اسرائیل پس از حملات شدید و سنگین به حزبالله لبنان و کشتن حسن نصرالله رهبر این گروه؛ حملات هوایی خود را به حوثیها، یکی دیگر از گروههای نیابتی جمهوری اسلامی از سرگرفت و بندر حدیده، مهمترین بندر تحت کنترل این گروه را بمباران کرد.
بمبافکنهای اسرائیلی پس از پیمودن مسافتی بالغ بر ۱۸۰۰ کیلومتر به سمت جنوب و پرواز بر فراز دریای سرخ، به بندر حدیده رسیدند و تاسیسات برق و انبارهای سوخت این بندر را هدف قرار دادند. این حمله پس از حملات سنگین به حزبالله نشان میدهد که ارتش اسرائیل، بهویژه نیروی هوایی، بهطور کامل برای جنگ در چندین جبهه آماده است.
بر اساس سوابق و تجربیات ۷۶ ساله اسرائیل در جنگهای مختلف، انتظار میرفت که این کشور از نبرد در جبهههای مختلف هراسی نداشته باشد. ارتش اسرائیل از زمان تاسیس این کشور در سال ۱۹۴۸ به مبارزه در چندین جبهه به عنوان یک ضرورت و نه یک انتخاب عادت کرده است.
در ماه می ۱۹۴۸ زمانیکه اسرائیل تشکیل دولت خود را اعلام کرد، بلافاصله با حمله شش ارتش عربی روبهرو شد، اما در نهایت توانست پیروز شود. در جنگ سال ۱۹۶۷ نیز اسرائیل با پنج کشور عربی جنگید و پیروزی را به دست آورد، به گونهای که در مدت شش روز مساحت این کشور تقریبا سه برابر شد.
ارتش اسرائیل در آن جنگ صحرای سینا و نوار غزه را از مصر، کرانه باختری و اورشلیم را از اردن و بلندیهای جولان را از سوریه تصرف کرد و به جز صحرای سینا، هیچیک از این مناطق را بازنگرداند.
در جنگ سال ۱۹۷۳، معروف به جنگ یوم کیپور یا رمضان نیز با وجود غافلگیری اولیه، اسرائیل شکست نخورد و مناطق اشغالی قبلی را حفظ کرد. بنابراین، ارتش اسرائیل با اتکا به تجربیات گذشته خود، به جنگ در جبهههای متعدد عادت کرده است.
امروزه، ارتش اسرائیل همزمان با جنگ در نوار غزه با گروههای حماس و جهاد اسلامی، در مرزهای شمالی مشغول نبرد با حزبالله لبنان است. در مرزهای جولان نیز همواره مراقب تحرکات احتمالی از سوی سوریه است.
علاوه بر این، اسرائیل به مقابله با حملات موشکی و پهپادی از سوی حشد شعبی عراق در مرزهای شرقی خود میپردازد و در کرانه باختری نیز با گروههای مسلح، از جمله بخشهایی از حماس، درگیر است. در جبهه جنوب نیز، همزمان با دفع حملات حوثیها، بمبارانهای بیشتری را در فاصله ۱۸۰۰ کیلومتری از مرزهای جنوبی خود در یمن انجام میدهد.
با همه اینها، اسرائیل آمادگی خود را هم برای پاسخ به هرگونه حمله احتمالی از سوی جمهوری اسلامی حفظ کرده است، چنانکه در فروردین گذشته نیز به سایتهای پدافندی اس-۳۰۰ جمهوری اسلامی در اصفهان حمله کرد. این اقدامات نشان از آمادگی بالای ارتش اسرائیل برای جنگ در چندین جبهه دارد، توانایی که کمتر ارتشی در منطقه خاورمیانه از خود نشان داده است.
در چنین شرایطی؛ جرد کوشنر داماد دونالد ترامپ در توییتی طولانی گفته است که روز کشته شدن حسن نصرالله، مهمترین روز خاورمیانه پس از توافق ابراهیم بوده است. خلاصه حرف داماد ترامپ این است که دولت بایدن بیدلیل بر اسرائیل برای آتشبس فشار میآورد. او معتقد است که حالا که جمهوری اسلامی و حزبالله به شدت ضعیف شدهاند، باید به اسرائیل اجازه داد کار را به پایان برساند. کوشنر همچنین گفته هیچ کارشناسی پیشبینی نمیکرد که اسرائیل چنین ضربهای به حزبالله وارد کند.
به اعتقاد کوشنر، تا به حال تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی به رغم ضعف پدافند ایران نابود نشده، زیرا حزبالله مثل یک تفنگ آماده به سمت اسرائیل نشانه رفته بود و این عامل بازدارندگی برای ایران در ۴۰ سال گذشته بوده است اما اکنون با تضعیف حزبالله، این سپر از دست جمهوری اسلامی افتاده است. او گفته است با کشته شدن ۱۶ فرمانده ارشد حزبالله تنها در ۹ روز، ایران دیگر چنین تهدیدی علیه اسرائیل ندارد. کوشنر تأکید کرده که چنین فرصتی که اکنون وجود دارد ممکن است دیگر برای اسرائیل پیش نیاید و به همین دلیل باید از آن استفاده کامل کند و کار را تمام کند.
دو نکته مهم در مورد صحبتهای کوشنر وجود دارد. اول اینکه کوشنر به عنوان فردی بسیار نزدیک به دونالد ترامپ، به دولت بایدن میگوید که نباید این میزان به اسرائیل برای آتشبس فشار بیاورد و باید اجازه دهد اسرائیل کار خود را انجام دهد.
او معتقد است که با این فشارها برای آتشبس، دولت بایدن دارد کار را خراب میکند. در تایید این مسئله، جان کربی، یکی از سخنگویان ارشد دولت بایدن گفته است که باید برای کاهش تنشها تلاش کنیم، در حالی که کوشنر معتقد است که آمریکا نباید مزاحم اسرائیل شود و باید بگذارد کارش را انجام دهد.
نکته دوم و مهمتر این است که کوشنر نماینده تفکری است که ممکن است ۴۰ روز دیگر انتخابات آمریکا را ببرد و تصمیمگیری در کاخ سفید را به دست گیرد. کوشنر در دولت قبلی ترامپ از مشاوران اصلی او بوده و پیشبینی میشود که در صورت پیروزی ترامپ و بازگشت جمهوریخواهان به کاخ سفید، بار دیگر به عنوان یکی از اعضای بانفوذ تیم ترامپ در زمینه معادلات خاورمیانه، بهویژه در قبال اسرائیل و ایران، نقش داشته باشد.
در این میان، تحولات اخیر نشان داده است که محاسبات علی خامنهای درباره اسرائیل بهطور چشمگیری اشتباه بوده است. حزبالله، بزرگترین و مهمترین گروه نیابتی جمهوری اسلامی، به دلیل بمبارانهای شدید اسرائیل به شدت تضعیف شده است.
این بمبارانها نه تنها بخش قابل توجهی از تسلیحات و انبارهای موشکی حزبالله را نابود کردهاند، بلکه با کشته شدن بخش عمدهای از فرماندهان شاخه نظامی، شبکه فرماندهی این گروه نیز از هم پاشیده و حسن نصرالله، رهبر حزبالله، نیز کشته شده است.
این خسارات سنگین به حزبالله، پس از تلفات مشابه به حماس و کشته شدن اسماعیل هنیه، رهبر حماس، در تهران، بار دیگر اشتباهات راهبردی علی خامنهای را نشان داد. خامنهای پس از حمله حماس به اسرائیل در هفتم اکتبر، اعلام کرده بود که اسرائیل شکست خورده و این شکست جبرانناپذیر است اما اکنون، با وضعیت وخیم حماس و حزبالله و احتمال تکرار این وضعیت برای حوثیها، مشخص شده است که محاسبات راهبردی خامنهای چقدر اشتباه بوده است.
خامنهای تصور نکرده بود که اسرائیل قادر است ضربات سنگینی به حماس و حزبالله وارد کند. حتی با وجود این که اسرائیل به شدت به حماس ضربه زد، تحلیلگران تصور میکردند که حزبالله تهدید بزرگتری نسبت به حماس است و به راحتی قابل سرکوب نیست اما اسرائیل نه تنها حزبالله را در مدت زمانی کوتاهتر، بلکه با ضربات بسیار سنگینتر از حماس مواجه کرد، ضرباتی که در تاریخ ۴۲ ساله حزبالله بیسابقه بودهاند.
اکنون، جمهوری اسلامی نه تنها دستاوردی از حمله حماس به اسرائیل نداشته است، بلکه وارث حماسی شده که به شدت تضعیف شده و حزباللهی که حتی بیشتر از حماس آسیب دیده است. این نشان میدهد که محاسبات خامنهای و فرماندهان سپاه پاسداران اشتباه از آب درآمده است. جمهوری اسلامی بدون یک حزبالله قوی، اکنون در مقابل اسرائیل و آمریکا تقریبا بیدفاع به نظر میرسد.
مراد ویسی در برنامه روزانهاش در ایران اینترنشنال، خبرهای مهمی را که در لابهلای اخبار دیده، همراه با نکات تحلیلی و سوابقی که هر خبر ممکن است داشته باشد، گردآوری میکند تا اگر کسی فرصت پیگیری اخبار را نداشته باشد، بتواند با دیدن این برنامه از مهمترین اخبار روز مطلع شود
این متن خلاصه مطالب مطرح شده در برنامه سیاست با مراد ویسی است که روزهای شنبه تا چهارشنبه اینجا به اشتراک گذاشته خواهد شد.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.