اورشلیمپست: فروش ۴۵ جنگنده اف-۳۵ به ریاض موازنه قدرت با محوریت تهران را تغییر میدهد
در پی برنامه دولت آمریکا برای فروش تا ۴۵ جنگنده اف-۳۵ به عربستان سعودی، تحلیلگران در اسرائیل میگویند این تحول میتواند موازنه قدرت منطقهای با محوریت تهران را دستخوش تغییر کند.
روزنامه اورشلیمپست شنبه ۱۵ آذر در تحلیلی نوشت طبق برآوردها، ریاض حداقل شش سال تا دریافت نخستین جنگندههای اف-۳۵ از آمریکا (احتمالا نسخههای کمقدرتتری از این جنگندهها) فاصله دارد؛ زمانی که به اسرائیل فرصت میدهد برتری نظامی خود را حفظ کند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۶ آبان اعلام کرد این کشور جنگندههای اف-۳۵ ساخت ایالات متحده را به عربستان سعودی خواهد فروخت.
وبسایت خبری اکسیوس ۲۵ آبان گزارش داد که اسرائیل با فروش جنگندههای اف-۳۵ از سوی آمریکا به عربستان سعودی مخالفتی ندارد، اما تاکید دارد که انتقال چنین هواپیماهای پیشرفتهای باید به عادیسازی روابط بین ریاض و اسرائیل مشروط شود.
به گفته ناظران، اهمیت این معامله فراتر از جنبه نظامی است و به امکان شکلگیری یک ائتلاف منطقهای علیه نفوذ جمهوری اسلامی گره خورده است.
بر اساس این تحلیل، اسرائیل و عربستان سعودی سالهاست در «مهار و محدودسازی ایران» اشتراک منافع دارند و فروش اف-۳۵ میتواند این همپوشانی را به سطح همکاری رسمی برساند.
محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در تلاش برای مدرنسازی اقتصاد عربستان است و اسرائیل میتواند شریک فناوری و امنیتی مهمی برای این کشور باشد؛ شراکتی که بهطور بالقوه جایگاه ایران را در معادلات منطقهای تضعیف میکند.
همزمان، این همکاری هزینههایی برای اسرائیل خواهد داشت؛ از جمله تعهد به روند سیاسی با فلسطینیها که عربستان سعودی نمیتواند از آن صرفنظر کند.
اکسیوس چهارم آذر گزارش داد که دیدار اخیر ترامپ و بن سلمان در کاخ سفید با وجود لحن دوستانه در انظار عمومی، پشت درهای بسته بر سر موضوع عادیسازی روابط ریاض و اسرائیل متشنج شد.
با این حال، نویسنده تحلیل اورشلیمپست تاکید کرد که تهران، محور اصلی نگرانی مشترک اسرائیل و عربستان سعودی است و این موضوع باعث میشود دو طرف بتوانند بر اختلافات خود چشم بپوشند.
در این تحلیل آمده است هرچند خطراتی وجود دارد؛ از جمله تغییر احتمالی ساختار قدرت در عربستان سعودی و احتمال در اختیار گرفتن این جنگندهها از سوی یک جریان تندرو، اما این خطرات تفاوت اساسی با وضعیت کنونی ندارند و قابل مدیریتاند.
به باور نویسنده این تحلیل، اسرائیل در برابر یک انتخاب راهبردی قرار گرفته است: یا ادامه مسیر گذشته و تنهایی در برابر ایران یا حرکت محتاطانه به سوی نزدیکی با عربستان سعودی و تشکیل یک ائتلاف جدید منطقهای که بتواند نفوذ جمهوری اسلامی را مهار کند.
او نتیجه گرفت: «خطر واقعی برای اسرائیل ادامه سیاستهای پیشین است، نه چرخش حسابشده به سمت ریاض.»
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.