عفو بینالملل و دیدهبان حقوق بشر اعلام کردند که مقامات جمهوری اسلامی با آغاز خیزش ملی ایرانیان، «سرکوب مرگباری» را علیه معترضان در سراسر کشور آغاز کردهاند که با استفاده غیرقانونی نیروهای امنیتی از زور و سلاح گرم و دستگیریهای خودسرانه گسترده همراه بوده است.
یافتههای این دو سازمان حقوق بشری نشان میدهد که چگونه نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی، از جمله سپاه پاسداران و نیروی انتظامی، به طور غیرقانونی از سلاح گرم، تفنگ ساچمهای، ماشین آبپاش، گاز اشکآور و ضرب و شتم برای پراکنده کردن، ارعاب و مجازات معترضان عمدتاً مسالمتآمیز استفاده کردهاند.
عفو بینالملل و دیدهبان حقوق بشر با استناد به «اطلاعات معتبر جمعآوری شده» افزودند: «این سرکوب منجر به کشته شدن دستکم ۲۸معترض و رهگذر، از جمله کودکان، در ۱۳شهر در هشت استان تا روز ۱۳ دی شده است.
دیانا الطحاوی، معاون مدیر عفو بینالملل در خاورمیانه و شمال آفریقا، گفت: «مردم ایران که جرأت ابراز خشم خود را از دههها سرکوب و مطالبه تغییرات اساسی دارند، بار دیگر با الگوی مرگباری از تیراندازی غیرقانونی، تعقیب، بازداشت و ضرب و شتم معترضان به دست نیروهای امنیتی مواجه میشوند.»
او این اعتراضات را یادآور جنبش زن – زندگی - آزادی دانست، و از شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی خواست که فوراً به نیروهای امنیتی دستور دهد تا استفاده غیرقانونی از زور و سلاح گرم را متوقف کنند.

عفو بینالملل و دیدبان حقوق بشر اعلام کردند مقامهای جمهوری اسلامی از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ سرکوبی مرگبار علیه معترضان در سراسر ایران به راه انداختهاند که با استفاده غیرقانونی نیروهای امنیتی از زور و سلاح گرم و همچنین بازداشتهای گسترده و خودسرانه همراه بوده است.
در این گزارش که پنجشنبه ۱۸ دی منتشر شد آمده است که یافتههای این دو سازمان نشان میدهد نیروهای امنیتی، از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی انتظامی حکومت ایران که با نام اختصاری فارسی «فراجا» شناخته میشود، برای متفرق کردن، ارعاب و مجازات معترضان عمدتا مسالمتجو از تفنگ، شاتگانهای مجهز به ساچمههای فلزی، ماشین آبپاش، گاز اشکآور و ضربوشتم استفاده کردهاند.
بر اساس اطلاعات موثق گردآوریشده از سوی این دو سازمان، این سرکوب بین ۳۱ دسامبر ۲۰۲۵ تا ۳ ژانویه ۲۰۲۶ به کشته شدن دستکم ۲۸ معترض و رهگذر، از جمله کودکان، در ۱۳ شهر از هشت استان انجامیده است.
دیانا الطحاوی، معاون مدیر منطقه خاورمیانه و شمال آفریقای عفو بینالملل، گفت افرادی که «جرات کردهاند خشم خود را از دههها سرکوب ابراز کنند و خواهان تغییرات بنیادین شوند»، بار دیگر با الگویی مرگبار از شلیک غیرقانونی، تعقیب، بازداشت و ضربوشتم روبهرو شدهاند؛ صحنههایی که به گفته او یادآور خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲ است.
او خواستار آن شد که «شورای عالی امنیت ملی» فورا دستور توقف استفاده غیرقانونی از زور و سلاح گرم را صادر کند.
این دو سازمان گفتند اعتراضات ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ پس از سقوط شدید ارزش پول ملی و در میانه تورم بالا، سوءمدیریت مزمن دولت در خدمات ضروری از جمله دسترسی به آب، و بدتر شدن شرایط زندگی آغاز شد.
به گفته آنان، اعتراضات با تعطیلی مغازهها و اعتصاب در بازار بزرگ تهران شروع شد و بهسرعت در سطح کشور گسترش یافت و به تظاهرات خیابانی تبدیل شد که خواستار سرنگونی نظام جمهوری اسلامی و مطالبهگر حقوق بشر، کرامت و آزادی بود.
عفو بینالملل و دیدبان حقوق بشر هشدار دادند صدها نفر تاکنون بهطور خودسرانه بازداشت شدهاند و در معرض خطر شکنجه و دیگر بدرفتاریها قرار دارند.
مایکل پیج، معاون مدیر خاورمیانه و شمال آفریقای دیدبان حقوق بشر، گفت تکرار و تداوم استفاده غیرقانونی از زور، از جمله زور مرگبار، همراه با مصونیت ساختاری عاملان نقضها، نشان میدهد سرکوب اعتراضات با چنین سلاحهایی همچنان «بهعنوان سیاست حکومتی» ریشهدار است.
عفو بینالملل و دیدبان حقوق بشر اعلام کردند با ۲۶ نفر از جمله معترضان، شاهدان عینی، مدافعان حقوق بشر، روزنامهنگاران و یک کادر درمانی گفتوگو کردهاند، بیانیههای رسمی را بررسی و دهها ویدیوی تاییدشده را تحلیل کردهاند.
همچنین یک آسیبشناس مستقل که عفو بینالملل با او مشورت کرده، تصاویر معترضان کشته یا مجروح را بررسی کرده است.
این دو سازمان گفتند مقامهای ارشد حکومتی معترضان را «آشوبگر» خوانده و وعده برخورد «قاطع» دادهاند.
بر اساس این گزارش، در ۳ ژانویه ۲۰۲۶ و همزمان با کشته شدن دستکم ۱۱ معترض، علی خامنهای گفت «آشوبگران باید سر جای خود نشانده شوند» و همان روز سپاه استان لرستان اعلام کرد دوره «مدارا» تمام شده و با «آشوبگران، سازماندهندگان و رهبران جنبشهای ضد امنیت» «بدون اغماض» برخورد خواهد کرد.
در ۵ ژانویه ۲۰۲۶ نیز رییس قوه قضاییه حکومت ایران به دادستانها دستور داد با معترضان «هیچگونه تساهلی» نشان ندهند و رسیدگیها را تسریع کنند.
این گزارش میگوید هر ۲۸ قربانی با شلیک نیروهای امنیتی کشته شدهاند، از جمله با ساچمههای فلزی شلیکشده از شاتگان. مقامها مسئولیت کشتارها را انکار کردهاند و به گفته این دو سازمان، برخی خانوادهها تحت فشار قرار گرفتهاند تا در رسانههای دولتی مرگ عزیزانشان را به «حوادث» یا «معترضان» نسبت دهند و در صورت نپذیرفتن، با تهدید «اقدام تلافیجویانه» و «دفن مخفیانه» روبهرو شدهاند.
عفو بینالملل و دیدبان حقوق بشر گفتند معترضان عمدتا مسالمتجو بودهاند و هرچند برخی تصاویر و گزارشها از رفتار خشونتآمیز بعضی معترضان وجود دارد، اما در همه موارد تیراندازیهایی که بررسی کردهاند «هیچ تهدید قریبالوقوعی» وجود نداشته که استفاده از سلاح گرم را توجیه کند.
طبق این گزارش، مرگبارترین سرکوب در استانهای لرستان و ایلام رخ داده و دستکم هشت نفر در لرستان و پنج نفر در ایلام کشته شدهاند.
استانهای چهارمحالوبختیاری، فارس و کرمانشاه نیز هرکدام دستکم چهار کشته داشتهاند و در اصفهان، همدان و قم نیز هرکدام یک کشته ثبت شده است.
در گزارش، نمونههایی از تیراندازی در ازنا (لرستان) و ملکشاهی (ایلام) با روایت شاهدان و ویدیوهای تاییدشده آمده و نام چند قربانی ذکر شده است.
همچنین آمده است مقامها همچنان پیکر طاها صفری، ۱۶ ساله، را تحویل ندادهاند و یک منبع آگاه به عفو بینالملل گفته خانواده او پس از مراجعه به کلانتری، در میان تصاویر اجساد، فرزندشان را شناسایی کردهاند و در تصویر «آسیب شدید به سر» دیده میشد.
عفو بینالملل و دیدبان حقوق بشر همچنین از شمار بالای مجروحان بر اثر استفاده گسترده از ساچمههای فلزی خبر دادهاند، از جمله آسیبهای سر و چشم، و نیز جراحات ناشی از ضربوشتم و تیراندازی با تفنگ.
این گزارش میگوید حضور نیروهای امنیتی در بیمارستانها باعث شده بسیاری از مجروحان از مراجعه برای درمان منصرف شوند و خطر مرگ افزایش یابد.
در ۴ ژانویه ۲۰۲۶، به گفته یک مدافع حقوق بشر و بر اساس ویدیوهای تاییدشده، نیروهای ویژه فراجا و سپاه به بیمارستان خمینی در ایلام حمله کردند، به محوطه بیمارستان ساچمه فلزی و گاز اشکآور شلیک کردند، شیشه درها را شکستند و بیماران، همراهان و کارکنان درمانی را کتک زدند.
در بخش بازداشتها، این دو سازمان گفتهاند نیروهای امنیتی صدها نفر، از جمله کودکانی کمتر از ۱۴ سال، را هنگام متفرق کردن تجمعها و در یورشهای شبانه به خانهها بازداشت کردهاند و برخی نیز از بیمارستانها برده شدهاند.
به گفته آنان، شماری از بازداشتشدگان دچار ناپدیدسازی قهری و بازداشت در شرایط قطع ارتباط شدهاند و در معرض خطر شکنجه و بدرفتاری قرار دارند.
گزارش همچنین به پخش «اعترافات اجباری» اشاره میکند و میگوید خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه، در ۵ ژانویه ۲۰۲۶ «اعترافات» یک زن ۱۸ ساله و یک دختر ۱۶ ساله را پخش کرده و آنها را به «هدایت آشوبها» متهم کرده است.
عفو بینالملل و دیدبان حقوق بشر از دولتهای عضو سازمان ملل و نهادهای منطقهای مانند اتحادیه اروپا خواستند بهشکل علنی و صریح این وقایع را محکوم کنند و اقدام دیپلماتیک فوری انجام دهند تا مقامهای ایرانی به خونریزی پایان دهند.
این دو سازمان با اشاره به «فضای مصونیت ساختاری» که امکان ارتکاب جرایم تحت حقوق بینالملل را فراهم کرده، از جمله قتل، شکنجه، تجاوز و ناپدیدسازی قهری برای حذف و مجازات مخالفتها، از مقامهای قضایی دیگر کشورها خواستند بر اساس اصل صلاحیت جهانی تحقیقات کیفری را آغاز کنند و برای افراد مظنون به مسئولیت، حکم بازداشت صادر کنند.
آنها همچنین تاکید کردند مقامهای ایرانی باید هر فردی را که صرفا بهدلیل مشارکت مسالمتآمیز در اعتراضات یا ابراز حمایت از آن بازداشت شده، فورا و بدون قید و شرط آزاد کنند و همه بازداشتشدگان باید از شکنجه و بدرفتاری محافظت شوند و بیدرنگ به خانواده، وکیل و خدمات درمانی لازم دسترسی داشته باشند.
عبدالله مهتدی، دبیرکل حزب کومله کردستان ایران، «اعتصاب عمومی و یکپارچه در بیش از ۵۰ شهر کردستان» را که پنجشنبه ۱۸ دی در پی فراخوان هفت حزب کردستان ایران برگزار شد، «موفقیتی بینظیر» توصیف کرد.
او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که این اعتصاب سراسری «بار دیگر همبستگی، اراده راسخ و توانمندی مردم کردستان را نشان داد» و افزود: «این اتحاد و پیروزی شکوهمند را به مردم آگاه کردستان و بە جنبش آزادیخواهانه در سراسر ایران تبریک میگویم.»
مهتدی اضافه کرد: «پس از اعتصاب و در پی دومین فراخوان مشترک احزاب، مردم کردستان، از بعدازظهر در بسیاری از شهرها اعتراضات خیابانی خود را آغاز کردند.»
او اشاره کرد: «متاسفانه گزارشهای میدانی حاکی از سرکوب خونین اعتراضات توسط نیروهای امنیتی، و کشته و زخمی شدن معترضان در چند شهر است.»
مهتدی همچنین با اشاره به محدود شدن دسترسی به اینترنشنال نوشت:«دلهای همە ما با مردممان است و شجاعت، صلابت و ایستادگی آنان را ارج مینهیم.»
او خطاب به جوانان و مردم کردستان و سراسر ایران نوشت: «در صورت عزم شما، چیزی به پایان عمر این رژیم باقی نمانده است؛ پیروزی نهایی در گروی همبستگی، گسترش و میلیونی کردن این اعتراضات برحق است.»

در ادامه اعتراضات سراسری در ایران، فشار فزاینده اقتصادی، پیامدهای جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل و فروپاشی اعتماد عمومی، به نقطهای رسیده که وضعیت برای بخش بزرگی از جامعه «دیگر قابل تحمل نیست» و همین موضوع، موتور اصلی موج تازه اعتراضات را شکل داده است.
روزنامه هاآرتص چهارشنبه ۱۸ دیماه در گزارشی تحلیلی نوشت آنچه امروز در خیابانها و بازارهای ایران دیده میشود، صرفا واکنشی مقطعی به گرانی نیست، بلکه نتیجه انباشتهشدن سالها کسری بودجه، تحریم، سوءمدیریت و سیاستهای خارجی پرهزینهای است که زندگی روزمره مردم را به بنبست رسانده است.
هاآرتص با استناد به روایتهای شهروندان تهرانی مینویسد سقوط سریع ارزش ریال در ماههای اخیر، بهویژه پس از جنگ کوتاه اما شوکآور با اسرائیل، موجی از وحشت اقتصادی ایجاد کرده است.
بسیاری از کسبه و صاحبان مشاغل خرد، برای حفظ ارزش داراییهای خود، به خرید کالاهای بادوام یا ارز روی آوردهاند و همزمان فعالیت اقتصادی را متوقف کردهاند.
به گفته یکی از بازاریان، فروش کالا عملا بیمعنا شده، زیرا جایگزینی آن حتی یک روز بعد، با قیمتی بسیار بالاتر ممکن است.
این شرایط باعث شده بازار سنتی تهران، که معمولا نماد محافظهکاری و ثبات است، اینبار به یکی از کانونهای اعتراض تبدیل شود؛ اتفاقی که به باور تحلیلگران هاآرتص، از نظر تاریخی اهمیت ویژهای دارد.
در ادامه گزارش آمده است که اعتراضات بهسرعت از شهرهای بزرگ فراتر رفته و به مناطق مختلف کشور گسترش یافته است. شعارها نیز از مطالبات معیشتی عبور کرده و مستقیما مشروعیت کل نظام سیاسی را هدف گرفتهاند.
هاآرتص تاکید میکند حضور بازاریان در کنار اقشار کمدرآمد، کارگران و طبقه متوسط شهری، نشاندهنده شکلگیری نوعی همگرایی اجتماعی کمسابقه است؛ همگراییای که پیشتر تنها در بزنگاههای تاریخی مانند انقلاب ۱۳۵۷ مشاهده شده بود.
این روزنامه اسرائیلی بخش مهمی از بحران کنونی را به پیامدهای جنگ ۱۲روزه نسبت میدهد؛ جنگی که به گفته هاآرتص، نهتنها خسارات امنیتی و روانی بهجا گذاشت، بلکه ضربهای جدی به اعتماد عمومی وارد کرد.
پس از این جنگ، بازار سرمایه ایران شاهد خروج گسترده سرمایههای خرد بود و دخالتهای دولت، بورس را به فضایی «مصنوعی و غیرقابل پیشبینی» تبدیل کرد. همزمان، نگرانی از بازگشت تحریمهای شدیدتر، کمبود آب و برق و سهمیهبندی انرژی، فضای نااطمینانی را تشدید کرده است.
هاآرتص با اشاره به گزارشهای رسمی در داخل ایران مینویسد کسری ساختاری بودجه و اتکای دولت به استقراض از بانک مرکزی، تورم مزمن را به بخشی دائمی از زندگی مردم تبدیل کرده است.
افزایش مداوم مالیاتها در اقتصادی راکد، فشار مضاعفی بر کسبوکارها وارد کرده و چرخهای معیوب از تورم، کاهش قدرت خرید و هجوم به بازار ارز ایجاد کرده است.
به نوشته این روزنامه، دولت عملا گزینهای جز به تعویق انداختن بحران ندارد و این تعویق، هزینههای اجتماعی سنگینتری به همراه آورده است.
در بخش دیگری از گزارش، هاآرتص به افزایش شدید قیمت مواد غذایی اشاره میکند و مینویسد حتی اقلامی مانند تخممرغ، که زمانی غذای ارزان محسوب میشد، اکنون برای بسیاری از خانوادهها به کالایی لوکس تبدیل شده است.
با ثابت ماندن دستمزدها و جهش هفتگی قیمتها، بخش بزرگی از جامعه تنها در پی تامین حداقلهای معیشتی است.
به باور نویسنده هاآرتص، همین شکاف عمیق میان وعدههای رسمی و واقعیت زندگی روزمره، سوخت اصلی اعتراضاتی است که نشانهای از فروکش کردن آنها دیده نمیشود.
همزمان با حضور میلیونی مردم در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی و گسترش خیزش ملی علیه حکومت به شهرها و روستاها، گزارشها حاکی از قطع شدن خطوط تلفن در برخی مناطق ایران است.
همچنین دسترسی به اینترنت در بسیاری از شهرها قطع شده است.
اولف کریسترسون، نخستوزیر سوئد در شبکه اجتماعی ایکس در واکنش به خیزش ملی ایرانیان نوشت: «مردم ایران بار دیگر علیه ستم و سرکوب به پا خاستهاند. ما صدای آنها را میشنویم و از مبارزه شجاعانه آنها برای آزادی پشتیبانی و حمایت میکنیم.»
او افزود خواستههای بدیهی برای آزادی و آیندهای بهتر را نمیتوان در درازمدت با خشونت و فشار خاموش کرد.
کریسترسون تاکید کرد سوئد تمامی تلاشها برای سرکوب اعتراضات مسالمتآمیز را قویا محکوم میکند.





