روحالله رحیمپور، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، گفت: «واکنش غیرتمسخرآمیز دونالد ترامپ و علی خامنهای به یکدیگر نشان میدهد تقابل وارد مرحلهای حساس شده و احساس خطر در تهران واقعی است.»
او افزود: «همزمان، عزم آمریکا برای ایجاد تغییرات اساسی در جمهوری اسلامی بهطور ملموس قابل مشاهده است».

روزنامه اسرائیلهیوم با اشاره به آنچه سرکوب وحشیانه اعتراضات در ایران و افول آن نامید، نوشت که بدون هیچ تغییری در شرایط اساسی کشور، موج بعدی اعتراضات در راه است.
این روزنامه شنبه ۲۷ دی در مورد سرکوب انقلاب ملی ایرانیان و سیاست دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در قبال جمهوری اسلامی نوشت: «مفسران در مورد این نکته که آیا ترامپ ایده حمله به ایران را به طور کامل کنار گذاشته یا صرفاً آن را به تعویق انداخته است، اختلاف نظر دارند.»
اشاره اسرائیلهیوم به سخنان ترامپ در مورد لغو اعدام ۸۰۰ معترض بازداشت شده در ایران بود.
این روزنامه با اشاره به اینکه مشخص نیست این آمار از چه منبعی به دست آمده و حتی در صورت صحت آن نیز معلوم نیست چه کسی میتواند سرنوشت محکومان به اعدام را تضمین کند، افزود: «اظهارات علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، و نیز دادستان کل کشور که به نیت آشکار برای مجازات معترضان اشاره دارد، تا حدی با هدف جلوگیری از شکلگیری موجهای مشابه اعتراض در آینده مطرح شده است.»
خامنهای شنبه ۲۷ دی، انقلاب ملی ایرانیان را «فتنهای آمریکایی» توصیف کرد و ترامپ را «مجرم اصلی» اعتراضات خواند.
او گفت رییسجمهوری آمریکا باید پاسخگوی «عوارض تحولات اخیر ایران» باشد و تهدید کرد جمهوری اسلامی با «مجرمان داخلی و بینالمللی» برخورد میکند.
این سخنان با واکنش رییسجمهوری آمریکا مواجه شد. ترامپ با محکوم کردن اقدامات خامنهای و نظام حکمرانی او، به نشریه پولیتیکو گفت: «این مرد، مردی بیمار است که باید کشورش را درست اداره کند و دست از کشتن مردم بردارد.» او افزود: «کشور او بهدلیل رهبری ضعیف، بدترین جای دنیا برای زندگی است.»
اسرائیلهیوم نوشت: «در حال حاضر، هر دو طرف بر لفاظیهای تهدیدآمیز برای مخاطبان داخلی و خارجی تمرکز کردهاند. با این حال، با توجه به ناتوانی ایران در حل مشکلات اصلی که موج اعتراضات فعلی را دامن زده است، از جمله وضعیت وخیم اقتصادی و بحران شدید آب و برق، هنوز مشخص نیست که ایران چه قصدی دارد.»
این روزنامه تاکید کرد که رژیم جمهوری اسلامی بدون لغو تحریمها، برای رسیدگی به مشکلات اساسی اقتصاد و زیرساختها با مشکل مواجه خواهد شد و افزود: «ایران برای لغو تحریمها باید با آمریکا وارد مذاکره شود و امتیازات گستردهای در مورد برنامه هستهای و تولید موشک خود بدهد؛ گامهایی که در حال حاضر از دیدگاه تهران قابل قبول نیست.»
اسرائیلهیوم در جمعبندی خود نوشت که حتی اگر موج کنونی اعتراضات سرکوب شود، موج بعدی در راه خواهد بود و فاصله میان این موجها ممکن است کوتاهتر شود؛ بهگونهای که ایران با واقعیتی از اعتراضات پیدرپی و با شدتهای متفاوت روبهرو شود.
به باور این روزنامه، چنین وضعیتی به ترامپ و همچنین اسرائیل فرصتهای بیشتری برای مداخله در امور ایران، از جمله مداخله نظامی، خواهد داد؛ مداخلهای که با این استدلال توجیه میشود که به حکومت ایران فرصت کافی برای تغییر مسیر خود داده شده است.
اسرائیلهیوم نوشت: «منافع روشن اسرائیل در این است که تا حد امکان خارج از تحولات داخلی ایران باقی بماند.»
به گزارش این روزنامه، سطح بالای هشدار در روزهای اخیر ــ که اگرچه کاهش یافته اما بهطور کامل لغو نشده است ــ ناشی از ارزیابیهای محتاطانهای بود که احتمال میداد ایران در واکنش به حملهای در داخل خاک خود، با شلیک موشک به اسرائیل پاسخ دهد. در چنین سناریویی، اسرائیل احتمالاً دست به ضدحملهای در داخل ایران میزند؛ اقدامی که برخلاف جنگ ۱۲روزه، ابتکار آن از سوی اسرائیل نیست و ماهیتی واکنشی خواهد داشت.
اسرائیلهیوم در ادامه افزود: «با این حال، ممکن است اسرائیل خود را ناگزیر از آغاز یک کارزار دیگر علیه ایران ببیند؛ بهویژه اگر تهران به تولید گسترده موشک ادامه دهد یا فعالیت در بخشهایی حساس از برنامه هستهای خود را از سر بگیرد.»بر اساس این گزارش، ایران اکنون در حال انجام کارهای زیرساختی مختلف در تاسیسات هستهای خود است اما از تجدید غنیسازی اورانیوم خودداری میکند. با این حال، تولید موشک با سرعت بالایی، بهطور عمده از موشکها با سوخت مایع، از سر گرفته شده است.
این گزارش اشاره میکند که موشکها با سوخت مایع نسبت به موشکهای سوخت جامد دقت کمتری دارند و به دلیل زمان سوختگیری مورد نیاز قبل از پرتاب، حمله به آنها در زمین آسانتر است.

چرا باید جمهوری اسلامی از نیروهای مزدور خارجی برای سرکوب استفاده کند؟ ۶۰۰ هزار نیروی مسلح جمهوری اسلامی که در مقایسه با کشورهای دیگر، نسبت به جمعیت و وسعت ایران بسیار بالاست، در صورت وفاداری برای سرکوب کفایت میکردند. آیا در سکوت، بیاعتمادی رخ داده است؟
تاکنون گزارشهایی از کشتار خونین ملت ایران در انقلاب دیماه ۱۴۰۴ منتشر شده است. اخبار رسیده به ایران اینترنشنال، قتل عام دستکم ۱۲ هزار نفر را تایید میکند؛ رسانههای دیگر ارقامی تا ۲۰ هزار نفر را نیز مطرح کردند. این آمار نمیتواند قطعی باشد، چرا که جمهوری اسلامی با قطع اینترنت، در تاریکی مطلق مشغول کشتار است. روشن نیست چند نفر از شهروندان، پس از زخمی شدن جان باخته باشند. رسانهها همچنین از بازداشت ۱۸ هزار نفر خبر دادند.
دایره این سوگ و خشم
ایران با احتساب ایرانیان خارج از کشور، حدود ۹۰ میلیون نفر جمعیت دارد. متوسط تعداد افراد هر خانوار (بعد خانوار) در ایران حدود ۳.۲ نفر است. این یعنی در ایران حدود ۲۸ میلیون خانوار وجود دارد.
در شرایطی که اینترنت ایران قطع است، ارایه تحلیلی قطعی، امکان پذیر نیست. با این حال، اخبار رسیده از ایران حاکی از آن بود که دستکم در ۱۳ روز ابتدایی انقلاب ملی ایرانیان، مناطقی در استانهای غربی درگیر اعتراضات بودند که بر اساس الگوهای شناختهشده اجتماعی و فرهنگی، به لحاظ فرهنگی، پیوندهای قوی خانوادگی در آنها وجود دارد.
با توجه به وابستگیهای عاطفی در خانوادههای ایرانی، در چنین موقعیتهایی، میتوان تخمین زد ۱۰ تا ۱۵ خانوار درجه اول و دوم شامل خانوار والدین، همسر و فرزندان، خواهر و برادر، عمو، دایی، خاله، عمه، پدربزرگ، مادربزرگ و غیره، به طور مستقیم در سوگ شریک هستند.
اکنون، ارقام اعلامی از کشتار و بازداشتها معنادار میشود. اگر دستکم را در نظر بگیریم، ۱۲ هزار کشته، میتواند به معنی درگیر شدن دستکم ۱۲۰ تا ۳۰۰ هزار خانوار ایرانی به طور مستقیم در سوگ درگذشتگان باشد. نوع مرگ قربانیان دیماه خونین، مرگ طبیعی نبوده است.
با این وصف، قطعا تعداد خانوارهای درگیر در اقوام دورتر، بهخصوص در مناطقی از ایران که پایبندی بیشتری به سنتها دارند، بهمراتب بیشتر است. در مناطق شهری نیز، دایره دوستان میتواند به این عدد اضافه شود.
حلقه سوگ در بین نظامیان
همین تخمین ۱۲۰ هزار تا ۳۰۰ هزار خانوار، در صورت تعمیم آماری ساده، به معنای ۳۸۰ هزار تا ۹۶۰ هزار سوگوار است. سوگوارانی که عزیز خود را در تصادف یا بر اثر بیماری از دست ندادند؛ عزیزان آنان به قتل رسیدهاند.
آمار تعداد نیروهای مسلح ایران محرمانه است، اما برآورد میشود چیزی حدود ۶۰۰ هزار نظامی در ایران وجود دارد. معمولا نیروهای مسلح از اقشاری گزینش شدند که مذهبیتر و از نظر اقتصادی در دهکهای ضعیفتر قرار دارند.

با این حال، دستکم در شرایط کنونی، نمیتوان چشمانداز یا تحلیلی از تعداد کشتهشدگان بر اساس دهک اقتصادی ارائه داد. تنها امر روشن این است که شرایط اقتصادی، یکی از محرکهای اصلی وضعیت انقلابی کنونی است.
از طرفی، بر خلاف برخی از جنبشهای پیشین، نظیر ۱۳۸۸ و ۱۴۰۱، گزارشهای رسیده تا پیش از قطعی اینترنت در ایران، نشان میدهد روستاها و مناطق حاشیه شهرها، همراه با مراکز شهرها به خیزش پیوستند. وضعیتی که از نظر دامنه جغرافیایی به آبان خونین ۹۸ شباهت دارد، اما بر اساس شواهد اولیه در مقیاسی بزرگتر رخ داده است.
در چنین شرایطی، اگر توزیع درگیریها را به صورت فرضی و آماری در نظر بگیریم،، حدود ۲ هزار و ۶۰۰ تا ۶ هزار و ۴۰۰ نفر از نیروهای مسلح نیز در میان نزدیکان خود، یک نفر از قربانیان دیماه خونین را داشتند.
این به معنای سوگوار بودن تمامی آنان نیست، چه آنکه نگاه عمومی به بسیاری از این نظامیان، نیروهای سرکوبگری است که با معترضان همراه نشدند. اما به طور تصادفی و از نظر آماری، این ارقام یعنی حداقل از هر ۲۳۰ نفر و حداکثر از هر ۹۴ نیروی مسلح، یک نفر در میان اقوام خود دستکم یک کشته داشته است.
چرا نیروی سرکوب خارجی؟
چندین رسانه معتبر بینالمللی، حضور پرشمار نیروهای شبهنظامی و مزدور مسلح خارجی برای سرکوب انقلاب مردم ایران را تایید کردند. حتی بدون تایید این رسانهها نیز، مردم ایران به چشم خود حضور نیروهای عراقی، لبنانی، افغانستانی و پاکستانی را دیدند و گزارش کردند.
جمهوری اسلامی، دستکم از تریبونهای رسمی تا پیش از دیماه خونین، به حضور مستشاری خود در کشورهای خارجی میبالید و ان را سند قدرت خود معرفی میکرد. ننگ استفاده از نیروی خارجی برای سرکوب ایرانیان، حتی برای جمهوری اسلامی نیز بهراحتی قابل پاک شدن نیست.

استفاده از این نیروها در مرحله نخست، نشاندهنده سطح استیصال رهبران جمهوری اسلامی است. اما این اقدام میتواند حامل پیامی دیگر نیز باشد.
وجود ۶۰۰ هزار نیروی مسلح، برای کشوری با وسعت و جمعیت ایران، در مقایسه با سایر کشورها نه تنها کم نیست، بلکه نسبت به بسیاری از کشورها بسیار بالاست. اگر اعتماد کامل به این نیروها وجود داشت و آنها با ایمان به ایدئولوژی رهبران جمهوری اسلامی حاضر به خونریزی بودند، چه نیازی به مزدوران خارجی بود؟
اگرچه جمهوری اسلامی از طریق فرایند گزینش به شدت سختگیرانه و تفتیش عقاید در واحدهای حراست همه سازمانها، بهخصوص بخشهای عقیدتی سیاسی نیروهای مسلح، نفرات وفادار را انتخاب میکند، اما همچنان این امکان که این افراد نیز از طریق اعضای خانواده و اقوام خود درگیر کشتار دیماه باشند، قابل انکار نیست. این موضوع میتواند برای جمهوری اسلامی به بحرانی بزرگ تبدیل شود.
تردید در سطوح کمتر وفادار
جمهوری اسلامی برای نیروهای سرکوب، افرادی را با ضعف اقتصادی و خانوادگی جذب میکند. در حوزه اقتصادی، این ضعف را تداوم میدهد تا وفاداری آنان را به نوعی تضمین کند.
بخش بزرگی از نیروهای تخصصی سرکوب، معمولا قراردادهای دائمی ندارند. اعلام مکرر تورم ۴۰ و ۵۰ درصدی، همانطور که بر همه اقشار جامعه تاثیر میگذارد، بر معیشت این افراد نیز اثرگذار بوده است.
هرچند با مشوقهایی مانند بنهای خرید و سبدهای کالا، فشار بر این طبقه کمتر بوده است، اما سرکوب در جمهوری اسلامی جذابیت مالی چندانی ندارد. از سویی، در ساختار فرهنگی ایران، همچنان روابط خویشاوندی در زندگی خانوادهها پررنگ است.
باید توجه داشت گزارشهای متعددی وجود دارد که در تجربههای سرکوب پیشین، معمولا فرماندهی مرکزی برای سرکوب هر شهر و شهرستان، از نیروهای شهرهای دیگر استفاده میکرده است که احتمالا نقش این ریشههای فرهنگی را نشان میدهد.
زمانی که مرگ دیگر فقط برای همسایه نباشد، تبعیت از فرمان برای نیروی سرکوب دشوار مینماید. فعلا اینترنت در ایران قطع است و کسی نمیداند در کوچهپسکوچههای ایران چه رخ داده است. پس از برقراری دوباره جریان اطلاعات، روشن خواهد شد علت این تصمیم رهبران جمهوری اسلامی چه بوده است، اما آنچه فعلا روشن است این است که کشوری در مقیاس ایران با ۶۰۰ هزار نیروی مسلح، نیازی به وارد کردن مزدور برای سرکوب ندارد.
مهدی نخل احمدی، روزنامهنگار و فعال سیاسی، در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت دستکم ۳۰ سازمان حقوق بشری مستقل نسبت به وضعیت بازداشتشدگان در جریان اعتراضات اخیر هشدار دادهاند.
به گفته او، بر اساس گزارشهای منتشرشده، در میان بازداشتشدگان، معترضان مسالمتآمیز، روزنامهنگاران، فعالان سیاسی، مدنی و حقوق بشری حضور دارند.
نخل احمدی با اشاره به روایت رسمی جمهوری اسلامی درباره اعتراضات گفت حکومت تلاش دارد همانند الگوی سالهای گذشته، معترضان را به «اقدامات خشونتآمیز» یا وابستگی به دولتهای خارجی متهم کند. او افزود این روایتسازی، بهویژه پس از سخنان علی خامنهای که بار دیگر آمریکا را مسئول اعتراضات معرفی کرد، زمینه را برای تشدید سرکوب و برخوردهای گستردهتر فراهم کرده است.
روحالله رحیمپور، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، در گفتوگو با ایراناینترنشنال با استناد به روایتهای میدانی و تماسهای محدود شهروندان از داخل ایران گفت ابعاد خشونت و کشتار معترضان در روزهای ۱۸ تا ۲۰ دی بهمراتب گستردهتر و فاجعهبارتر از آن چیزی است که تاکنون تصور میشد.
به گفته او، شاهدان عینی و افرادی که موفق به خروج از کشور شدهاند، جزئیاتی را منتقل کردهاند که نشان میدهد سرکوب در برخی نقاط به شکل سازمانیافته و بیرحمانه انجام شده است.
رحیمپور با اشاره به وقایع شامگاه ۱۸ دی در محدوده میدان کاج و مسجد جامعالرسول گفت نیروهای بسیجی به سوی جمعیت انبوه معترضان شلیک کردند و مردم که راهی برای دفاع نداشتند، برای در امان ماندن به داخل مسجد پناه بردند.
به گفته او، هرچند برای مدتی کوتاه با ایجاد آتش از شدت شلیکها کاسته شد، اما نیروهای امنیتی دوباره منطقه را محاصره کردند و پس از بازپسگیری مسجد، در شرایطی که کشتهها و مجروحان روی زمین بودند، به شلیک ادامه دادند و حتی برخی اجساد و زخمیها در میان آتش رها شدند.
او این صحنهها را با یورشهای تاریخی مقایسه کرد و گفت شدت خشونت به حدی بوده که در حافظه جمعی مردم ایران کمسابقه است.
مرتضی کاظمیان، روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسی، در گفتوگو با ایراناینترنشنال با اشاره به الگوی تاریخی سرکوب در جمهوری اسلامی گفت این نظام اقتدارگرا و ایدئولوژیک، دستگاه سرکوب خود را متناسب با شرایط بازسازی میکند و در خیزش کنونی، بهدلیل احساس بحران داخلی و فشارهای خارجی، به استفاده از نیروهای شبهنظامی فرامنطقهای روی آورده است.
او با استناد به گزارشهای میدانی تاکید کرد شبهنظامیان وابسته به نیروی قدس سپاه پاسداران، از جمله نیروهایی از لشکر فاطمیون، زینبیون و گروههای عراقی، در شهرهایی مانند تهران، کرج، مشهد و خوزستان در کشتار معترضان مشارکت داشتهاند.
به گفته او، شواهدی از تیراندازی مستقیم، خشونت بیمرز، خارجکردن مجروحان از بیمارستانها و «اعدامهای خیابانی» وجود دارد که مصداق جنایت علیه بشریت است.
کاظمیان انگیزه این نیروها را ترکیبی از شستوشوی مغزی ایدئولوژیک، وابستگی مالی، بنبست معیشتی و فقدان پیوند ملی با جامعه ایران دانست و گفت آنان شهروندان ایرانی را «هممیهن» نمیدانند.
او همچنین اظهارات برخی چهرههای حکومتی که معترضان را «تروریست» یا «داعشی» خواندهاند، وارونهسازی واقعیت و نادیدهگرفتن خشونت سازمانیافته نیروهای سرکوبگر توصیف کرد.





