علیحسین قاضیزاده، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، گفت: «هدف اسرائیل خلع سلاح کامل جمهوری اسلامی است، فرایندی که ممکن است دو تا سه هفته به طول بینجامد. اسرائیل تلاش دارد آسمان ایران را کاملا بیدفاع کند تا هر نوع پرندهای بتواند وارد این کشور شود.»
او اضافه کرد: «پس از هدف قرار دادن کامل سامانههای دفاعی، هدف بعدی اسرائیل نابودی تاسیسات هستهای، بهویژه سایت فردو خواهد بود.»
حسن هاشمیان، تحلیلگر جهان عرب، میگوید: «در لبنان، نخستوزیر، رییسجمهوری و رییس پارلمان تشکیل جلسه دادند تا به حزبالله اعلام کنند که سیاست رسمی کشور در قبال جنگ ایران و اسرائیل، بیطرفی است. البته حزبالله نیز توان چندانی برای حمایت از خامنهای ندارد.»
در ادامه واکنشها به حملات اسرائیل به زیرساختهای نظامی و دفاعی ایران، علی افشاری، تحلیلگر سیاسی، در گفتوگو با ایراناینترنشنال، از ابعاد حقوقی، سیاسی و راهبردی این تحولات انتقاد کرد و نسبت به پیامدهای بلندمدت آن برای کلیت ایران هشدار داد.
افشاری در ابتدا با اشاره به مبنای حقوقی حملات اسرائیل گفت: «اقدام اسرائیل، در چهارچوب حقوق بینالملل، غیرقانونی، نامشروع و تجاوزکارانه است. ادعای حمله پیشدستانه آنها بدون ارائه مدرک یا شواهد معتبر مطرح شده، و بیشتر رنگوبوی جاهطلبی منطقهای و زورگویی دارد، نه دفاع مشروع.»
او افزود: «این حملات فراتر از جمهوری اسلامی است. اسرائیل در حال هدف قرار دادن ساختار دفاعی و امنیتی ایران بهعنوان یک کل است. هدف نهایی، تضعیف موقعیت راهبردی ایران در منطقه است؛ صرفنظر از اینکه چه رژیمی در تهران سر کار باشد.»
افشاری سپس به این نکته پرداخت که اگر منطق اسرائیل به عنوان یک قاعده پذیرفته شود، پیامد آن خطرناک خواهد بود :«اگر هر کشوری صرفاً بر اساس برداشت خود، بدون اتکا به سازوکارهای بینالمللی، اقدام نظامی کند، عملاً وارد وضعیت قانون جنگل میشویم. این همان چیزی است که فیلسوفانی مثل هابز، وضع طبیعی پیشامدنی مینامند. امنیت در چنین جهانی، فقط به معنای حذف طرف مقابل است.»
به گفته افشاری، تجربه سوریه نیز میتواند الگویی هشداردهنده باشد:«ما دیدیم که پس از تضعیف حکومت بشار اسد، اسرائیل بدون هیچگونه ملاحظهای خاک سوریه را هدف قرار داد. امروز اگر جمهوری اسلامی تضعیف یا ساقط شود، ایران میتواند به سوریه دوم بدل شود. حملات فعلی اسرائیل صرفاً به جمهوری اسلامی محدود نمیشود؛ بلکه توان دفاعی ایران را در کل نشانه گرفتهاند.»
او همچنین نسبت به روندهای موجود در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی فارسیزبان هشدار داد و گفت:«در این فضا سرمایهگذاری سنگینی شده تا حملات اسرائیل را مشروع جلوه دهند. من به آزادی اندیشه معتقدم، اما میهندوستی یعنی دفاع از استقلال و تمامیت ایران، نه وابستگی به یکی از بدنامترین حکومتهای دنیا.»
افشاری تصریح کرد که تغییر نظام سیاسی در ایران باید از درون و توسط مردم شکل بگیرد، نه با دخالت خارجی:«جنایتکاران جمهوری اسلامی باید در دادگاهی ملی و منصفانه محاکمه شوند، اما نتانیاهو، با دستهای آلوده به خون کودکان و فهرستی از جنایتها در فلسطین و لبنان، هیچ مشروعیتی برای تعیین سرنوشت مردم ایران ندارد.»
او در پایان تاکید کرد:«تاریخ ایران نشان داده کسانی که به قدرتهای خارجی تکیه کردند، نه مشروعیت گرفتند و نه به اعتماد مردم دست یافتند. با جنایت، نمیتوان جلوی جنایت را گرفت—فقط چرخه آن را ادامه میدهیم. مردم ایران باید هوشیار باشند؛ استقلال کشور را نباید قربانی نفرت از جمهوری اسلامی کرد.»
شهرام خلدی، پژوهشگر تاریخ خاورمیانه و روابط بینالملل، به ایراناینترنشنال گفت: «اسرائیلیها ماتریکسهایی طراحی کردهاند که در هر کدام واکنش مناسب به رویداد ‘ایکس’ مشخص شده است. به این ترتیب، تمام احتمالات ممکن را از پیش بررسی کردهاند.»
او افزود:«این ماتریکسها نه تنها واکنشهای جمهوری اسلامی را در نظر گرفتهاند، بلکه نقصها و کاستیهای احتمالی در مواجهه با این رویدادها را نیز پیشبینی کردهاند.»
خلدی گفت:«علاوه بر این، اسرائیل واکنش ایالات متحده و کشورهای اروپایی را نیز در این سناریوها لحاظ کرده است تا تمام جوانب این بحران را به دقت مدیریت کند.»
میثم مهرانی، تحلیلگر سیاسی، به ایراناینترنشنال گفت که حملات اخیر اسرائیل به ایران وارد فاز دوم عملیات شده و از سطح نظامی فراتر رفته و اکنون اهداف سیاسی، سایبری و اجتماعی را نیز دنبال میکند.
بهگفته او، اکنون در فاز دوم، تمرکز از اهداف صرفاً نظامی به تضعیف انسجام داخلی جمهوری اسلامی تغییر یافته است. فرماندهان یگانهای سرکوب، مراکز بسیج، انبارهای مهمات، و ساختارهای ارتباطی و فرماندهی درونشهری، هدف قرار گرفتهاند. حملات سایبری و روانی نیز بخشی از این مرحله هستند.
مهرانی گفت اسرائیل نهفقط در پی حذف توان نظامی جمهوری اسلامی، بلکه بهدنبال فروپاشی ساختار فرماندهی داخلی و ایجاد خلاء سیاسی است؛ خلائی که با فراخوان مستقیم نتانیاهو از مردم ایران برای برخاستن و «رساندن صدای خود به جهان»، معنا و جهت سیاسی روشنی یافته است.
او افزود در مقابل، حمله موشکی جمهوری اسلامی به تلآویو فاقد دقت و هدفگذاری موثر بود. به نظر میرسد تهران تنها برخی برجها یا نقاط نمادین را هدف قرار داد تا در فضای داخلی ادعای واکنش داشته باشد، نه آنکه تاسیسات نظامی اسرائیل را عملاً تهدید کند.
مهرانی گفت در حالی که اسرائیل با عبور از خطوط قرمز جمهوری اسلامی، فرماندهان ارشد و دانشمندان نظامی را با دقت بالا و کمترین آسیب به غیرنظامیان هدف گرفت؛ رویکردی که مشروعیت بینالمللی را حفظ میکند و مردم ایران را از حکومت تفکیک میسازد.
محسن سازگارا، فعال سیاسی و عضو شورای مدیریت گذار، میگوید: «زمانی که علی خامنهای با طراحی و حمایت از حمله ۷ اکتبر، به شکل وحشیانهای روند صلح کشورهای خاورمیانه با اسرائیل را هدف قرار داد، عملاً اسرائیل را وادار کرد تا به درگیری مستقیم با جمهوری اسلامی بیندیشد و خود را برای آن آماده کند. پیش از آن، دو کشور در چارچوب “جنگ در سایه” درگیر بودند؛ با ترورها و عملیات خرابکاری محدود، که قرار نبود ابعاد وسیعتری پیدا کند.»
او ادامه میدهد:«با این حال، جمهوری اسلامی هنوز نتوانسته به عملیات پیچیدهای که اسرائیل در داخل ایران انجام داده پاسخی درخور بدهد. این ناتوانی، ضعف شدید ساختار اطلاعاتی و نظامی جمهوری اسلامی را در مواجهه با اقدامات هدفمند و برنامهریزیشده اسرائیل آشکار میسازد.»





