کیمیا علیزاده به چه پشت کرد؛ جمهوری اسلامی یا وطن؟
حمله رسانههای جمهوری اسلامی، به خصوص صدا و سیما به کیمیا علیزاده، ورزشکار جوان ایرانی، موجی از واکنش به راه انداخته است. ماشین تبلیغات و پروپاگاندای جمهوری اسلامی، روزگاری نه چندان دور علیزاده را «نماد دختر موفق باحجاب» معرفی میکرد و حالا همان ماشین، او را «بیوطنی» میخواند.
- ناهید کیانی از کیمیا علیزاده انتقام گرفت و صعود کرد.
- کیمیا علیزاده کشور ندارد.
- علیزاده به ملتش پشت کرد، نمک خورد و نمکدان شکست.
- به کدام پرچم میخواهد افتخار کند؟
اینها مجموعهای از تیترها و صفاتی هستند که رسانههای حامی جمهوری اسلامی و کارشناسان صدا و سیما در ۲۴ ساعت اخیر درباره علیزاده به کار بردند.
او که در مرحله مقدماتی مسابقات تکواندوی المپیک ۲۰۲۴ پاریس به ناهید کیانی باخت، به مدال برنز رسید. کیانی در مسابقه فینال در برابر حریفی از کره جنوبی شکست خورد و دوم شد.
کیمیا علیزاده کیست؟
علیزاده، متولد سال ۱۳۷۷ است و زمانی که ۱۸ سال داشت، در المپیک ۲۰۱۶ برزیل، توانست مدال رشته تکواندو را از آن خود کند و لقب جوانترین مدالآور تاریخ ایران و اولین زن مدالآور ایران در المپیک را به خود اختصاص دهد.
پس از این پیروزی، ۳۱ مرداد ۱۳۹۵، صفحات اجتماعی علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، تصویری از علیزاده را با این جمله از خامنهای منتشر کردند: «من از صمیم قلب از همه زنان ورزشکاری که در عرصه بینالمللی با حجاب حضور دارند، تشکر میکنم.»
متعاقب پیام خامنهای، رسانهها و صدا و سیما به قدردانی از پیروزی علیزاده با حجاب پرداختند؛ به خصوص این که خامنهای در اظهارات دیگری گفت: «به بانوان ورزشکاری که نشانه افتخارآمیز پوشش زن ایرانی را به رخ همگان کشیدند، به بانوی شجاعی که با حجاب کامل در پیشانی کاروان درخشید و به مربیان و پیشکسوتان ورزش کشور خوشآمد میگویم و از همه شما سپاسگزاری میکنم. قدر شما را میدانیم.»
جوایز زیادی به علیزاده داده شد. نوجوان ۱۸ ساله، به واسطه همین رسانهها به سیاست کشیده شد. او مدالش را به شهدای گمنام تقدیم کرد و برای مظلومیت محسن حججی، از نیروهای اعزامی جمهوری اسلامی به سوریه، کشته شده تحت عنوان «مدافع حرم» نوشت.
اما بعد، در دی ماه ۱۳۹۸، پس از آبان خونین آن سال و شلیک سپاه پاسداران به هواپیمای اوکراینی، علیزاده از کشور خارج شد. او که به هلند سفر کرده بود، به ایران بازنگشت. علیزاده حالا جوانی ۲۱ ساله شده بود.
او در اینستاگرام از «تبعیضها» و «پولهای کثیف» در ایران حرف زد و گفت نمیخواهد جزیی از «سیستم سرکوب، فساد و دروغ» باشد.
علیزاده در نامهای که خطاب به مردم ایران نوشت، خود را یکی از میلیونها زن سرکوب شده در ایران خواند که هر زمان صلاح دیدند، مصادرهاش کردند.
سوءاستفاده از وطن و پرچم
در پی اظهارات کارشناسان تلویزیون جمهوری اسلامی و رسانههای حامی آن علیه علیزاده پس از شکست او در مقابل کیانی، شهروندان ایرانی در فضای مجازی از این قهرمان تکواندو دفاع کردند.
در شبکه اجتماعی ایکس و اینستاگرام، تصاویری از کمربند علیزاده منتشر شد که روی آن سه رنگ پرچم ایران مشاهده میشود.
برخی رسانهها و روزنامهنگاران ساکن ایران به اتهاماتی که حامیان حکومت به علیزاده زدند واکنش نشان دادند.
از سوی دیگر، تصاویر مراسم اهدای مدالها که صداوسیمای جمهوری اسلامی بخشهایی از آن را سانسور کرد منتشر شد که علیزاده، کیانی را در آغوش کشید و در تصویری دیگر، او به شانه علیزاده بوسه زند.
این صحنهها از سوی کاربران، به عشق و علاقهای تعبیر شد که با وجود خطکشیهای جمهوری اسلامی، میان شهروندان وجود دارد.
حمیدرضا ابک، روزنامهنگار سابق و از حامیان دولت حسن روحانی، به بهانه مسابقه علیزاده و کیانی در فیسبوک خود مطلبی منتشر کرد.
ابک با اشاره به مشکلات اقتصادی سالهای اخیر نوشت: «ما هم به اضطرار آنقدر به این مفهوم زیبا و بی در و پیکر (وطن) اندیشیدهایم که اوضاعمان به هم ریخته است. تقی به توقی میخورد مجبوریم بلافاصله چرتکه بیندازیم که آیا این اتفاق احیانا به وطن ربط نداشت؟ این بابا وطندوست است یا دارد سرمان کلاه میگذارد؟ تکلیف مسابقه تکواندوی کیمیا و ناهید چه میشود؟ "سمت درست وطن" کجاست؟»
محمد جواد روح، سردبیر روزنامه هممیهن نیز در نوشتهای به این مسابقه و حاشیههای آن اشاره کرد.
روح نوشت: «به نظرم هر دو باری سنگینتر از تمرینات و تلاشها و مبارزات را بر دوش کشیدهاند. بار سنگین قضاوت هموطنان خود را. از تندروترینهای دو طرف که هر یک، یکی از دو دختر را خائن و خودفروخته میخواند تا قضاوتهای میانهروتری که سعی میکرد سبکوسنگین کند و همه ابعاد و زوایای مساله را ببیند.»
جمهوری اسلامی یا ایران؟
کاربران شبکههای اجتماعی مشخصا به همدلی کیانی و علیزاده اشاره داشتهاند. آنها مرز بین علیزاده و کیانی را نه ایران، بلکه جمهوری اسلامی میدانند. این دو جوان، همدیگر را در آغوش کشیدند، علیزاده سه رنگ پرچم ایران را روی کمربندش دارد و کیانی به شانه علیزاده بوسه میزند.
اینها نشان میدهند، مرز بین این دو، ایدئولوژی جمهوری اسلامی است نه آنچه کارشناسان صدا و سیما میگویند.
پس از انتشار صحنه در آغوش گرفتن کیمیا و ناهید، شاهزاده رضا پهلوی با اشاره به رقابت این دو نوشت: «جمهوری اسلامی قهرمانان ایران را وادار میکند تا وطنشان را ترک و بر خلاف میل زیر پرچم دیگر کشورها در رقابتها شرکت کنند.»
او افزود: «ناهید و کیمیا هر دو برنده هستند و بازنده، رژیم پلید و اهریمنی جمهوری اسلامی است.»
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.