در حمله جمهوری اسلامی به کویت یک شهروند هندی کشته شد


وزارت خارجه هند حمله ایران به فرودگاه بینالمللی کویت را محکوم کرد و اعلام کرد یک شهروند هند در این حمله کشته و چند شهروند دیگر زخمی شدند.
در بیانیه وزارت خارجه هند آمده است: «حمله به فرودگاه بینالمللی کویت را که در آن یک شهروند هند جان باخت و چند نفر از شهروندان ما زخمی شدند، محکوم میکنیم.»
این وزارتخانه افزود: «بار دیگر از طرفها میخواهیم چنین حملاتی را متوقف کنند.»







بلومبرگ چهارشنبه ۱۳ خرداد به نقل از مقامهای غربی و بر اساس دادههای جدید آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزارش داد خطر پیگیری مخفیانه سلاح هستهای از سوی جمهوری اسلامی اکنون بیش از پیش از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل در سال گذشته است.
در گزارش آژانس آمده است ذخایر بزرگ اورانیوم نزدیک به غنای تسلیحاتی جمهوری اسلامی دیگر مانند گذشته تحت بازرسیهای منظم هفتگی قرار ندارند و آژانس در حال حاضر نمیتواند درباره این مواد هستهای نتیجهگیری قطعی ارائه دهد.
به گفته دو دیپلمات ارشد، هرچه این مواد برای مدت طولانیتری خارج از نظارت کامل آژانس باقی بمانند، خطر انحراف آنها به مقاصد غیرصلحآمیز افزایش مییابد.
رافائل گروسی گفت آژانس در دورهای اخیر مذاکرات حضور نداشته است و افزود هر توافقی که قابل راستیآزمایی نباشد، میتواند به نتیجه نامطلوب منجر شود.
۱۴ خرداد امسال را میتوان در نقطه تلاقی چهار روایت متفاوت دید: غیبت خامنهای، سالگرد مرگ خمینی، جشن غدیر و تعطیلاتی که برای بسیاری از ایرانیان فرصتی برای سفر و فراغت است.
برای بیش از سه دهه، ۱۴ خرداد یکی از مهمترین روزهای تقویم سیاسی جمهوری اسلامی بود. سالگرد مرگ روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، نه فقط یک مراسم یادبود، بلکه یکی از مهمترین نمایشهای سیاسی نظام محسوب میشد.
این مراسم هر سال با حضور مقامهای ارشد، پوشش گسترده رسانههای حکومتی و سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی برگزار میشد، اما ۱۴ خرداد امسال با تمام سالهای گذشته تفاوت دارد.
این نخستین مراسم سالگرد مرگ خمینی است که پس از کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور ایران، برگزار میشود. فردی که در ۳۶ سال گذشته، مهمترین چهره این مراسم بود.
در دهههای قبل، سخنرانی سالانه رهبر جمهوری اسلامی در «حرم خمینی» به بخش اصلی مراسم تبدیل شده بود. سخنرانیای که بسیاری آن را مهمترین موضعگیری سیاسی سالانه دیکتاتور پیشین ایران میدانستند.
امسال اما این جایگاه خالی است و برگزارکنندگان مراسم اعلام کردهاند بهجای سخنرانی رهبر جدید جمهوری اسلامی، پیام او قرائت خواهد شد.
رهبر زیرزمینی جمهوری اسلامی تاکنون هیچ حضور عمومیای نداشته و قرار نیست در مراسم امسال سخنرانی کند. به این ترتیب، برای نخستین بار در دهههای اخیر، سالگرد ۱۴ خرداد بدون حضور رهبر در جایگاه سخنران اصلی برگزار میشود.
حذف مهمانان خارجی و مراسم «تجدید میثاق»
در سه دهه گذشته، مراسم ۱۴ خرداد علاوه بر جنبه نمادین، نمایش قدرت سازمانی جمهوری اسلامی نیز به شمار میرفت.
هزاران نفر از شهرهای مختلف با اتوبوسهای سازماندهیشده به تهران منتقل میشدند، هیاتهای خارجی در مراسم حضور مییافتند و مقامهای ارشد سیاسی و نظامی در برنامههای مختلف سالگرد شرکت میکردند.
اما امسال دامنه مراسم محدودتر شده است.
مسئولان برگزاری اعلام کردهاند برخلاف سالهای گذشته، برنامههای گسترده «تجدید میثاق» مسئولان برگزار نمیشود و از بسیاری از مقامها و نهادها برای حضور در این برنامهها دعوت نشده است.
همچنین مهمانان خارجی نیز در این مراسم حضور نخواهند داشت.
تلاقی سوگ و سرور
در کنار این تحولات سیاسی، یک اتفاق کمسابقه تقویمی به مراسم امسال رنگ و بوی متفاوتی داده است.
سالگرد مرگ خمینی با «عید غدیر» همزمان شده است. عیدی که شیعیان آن را سالروز اعلام جانشینی علی بن ابیطالب از سوی پیامبر اسلام میدانند و از مهمترین اعیاد مذهبی آنان به شمار میرود.
همزمانی این دو مناسبت باعث شده برای نخستین بار دو روایت متفاوت در یک روز قرار بگیرند؛ روایت سوگواری برای بنیانگذار جمهوری اسلامی و روایت جشن مذهبی غدیر.
نشانههای این تغییر حتی در تصمیمهای اجرایی نیز دیده میشود: در سالهای گذشته، سینماهای کشور در روزهای ۱۴ و ۱۵ خرداد بهطور کامل تعطیل بودند و اکران فیلمها متوقف میشد، اما امسال بهدلیل همزمانی با عید غدیر، سینماها از ساعت ۱۸ فعالیت خود را از سر میگیرند و اکرانهای شبانه برپا خواهد بود.
این اتفاق نشان میدهد فضای جشن غدیر بخشی از محدودیتهای مرسوم این دو روز را کمرنگ کرده است.
همزمان، تهران خود را برای یکی از بزرگترین جشنهای خیابانی عید غدیر آماده میکند. هزاران موکب در مسیر خیابانهای انقلاب و آزادی مستقر خواهند شد و بخش بزرگی از مرکز پایتخت در اختیار برنامههای جشن قرار میگیرد که این تصویر با فضای سنتی سالگرد ۱۴ خرداد تفاوتی آشکار دارد.
تقابل روایت حکومتی و تبوتاب جادهها
البته برای بخش بزرگی از جامعه ایران، ۱۴ و ۱۵ خرداد سالهاست معنایی متفاوت پیدا کرده است. این دو روز به تدریج به یکی از مهمترین تعطیلات ابتدای تابستان تبدیل شدهاند و بسیاری از خانوادهها از آن برای سفرهای کوتاه، دیدارهای خانوادگی یا استراحت استفاده میکنند.
برای بسیاری از جوانانی که سالها پس از انقلاب متولد شدهاند، این روزها بیش از آن که یادآور رویدادهای تاریخی باشند، بخشی از تقویم تعطیلات سالانهاند.
اهمیت سیاسی این روز اما در جای دیگری نهفته است.
مراسم سالگرد خمینی یکی از مهمترین آیینهایی بود که پیوند میان بنیانگذار جمهوری اسلامی و جانشین او را به نمایش میگذاشت.
اکنون هر دو چهره از صحنه غایباند و مراسمی که زمانی یکی از مهمترین نمایشهای اقتدار نظام محسوب میشد، در فضایی برگزار میشود که بیش از هر زمان دیگری با جشن، سفر و زندگی روزمره مردم گره خورده است.
شاید به همین دلیل، ۱۴ خرداد امسال تنها یک سالگرد نباشد، بلکه نشانهای از تغییر جایگاه نمادهایی باشد که جمهوری اسلامی دههها برای ساختن و حفظ آنها سرمایهگذاری کرده بود.
مراسمی که زمانی یکی از مهمترین آیینهای سیاسی نظام به شمار میرفت، اکنون در سایه غیبت چهرههای اصلی، جشن غدیر و تعطیلات عمومی برگزار میشود. ترکیبی که بیش از هر چیز، تغییر رابطه جامعه با نمادها و آیینهای رسمی جمهوری اسلامی را به نمایش میگذارد.
جمعی از نمایندگان مجلس جمهوری اسلامی در نامهای خطاب به مجتبی خامنهای با تاکید بر «خونخواهی و انتقام خون» علی خامنهای و فرماندهان سپاه پاسداران، خواستار افزایش برد موشکهای جمهوری اسلامی تا کاخ سفید شدند.
در این بیانیه آمده است: «از نیروهای نظامی و صنایع دفاعی خود آنقدر حمایت خواهیم کرد تا روزی برد موشکهایمان به دفتر کار قاتلان خامنهای برسد.»
نمایندگان امضاکننده همچنین خواستار برگشتناپذیر شدن وضعیت تنگه هرمز به شرایط پیش از جنگ، بطلان هرگونه مذاکره درباره توانمندیهای هستهای، مطالبه کامل غرامت خسارتهای مادی و معنوی جنگ، خروج نیروهای آمریکایی از منطقه و تنبیه «متجاوزان به گونهای شدند که امکان تکرار حملات از میان برود.»
پیامهای ارسالی شهروندان به ایران اینترنشنال حاکی از آن است که مقامهای حکومت همچنان سیاست بهکارگیری کودکان برای مقاصد نظامی و تسلیحاتی از جمله ایستبازرسیها را ادامه میدهند. همزمان نهادهای نظامی اقدام به جذب کودکان و دانشآموزان در «مدارس پلیس» کردهاند.
بحران اقتصادی و تمرکز حکومت روی پایگاهسازی
یک شهروند از فریدونکنار در پیام خود با اشاره به بحران اقتصادی و معیشتی نوشت: «رکود، تورم، فقر و فلاکت بیداد میکند و این نشانه فروپاشی اقتصادی است. با بچههای ۱۰ تا ۱۲ ساله ایست بازرسی راه انداختهاند و با غذا و پرداخت هزینه، دور میدانهای شهر افراد را جمع میکنند تا قدرتنمایی کنند.»
این سیاست در حالی پیش میرود که بحران آموزش و بلاتکلیفی و فشار روانی در مدارس بهدلیل مشخص نبودن شیوه و چگونگی برگزاری امتحانات نهایی و همچنین کنکور موجب اعتراضات در تهران و شهرهای دیگر شده است.
مخاطبی دیگر از استان تهران نیز در زمینه سوءاستفاده از کودکان نوشته است: «همه ایست بازرسیهای شهریار شده بچههای زیر ۱۶ سال با یک چراغقوه دستشان، واقعا خنده داره.»
ایستگاههای آموزش نظامی در تجمعات
مقامهای جمهوری اسلامی همچنین از کودکان و دانشآموزان در تجمعات حکومتی استفاده کردهاند. در این تجمعات ایستگاههایی برپا شده که در آن اسلحه به دست کودکان داده میشود تا کار با آن را بیاموزند.
یک شهروند از تهران در این زمینه نوشت: «چند نفر بچه ایستبازرسی گذاشتهاند و اصلا معلوم نیست دنبال چه هستند. ایستگاه صلواتی هم راه انداختهاند و به امتی که در خانهاش چای پیدا نمیشود، چای میدهند. طرفدارانشان همینقدر ارزان هستند.»
این اقدام در استانهای دیگر نیز روایت شده است. یک مخاطب از استان هرمزگان نوشت: «ایست بازرسی در ورودی شهر بستک هرمزگان هرشب ساعت ۱ تفنگ دست بچهها میدهند.»
شهروندی از کلاردشت مازندران نیز از تحویل و آموزش کار با اسلحه به کودکان در کلاردشت روایت کرده است.
این سیاست جمهوری اسلامی نقض کنوانسیونهای بینالمللی حقوق کودک به شمار میرود.
سابقه طولانی استفاده از کودکان در جمهوری اسلامی
استفاده از کودکان برای اهداف نظامی و امنیتی در جمهوری اسلامی سابقهای چند دههای دارد. در جریان جنگ هشتساله با عراق هزاران نوجوان به جبههها اعزام شدند و برخی از آنها در عملیاتهای نظامی جان خود را از دست دادند. همچنین در سالهای پس از جنگ، آموزشهای نظامی در قالب درس «آمادگی دفاعی» و فعالیتهای بسیج دانشآموزی در مدارس ادامه یافته است.
جذب کودکان از طریق ساختارهای آموزشی
بسیج دانشآموزی و بسیج دانشجویی از جمله نهادهایی هستند که سالها در مدارس و دانشگاهها به جذب نیرو پرداختهاند.
از منظر حقوق بشری، گره زدن آموزش رسمی با فعالیتهای نظامی و شبهنظامی میتواند زمینه عادیسازی خشونت و نظامیگری در میان کودکان و نوجوانان را فراهم کند.
کنوانسیون حقوق کودک که ایران نیز به آن پیوسته، دولتها را موظف میکند کودکان را از مشارکت در فعالیتهای نظامی و امنیتی دور نگه دارند و محیطی امن برای رشد و آموزش آنان فراهم کنند.
نظامیسازی فضای عمومی
در ماههای اخیر علاوه بر ایستبازرسیها، تصاویر متعددی از نمایش موشکها، تجهیزات نظامی، قایقهای تندرو سپاه و سلاحهای سبک و سنگین در فضاهای عمومی، مدارس، تجمعات حکومتی و برنامههای رسانهای جمهوری اسلامی منتشر شده است.
فعالان حقوق کودک این اقدامات را بخشی از روند «نظامیسازی فضای عمومی» و عادیسازی حضور سلاح در زندگی روزمره کودکان ارزیابی میکنند.
برنامهریزی برای سرکوب سالهای آینده
استفاده روزافزون از کودکان و نوجوانان در فعالیتهای حکومتی، ایستبازرسیها و برنامههای نظامی میتواند نشانه تلاش جمهوری اسلامی برای بازتولید نیروهای ایدئولوژیک و تربیت نسل آیندهای از نیروهای وفادار و سرکوبگر به شمار رود.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، به سیانان گفت حمله پهپادی ۲۷ اردیبهشت به نیروگاه هستهای براکه در ابوظبی کاملا هدفمند بوده و عاملان آن میدانستند چه میکنند. او پس از بازدید از محل، این حمله را عملیاتی دقیق توصیف کرد.
مقامهای امارات متحده عربی اعلام کردند این حمله با هدف مختل کردن فعالیت نیروگاه انجام شد، اما تاسیسات به فعالیت عادی ادامه میدهد و سطح ایمنی پرتویی تحت تاثیر قرار نگرفت. وزارت دفاع امارات نیز گفت در این حمله دو پهپاد رهگیری شدند و پهپاد سوم به یک ژنراتور برق در خارج از محدوده داخلی نیروگاه اصابت کرد.
گروسی همچنین به اسکاینیوز گفت آژانس اطلاعات کافی درباره میزان دقیق ذخایر اورانیوم ایران در اختیار ندارد، اما میداند این مواد در همان محلهای پیشین نگهداری میشوند. او افزود دسترسی به این مکانها پس از حملات ۱۲ روزه گذشته بسیار محدود و دشوار شده است، هرچند غیرممکن نیست.
او گفت انتقال این مواد از نظر فنی ممکن است، اما پیچیده است و کشورهایی از جمله قزاقستان، روسیه، چین و فرانسه برای دریافت احتمالی این ذخایر ابراز علاقه کردهاند. گروسی گفت در صورت بروز حادثه، پیامدهای پرتویی میتواند گسترده باشد و جامعه جهانی باید از خطرات احتمالی آگاه باشد.