آمریکا در حملات بامداد سهشنبه به مواضع جمهوری اسلامی در جنوب ایران، برای نخستین بار از شناورهای انتحاری هدایتپذیر که با کمک هوش مصنوعی هدایت میشوند و شناسایی آنها دشوار است، استفاده کرد.
سامان رحمتیان، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، گزارش میدهد







جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی دونالد ترامپ در دوره اول ریاست جمهوری او، در یادداشتی در روزنامه والاستریت ژورنال استدلال کرده است که جمهوری اسلامی ضعیفتر از آن است که بتواند به توافقی خوب برای خودش دست یابد و به صلح برسد.
بهنوشته او حملات آمریکا و اسرائیل چنان موفقیتآمیز رهبری جمهوری اسلامی را از میان بردهاند که اکنون هیچکس اقتدار لازم برای مذاکره را ندارد.
بولتون که از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی در واشینگتن است در آغاز یادداشت خود مینویسد: «تفاهمنامه میان آمریکا و ایران و آتشبس ناشی از آن، عملا از همان ابتدا مرده به دنیا آمدند. دونالد ترامپ و مشاوران ارشدش اکنون به شکست آن اذعان دارند، اما این توافق از ابتدا قابل اجرا نبود؛ و طنز ماجرا اینجاست که دلیل آن، موفقیت بیش از حد عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل بود.»
بهنوشته بولتون، تهران دیگر به هیچ معنای منسجمی دارای دولت نیست. در مسائل امنیت ملی، نه تصمیمگیری مقتدر وجود دارد و نه سازوکاری که بتواند تصمیماتی الزامآور برای کل حکومت اتخاذ کند. در ایران، پاسخ به پرسش معروف رابرت دال، «چه کسی حکومت میکند؟»، این است: ما نمیدانیم و خود ایرانیها هم نمیدانند.
از نظر او آنچه به جای یک دولت وجود دارد، مجموعهای از «کانونهای قدرت» است که هر یک از درجات متفاوتی از نفوذ و آسیبپذیری برخوردارند. آنها برای کسب قدرت با یکدیگر رقابت میکنند، اما هیچیک نه امروز و نه در آینده قابل پیشبینی قادر نیست بهطور مستمر بر دیگران مسلط شود. همین آشفتگی توضیح میدهد که چرا بنا بر گزارشها، برخی در ایران بار دیگر در حال توطئه برای ترور ترامپ هستند، در حالی که گروهی دیگر همچنان با نمایندگان او مذاکره میکنند.
بهگفته بولتون فروپاشی ساختار یکپارچه حکومتی ایران پیامدهای عظیمی برای نحوه تعامل واشینگتن با تهران دارد: «دقیقا موفقیت ما در متلاشی کردن مؤثر رهبری ایران و نابودی ابزارهای قدرت دولتی آن است که مانع از عملکرد منسجم رژیم کنونی میشود.»
او تاکید میکند: «این نتیجهگیری، یا اگر ترجیح میدهید، این فرضیه، برای کسانی ناخوشایند است که یا بهدلیل همدلی با جمهوری اسلامی یا به علت دشمنی با آمریکا یا دولت کنونی آن، مصمماند میزان خسارت ناشی از حملات ما را کماهمیت جلوه دهند. آنها از اذعان به ویرانی ساختار قدرت در ایران و پیامد احتمالی آن، یعنی نزدیک بودن تغییر رژیم، هراس دارند.»
بولتون سپس مذاکرهکنندگان غیرنظامی جمهوری اسلامی را از جمله ضعیفترین بازگیران باقیمانده میداند و میافزاید: «مشکل آشکار است: مذاکرهکنندگان آمریکایی با کسانی گفتوگو میکنند که توانایی عملی کردن تعهدات خود را ندارند.»
بهنوشته اوتجربه آتشبس اکنون بیهودگی مذاکره با مقامهایی را ثابت میکند که توانایی تغییر این واقعیت را ندارند. ترامپ ناچار خواهد بود یا سرخوردگی و عدم قطعیت بیپایان را بپذیرد، یا عملیات تهاجمی گسترده را از سر بگیرد و به حملات تلافیجویانه محدود و متقابل بسنده نکند
بولتون تاکید میکند: «ما میتوانیم یا اکنون با این واقعیت روبهرو شویم یا پس از انتخابات نوامبر. مسیر درست این است که بهسرعت اقدام کنیم، محاصره را دوباره برقرار سازیم و درآمدهای نفتی ایران را قطع کنیم. ادامه بیثباتی در خلیج فارس ممکن است فارغ از مذاکرات یا آتشبسها، قیمت نفت را تا پیش از انتخابات نوامبر بالا نگه دارد. اگر تاخیر کنیم، دست تهران قویتر خواهد شد، زیرا زمان بیشتری به دست میآورد و میلیاردها دلار درآمد تازه کسب میکند.»
بهگفته او،حتی اگر رییسجمهوری تصمیمگیری را تا پس از انتخابات به تعویق بیندازد، باز هم این تنها مسیر قابل فهم برای آینده است. در عرصه روابط بینالملل، ایران هیچ دولت واقعی ندارد. این اتفاق خوبی است. ما باعث آن شدیم و باید کار را تمام کنیم.»
بولتون در پایان مقاله خود مینویسد: «نخستین گام، بازگشایی تنگه هرمز است؛ در صورت لزوم با استفاده از زور. مارک روته، دبیرکل ناتو، از حملات آمریکا علیه ایران حمایت میکند و پیشبینی کرده است که متحدان اروپایی نیز به مرور با آن موافقت خواهند کرد. حرکت بعدی با ترامپ است.»
شایان سمیعی، کارشناس امنیت ملی، گفت: «جمهوری اسلامی برنامه هستهای، برنامه موشکی، توانمندیهای نظامی، شبکه نیروهای نیابتی و حتی تحریمها را ابزار حفظ قدرت و افزایش قدرت چانهزنی میداند و به همین دلیل حاضر نیست از این اهرمها صرفنظر کند؛ زیرا آن را به معنای تضعیف موقعیت و بقای نظام میبیند.»
او افزود: «جمهوری اسلامی بیش از گذشته با انزوای بینالمللی روبهرو شده و حتی بسیاری از شرکای سنتی و کشورهای اروپایی نیز دیگر تمایل چندانی به حمایت از مواضع تهران ندارند.»
فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد امور دفاعی و امنیتی، درباره افزایش حملات متقابل آمریکا و جمهوری اسلامی گفت: «اگر آمریکا موفق شود امنیت عبور کشتیهای تجاری را در تنگه هرمز دوباره برقرار کند، این احتمال وجود دارد که سپاه پاسداران با تشدید حملات به ناوگان آمریکا و کشتیهای تجاری، تلاش کند این مسیر دریایی را ناامن کند.»
او افزود: «در صورت تشدید درگیریها، با توجه به موضع پیشین جمهوری اسلامی درباره صادرات نفت، احتمال هدف قرار گرفتن نفتکشها و تاسیسات نفتی کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز قابل تصور است.»
روزنامه هاآرتص در گزارشی تحقیقی نوشت موساد در چارچوب پروژهای برای تغییر حکومت در ایران، محمود احمدینژاد را بهعنوان گزینه رهبری ایران پس از جمهوری اسلامی در نظر گرفته بود و ارتباط با او از یک سال پیش از حمله هفتم اکتبر آغاز شده بود.
جمشید برزگر، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، میگوید پرسش اصلی این است که آیا ارتباط محمود احمدینژاد با موساد با اطلاع و هماهنگی نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی انجام شده است یا خیر. به گفته او، احمدینژاد در مقطعی که انتظار میرفت اقدامی انجام دهد، هیچ اقدامی نکرد، سپس از خانه امن خارج شد، خود را در اختیار دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی قرار داد و بعدتر نیز در مراسم تشییع علی خامنهای شرکت کرد.
فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد امور دفاعی و امنیتی، درباره اظهارات دونالد ترامپ درباره کنترل تنگه هرمز و دریافت عوارض از کشتیهای عبوری گفت: «از نظر عملیاتی، نیروی دریایی آمریکا با همراهی کشورهای اروپایی توان اجرای چنین طرحی را دارد، اما این اقدام مستلزم ادامه حملات برای سرکوب توان سپاه پاسداران و ارتش در سواحل و جزایر مشرف به تنگه هرمز است و حتی ممکن است به اشغال برخی از این جزایر نیاز داشته باشد.»
او افزود: «دریافت ۲۰ درصد عوارض از کشتیهای عبوری، از نظر حقوقی چندان قابل دفاع به نظر نمیرسد.»