دونالد ترامپ رییسجمهوری جدید آمریکا برای سالها یکی از سوژههای مورد علاقه علی خامنهای بوده است. خامنهای که در اولین دوره ریاستجمهوری ترامپ سعی میکرد از او با عناوینی مانند «این آقایی که آمده» و «این بابایی که تازه آمده آمریکا» یاد کند، حالا باید به فکر سالهای پیش رو باشد.
این رویه به مرور زمان و با قرار گرفتن ترامپ در جایگاه یک رهبر سیاسی مقتدر در آمریکا، جای خود را به مجموعهای از صفات منفی و تحقیر آمیز داد تا جایی که پس از صدور فرمان کشتن قاسم سلیمانی، خامنهای گفت جای او در «زبالهدان تاریخ» است.
آخرین خبرها از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و نتایج آن را درصفحه ویژه ایراناینترنشنالدنبال کنید. در این صفحه لحظه به لحظه همراه با نقشهها، تصاویر و تحلیلها از نتایج انتخابات و پیامدهای آن مطلع میشوید.
اولین اظهار نظر خامنهای درباره ترامپ به سال ۱۳۹۵ باز میگردد، زمانی که از صحبتهای او در مناظرههای انتخاباتی با هیلاری کلینتون بهعنوان سندی بر حقانیت گفتههای خود استفاده کرد.
آن روزها که چهره سیاسی ترامپ چندان برای همگان شناخته نشده بود خامنهای گفت: «آن مرد در تبلیغات انتخاباتیاش ایستاد و گفت شما اگر رنگینپوست هستید، اگر سیاهپوست و سرخپوست هستید، در خیابانهای نیویورک و شیکاگو و واشینگتن و کالیفرنیا و غیر ذلک وقتی راه میروید، نمیتوانید مطمئن باشید که تا چند دقیقه دیگر زندهاید.»
تشکر از ترامپ
خامنهای در اولین ماههای حضور ترامپ در کاخ سفید در سال ۲۰۱۷ در اقدامی تمسخرآمیز از او بهخاطر نشان دادن چهره واقعی آمریکا و اثبات ادعاهای جمهوری اسلامی در دهههای گذشته تشکر کرد و گفت: «آنچه که ما در سی و چندسال میگفتیم فساد سیاسی، اقتصادی و اخلاقی و اجتماعی در دستگاه حاکمه آمریکا. این آقا آمد در دوره انتخابات و بعد از انتخابات این را علنی و عریان کرد.»
نگران اقتدار آمریکایی
رهبر جمهوری اسلامی در سالهای گذشته چندین بار در نقش دایه مهربانتر از مادر ظاهر شده و نگرانیهای خود از شرایط سیاسی اجتماعی در آمریکا را به گردن ترامپ انداخته و گفته است: «در عرصهی سیاسی اقتدار آمریکا افول کرده و انتخاب فردی با مختصات ترامپ، واضحترین و بهترین نشانه برای افول سیاست آمریکا است.»
تحقیر در کلام
یکی از عادات علی خامنهای در مواجهه با آنچه دشمن مینامد، استفاده از مجموعه واژگان و صفاتی است که جز به قصد تحقیر و توهین استفاده دیگری ندارند، او در این سالها و در مناسبتهای مختلف از هر فرصت برای تبیین نظرات خود علیه ترامپ بیشترین استفاده را کرده است.
شارلاتان و بیچاکدهن
در ۲۶ تیرماه ۱۳۹۶ خامنه ای در دیدار با گروهی از جوانان ایرانی ترامپ را «رییسجمهور شارلاتان و بیچاکدهن آمریکا» نامید و گفت نمیخواهد وقتش را صرف پاسخگویی به «اباطیل و یاوهگوییهای» او بکند.
عقبمانده، ابله و سبکمغز
خامنهای همان سال به اولین سخنرانی ترامپ در سازمان ملل واکنش نشان داد و گفت: «او از ادبیات بسیار زشت و سخیفی استفاده کرد؛ ادبیات گانگستری، ادبیات کابویی و تهدیدهای بیمعنی و غلط و تحلیلهای صددرصد غلطتر؛ یک نطق پُر از خلاف، پُر از دروغ! شاید بیست دروغ واضح در این سخنرانی وجود داشت؛ یک صحبت آشفته، که نشاندهنده این است که هم عصبانیاند، هم درماندهاند، هم از لحاظ فکری دچار مشکل و عقبماندگی هستند، دچار سبُکمغزیاند.»
ناباب و آبرو بر
رهبر جمهوذی اسلامی عدم موفقیت ترامپ در انتخابات سال ۲۰۲۰ را به «سقوط» او در یک شرایط «مفتضح» تعبیر کرد و گفت: «این افول یک رییسجمهور ناباب نبود؛ افول آبروی آمریکا بود، افول قدرت آمریکا بود، افول انتظام اجتماعی آمریکا بود؛ این را من نمیگویم، این را خودهایشان گفتند.»
یاوهگو
در ۱۹ دی ماه ۱۳۹۹ خامنهای یک بار دیگر زبان تند خود را متوجه ترامپ کرد و او را «یک یاوهگوی آمریکایی» توصیف کرد که میگوید «ایران موجب بیثباتی در منطقه است.»
عدم تفاوت میان بایدن و ترامپ
با وجود تمام خشمی که در ادبیات خامنهای نسبت به ترامپ مشهود است او در شهریور ۱۴۰۰ گفت دولت بایدن هیچ فرقی با دولت ترامپ ندارد و چیزی که در مسائل هستهای از ایران مطالبه میکند، همان چیزی است که ترامپ مطالبه میکرد.
ترامپ غلط میکند
در اردیبهشت ۹۷ پس از تهدید ترامپ به خروج از برجام خامنهای او را به گفتن حرفهای سخیف و سبُک متهم کرد و گفت: «شاید بیش از ده دروغ در حرفهای او بود؛ هم درباره مساله خروجشان از برجام حرف زد و هم ملت ایران را و نظام جمهوری اسلامی را تهدید کرد که چنین میکنیم و چنان میکنیم، که بنده از طرف ملّت ایران عرض میکنم آقای ترامپ! شما غلط میکنید.»
در سال ۹۸ رهبر جمهوری اسلامی با اشاره به صحبتهای ترامپ درباره نقش جمهوری اسلامی در به هم ریختن امنیت منطقه و عراق گفته بود: «باز آن جناب توئیت کرده که ما این را از چشم ایران میبینیم، دست ایران است و ما به ایران پاسخ خواهیم داد. اوّلا غلط میکنید! ربطی به ایران ندارد؛ ثانیا منطقی باشید، که نیستید.»
او در ۱۴ خرداد ۹۸ در حالی که آمریکا اعلام کرده بود که حاضر است «بدون پیششرط» با ایران مذاکره کند گفته بود: «زرنگبازی سیاسی ترامپ مسئولان جمهوری اسلامی را فریب نمیدهد.»
پاسخ به میانجیگری شنیزو آبه
رهبر جمهوری اسلامی سال ۱۳۹۸ در ملاقاتی که با شینزو آبه نخستوزیر وقت ژاپن در تهران در واکنش به پیامی که او از ترامپ برای جمهوری اسلامی آورده بود، گفت: «من شخص ترامپ را شایسته مبادله هیچ پیامی نمیدانم و هیچ پاسخی هم به او ندارم و نخواهم داد.»
در این دیدار، آبه تاکید کرد که ترامپ گفته قصدی برای تغییر رژیم در تهران ندارد اما خامنهای ترامپ را دروغگو خطاب کرد و گفت: «ما این حرف را اصلا باور نمی کنیم زیرا مذاکرات صادقانه از جانب شخصی همچون ترامپ، صادر نمیشود.»
تفسیر شعار مرگ بر آمریکا
خامنهای در سال ۹۷ در واکنش به برخی اعتراضات نسبت به شعارهایی مانند «مرگ بر آمریکا» گفت: «مرگ بر آمریکا یعنی مرگ بر ترامپ و جان بولتون و پمپئو! مرگ بر اینها یعنی مرگ بر سردمداران؛ ما به مردم آمریکا کاری نداریم؛ مرگ بر آمریکا یعنی مرگ بر شما چند نفر.»
زبالهدان تاریخ
خامنهای تا امروز حداقل در سه سخنرانی خود بر پیوستن ترامپ به زباله دان تاریخ تاکید کرده است.
او اولین بار چند هفته بعد از شروع کار دولت بایدن در بهمن ۱۳۹۹ گفت: «امیدشان این بود که در عید ژانویهی ۲۰۱۹ بساط [جمهوری اسلامی] جمع شده و آنها میآیند اینجا جشن میگیرند. حالا خود آن شخص (مارک پمپئو) به زبالهدان تاریخ رفت و رییسش (ترامپ) هم با لگد و با افتضاح از کاخ سفید اخراج شد و هر دو به زبالهدان تاریخ رفتند اما جمهوری اسلامی بحمدالله سربلند ایستاده است.»
ترامپ با صدور دستور کشتن قاسم سلیمانی در دوره ریاست جمهوری ضربه سنگینی به نیروهای «محور مقاومت»، به ویژه سپاه قدس وارد کرد، تا جایی که رهبر جمهوری اسلامی در دیداری با نزدیکان سلیمانی با تاکید بر این که آنها تقاص دنیوی این عمل را داده و بعد «گمگور خواهند شد» گفت: «به هر حال سلیمانی ماندنی است، تا ابد زنده است؛ آنهایی که او را کشتند؛ ترامپ و امثال او، جایشان زبالهدان تاریخ است و جزو فراموششدگان تاریخ خواهند بود.»
حالا باید منتظر ماند و دید خامنهای به انتخاب دوباره کسی که از «زبالهدان تاریخ» برگشته چگونه واکنش نشان خواهد داد.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.