند، احتمالا ناگزیر خواهند بود وارد اقدام نظامی شوند.
به گزارش نیویورک تایمز در نتیجه، بهترین ابزار بازدارندگی ایران این خواهد بود که خیلی سریع همان سوخت را به سلاحی قابل استفاده تبدیل کند، اما زمان زیادی در اختیار نخواهد داشت.
بر اساس این گزارش، مقامهای آمریکایی معتقدند ایران توانایی ساخت یک سلاح هستهای قدیمیتر و با طراحی ابتداییتر را دارد. بمبی که سریعتر از طرحهای پیچیدهتر و پیشرفتهتر قابل مونتاژ است. این طرحی است که احتمالا ایران بیش از بیست و پنج سال پیش از عبدالقدیر خان، دانشمند هستهای پاکستان، دریافت کرد که نقشههای سانتریفیوژهای هستهای را نیز در اختیار ایران قرار داده بود.
این سلاح قدیمی را احتمالا نمیتوان برای نصب بر موشک بالستیک کوچکتر کرد و احتمالا به اندازه طرحهای مدرنتر خیلی هم قابل اتکا نباشد.
در نتیجه، این سلاح بلافاصله تهدید تهاجمی جدی نخواهد بود. اما همین نمونهی ابتدایی میتواند برای ایران سریع آماده شود، آزمایش شود و اعلام کند که به یک قدرت هستهای بدل شده است.
مقامهای آمریکایی میگویند چنین سلاحی اگرچه استفادهاش علیه اسرائیل دشوار است، اما ممکن است تاثیر بازدارندگی داشته باشد و کشورهایی را که در تدارک حمله به ایران هستند، مردد سازد.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.