نرگس محمدی: قدرت سرپیچی زنان از تمکین به حجاب اجباری، قدرت استبدادیِ حکومت دینی را میشکند
نرگس محمدی، فعال حقوق بشر زندانی، در یادداشتی با بیان اینکه حجاب اجباری دسیسه حکومت دینی و زنستیز برای «سلطه بر زنان» و «حذف» آنان از عرصه عمومی بود، گفت اکنون جهان شاهد است که قدرت امتناع زنان، قدرت استبداد حکومت دینی را در هم شکسته و زنان به جایگاهی تاریخی دست یافتهاند.
سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشردر نامهای از زندان اوین تاکید کرد پوشاندن موی زنان برخلاف ادعای حکومت دینی، نه برای حفظ حرمت زنان و کنترل شهوت جنسی مردان در جامعه، بلکه برای حفظ قدرت استبداد و ارضای «شهوت قدرتطلبی مستبدانه مردانِ حکومت» بود.
محمدی با اشاره به ادامهدار بودن نافرمانی مدنی در ایران یادآور شد: «اکنون جهان شاهد است که قدرت امتناع زنان، قدرت استبداد حکومت دینی را در هم شکسته است.»
او همچنین حجاب اجباری را «دسیسه» حکومتی استبدادی برای «بسط سرکوب، نهادینه کردن عنصر تسلیم، انتشار عامل جبر و خشونت (پنهان) و کوبیدن میخ سلطهگری در جامعه» خواند که از سوی حکومت زنستیز برای «انقیاد، سلطه بر زن و حذف زنان از عرصه عمومی» به کار گرفته میشود.
این فعال حقوق بشر در ادامه با اشاره به کارکرد حجاب اجباری برای حکومت در بسط سلطه و سرکوب و عقب نشاندن زنان گفت: «برداشتن حجاب اجباری درست در نقطه مقابل و اقدامی برای تحقق حقوق زنان و گامی برای شکستن قدرت سرکوب و سلطه حکومت دینی استبدادی به شمار میرود.»
از همین روی به گفته محمدی، حکومتِ «وحشتزده» در «تقلایی سخت» برای جلوگیری از آن است اما خودش هم امیدی به سرانجامش ندارد.
در ادامه این نامه، این فعال حقوق بشر حجاب اجباری را نه فقط مساله زنان بلکه مربوط به کل جامعه و مسالهای برای آزادی و رهایی از استبداد، مسالهای برای عدالت و رهایی از ظلم و ستم، مسالهای برای تحقق صلح، دموکراسی و حقوق بشر و رهایی از خشونت و تبعیض خواند.
به همین دلیل به گفته نرگس محمدی، هیچکس با هر مرام و اندیشه و عقیدهای، نمیتواند نسبت به این موضوع «بیاعتنا» باشد.
محمدی در پایان این نامه با تاکید بر قدرت و جایگاه تاریخی و مبارزاتی تعیینکنندهای که زنان برای ایجاد تغییرات «انقلابی و زندگیبنیاد و صلحطلبانه» به دست آوردهاند، گفت: «قدرت امتناع و سرپیچی ما از تمکین به حجاب اجباری، قدرت استبدادی حکومت دینی را خواهد شکست.»
او پیشتر هم با انتشار نامهای به سرکوب و اعمال زور، خشونت و فشار بر دانشجویان واکنش نشان داد و از نهادهای بینالمللی خواست اجازه ندهند تا «جامعه رنجکشیده» ایران شاهد ۱۸ تیر دیگری در دانشگاههایش شود.
سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر ایران در ماههای گذشته علاوه بر حمایت از دانشجویان معترض درباره سایر مسایل اجتماعی و سیاسی هم واکنش نشان داده است؛ از جمله در نامهای که خطاب به نمایندگان پارلمان اروپا و حاضران در اکران فیلم «شکنجه سفید» منتشر کرد، سلول انفرادی را ابزار «شکنجه، سرکوب، اعتراف اجباری و اعدام» خواند.
نرگس محمدی با اشاره به اینکه در سلولهای انفرادی بازداشتگاهها به زنان زندانی تعرض میشود، از جامعه جهانی خواست تا صدای مردم ایران باشند.
انتشار نامه جدید او درباره مقاومت زنان در برابر پوشش تحمیلی در شرایطی است که طی روزهای گذشته خودروهای ون گشت ارشاد دوباره به خیابانهای ایران بازگشته و قوه قضاییه نیز احکامی عجیب و نامتعارف مانند شستن میت در غسالخانه و مراجعه به مراکز رواندرمانی برای زنان صادر کرده است.
با وجود این فشارها و تلاش حکومت برای سرکوب مخالفان حجاب اجباری، نافرمانی مدنی زنان در سراسر ایران گسترده شده است.
سازمان معلمان ایران، سندیکای نیشکر هفتتپه، اتحاد بازنشستگان، کمیته هماهنگی کمک به ایجاد تشکلهای کارگری و کارگران بازنشسته خوزستان در بیانیههایی خواهان آزادی معلمان زندانی و پایان دادن به پروندهسازی علیه آنان شدند.
همزمان برای چهار معلم گیلانی قرار جلب به دادرسی صادر شد.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان خبر داد دادسرای انقلاب رشت در تاریخ ۲۱ تیر علیه چهار عضو کانون صنفی معلمان گیلان قرار جلب به دادرسی صادر کرده است.
تیمور باقری کودکانی، غلامرضا اکبرزادهباغبان، طهماسب سهرابی و حسین مهدیزاده چهار معلمی هستند که با اتهام «ایجاد اختلال در نظم عمومی از طریق برگزاری تجمعات غیرمجاز» مواجه شدهاند.
قرار جلب به دادرسی از انواع قرارهای صادره از سوی دادسرا و به معنای وجود ادله کافی برای انتساب جرم به متهم است.
اثر این قرار، صدور کیفرخواست از سوی دادستان و ارسال پرونده برای رسیدگی و صدور حکم مجازات به دادگاه کیفری است و اعتراض به آن، ناممکن.
قرار جلب به دادرسی با قرار جلب متفاوت است.
سازمان معلمان ایران: راه خشونتپرهیز مطالبهگری، حق همه است
همزمان با انتشار این خبر، بیانیههایی از سوی تشکلهای صنفی فرهنگیان و چندین تشکل کارگری در حمایت از معلمان زندانی و کمپین ۱۰۰ هزار امضا برای پایان دادن به پروندهسازی علیه فعالان صنفی منتشر شد.
سازمان معلمان ایران طی بیانیهای که در کانال تلگرامی این سازمان منتشر شد، از کمپینی که به همت تعدادی از معلمان و با حمایت اغلب کانونها و انجمنهای صنفی فرهنگیان کشور در حال جمع آوری امضاست، حمایت کرد.
این بیانیه به برخوردهای سخت قضایی و امنیتی، بازخرید و بازنشستگی اجباری و انفصال برای فرهنگیانی که پیگیر مطالبات قانونی خود بودهاند اعتراض کرد و استفاده از راههای مسالمتآمیز و خشونتپرهیز برای مطالبهگری را حق آحاد جامعه از جمله معلمان دانست.
سازمان معلمان ایران همچنین از اعضای خود و معلمان سراسر کشور خواست با کنشگران کارزار ۱۰۰ هزار امضا تا رسیدن به نتیجه مطلوب، همکاری و همراهی مسوولانه داشته باشند.
راه علاج دردهای اجتماعی، مبارزه مشترک است
«سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه»، «گروه اتحاد بازنشستگان»، «کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری» و «کارگران بازنشسته خوزستان» نیز روز ۳۱ تیر با انتشار بیانیهای مشترک بر پشتیبانی از خواست آزادی معلمان دربند و دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی و ضرورت عمل مشترک نیروهای پیشرو برای مبارزات آینده تاکید کردند.
نویسندگان بیانیه «راه علاج دردهای مشترک یا دردهای اجتماعی» کارگران، معلمان، بازنشستگان، زنان آزادیخواه، دانشجویان و ... را «مبارزه مشترک برای تحقق خواستهای مشترک و مطالبات بر حق هر بخش از این توده عظیم چندین میلیونی» خواندند.
آنها با اشاره به زمینههای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خواستهای مورد اشاره خود، گفتند خواست کارگران و مزدبگیران در مقابل «استثمار، دزدی، فساد و اجحافات سرمایهداران و زمینداران و دولت سرکوبگر و واپسگرای حاکم» است که مدافع و خود یکی از بزرگترین استثمارگران کشور به شمار میرود.
«تعیین سرنوشت در تمامی ابعاد زندگی» به دست خود مردم، «تصمیمگیری در تمام امور» سیاسی، اداری و نظامی کشور از سوی «نمایندگان واقعی» اقشار جامعه و نیز تصمیمگیری بر اساس «قوانین و مقرراتی که نمایندگان مستقیم اکثریت عظیم مردم وضع میکنند»، به گفته نویسندگان بیانیه، بخشی از خواستهای سیاسی است.
اعتراضات خیابانی، اعتصابات اقتصادی و سیاسی مفیدترین راه برای مبارزه است
این چهار تشکل صنفی کارگری و بازنشستگی، حمایت همگانی از خواستهای مشترک و عام یا پشتیبانی از خواست ویژه و بر حق هر بخش از کارگران، معلمان، زنان، دانشجویان و روشنفکران، دهقانان و دیگر تهیدستان شهر و روستا را امری ضروری خواندند.
آنها همچنین بر ایجاد «ارگانهای عمل مشترک» از طریق همکاری تشکلهای گوناگون و «حمایت عملی و مستقیم و نه نمادین یا نیابتی» از حرکات و اقداماتی تاکید کردند که به وسیله این ارگانها تصمیمگیری میشود.
نویسندگان بیانیه با در نظر گرفتن شرایط جامعه، افزایش سرکوبها و نزدیک شدن به سالگرد قتل حکومتی ژینا (مهسا) امینی، پیشبینی کردند اعتراضات جدیدی در عرصههای مختلف اجتماعی در ماههای آینده شکل خواهد گرفت و بر همین اساس، «هماهنگی و همکاری بین نیروهای پیشرو» را ضروری ارزیابی کردند.
در بخش پایانی این بیانیه آمده است: «نکته مهم دیگر، شکل و مضمون مبارزات آینده، علاوه بر همکاری و اتحاد نیروهای پیشروی اجتماعی و بررسی چگونگی پیشبرد آنهاست.»
این تشکلها یادآور شدند: «هر چند تمام اشکال مبارزه میتوانند در شرایط و زمانهای مختلف مفید باشند اما درسگیری از تجارب گذشته و نیز از سرسختی و پافشاری ارتجاعی نیروهای حاکم بر سیاستهای ضد کارگری و ضد دموکراتیک خود باعث میشود نیروهای مبارز بیشتر در جهت نبرد مستقیم و صریح با سیاستهای حاکم، بر اعتراضات سیاسی خیابانی و بر اعتصابات اقتصادی و نیز سیاسی سوگیری کنند.»
به گفته آنها بر اساس «چنین درک عمیقی» است که در بسیاری از اعتراضات خیابانی کارگران و بازنشستگان شعار «فقط کف خیابون، به دست میاد حقمون» سر داده میشود.
در روزهای گذشته فعالان صنفی با راهاندازی کارزار «۱۰۰ هزار امضا» خواهان آزادی معلمان زندانی و پایان دادن به پروندهسازی علیه آنان شدند.
پیش از آن هزار و ۲۰۰ معلم نامهای به رییس قوه قضاییه و رونوشتی از آن به روسای مجلس و دولت ارسال کردند و خواهان آزادی فعالان صنفی و پایان دادن به برخوردهای امنیتی و پروندهسازی علیه آنها شدند اما این نامه از سوی «قوه قضاییه و ریاست جمهوری پذیرفته نشد».
نویسندگان دادخواست یادآور شدند که این دو قوه با رد نامه، نشان دادند که «رفتاری تا این اندازه مدنی و قانونی» نیز از سوی مسوولان مورد پذیرش نیست و در نتیجه با راهاندازی این کارزار، بر خواست همگانی جامعه فرهنگیان برای آزادی معلمان زندانی تاکید کردند.
به گفته آنها، صدور احکام زندانهای طولانیمدت برای معلمان و فعالان صنفی در استانهای مختلف و پروندهسازی در دادگاهها و هیاتهای تخلفات اداری و صدور احکام اخراج، بازخریدی، بازنشستگی اجباری و انفصال برای صدها معلم از جمله سرکوبهای رخ داده در این دو دهه بوده است.
با رکوردشکنی کاهش حجم آب دریاچه ارومیه در ۶۰ سال اخیر، نگرانیها درباره تبدیل آن به «باتلاق» و هجوم «غبارهای نمکی» شدت گرفته است. فاجعه زیستمحیطی دیگری در دشت ارژن با قطع شش هزار درخت در حال شکلگیری است و از سوی دیگر، به گفته مسوولان ۹۹ درصد تالاب گاوخونی خشک شده است.
خطر در کمین ساکنان اطراف دریاچه ارومیه
به گفته سازمان محیط زیست ایران، تراز دریاچه ارومیه در ۱۳ خرداد ۱۴۰۲، کمترین تراز ثبتشده در این روز برای دریاچه ارومیه از سال ۱۳۴۳ تاکنون بوده و حالا حجم آب از سال ۹۴ هم کمتر شده است.
روزنامه اعتماد هفته گذشته نتایج گزارش «طرح تحقیقاتی دریاچه ارومیه با همکاری مرکز سنجش از دور دانشگاه صنعتی شریف» را منتشر کرد که نشان میدهد تراز و حجم دریاچه به کمترین اعداد در ۶۰ سال گذشته رسیده است؛ یعنی حتی پایینتر از روزهایی که عملا اعلام شده بود این دریاچه در حال مرگ است.
کاهش ۰/۹۷ میلیارد متر مکعبی حجم آب دریاچه ارومیه در یک سال گذشته و کاهش چشمگیر تراز آب که اکنون از سوی مسوولان هم تایید شده و به گفته اعتماد، «خبر بحران و فاجعه در راه» به بدنه دولت هم رسیده است.
انتشار این اخبار هشداردهنده در حالی است که در رویهای تازه، مسوولان ستاد احیای دریاچه ارومیه و همچنین وزارت نیرو، دیگر اطلاعات و آمار مرتبط با دریاچه را منتشر نمیکنند یا اینکه روند انتشار اطلاعات مداوم و پیوسته نیست.
به گفته اعتماد، نکته هشداردهنده پژوهش دانشگاه صنعتی شریف که پیشبینی درباره شرایط شهریور پیشروی دریاچه نیز هست، خبر داده است که «بنا بر روند افت تراز دریاچه ارومیه در فصل تابستان، تراز آب دریاچه ارومیه در پایان شهریور سال آبی جاری به عدد بین ۱۲۶۹/۸۰ تا ۱۲۶۹/۹۰ متر از سطح دریاهای آزاد خواهد رسید».
مجتبی ذوالجودی، معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست هم به ایلنا گفته است: «پیشبینی میشود با ادامه روند کنونی تبخیر آب از سطح دریاچه، تراز دریاچه ارومیه در ماههای آتی کاهش یابد و به کمتر از ۱۲۷۰ متر برسد.»
عیسی کلانتری، رییس پیشین سازمان محیط زیست که در دولت دوازدهم ریاست ستاد احیای دریاچه ارومیه را هم برعهده داشت، هفته گذشته در این زمینه به روزنامه اعتماد گفته بود: «اگر این روند خشکشدن دریاچه ادامه پیدا کند، در شهریور تنها باتلاقی بر جای دریاچه به جای خواهد ماند.»
به گفته او، نتیجه این بحران زیستمحیطی در بُعد اجتماعی و اقتصادی، «خالی از سکنهشدن کلانشهر تبریز و دهها شهر و روستای اطراف دریاچه خواهد بود».
با اینحال ذوالجودی در پاسخ به سوالی درباره شرایط کنونی غبارخیزی دریاچه ارومیه و احتمال تبدیلش به یکی از کانونهای ریزگرد و غبار نمکی گفته است: «در کوتاهمدت شاهد خیزش غبارهای نمکی از سطح دریاچه ارومیه نخواهیم بود.»
با اینکه مشابه هشدار تبعات خشک شدن دریاچه ارومیه را کارشناسان مدیریت بحران هم در ماهها و بهخصوص هفته گذشته بارها مطرح کردهاند اما به گفته روزنامه اعتماد، به نظر میآید این مساله چندان موضوع و دغدغه مسوولان مرتبط نیست یا دستکم آنها گمان میکنند این بحران چندان هم نزدیک یا شدید نخواهد بود.
تالاب گاوخونی به پایان خود نزدیک شد
علاوه بر دریاچه ارومیه، شماری از تالابهای ایران هم این روزها با بحران خشکسالی دست و پنجه نرم میکنند.
حسین اکبری، معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی ادارهکل حفاظت محیط زیست استان اصفهان روز شنبه ۳۱ تیر با استناد به تصاویر ماهوارهای، گفت که تالاب گاوخونی تقریبا «به صورت ۱۰۰ درصد خشک شده» و تنها دو یا سه درصد در قسمت شمالی آن کمی مرطوب است.
موضوعی که ذوالجودی هم در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا آن را تایید کرد و گفت «سطح تالاب گاوخونی به صورت ۹۹ درصد خشک است».
بر اساس گزارش ایلنا، تامین نشدن حقآبه برای سالهای متمادی، عامل اصلی خشک شدن تالاب گاوخونی در جنوب شرقی استان اصفهان و در انتهای حوضه آبریز زایندهرود است.
به گفته اکبری، در طول ۲۲ سال اخیر «به ندرت» حقآبه قابل قبولی به این تالاب اختصاص پیدا کرده و در سال آبی جاری یعنی از یکم مهر ۱۴۰۱ تا پایان شهریور ۱۴۰۲ نیز تاکنون هیچ حقآبه مشخصی به گاوخونی نرسیده است.
او اضافه کرد که در ماههای اخیر تنها «اندکی پساب کشاورزی» وارد تالاب شده اما حجمش آنقدری نیست که حتی بتواند یک درصد از مساحت تالاب را نیز مرطوب نگه دارد.
خشک شدن این تالاب آن را به یکی از کانونهای اصلی گرد و غبار در مرکز فلات ایران تبدیل کرده است.
علیمحمد طهماسبی بیرگانی، دبیر ستاد ملی مدیریت پدیده گرد و غبار، تالاب گاوخونی را از جمله مناطق غبارخیز کشور معرفی کرد و منصور شیشهفروش، مدیرکل مدیریت بحران استانداری اصفهان گفت ریزگردهای برخاسته از تالاب، علاوه بر استان اصفهان، میتواند استانهای قم، تهران، چهارمحالوبختیاری، مرکزی و یزد را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
اوضاع وخیم مردم در پی طوفان سیستان؛ ماسک زدن داخل خانه هم جوابگو نیست
خبرگزاری ایرنا در گزارشی از طوفان گرد و غبار در سیستان به نقل از مردم نوشت «اوضاع به قدری وخیم است که در خانه هم زدن ماسک» کفایت نمیکند و اعضای خانواده روزانه ماسه و شنهای روان شده داخل خانهها را در سطلهای بزرگ و فرغون جمعآوری میکنند.
مجید محبی، مدیرکل دفتر مدیریت بحران استانداری سیستان و بلوچستان نیز اعلام کرد در پی وقوع طوفان و ریزگرد در منطقه سیستان، هزار و ۲۸۶ نفر به مراکز درمانی مراجعه کردند و ۷۵ نفر اکنون بستری هستند.
به گفته او، مشکل تنفسی، قلبی و چشمی از عمده مشکلات مردم در این مدت بوده است.
بر اساس دادههای ادارهکل هواشناسی استان سیستان و بلوچستان نیز وزش باد شدید تا بیشینه ۱۲۶ کیلومتر بر ساعت روز جمعه زابل را درنوردید و گردوغبار حاصل از آن شعاع دید افقی را در ایستگاه هواشناسی این شهر به ۴۰۰ متر کاهش داد.
در شهرستان زهک نیز بیشینه سرعت باد به ۹۳ کیلومتر بر ساعت رسید و دید افقی را در ایستگاه هواشناسی تا ۳۰۰ متر کاهش داد.
همچنین غبار حاصل از طوفان روز شنبه منطقه سیستان دید افقی را در ایستگاه هواشناسی سراوان تا دو هزار متر کاهش داد.
ادارهکل هواشناسی استان سیستان و بلوچستان همچنین پیشبینی کرده که تا اواسط هفته آینده، در شمال استان سیستان و بلوچستان وزش باد شدید تا خیلی شدید، نقاط مستعد طوفان گردوخاک سبب کاهش شدید دید و کیفیت هوا خواهد شد.
باد ۱۲۰ روزه سیستان که از اواخر اردیبهشت شروع شده و تا پایان شهریور ادامه دارد سالهاست که سلامتی مردم این منطقه را به خطر انداخته است.
طوفانهای شن سیستان و بلوچستان اما در سالهای گذشته به دلیل خشک شدن رودخانهها و تالابهای این منطقه به ویژه هیرمند، هامون و جازموریان شدت بیشتری گرفته است.
شش هزار درخت را برای احداث جاده قطع کردند
خبرگزاری ایلنا روز شنبه ۳۱ تیر از بحران زیستمحیطی دیگری خبر داده و گفته است برای احداث جاده ترانزیتی شیراز-بوشهر در محدوده دشت ارژن و تنگ بوالحیات، بهجای ۶۰۰ درخت، «شش هزار درخت» را قطع کردهاند.
بر اساس این گزارش، منطقه دشت ارژن-تنگ بوالحیات یکی از زیستکرههای حساس جنگلی و محیط زیست استان فارس است که در سالهای گذشته ایجاد جاده برگشت در این محور به عنوان مسیر ترانزیتی و خطر قطع درختان این منطقه چالشبرانگیز بوده است.
سال گذشته در حالی محور برگشت شیراز-بوشهر در محدوده دشت ارژن-تنگ بوالحیات به عنوان محور ترانزیتی به بهرهبرداری رسید و زیر بار ترافیک رفت که به گفته فعالان و مسوولان محیط زیست، در این پروژه بنا بود تنها ۶۰۰ درخت قطع شود و مجوزهای زیستمحیطی بر این اساس صادر شده بود که در نهایت شش هزار درخت قطع شد.
ایلنا در ادامه یادآوری کرده با اینکه هنوز زمان زیادی از این موضوع نگذشته اما ایجاد دوربرگردان جدید در این محور و همچنین آسفالت جاده محلی در باغستان بوالحیات بهعنوان یکی از مناطق حفاظت شده ایران، نگرانیهایی را درباره «تخریب بیشتر درختان این منطقه» در پی داشته است.
این خبرگزاری همچنین به نقل از کیان یزدانپور، فعال محیط زیست نوشت: «هنوز ۱۰ متر از شروع این پروژه نگذشته که با ورود ماشینآلات نزدیک به ۱۰ درخت چندین ساله بلوط و بادام کوهی قطع شده است و این نشان میدهد ادامه این پروژه با قطع تعداد بالایی درخت همراه خواهد بود.»
کارشناسان همچنین هشدار دادهاند با این روند اگر این دوربرگردان دو کیلومتری ایجاد شود «بیش از ۷۰۰ درخت» قطع خواهد شد.
قطع این تعداد از درخت در استان فارس در حالی است که منطقه کانیمیران مریوان سه روز است در آتش میسوزد.
بهزاد شریفیپور، مدیرکل منابع طبیعی استان کردستان روز شنبه اعلام کرد آتشسوزی در این منطقه پس از سه روز همچنان ادامه دارد و از شب گذشته بالگرد برای اطفای حریق هوایی وارد مریوان شده است.
روز ۲۷ تیر خانه یک معلول جسمی در چابهار که مدت ۱۵ سال در آنجا سکونت داشت، به وسیله نیروهای نظامی و بنیاد مسکن تخریب شد. محمدحسین گرگیج، امام جمعه اهل سنت برکنار شده آزادشهر با زبانی کنایهآمیز از حکومت خواست بهجای دادن وعده ساخت مسکن، دست از تخریب خانههای شهروندان بردارد.
گروه رسانهای حالوش که اخبار استان سیستان و بلوچستان را پوشش میدهد، در گزارشی نوشت که خانه شهروند دارای معلولیتی به نام «اقبال جدگال» در چابهار از سوی نیروهای نظامی و بنیاد مسکن «بهطور کامل» تخریب شده است.
در این گزارش به نقل از یکی از نزدیکان اقبال جدگال آمده که او به مدت ۱۵ سال در این خانه که «با کمک مردم ساخته شده بود» زندگی میکرد اما ساعت سه بامداد ۲۷ تیر، چند مامور با ماشین شاسیبلند و یک لودر او را که خواب بوده از خانه بیرون کشیده و ساختمان را «با خاک یکسان کردند».
به گفته این فرد مطلع، ماموران خانه را با تمام وسایل داخلش تخریب کردهاند و حتی اجازه ندادهاند تا «قرآن را از داخل خانه بردارند و زیر آوار دفن شد».
روز جمعه هم گزارشهایی درباره تخریب خانه یک زن بلوچ که به گفته رسانههای محلی «چند فرزند یتیم دارد» منتشر شد.
بر اساس این گزارشها، ماموران شهرداری با همراهی نیروی نظامی در بامداد ۳۰ تیر خانه این زن را که در محله فقیرنشین حوتآباد چابهار قرار داشت، تخریب کردند.
محمدحسین گرگیج، امامجمعه برکنار شده اهل سنت آزادشهر در واکنش به تخریب منازل مردم در بخشهایی از کشور به ویژه در استان سیستان و بلوچستان خطاب به مسوولان حکومت گفت: «شما خانه درست نکنید! همان سرپناهی که خود مردم درست کردند را تخریب نکنید.»
به گفته حالوش، پیشتر هم خانه شماری از شهروندان «فقیر و کَپَرنشین بلوچ» که در مناطق مرادآباد و میرآباد حاشیه چابهار زندگی میکردند به دست ارگانهای نظامی و حکومتی تخریب شده است.
تخریب خانه اقبال جدگال در چابهار همزمان با انتشار ویدیویی از محل زندگی خانوادهای با سه عضو دارای معلولیت در استان خوزستان رخ داده است که نشان میدهد آنها در چادر و بدون بهرهمندی از حداقل امکانات رفاهی زندگی میکنند.
به گفته پدر خانواده، بهزیستی و نهادهای دیگر نه تنها از این خانواده حمایتی نکردهاند بلکه در این مدت حاضر به دیدار با آنها و بازدید از محل زندگیشان نیز نشدهاند.
انتشار این ویدیو اما با سخنان پرویز فتاح، رییس بنیاد مستضعفان در روز سهشنبه ۲۷ تیر همزمان بود که مدعی شد با واگذاری «چهارده هزارمین مسکن خانوادههای پُر معلول» مشکل مسکن خانوادههای تحت پوشش بهزیستی که دو فرزند دارای معلولیت و بیشتر دارند، حل شده است.
فتاح در ادامه گفت که با توجه به اعلام بهزیستی، چهار هزار مسکن دیگر نیز به این تعداد افزوده میشود: «به سمتی حرکت میکنیم که هیچ خانواده پرمعلولی بدون خانه نباشد.»
این ویدیو تاکنون واکنشی رسمی از سوی مسوولان به همراه نداشته است.
علاوه بر مشکل مسکن، در سالهای گذشته گزارشهای متعددی مبنی بر ترک تحصیل دانشآموزان دارای معلولیت جسمی و حرکتی به دلیل «مناسبسازی نشدن مدارس» منتشر شده است به طوری که بسیاری از کودکان دارای معلولیت جسمی و حرکتی به خصوص در شهرهای کوچک و مناطق دور افتاده، از تحصیل محروم یا مجبور به ترک تحصیل شدهاند.
رییس سازمان سیآیای از تلاشهای فزاینده جمهوری اسلامی برای نفوذ به زیرساختهای حیاتی ایالات متحده از طریق حملات سایبری خبر داد.
ویلیام برنز در سخنان خود در مجمع امنیتی «اسپن» ضمن برجستهسازی این روند نگرانکننده تاکید کرد دولت ایالات متحده به طور جدی با این تهدیدات برخورد میکند.
او همچنین گفت «سیا» اطلاعات خارجی جمعآوری شده را در اختیار وزارت امنیت داخلی و افبیآی قرار میدهد تا از طریق این نهادها بتواند در راستای حفاظت از امنیت ایالات متحده آمریکا اقدام کند.
با این حال هک ایمیل نهادهای دولتی آمریکا که اخیرا به وسیله یک گروه چینی انجام شده است باعث شده نگرانیها درباره آسیبپذیری سیستمهای این کشور در برابر تهدیدات سایبری خارجی افزایش پیدا کند.
این حمله بیش از یک ماه از دید نهادهای امنیتی آمریکا پنهان مانده بوده و هکرها در این مدت به اطلاعات ایمیلهای حدود ۲۵ سازمان مختلف دسترسی داشتهاند.
رییس سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده خاطر نشان کرد تلاشهایی برای تقویت حفاظت از حسابهای دولت آمریکا در حال انجام است.
به گفته او، یکی از این موارد اشتراکگذاری جز به جز اطلاعات با دیگر آژانسها و سازمانهای مرتبط است.
چین، روسیه و کره شمالی در کنار ایران، از تهدیدات سایبری خارجی و عمده برای ایالات متحده به حساب میآیند.
برد اسمیت، نایب رییس شرکت مایکروسافت نیز در مجمع امنیتی اسپن گفت ایران مانند چین و روسیه بیشتر بر عملیات نفوذ سایبری تمرکز دارد.
او هدف از اینگونه عملیات را ارسال پیامهای سیاسی به دیگر حکومتها عنوان کرد.
بهار امسال شرکت مایکروسافت با انتشار گزارشی در مورد گروه هکری «طوفان شنی نعنایی» (Mint Sandstorm) درباره تغییر استراتژی و تمرکز این گروه برای حمله به زیرساختهای حیاتی ایالات متحده هشدار داده بود.
این شرکت با اشاره به موفقیتآمیز بودن برخی از این نفوذها به وجود شواهدی مبنی بر حمله این گروه به زیرساختهای انرژی و حملونقل ایالات متحده اشاره کرده بود.
کارشناسان امنیت سایبری با توجه به ردپاهای فنی باقی مانده در سالهای گذشته از حملات گروه طوفان شنی نعنایی که به «بچهگربههای دلربا» نیز معروف است، این گروه را به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وابسته میدانند.
وزیر امور خارجه آمریکا با اشاره به اقدامهای جمهوری اسلامی در سرکوب معترضان، بر ادامه تلاشهای قاطعانه واشینگتن برای برخورد با این فعالیتهای سرکوبگرانه تاکید کرد. او همچنین گفت درباره فعالیتهای هستهای و اقدامهای بیثباتکننده ایران در منطقه و اوکراین، نگرانیهای جدی دارد.
آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا، روز جمعه ۳۰ تیر در نشست امنیتی آسپن گفت: «رژیم ایران تلاش میکند در یک طرف دیگر جهان، از جمله در آمریکا، کسانی را که علیه خواستش حرف زده یا عمل میکنند، سرکوب کند. ما با قاطعیت به همه این اقدامها پاسخ میدهیم.»
او افزود: «ما اعتراضات شگفتآور مردم ایران به رهبری زنان و دختران را دیدهایم و مشاهده کردهایم که رژیم ایران برای سرکوب آنها به چه ابزارهایی متوسل شده است. ما برای کمک به مردمی که میخواهند صدایشان شنیده شود، کارهای زیادی انجام دادهایم؛ هم از نظر وضع تحریمها و هم از نظر ارائه تکنولوژی برای حفظ دسترسی مردم ایران به اینترنت.»
وزیر امور خارجه آمریکا با اشاره به نگرانیها درباره برنامه هستهای جمهوری اسلامی گفت: «یکی از مزایای تلاش برای احیای احتمالی برجام این است که آمریکا به همراستایی با سه کشور شریک اروپایی خود در این توافق بازگشته است.»
او افزود: «این در حالی است که پیشتر بین آمریکا و سه کشور اروپایی در این مورد یک اختلاف واقعی وجود داشت اما اکنون ایالات متحده و این کشورها در حال همکاری برای برخورد با برخی اقدامهای افراطی رژیم ایران هستند.»
بلینکن خاطرنشان کرد: «هر آنچه در برجام برای جلوگیری از تلاش ایران در تولید مواد شکافپذیر هستهای برای سلاح هستهای انجام شده بود، از بین رفته و در حالی که در برجام تلاش شده بود زمان گریز هستهای ایران به بیشتر از یک سال برگردد، اکنون این زمان برای جمهوری اسلامی به چند هفته رسیده است.»
وزیر امور خارجه آمریکا همچنین درباره اقدامهای ایران در سراسر منطقه در حمایت از گروههایی که به شدت مشغول فعالیتهای بیثباتکننده هستند، ابراز نگرانی کرد.
بلینکن همچنین خاطرنشان کرد: «پهپادهایی که ایران برای استفاده در جنگ اوکراین به روسیه میدهد، تاثیری واقعی و وحشتناک دارد. این یک مسیر دو طرفه است و روسیه هم به ایران تجهیزات و فنآوری میدهد تا برای اقداماتی که در منطقه انجام میدهد، از آنها استفاده کند.»
موسسه تحقیقات رسانه خاورمیانه در اوایل تیر ماه اعلام کرد سازمانهای اطلاعاتی برخی کشورهای اروپایی بر این عقیدهاند که جمهوری اسلامی در سال گذشته میلادی به طور غیرقانونی به دنبال دستیابی به فنآوری سلاحهای هستهای بوده است.
در گزارش این سازمانها به موارد ظنبرانگیز از تلاش تهران برای دستیابی به سلاح کشتار جمعی اشاره شده است.
علیرغم گفتوگوهایی که میان آمریکا و جمهوری اسلامی برای کاهش تنشها میشود، بر اساس این گزارش، دستگاههای اطلاعاتی آلمان ، هلند، سوئد و آمریکا میگویند تهران خود را برای آزمایش نخستین سلاح هستهای آماده میکند.
اواسط خرداد، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، در آخرین گزارش خود به شورای حکام آژانس اعلام کرد ذخایر اورانیوم غنیشده ایران در سه ماهه گذشته به میزان یکچهارم افزایش یافته است.