تجمع خانوادههای زندانیان سیاسی محکوم به اعدام و ادامه کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»
گروهی از اعضای خانواده زندانیان سیاسی محکوم به اعدام، در تهران تجمع اعتراضی برگزار کردند و شعار «نه به اعدام» سردادند. همزمان کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفتاد و یکمین هفته با اعتصاب غذای جمعی از زندانیان زندان فیروزآباد به ۴۶ زندان کشور گسترش یافت.
ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد خانواده زندانیان سیاسی محکوم به اعدام، در تجمع سهشنبه ۱۳ خرداد خود عکسهایی از برخی زندانیان سیاسی محکوم به اعدام و پلاکاردهایی با شعارهای «نه به اعدام» و «لغو فوری حکم اعدام» در دست گرفتند.
آنها در ادامه شعارهایی از جمله «نه به اعدام» سردادند و خواستار لغو احکام اعدام عزیزان خود و دیگر زندانیان محکوم به اعدام در ایران شدند.
در هفتهها و ماههای گذشته نیز تجمعات مشابهی در تهران و دیگر شهرهای ایران شکل گرفته بود.
اعتصاب غذای اعتراضی در ۴۶ زندان کشور
همزمان با تجمع خانوادههای زندانیان محکوم به اعدام، کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفتاد و یکمین هفته با اعتصاب غذای زندانیان عضو این کارزار در ۴۶ زندان کشور ادامه پیدا کرد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در بیانیهای که ۱۳ خرداد منتشر شد، ضمن اشاره به اعتصاب کامیونداران، از «دیگر اقشار تحت ستم جامعه ایران» خواست که به اعتصاب بپیوندند و از آنها به هر شکل ممکن حمایت کنند.
این کارزار در بیانیه خود با اشاره به اینکه «حکومت کشتار و اعدام در سیاهچالهای خود، دستهدسته زندانیان را در بیخبری کامل اعدام میکند»، اعلام کرد از ابتدای خرداد تاکنون دستکم ۶۷ زندانی از جمله سه زن، در زندانهای ایران اعدام شدهاند.
اعضای این کارزار با تاکید بر اینکه این سطح استفاده از مجازات غیرانسانیِ اعدام با نقض گسترده حق دادرسی منصفانه همراه بوده، نوشت که در همین راستا پدرام مدنی در زندان قزلحصار به دار آویخته شد و اعاده دادرسی محمدامین مهدوی شایسته که پیشتر از سوی ابوالقاسم صلواتی، «قاضی مرگ»، به اعدام محکوم شده بود، از طرف دیوان عالی رد شد و او در خطر جدی اعدام قرار دارد.
مدنی ۴۱ ساله که پدر یک فرزند بود، در سال ۱۳۹۸ به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» بازداشت و با وجود مخالفت گسترده فعالان مدنی و سیاسی و ایرادهای فراوان در پرونده، هفتم خرداد اعدام شد.
حکم اعدام مهدوی شایسته که با اتهاماتی از جمله «جاسوسی، توهین به مقدسات و همکاری با دولت متخاصم» در زندان قزلحصار کرج بهسر میبرد، ۱۰ خرداد در دیوان عالی کشور تایید شد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در بخش دیگری از بیانیه این هفته خود به خانوادهای زندانیان محکوم به اعدام توصیه کرد روند پرونده عزیزانشان را بهسرعت رسانهای و ماشین کشتار و اعدام را متوقف کنند.
در این بیانیه تاکید شد: «نباید فریب نیرنگها یا تهدیدهای ماموران اطلاعاتی و بازجویان را خورد تا حکومت در سکوت خبری زندانیان را اعدام کرده و بهتعبیری با قتل حکومتی، حق حیاتشان را پایمال کند.»
بیانیه این هفته کارزار از عموم مردم خواست از این کارزار و خانواده زندانیانی که هفتههاست در نقاط مختلف کشور فریاد «نه به اعدام» سر میدهند، حمایت کنند و خانوادههای معترض و دادخواه را تنها نگذارند.
آنها اضافه کردند: «باید صدای نه به اعدام در هر شهر و خیابان طنینانداز شود، چون این حکومت روزانه خانوادهها را در اقصی نقاط کشور داغدار میکند. قدرت ما در اتحاد و همبستگی ماست.»
کارزار نه به اعدام
اعتصاب غذای زندانیان عضو کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از نهم بهمن ۱۴۰۲ با شدت گرفتن موج اعدامها در ایران، با درخواست توقف صدور و اجرای این احکام، از سوی زندانیان سیاسی محبوس در زندان قزلحصار کرج آغاز شد.
در هفتههای بعد، زندانهای دیگری به این کارزار پیوستند و اکنون در هفتاد و یکمین هفته، زندانیان محبوس در ۴۶ زندان سراسر ایران دست به اعتصاب غذا زدهاند.
زندانهای اراک، اردبیل، ارومیه، اسدآباد اصفهان، اوین، بانه، برازجان، بوکان، بم، بهبهان، تبریز، تهران بزرگ، جوین، چوبیندر قزوین، حویق تالش، خرمآباد، خورین ورامین، خوی، دستگرد اصفهان، دیزلآباد کرمانشاه، رامهرمز، رشت، رودسر، زاهدان، سپیدار اهواز، سقز، سلماس، شیبان اهواز، طبس، عادلآباد شیراز، فردیس کرج، فیروزآباد فارس، قائمشهر، قزلحصار کرج، کامیاران، کهنوج، گنبدکاووس، لاهیجان، مرکزی کرج، مریوان، مشهد، مهاباد، میاندوآب، نظام شیراز، نقده و یاسوج، زندانهایی هستند که به این کارزار پیوستهاند.
افزایش اعدامهای سیاسی در ماههای اخیر موجی از اعتراضات داخلی و بینالمللی را برانگیخته و سازمانهای حقوق بشری بارها خواستار توقف این اعدامها و رعایت اصول دادرسی عادلانه شدهاند.
روزنامه شرق در گزارشی درباره حضور نیروهای موسوم به «حجاببان» که با پلاکاردهایی علیه حجاب اختیاری در پارکهای مشهد برای شهروندان مزاحمت ایجاد میکنند، نوشت: «از اوایل اردیبهشت، گروههایی که خودشان را تشکلهای مردمی معرفی میکنند به پوشش زنان و مردان تذکر میدهند.»
روزنامه شرق در گزارشی میدانی درباره حضور نیروهای موسوم به «حجاببان» که با پلاکاردهایی علیه حجاب اختیاری هر روز در ساعت هفت صبح، در پارکهای مشهد برای شهروندان مزاحمت ایجاد میکنند، نوشت: «از اوایل اردیبهشت، گروههایی که خودشان را تشکلهای مردمی معرفی میکنند، هر روز ساعت هفت صبح با در دست داشتن پلاکاردهایی علیه حجاب اختیاری، در پارکها مستقر میشوند و به پوشش زنان و مردان تذکر میدهند.»
روزنامه شرق در گزارشی میدانی درباره حضور نیروهای موسوم به «حجاببان» که با پلاکاردهایی علیه حجاب اختیاری هر روز در ساعت هفت صبح، در پارکهای مشهد برای شهروندان مزاحمت ایجاد میکنند، نوشت: «از اوایل اردیبهشت، گروههایی که خودشان را تشکلهای مردمی معرفی میکنند، هر روز ساعت هفت صبح با در دست داشتن پلاکاردهایی علیه حجاب اختیاری، در پارکها مستقر میشوند و به پوشش زنان و مردان تذکر میدهند.» یکی از زنان ورزشکار به خبرنگار این روزنامه گفت: «تقریبا هر روز با آزار کلامی این افراد روبهرو هستم. از وعده آتش جهنم تا خطابهایی مثل دختر خوشگلم، پوششت مناسب نیست.» حمید، ورزشکار دوومیدانی، گفته است هنگام تمرین، چند نفر با پلاکارد حجاب جلویش را گرفتند و به پوششش اعتراض کردند. خبرنگار شرق گزارش داد که در مواجهه با این افراد و اعتراض به نبود مجوز قانونی، با تهدید آنها مبنی بر دخالت نیروی انتظامی و حراست پارک مواجه شده است. یکی از اعضای این گروه در پاسخ به اعتراضها گفته: «ما جزو تشکلهای مردمی هستیم و با انتخاب خود برای اصلاح جامعه اقدام کردهایم.»
این اقدامات در حالی صورت میگیرد که هیچ گزارشی از مجوز رسمی برای فعالیت این گروهها منتشر نشده و شهروندان از نبود برخورد قانونی با آنها گلایه دارند.
ویدیوهای منتشر شده نشان میدهند تجمع اعتراضی با درخواست برکناری احسان حدادی از سمت ریاست فدراسیون دو و میدانی که در پی انتشار خبر تجاوز چند ورزشکار مرد به یک زن ۲۰ ساله در کره جنوبی برگزار شد، به خشونت و درگیری کشیده شده است.
پس از بازداشت تعدادی از اعضای تیم ملی دو و میدانی به اتهام «تجاوز گروهی» در حاشیه مسابقات قهرمانی آسیا، صبح سهشنبه ۱۳ خرداد، تعدادی از اهالی دو و میدانی مقابل ساختمان وزارت ورزش دولت مسعود پزشکیان تجمع کردند.
روزنامه هانکیوره کره جنوبی ۱۱ خرداد گزارش داد سه نفر از شرکتکنندگان ایرانی، شامل دو ورزشکار و یک مربی، در مسابقات قهرمانی دو و میدانی آسیا ۲۰۲۵ در شهر گومی در استان گیونگسانگ شمالی کرهجنوبی به اتهام «تجاوز به یک زن» بازداشت شدند.
پس از آن، فدراسیون دو و میدانی جمهوری اسلامی در بیانیهای رسمی، بدون اشاره صریح به اتهام «تجاوز»، اعلام کرد با افراد متخلف «برخورد انضباطی» خواهد شد.
در ویدیوهایی که آوشمدیا منتشر کرده، فردی از دفتر بازرسی وزارت ورزش به معترضان وعده پیگیری این موضوع را داد.
دوندههای ایرانی در حالی به اتهام «تجاوز جنسی» در کرهجنوبی بازداشت شدهاند که احسان حدادی از سالها پیش حکم اجرا نشده به دلیل «تجاوز به یک زن» دارد.
او پس از دیدار با علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، رییس فدراسیون دو و میدانی شد.
عملکرد حدادی در فدراسیون دو و میدانی و محکومیت قطعی او در پرونده «تجاوز جنسی» باعث شد پیشتر خانواده دو و میدانی با تجمعهای مختلف و همچنین امضای کارزارهایی، خواستار برکناری او از ریاست فدراسیون شوند.
خبرگزاری دولتی ایرنا نیز سهشنبه ۱۳ خرداد گزارش داد تیم ملی دو و میدانی که با ۱۹ نفر به کرهجنوبی رفته بود، شامگاه دوشنبه با ۱۴ نفر و همراه با حدادی به ایران برگشت.
این رسانه ابتدا نوشت چهار دونده و یک مربی به دلیل «تخلفات صورت گرفته» در کرهجنوبی ماندند اما دقایقی بعد این بخش از خبر حذف شد.
ایرنا در حالی به نقل از «منابع آگاه» خبر داده که حدادی همراه با تیم به ایران برگشته که در تصاویر منتشر شده، اثری از او نیست.
پیشتر و پس از انتشار خبر بازداشت دو دونده و یک مربی به اتهام «تجاوز گروهی» در هتل محل اقامت تیم ملی در شهر گومی کرهجنوبی، برخی منابع داخلی از بازگشت زودهنگام رییس فدراسیون به تهران خبر داده بودند.
رسانههای ایران گزارش دادند که سه تبعه هندی که پس از ورود به تهران ناپدید شده بودند، طی عملیات پلیس در ورامین آزاد شدند.
همچنین گفته شده چندین تبعه دیگر از کشورهای مختلف نیز که به دنبال صدور ویزا برای مهاجرت به کشور دیگری بودند، در این محل نگهداری میشدند.
به گفته مقامهای ایران، این افراد پیش از سفر، از طریق صفحهای در اینستاگرام با وعده صدور ویزای استرالیا به تهران سفر و آدمربایان پس از ورود آنها به ایران، در تماس خانوادههایشان، درخواست مبلغی معادل یک میلیون و ۸۰۰ هزار روپیه برای آزادیشان کرده بودند.
خبرگزاری تسنیم نوشت که افراد بازداشتشده در این پرونده از اتباع خارجی بوده و بهصورت «سازمانیافته» اقدام به گروگانگیری کرده بودند.
جزئیات بیشتر از هویت بازداشتشدگان و شرایط قربانیان منتشر نشده است.
نتایج یک پژوهش تازه در ایران نشان میدهد برخی از دانشآموختگان به دلایلی چون بیکاری یا حتی بهمنظور گرفتن انتقام از نظام آموزشی، به نگارش پایاننامه برای دیگران روی میآورند؛ پدیدهای که با عنوان «سایهنویسی پایاننامه» نیز شناخته میشود.
پدیده سایهنویسی پایاننامه که طی سالهای اخیر در دانشگاههای ایران گسترش یافته، ابعاد جدیدی پیدا کرده است.
پژوهش رضا همتی از دانشگاه اصفهان و مریم بهارلویی از دانشگاه یزد به بررسی دلایل و انگیزههای دانشآموختگان برای ورود به این بازار سیاه پرداخته است.
این مطالعه کیفی که نتایج آن در آخرین شماره فصلنامه «پژوهشهای راهبردی مسائل اجتماعی» دانشگاه اصفهان منتشر شد، با مصاحبه از ۱۵ سایهنویس مستقل انجام گرفته است.
محققان شش دسته انگیزه اصلی را شناسایی کردند که از مشکلات مالی و بیکاری تا احساس سرخوردگی از سیستم آموزشی و تمایل به انتقامگیری از آن متغیر است.
این انگیزهها شامل «تقلا برای بقا»، «سرخوردگی تمامعیار»، «دانشگاه در چنبره فساد»، «عصیان علیه دانشگاه»، «تجربه احساسی متناقض» و «تصورات مختلف از سایهنویسی» است.
شرایط اقتصادی، محرک اصلی سایهنویسی
بر اساس یافتههای این پژوهش، فشارهای مالی و ناتوانی از کسب درآمد اصلیترین دلیل گرایش دانشآموختگان به پایاننامهنویسی برای دیگران است.
یکی از مشارکتکنندگان در این رابطه گفت: «من متولد سال ۱۳۶۴ هستم و برای کسی مثل من با این سن و با این مدرک، خیلی زشت و خجالتآور است بخواهم از بابام پول بگیرم.»
انتقام از نظام آموزشی
بخش قابلتوجهی از سایهنویسان فعالیت خود را نوعی انتقامجویی از نظام آموزشی میدانند. این افراد معتقدند ناکارآمدی نظام آموزشی آنها را در شرایط نامناسبی قرار داده است.
یکی از مصاحبهشوندگان درباره انگیزه انتقامجوییاش گفت: «منم انتقام میگیرم. چه جوری؟ اینجوری که همش خودمو تبلیغ میکنم تا دانشجوها پایاننامه ننویسن و بدن من تا این چرخه تکرار بشه.»
یافتههای این مطالعه مشخص کرد بسیاری از این افراد نظام آموزشی را ناکارآمد میدانند و معتقدند سیاستهای اشتباه نظیر تودهای شدن آموزش عالی، موجب وخامت شرایط آنها شده است.
تودهای شدن بهمعنای گسترش بیش از حد و بیرویه دانشگاهها و موسسات آموزشی است؛ روندی که باعث شده تعداد زیادی از افراد وارد دانشگاه شوند، بدون آنکه زیرساختهای لازم مانند کیفیت آموزش، امکانات پژوهشی یا بازار کار متناسب با آن رشد کرده باشد.
نتیجه این وضعیت، افزایش شمار دانشآموختگان بیکار یا ناراضی است که تحصیلات دانشگاهی را نه راهی برای پیشرفت، بلکه تجربهای ناکارآمد و بیثمر تلقی میکنند.
تصورات متناقض از سایهنویسی
بررسیها نشان میدهد خود سایهنویسان برداشتهای متناقضی از کارشان دارند؛ برخی این فعالیت را غیراخلاقی میدانند اما بهدلیل فشارهای اقتصادی ناچار به ادامه آن هستند، در حالی که برخی دیگر سایهنویسی را نوعی «کمک» به دانشجویان تلقی میکنند.
یکی از مشارکتکنندگان در این مطالعه گفت: «من اصلا فکر نمیکنم این کار غیراخلاقی است. برعکس، من دارم کمک میکنم به دانشجوها و لطف میکنم تا بتونن دفاع کنن.»
گسترش بازار سیاه پایاننامهنویسی
نتایج این پژوهش حاکی از آن است که بازار سیاه پایاننامهنویسی در ایران به شکل «هوشمندانهای» خود را با نیازهای متقاضیان منطبق کرده و با ارائه تخفیفها و پرداخت چندمرحلهای، شرایط را برای دانشجویان آسان کرده است.
همتی و بهارلویی این معضل را صرفا ناشی از عوامل فردی نمیدانند، بلکه آن را برآمده از دگرگونیهای ساختاری در نظام آموزش عالی تلقی میکنند؛ از جمله گسترش سیاستهای خصوصیسازی و تودهای شدن آموزش که بسترهای لازم را برای شکلگیری و گسترش سایهنویسی پایاننامه فراهم کردهاند.
نقش استادان دانشگاه در دامن زدن به سایهنویسی
بر اساس یافتههای این پژوهش، عدم نظارت جدی استادان راهنما و در برخی موارد همراهی آنها با دانشجویان متخلف، یکی از عوامل کلیدی گسترش بازار سیاه پایاننامهنویسی محسوب میشود.
یکی از سایهنویسان گفت: «از رفتوآمد و ارتباط دانشجو با [استاد] راهنما، هر استادی میتواند متوجه شود که پایاننامه را خود دانشجو نوشته یا نه؛ ولی الان میبینیم خیلی راحت دانشجوها در کل زمان پایاننامهنویسی پنج بار یا شش بار یا کمتر میرن پیش راهنما و راحت هم دفاع میکنن و استاد و دانشگاه چیزی نمیگن.»
به گفته محققان، این وضعیت خود عاملی برای ترغیب دانشجویان به «برونسپاری» پایاننامه محسوب میشود، زیرا دانشجویان شاهد هستند که همکلاسیهایشان بدون مواجهه با مشکل خاصی، از این روش استفاده کرده و موفق به دفاع شدهاند.
پژوهشگران برای مقابله با این مشکل، پیشنهادهایی ارائه دادهاند که شامل تقویت نظارت بر روند راهنمایی پایاننامهها، اصلاح آییننامههای مربوط به شیوه راهنمایی، ایجاد ساز و کار افشاگری، و تقویت برنامههای کارآموزی و فرصتهای شغلی در حین تحصیل است.
آنها هشدار دادند ادامه روند کنونی میتواند اعتبار نظام آموزش عالی ایران را به خطر بیندازد و به همین دلیل، نیازمند مداخله و توجه جدی سیاستگذاران است.
دهها شهروند که عمدتا ساکن شهرهای جنوبی ایران هستند، با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال گفتند قطع برق و آب در اوج گرما، جان آنها را به لب رسانده است.
ایراناینترنشنال در جریان کارزار «خط بحران» از مخاطبان خود پرسید قطع مداوم برق چه خسارتهایی برای آنان به بار آورده است.
یک شهروند ساکن اهواز گفت قرار بود بهدلیل دمای بسیار بالا، برق این شهر قطع نشود، اما ساعت چهار بعد از ظهر و در اوج گرما، نه تنها برق بلکه آب هم قطع شده است.
دمای هوای اهواز و شمار دیگری از شهرهای استان خوزستان از اوایل اردیبهشت بهطور میانگین ۴۱ درجه بوده است.
اواخر اردیبهشت نیز دمای هوای اهواز از ۴۸ درجه عبور کرد.
در سالهای گذشته، کشور در تابستان با بحران کمبود برق مواجه بود، اما این بار بحرانی که مقامهای جمهوری اسلامی آن را «ناترازی» میخوانند، بسیار زودتر از تابستان و از اردیبهشت آغاز شد.
شهروندی دیگر از شهرستان دیر در استان بوشهر با ارسال ویدیویی به ایراناینترنشنال گفت: «ساعت نزدیک یک بعد از ظهر و در اوج گرما، برق و آب را در شهری با این همه پالایشگاه و منابع انرژی قطع کردهاند.»
بوشهر نیز در هفتههای گذشته، گرمایی مشابه خوزستان را تجربه کرده است.
۱۲ خرداد بندر دیر با دمای ۴۷.۴ درجه، رتبه نخست فهرست گرمترین نقاط جهان را به خود اختصاص داد.
در همین روز، امیدیه، اهواز و صفیآباد دزفول از استان خوزستان نیز در میان پنج شهر گرم نقاط جهان قرار گرفتند.
ناتوانی حکومت برای تامین برق در سالهای گذشته چندین بار صدها شهر و روستای ایران را در خاموشی فرو برده و شهروندان را با قطع انرژی در اوج گرما مواجه کرده است.
دوشنبه ۱۲ خرداد کسبه بازار ماهیفروشان بندرعباس در اعتراض به نداشتن کولر با وجود گرمای شدید، در حضور نماینده بهداشت استان تجمع کردند.
شهروندی در پیامی به ایراناینترنشنال گفت بهدلیل قطع برق و از کار افتادن دکلهای ایرانسل، دسترسی به اینترنت در منطقه محل سکونتش مختل شده و ناچار شده برای ارسال یک پیام در واتساپ، در گرمای جنوب به بخش دیگری از منطقه برود.
شهروندی دیگر نیز گفت در طبقه چهاردهم زندگی میکند و در اوج گرما هم برق قطع شده و هم آب: «نه میتوانیم حمام برویم، نه میتوانیم کولر را روشن کنیم. از امکانات اولیه زندگی هم محرومیم.»
باوجود این اعتراضها، برق خانگی در ایران از اواسط اردیبهشت بهطور منظم و روزانه قطع میشود.
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت پزشکیان، ۱۳ خرداد گفت: «از قطع برق خوشحال نیستیم، اما به دلیل کمبود شدید مجبور به ادامه آن هستیم.»
او افزود: «تلاش میکنیم قطع برق را به حداقل برسانیم، بهخصوص در استانهایی که دمای هوا بالاتر است. دولت تمام تلاش خود را در این زمینه انجام خواهد داد.»
یکی از شهروندان با ارسال ویدیویی به کارزار خط بحران، با اشاره به پیامدهای قطع برق بر کسب و کارش گفت از ساعت ۹ صبح برق قطع شده و نمیتواند کرکرههای مغازه را بالا بدهد و در این اوضاع اقتصادی مجبور شده است در خانه بماند.
چندین شهروند دیگر از سوختن یخچالهای خانگی و صنعتی، کولر گازی و دیگر لوازم الکترونیکی خود گفتند که دهها میلیون تومان خرج اضافه روی دستشان گذاشته است.
شهروندی ترکیب «بیکاری، گرما، سوختن لوازم برقی، بیآبی و فقر» را فلاکتی خواند که جمهوری اسلامی نصیب ایران کرده است.
عباس علیآبادی، وزیر نیرو، اخیرا با تاکید بر کمبود برق و تداوم خاموشیها اعلام کرد تشخیص اولویت قطع برق به استانها واگذار شده است.
او گفت پیشتر صنایع در اولویت قطع برق بودند، اما اکنون این بخش از اولویت خارج شده است.
کارشناسان توقف سرمایهگذاری در صنعت برق، توسعه نیافتن نیروگاهها و شبکه فرسوده را عامل اصلی ناترازی برق و کسری ۱۴ هزار مگاواتی آن در ایران دانستهاند.
شهروندی با ارسال ویدیویی به ایران اینترنشنال به قطع برق منزلش اشاره کرد و گفت جمهوری اسلامی بعد از ۴۷ سال حتی با گرفتن پول برق، نمیتواند مردم را تامین کند.