حمله خامنهای به علی کریمی ماهها پس از خیزش مردمی

علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی در ادامه حملات ماههای گذشته به ورزشکاران مردمی، امروز در جمع مداحان به طور تلویحی به علی کریمی تاخت.

علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی در ادامه حملات ماههای گذشته به ورزشکاران مردمی، امروز در جمع مداحان به طور تلویحی به علی کریمی تاخت.
علی کریمی در ماههای گذشته و همزمان با شروع خیزش سراسری مردم ایران، با حمایت از اعتراضات، کنار مردم ایستاد. او بابت همراهی با مردم، از طرف جمهوری اسلامی و وابستگان به رژیم توهین شنید و تهدید هم شد.
امروز علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی در دیدار با مداحان دوباره اعتراضات را تمام شده دانست و با کنایه تند به علی کریمی گفت: «خیال میکردند با اینکه تشویق کنند چند تا عنصر خودفروخته را که بروند پناهنده بشوند و علیه کشور خودشان لجنپراکنی کنند این موجب میشود جوانهای ما ناامید بشوند، اشتباه کردند، کسی به آنها اعتنایی نکرد.»

حمید سجادی، وزیر ورزش و جوانان دیشب در یک برنامه تلویزیونی بدون اشاره به نام الناز رکابی، مدعی شد قهرمان سنگنوردی زنان ایران خودش از مسابقه بدون حجاب عذرخواهی کرده و پس از ورود به ایران درخواست دیدار با وزیر را داشته است.
الناز رکابی، قهرمان سنگنوردی ایران در هفتههای شروع اعتراضات پس از کشته شدن مهسا امینی در فینال مسابقات قهرمانی سنگنوردی آسیا در کره جنوبی بدون حجاب اجباری شرکت کرد.
پس از این خبرهای مختلفی درباره فشارها و تهدیدهایی که برای الناز رکابی و خانوادهاش وجود دارد، منتشر شد؛ از جمله حبس در سفارت ایران در سئول، تهدید برای عذرخواهی و همچنین حبس همراه با خانواده در هتل المپیک.
رکابی یک روز پس از ورود به ایران، با حمید سجادی دیدار کرد. اطلاعرسانیهای پیدرپی درباره وضعیت الناز رکابی در ایران منجر به حمایتهای بینالمللی از او شد. از جمله تماس تلفنی توماس باخ، رییس کمیته بینالمللی المپیک.
شب گذشته حمید سجادی، وزیر ورزش تایید کرد که پیگیریهای شخصی توماس باخ رییس کمیته بینالمللی المپیک باعث شده که برخوردی با الناز رکابی نشود: «زنگ زد به ورزشکار ما که اوضاع چطور است؟ گفتهاند در ایران با شما فلان رفتار شده.»
سجادی مدعی شد قهرمان سنگنوردی زنان ایران خودش از مسابقه بدون حجاب عذرخواهی کرده و پس از ورود به ایران درخواست دیدار با وزیر را داشته است.
پیش از این گفته شده بود توماس باخ در تماس تلفنی مستقیم با الناز رکابی، دختر تاریخساز ورزش ایران از او خواسته هر ماه با او در ارتباط باشد و در صورت ایجاد هرگونه مشکل او را مطلع کند.
باخ در این گفتوگوی تلفنی، از سنگنورد ایرانی خواسته تمریناتش را ادامه دهد و برای حضور در رقابتهای المپیک آماده باشد. تماس تلفنی باخ، پس از بازگشت رکابی به ایران و به درخواست مارکو اسکولاریس، رییس فدراسیون جهانی ورزشهای صعودی برقرار شده.
ادعاهای وزیر ورزش درحالی است که پس از مسابقه بدون حجاب رکابی، خبر رسید او تحت فشار است تا عذرخواهی کند. پس از ورود به ایران هم رکابی بدون دسترسی به موبایل، با خانوادهاش در هتل المپیک حبس شد. پس از آن هم خبر حبس خانگی او در زنجان منتشر شد.
مدتی بعد، خانهباغ خانواده رکابی تخریب شد. داوود رکابی برادر الناز رکابی با انتشار عکسی از خراب شدن خانه باغ خانوادگی آنها توسط جمهوری اسلامی نوشت: «عدالت کجایی، ما که نگفتیم سایزش چنده و رنگش بیریخته، زندگی به تن ما فریسایزه، هرچی داد پوشیدیم، غم بود، خنده بود، تلخ بود، زهر بود...»

فیده، فدراسیون جهانی شطرنج در پاسخ به ایران اینترنشنال اعلام کرد #شهره_بیات را از لیست داوران جهانی شطرنج حذف نکرده است. داور ایرانی در مسابقات جهانی ایسلند لباسی با شعار #زن_زندگی_آزادی پوشیده بود.
چند روز پیش شهره بیات داور بین المللی شطرنج، در توییتی اعلام کرد، رئیس فدراسیون جهانی شطرنج پس از پوشیدن لباسی با طرح شعار «زن، زندگی، آزادی» در مسابقات جهانی شطرنج در ایسلند از او خواسته از پوشیدن لباس با این شعار خودداری کند.
شهره بیات پس از این هشدار «آرکادی دوورکوویچ»، لباسی با ترکیب رنگ پرچم اوکراین پوشیده بود که این دو پوشش سبب شده آنها نام او را از لیست کمیته داوران فدراسیون جهانی شطرنج خط بزنند.
فدراسیون جهانی شطرنج (فیده) در پاسخ به ایران اینترنشنال درباره این اتفاقات نوشته است: «ما به اعتقادات سیاسی خانم بیات احترام میگذاریم، اما داوران در مسابقات رسمی زیر نظر فیده باید از پوششهای استاندارد و تعریف شده استفاده کنند.»
فدراسیون جهانی شطرنج به انتخاب خانم بیات به عنوان داور برگزیده اروپا در سال ۲۰۲۲ اشاره کرده و نوشته است: «این نشان میدهد که فیده مشکلی با اعتقادات سیاسی و باورهای این او ندارد. محرومیت و کنار گذاشتن خانم بیات در این فدراسیون به هیچ وجه در دستور کار نبوده.»
شهره بیات روز گذشته به ایران اینترنشنال گفت که پس ماجرای لباسها، «فدراسیون جهانی شطرنج نامش را از کمیته داوران فیده خط زده است و پیشنهاد کرده اند که در کمیسیون زنان فعالیت کند اما به شرطی که با نماینده جمهوری اسلامی فعالیت کند و به همین دلیل او این پیشنهاد را رد کرده است.»
دی ۱۳۹۸، شهره بیات به عنوان داور بینالمللی ایرانی، به رقابتهای سریع و برقآسای جهانی مسکو اعزام شد، اما پس از انتشار عکسی بدون حجاب از او، رسانههای منتسب به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به او حملهور شدند. دی ۱۳۹۹، خانم بیات به عنوان یکی از برندگان جایزه افتخاری «زنان شجاع» وزارت امور خارجه آمریکا، به مناسبت «روز جهانی زن» در سال ۲۰۲۱ انتخاب شد.
«آرکادی دوورکوویچ»، رئیس فدراسیون جهانی شطرنج، معاون سابق دمیتری مدودف، معاون شورای امنیت روسیه و نزدیکان پوتین است.

فدراسیون #فوتبال فرانسه اعلام کرد، نوئل لوگرائت، رئیس فدراسیون فوتبال فرانسه (FFF) را برکنار کرده و فیلیپ دیالو به عنوان سرپرست موقت انتخاب شد. لوگرائت ۸۱ ساله به #آزار_جنسی متهم شده است، هرچند او آن را رد کرده است.
لوگرائت در سال ۲۰۱۱ رییس فدراسیون فوتبال فرانسه شد و دوره فعلی او تا سال ۲۰۲۴ ادامه داشت. اتهامات جنسی، تنها حاشیه اخیر رییس فدراسیون فوتبال فرانسه نیست، او چند روز پیش اظهارات تندی علیه زینالدین زیدان داشت.
لوگرائت گفته بود که اگر زیدان برای سرمربیگری تیم ملی فرانسه به او زنگ هم بزند، جوابش را نخواهد داد: «اگر زیدان به من زنگ هم میزد، من حاضر نبودم گوشی را بردارم و با او حتی تلفنی حرف بزنم. به او چه باید میگفتم؟ سلام آقا، نگران نباشید، دنبال باشگاه دیگری باشید، چون من با دیدیه بستم؟ از رسانهها میخواهم برنامهای برایش بسازند تا زیدان باشگاهی و تیمی را پیدا کند. مثلا برزیل میتواند برایش خوب باشد. او میتواند به هرکجا که بخواهد برود. من هم تعجب نمیکنم. هر کاری که بخواهد بکند، به من ربطی ندارد.»
سخنان جنجالی نوئل لو گرائت علیه زیدان چنان موجی از خشم را علیه رئیس ۸۱ ساله فدراسیون فوتبال فرانسه و شهردار سوسیالیست سابق گنگامپ برانگیخت. او مجبور به عذرخواهی رسمی شد، اما همچنان در معرض انتقادهای تندی قرار گرفت.
به عنوان مثال کیلیان ام باپه گفت: «زیدان خود فرانسه است. نباید اینگونه به چنین اسطورهای بیاحترامی کرد.»
نوئل لو گرائت درباره این اتفاقات به فرانسپرس گفت: «من نباید با RMC مصاحبه میکردم زیرا آنها به دنبال جنجالسازی از طریق دوگانه دیدیه دشان و زینالدین زیدان برای قراردادن این دو نماد فوتبال فرانسه رو در روی دیگر هستند. اعتراف می کنم که اظهارات ناشیانهای داشته ام که باعث سوء تفاهم شده است.»
پیامکهای جنسی به یک ایجنت زن فوتبال
از سوی دیگر نوئل لو گرائت تنها چند ساعت پیش از برپایی نشستی مهم در وزارت ورزش فرانسه برای پاسخگویی به انتقادهای مطرح شده در خصوص سخنان جنجالی و انتقادآمیز خود علیه کاپیتان سابق تیم ملی کشورش تحت اتهام آزار جنسی هم قرار گرفت.
فشارها علیه نوئل لو گرائت روز سهشنبه پس از رسانهای شدن شهادت یک مدیر برنامه زن فعال در فوتبال فرانسه درباره آزارهای جنسی رئیس فدراسیون بیشتر شد تا او جدا از رفتار و سخنان جنجالیاش با اسطوره فوتبال فرانسه، پاسخگوی اتهامها تازه نیز باشد.
سونیا سوئید، ایجنت زن بازیکنان فوتبال آشکارا اتهامهایی را در خصوص آزار جنسی علیه نوئل لو گرائت مطرح کرد. او گفته که نوئل لو گرائت بارها برای او پیامهای متنی و صوتی فرستاده و وی را به شام در منزلش دعوت کرده است.
این ایجنت زن همچنین گفته است در جریان یک ملاقات کاری در حالی که سعی داشته حمایت رئیس فدراسیون را برای ارتقا فوتبال زنان جلب کند خیلی واضح در آپارتمانش به او گفته است که «اگر میخواهم او به من کمک کند، باید به ارتباط جنسی تن بدهم.»
وی سپس یادآور شده که در تعاملات حرفهای قبلی خود با رئیس فدراسیون فرانسه متوجه شده است که آقای لوگرائت تنها به اندامهای جنسی او علاقمند است.
در پی افشاگریهای این سونیا سویید، وزیر ورزش فرانسه در پیامی توییتری به وی بابت این «شهادت شجاعانه» تبریک گفت.
به گزارش رویترز؛ در نهایت کمیته اجرایی فدارسیون فوتبال فرانسه در جلسه اضطراری چهارشنبه خود رأی به کنار گذاشتن «نوئل لوگرائت» از سمت ریاست این فدراسیون داد. در این جلسه «فلیپه دیالو» معاون لوگرائت به عنوان رئیس موقت فدارسیون فوتبال فرانسه انتخاب شد.
البته گفته شده برکناری لوگرائت تا زمان انتشار گزارش جمعبندی وزارت ورزش فرانسه درباره عملکرد او خواهد بود اما بهنظر نمیرسد گزارش وزارت نیز چیزی را تغییر دهد.

«شهره بیات» داور بینالمللی شطرنج، در مسابقات جهانی ایسلند لباسی با شعار #زن_زندگی_آزادی پوشید. فردای آن روز رئیس فدراسیون جهانی #شطرنج به او گفته که دیگر حق ندارد آن لباس را بپوشد، همینطور دیگر به او اجازه قضاوت در مسابقات داده نشده است.
شبکه NRK نروژ در گزارشی درباره این ماجرا نوشته که «آرکادی دوورکوویچ»، رئیس فدراسیون جهانی شطرنج، معاون سابق دمیتری مدودف، معاون شورای امنیت روسیه و نزدیکان پوتین است.
شهره بیات با تایید این خبر در حساب توییتری خود نوشته است: «آرکای دوروکوویچ (رئیس فدراسیون جهانی شطرنج) از من خواست دیگر پیراهنی که روی آن شعار زن، زندگی، آزادی نوشته شده بود را بر تن نکنم. در مسابقات بعدی با لباسی به رنگهای آبی و زرد که نمادی از پرچم اوکراین است وارد سالن مسابقات شدم، اما رییس فدراسیون جهانی گفت: «تو یک داور نامناسب هستی.»
دی ۱۳۹۸، شهره بیات به عنوان داور بینالمللی ایرانی، به رقابتهای سریع و برقآسای جهانی مسکو اعزام شد، اما پس از انتشار عکسی بدون حجاب از او، رسانههای منتسب به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به او حملهور شدند. دی ۱۳۹۹، خانم بیات به عنوان یکی از برندگان جایزه افتخاری «زنان شجاع» وزارت امور خارجه آمریکا، به مناسبت «روز جهانی زن» در سال ۲۰۲۱ انتخاب شد.
پیتر هاین نیلسن، مربی مگنوس کارلسن که در پیگیر ماجرای شهره بیات، است به NRK می گوید: به طور کلی، من احترام می گذارم که داوران باید بی طرف باشند، اما فکر نمی کنم این نشانه مشکل ساز باشد. او از ایران فرار کرده است و این (تی شرت) یک واکنش طبیعی است. او از دنیای شطرنج می خواهد که تصمیم بگیرند در کدام سمت بایستند.»
بیات در مصاحبهای با زوددویچه سایتونگ آرکادی دوورکوویچ، را مهره کرملین میداند. دوورکوویچ معاون سابق نخست وزیر روسیه در دولت دیمیتری مدودف از نزدیکان پوتین است.

به نوشته رسانه نروژی بیات دیگر در کمیسیون داوری فدراسیون جهانی حضور ندارد و به او گفته شده کمیسیون زنان فدراسیون جهانی کار کند: «نماینده فدراسیون شطرنج ایران را به عنوان دبیر کمیسیون زنان منصوب کردند و به من پیشنهاد دادند که در کنار کسانی که به من ظلم کردند در کمیسیون زنان کار کنم!»
او از حضور و فعالیت در این کمیسیون امتناع کرد: «من می دانم که آرکادی یک شخصیت سیاسی است و می دانم که با پوشیدن این لباس ها ریسک کردم تا پیامی را منتقل کنم. اما من این کار را انجام دادم، چون معتقدم این یک موضوع حقوق بشری است که نمی توانستم در مورد آن سکوت کنم.»
دیوید لادا، مسئول مطبوعاتی فیده، در ایمیلی به NRK گفته: «شرکت در فعالیتهای سیاسی زمانی که در فیده هستید، غیرحرفهای است.»
او همچنین درباره جابجایی بیات به کمیسیون زنان هم گفته: «جابجایی های زیاد در کمیسیون های مختلف فیده امری عادی است و بسیاری از اعضا هر چهار سال یک بار پست های جدیدی دریافت می کنند. سعی شد بیات به کمیسیون های زنان منتقل شود زیرا فیده فکر می کرد او می تواند در آنجا ارزشمندتر باشد.»

هنوز هم حداقل یک ورزشگاه در هر شهر ایران «تختی» نام دارد و هنوز هم مرام «آقاتختی» خریدار دارد و البته دشمن هم زیاد دارد.
رسول خادم که اینروزها «تختیوار» سمت درست تاریخ ایستاده و صدای مردمی شده که در اعتراض به جمهوری اسلامی که فقط یک زندگی معمولی میخواهند، خوب میداند دشمنان تختی چه میگویند آنهایی که فقط اسم تختی را میخواهند و نه مرامش را، و هرکسی که تختی باشد، دشمن میشود، غریبه میشود.

«چه اتفاقی مگر افتاده بود. حقوق تختی را قطع کرده بودند، به ورزشگاه راهش ندادند.» این روایت «رضا توکلی»، برادر همسر «غلامرضا تختی» از ۱۷ دی ۱۳۴۶ است، روزی که تختی جان باخت.
«تختی مرد؟» و چه باورناپذیر بود این خبر، چه بهتآور بود این خبر. تختی مرد؟ چه کسی تختی را کشت؟ محمد بلوری از ۱۷ دی ۴۶ میگوید: «تختی خودکشی کرده؟ مگر میشود؟ پهلوان و قهرمان ملی اینقدر ناامید میشود از زندگی که خودش را بکشد؟ کسی باور میکند؟ ما مینوشتیم خودکشی کرده، کسی باور نمیکرد. در دفترچه خاطرات تختی نوشته بود که چه گذشت، چطور «بین همسرم و خواهرهایم دعوا شد». از خانه بیرون میزند و میرود هتل. برای یک پهلوان سخت بود که بشنود به او بگویند «مردی نداری». مردم حماسهها ساخته بودند از تختی. این صحنه اصلا یادم نمیرود؛ زنی که خدمتکار خانهها بود، النگویش را درآورد داد. به تختی برای زلزله بوئینزهرا. چندتا خانواده را کمک میکرد، اداره میکرد.»

بیش از ۵۵ سال درباره جهانپهلوان تختی نوشتهاند، درباره سیرتش، درباره ناجوانمردیهایی که بر او رفت. او که وصیتنامهاش را به تاریخ ۱۶ دی ۱۳۴۶ تنظیم کرده بود، یک روز پیش از مرگ. ابراهیم افشار نوشته: «انگار هیچ عالیه خانمی نبود که جلوی انتحار تختی را بگیرد، همانطور که جلوی انتحار شهریار را گرفت.»
غلامرضا پسر مشرجب بزرگ شد، به قلب ها رسوخ کرد، به شهرت و قهرمانی رسید، پهلوان شد، جهانپهلوان شد، اما پهلوان آرام نبود. پشت آن لبخند، اقیانوسی از غم بود که هیچگاه شنیده نشد.

من چرا باید کشتی بگیرم؟
روزی که جهان پهلوان عازم تولیدو بود تا آخرین کشتی را به اصرار مردمی که عاشقش بودند، بگیرد،گفت: «هیچ چیز نمیتواند مرا خوشحال کند؛ پول، مدال طلا، عشق و حتی عشق… نسبت به این مردمی که به فرودگاه آمدهاند، احساس شرمندگی میکنم. راستی چقدر محبت بدهکارم!؟ من چرا باید کشتی بگیرم؟ چرا باید همراه تیم مسافرت کنم، تا سبب این همه مراجعت باشم؟ اگر پاسخ به این پرسش را میدانستم، من هم میتوانستم ادعا کنم چون دیگران هستم.»
متولد ۵ شهریور ۱۳۰۹ در خانیآباد تهران بود، مانند دیگران نبود، دیگران هم مانند او نشدند، چه بسیاری از کشتیگیرانی که اسم او را لقلقه زبان میکنند تا اعتباری به جیب بزنند و آبرویی بخرند، حتی در اوج بدنامی: «دوست دارم آقا تختی را ببینم. این فقط خواسته شخصی من نیست و همه عزیزانی که در دنیای ورزش هستند به خصوص در کشتی چنین چیزی را بخواهند. این شاید آرزوی خیلی ها باشد.»

و بعدها گفتند و نوشتند: «جهانپهلوان بر خلاف آن کشتی معروفش با مدوید که پای مصدوم او را نگرفت در زندگیش همواره دست مظلوم را گرفت و شاید به همین دلیل بی کران رنج تنهائی را کشید و مظلوم زیست و مظلوم از دنیا رفت و همواره نشان داد حکایت پهلوانی روایت انسانیت است. هیچگاه نگذاشت دستهای فقیر و چشمهای محروم و نا امید از صدای پاهای او شوند و فرقی نداشت قبل از وزن کشی به بهانه رونق بساط لبو فروشی جلوی در امجدیه قید همه رنج های کم کردن کیلوهای اضافه را به لبخندی اهدا کند و یا این که راهی خیابانها شود تا برای کمک به زلزله زدگان بوئین زهرا پهلوانی کند.»

بعد از آن مدوید مدالهای مختلف را درو کرد، اما هیچگاه چهره تختی را از یاد نبرد؛ درست مثل مردم زلزلهزده بوئین زهرا. وقتی در شهریور ۱۳۴۱ زلزله ۷ ریشتری بوئین زهرا و روستاهای دشت قزوین را با خاک یکسان کرد، تختی صندوق به گردن از پارک ساعی به سمت خیابان فردوسی شروع به پیاده روی کرد و با بلندگو شخصا از مردم میخواست تا به زلزله زدگان کمک کنند؛ زنها گوشواره و گردنبندهای خود را اهدا کردند و مردها پولبه صندوقی که آقاتختی به گردن انداخته بود میریختند.
خودکشی شد؟ چه فرقی میکند؟
حالا چه فرقی میکند که «خودکشی کرده باشد» یا «خودکشی شده باشد»؟ جهانپهلوان ۵۵ سال است که نیست حالا همه زندگی و دستنوشتهها و روابطش را زیر و رو کنید تا ببینید خودکشی شد یا خودکشی کرد، نیست، نبود، ۱۸ سالگی بابک را ندید تا چمدان شانسش را برای تک پسرش باز کند: «در این چمدان همه یادگاریهایش را از دوران سفر به مسجد سلیمان برای کار و همینطور سربازی جمع کرده بود. دست نوشته هایش هم در این چمدان بود. آقا مهدی (تختی) آن موقع می گفت اگر بابک ۱۸ ساله شد این چمدان را باز می کنم تا او یادگاری های پدرش را ببیند.»

امروز شنبه است، روز سرد و آلوده تهران، شاید ابنباویه خلوتتر از همه هفدهم دیهایی است که از ۵۵ سال گذشته تجربه کرده، چه آن روز که مردمی بود و چه سالها که حکومتی شد: «بچه که بودیم می گفتند پهلوان رستم. بزرگ شدیم گفتند پهلوان تختی. حالا ما به بچه هایمان بگوییم پهلوان ....؟!»
جلال آلاحمد نوشته: «او پوریای ولی نبود، او هیچکس نبود. او خودش بود، بگذار دیگران را به نام او و با حضور او بسنجیم. او مبنا و معنی آزادگی است...»
و او خودش بود. همویی که روزی به عرش بود و روزی به فرش. همتیمها و همبازیهایش او را بایکوت کرده بودند. هرچند که شایعات اختلاف بین قهرمانان کشتی ایران، بالاخره در ۷ آذر ۱۳۴۶ به پایان رسید و عباس زندی به همراه امامعلی حبیبی با غلامرضا تختی آشتی کردند و مشکلات را به دست فراموشی سپردند. تلخ اینکه ۴۰ روز بعد از خبر این آشتی کنان، در ۱۷ دی ۱۳۴۶ خبر درگذشت ناگهانی جهان پهلوان تختی در هتل آتلانتیک تهران اعلام می شود.

روزنامه ها تیتر زده بودند: «دل شیر خون شده بود.»
هنوز هم هستند و شاید اینروزهای پر آشوب و سیاه و مضطرب، خیلی ها میخواهند به هتل آتلانتیک بروند،در آنجا سرک بکشند،بروند به دهه چهل،به جنوب شهر،به زمان لوطی ها و لوطیمنشها. به اتاقی که تختی آخرین بار آنجا دراز کشیده بود…
بوسه میزنم بر دستانی که مردم را شاد کرد
اما قصه جهان پهلوان تختی، حکایت مردمانی است که برای خود قهرمانی میسازند و بعد با بیرحمی در حال و احوال خصوصیاش سرک میکشند و بعدتر با بیرحمی بیشتر، یک شبه او را از عرش به فرش میآورند.
دکتر مصدق در نامهای پس از قهرمانی آقاتختی در المپیک نوشت: «آقای تختی عزیز؛ مردم ایران هرگاه گامی برداشتهاند که میتوانسته منجر به آزادی و بهروزی آنها شود، با دیواری از کجفهمی و خیانت و استبداد راهشان سد شده و حاصل بینتیجه مبارزات صادقانهشان تنها افسردگی عمومی و خزیدن در لاک بیتفاوتی و نسیان بوده. این مردم پاک لایق بهترین شادیها هستند و عموما بدترین غصهها نصیبشان میشود. گویی این تقدیر محتوم ملت شریفمان است. تقدیر سیاهی که اراده ملیمان را سست و ناامیدی بر کشورمان مسلط کرده. مردم حالا تمام شکستهای ملی و اجتماعیشان را پس از آن کودتای شوم، با طعم شیرین پیروزهای شما جبران میکنند. امروز اگر در حصر خانگی نبودم، به استقبالتان آمده و بر دستهایی که مردم افسرده ایران را شاد کردند، بوسه میزدم.»

آلبرت کوچویی، روزنامهنگار و گوینده پیشکسوت رادیو و تلویزیون در کتاب«تختی خانه ندارد» درباره جهانپهلوان نوشته: «فروتن، افتاده، جوانمرد، قلندر و... آنکه بر تشک کشتی چون از ضربه خوردن دست حریف خبردار میشود، هرگز به آن دست نزدیک نشد و پهلوانیهای بسیار. در تقاطع فتحی شقاقی و ولیعصر (پهلوی) در دهه چهل، تقاطعی نبود، بنبست بود. یک گلفروشی بود که بعد از گشایش تقاطع، دیگر نبود. کریستالنامی بهگمانم. صاحب آن، دوست تختی بود. گاه تختی، جلو گلفروشی مینشست. چند مدرسهای آن دور و اطراف بود که بسیاری بهخاطر دیدن پهلوان، راه کج میکردند؛ تا به دیدار او بیایند. ما که بزرگتر بودیم و تماشای پهلوان بسمان بود، آنسوی خیابان به تماشا میایستادیم. ضیافت جوانمردی و پهلوانی بود. چنان جلو بچههای قد و نیمقد دبستانی بهپا میایستاد، که انگار مقام برتر از او هستند.»

ناصر محمدیهر سال روز ۱۷ دی، ۵۰۰ پرس غذای نذری پخش می کرد: «من مدیون تختی هستم.آن زمان فدراسیون مسابقات برگ زیتون را برگزار می کرد که به قهرمان ها طلای ناب می دادند. قرار بود من و تختی با هم کشتی بگیریم آن هم مقابل چشمان بچه محل های مان. تختی آمد روی تشک،صورت من را بوسید و دستم را بالا برد. گفت برنده ناصر است. کشتی نگرفت تا آن مدال طلای ناب به من برسد.»
تختیها، سمت درست تاریخ میایستند
۴۳ سال است که سوار اعتبار جهانپهلوان شدهاند، اما مدالهایش را، همه یادگارهایش را در گونی نگهداشتند و کراوات را از تندیسش حذف کردند و حالا هرکسی که سمت مردم بایستد، هرکسی که صدای مردم باشد، هرکسی که تختیوار قلبش برای مردم درد بگیرد را دور میکنند، به بدنامیاش قدم بر میدارند و برای سکوتش از هم پیشی میگیرند.
نگاه کنید به آنچه که اینروزها بر رسول خادم میگذرد؛ بیش از سه ماه از مردم حمایت کرد، به حکومت تاخت و در آخر او را برای یک بزرگداشت در قزوین، به زورخانه راه ندادند. و بدتر از این، از روز گذشته شروع به تخریب او و افتخارآفرینیهایش کردهاند. همین رسول خادم که در سالهای گذشته در سیستان و بلوچستان، به داد مردم محروم و فراموش شده در جمهوری اسلامی شتافته است و خود گونی سیمان به دوش کشیده.
نگاه کنید به امیررضا خادم، که همین امروز خبر رسید برکنار شده است. او که در چند یادداشت انتقادی در اینستاگرام، به سیاستهای جمهوری اسلامی در اعتراضات تاخته بود.
نگاه کنید به آنچه بر علی دایی و یحیی گلمحمدی گذشت و هرکسی رسیده آنها را نواخته، درخواست سیلی برایشان کرده و اخراج از ایران و نگاه کنید به اعدامهای اخیر؛ هر چهار اعدام شده از جمع بازداشتیهای اعتراضات پس از کشته شدن مهسا (ژینا) امینی، ورزشکارانی بودند که با مردم همراه شدند؛ محسن شکاری، مجیدرضا رهنورد، محمدمهدی کرمی و سیدمحمد حسینی.
تختیها هر زمانی که باشند، سمت درست تاریخ میایستند، سمتی که اینروزها حتما سمت حکومت نیست.
***

غلامرضا تختی، متولد ۵ شهریور ۱۳۰۹ در تهران ۱۷ دیماه ۱۳۴۶ درگذشت. او با بهدست آوردن یک مدال طلا و ۲ نقره همچنان پرافتخارترین کشتیگیر ایرانی در المپیک است. ۲ قهرمانی و ۲ نایب قهرمانی در رقابتهای قهرمانی کشتی جهان و مدال طلای بازیهای آسیایی از دیگر افتخارات او در عرصه ورزش قهرمانی است. تختی اما در کشتی پهلوانی و ورزش زورخانهای نیز فعالیت داشت و صاحب بازوبند پهلوانی ایران در ۳ سال پیاپی بود.
تنها صدای باقیمانده از تختی مربوط به المپیک ۱۹۶۴ است که مرحوم بهمنش داشت که حالا به موزه ملی ورزش، المپیک و پارالمپیک اهدا شده است.





