عضو هیاترییسه مجلس: موفقیتهای جبهه مقاومت آمریکا و متحدانش را شگفتزده کرده است
علیرضا سلیمی، عضو هیات رییسه مجلس، جمعه ۲۷ شهریور در گفتوگو با خبرگزاری خانه ملت اعلام کرد «موفقیتهای جبهه مقاومت در جبهه یمن»، آمریکا و متحدانش را شگفتزده کرده و آنها فکر نمیکردند که جبهه مقاومت «در این عرصه به این شکل پیروز شود.»
این نماینده مجلس افزود: «کشورهایی که از آمریکا تبعیت میکنند باید بدانند که هزینه سنگین این رفتار خود را پرداخت خواهند کرد.»
علیرضا سلیمی همچنین گفت: «آمریکا هم در مورد ایران، هم در مورد یمن و هم در مورد حزبالله لبنان دچار اشتباه محاسباتی شده و پیروزیهای جبهه مقاومت این کشور را گیج و سردرگم کرده است.»
کمیسیون اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل برای غرب آسیا، اسکوا، برآورد کرد جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی تنها در نخستین ماه نزدیک به ۱۵۰ میلیارد دلار، معادل چهار درصد تولید ناخالص داخلی منطقه، به اقتصاد کشورهای عربی زیان زده است.
رانیا المشاط، معاون دبیرکل سازمان ملل و دبیر اجرایی اسکوا، پنجشنبه ۲۶ شهریور این آمار را در یک نشست غیررسمی شورای امنیت ارائه کرد. این نشست با عنوان «دریاهای امن، امنیت مشترک؛ حفاظت از آزادی کشتیرانی در محیط امنیتی در حال تغییر» به میزبانی بحرین برگزار شد.
المشاط گفت تهدید مسیرهای دریایی خلیج فارس و دریای سرخ تنها یک مساله امنیتی نیست و دستاوردهای توسعهای، تامین کالاهای ضروری، ثبات اقتصادی و فعالیت کسبوکارهای منطقه را نیز به خطر میاندازد.
او افزود از خلیج فارس و تنگه هرمز تا دریای سرخ و بابالمندب، دریاها، تنگهها و بنادر شبکهای بههمپیوسته برای انتقال انرژی، مواد غذایی و کالاهای تجاری به سراسر جهان تشکیل میدهند و اختلال در هر بخش میتواند کل این زنجیره را متاثر کند.
به گفته المشاط، پیامدهای چنین اختلالی به کشتیرانی محدود نمیماند و به بنادر، انبارها، بازارها و خانوارها منتقل میشود؛ بر بودجه عمومی، قیمت انرژی و مواد غذایی، اشتغال و زنجیرههای تولید فرامرزی اثر میگذارد و توسعه اقتصادی و اجتماعی را با مشکل روبهرو میکند.
تا پیش از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود ۲۵ درصد تجارت دریایی نفت جهان و ۱۹ درصد تجارت گاز طبیعی مایع از تنگه هرمز عبور میکرد.
کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس نیز بین ۲۰ تا ۴۰ درصد صادرات جهانی برخی کالاها، از جمله آمونیاک، کود، گوگرد و آلومینیوم را در اختیار داشتهاند.
المشاط هشدار داد زیان اقتصادی پیش از بسته شدن رسمی یک مسیر دریایی آغاز میشود؛ هنگامی که شرکتهای کشتیرانی و بیمه، عبور از یک مسیر را بیش از اندازه پرخطر بدانند، رفتوآمد کشتیها کاهش مییابد و هزینههای اضافی از شرکت حملونقل به واردکننده و سرانجام به مصرفکننده منتقل میشود.
او گفت مسیرهای جایگزین نیز لزوما مشکل را حل نمیکنند و ممکن است فقط گلوگاه را از یک تنگه به بندر یا خط لوله منتقل کنند: «تعدد مسیرها به تنهایی تداوم تامین را تضمین نمیکند و آنچه اهمیت دارد، پیوند و هماهنگی میان این مسیرهاست.»
به گفته المشاط، بنگاههای کوچک و متوسط از آسیبپذیرترین بخشهای اقتصادی هستند. این بنگاهها بخش عمده کسبوکارهای جهان عرب را تشکیل میدهند، اما توان کمتری برای تغییر تامینکنندگان، یافتن بازارهای تازه یا دسترسی به منابع مالی دارند.
افزایش هزینه انرژی و حملونقل، حاشیه سود آنها را کاهش میدهد و به افت تولید و از میان رفتن فرصتهای شغلی میانجامد.
المشاط گفت پیش از آغاز جنگ نیز ۹ کشور از ۲۲ کشور عربی درگیر مناقشه بودند یا دوران پس از جنگ را میگذراندند: «زیرساختهای آسیبدیده، فضای مالی محدود، نهادهای ضعیف و وابستگی به واردات غذا و سوخت، توان این کشورها را برای مقابله با افزایش قیمت انرژی، کود و حملونقل محدودتر کرده است.»
همزمان، حملات به تاسیسات نفتی و مسیرهای کشتیرانی در دریای سرخ، فشار بر عربستان سعودی را افزایش داده و دو مسیر اصلی صادرات انرژی منطقه در تنگه هرمز و بابالمندب را با تهدید روبهرو کرده است.
المشاط از تشکیل کارگروه منطقهای اسکوا در زمینه حملونقل، لجستیک و زنجیرههای تامین خبر داد.
این کارگروه بر ایجاد سازوکارهای هشدار زودهنگام، اتاقهای عملیات بحران و هماهنگی منطقهای برای حفظ جریان کالاها و خدمات ضروری متمرکز است.
او خواستار حفاظت از کشتیهای تجاری بر اساس حقوق بینالملل، جلوگیری از گسترش جنگ و افزایش سرمایهگذاری در بنادر و ارتباطات زمینی، ریلی و دریایی شد و گفت: «آنچه در منطقه ما رخ میدهد، به منطقه محدود نمیماند و حفاظت از ثبات منطقه، حفاظت از اقتصاد جهانی است.»
چهار سال از خیزش «زن، زندگی، آزادی» میگذرد. در این مدت، ایران شاهد تحولاتی پرشتاب و تکاندهنده بوده است؛ از جمله وقوع دو جنگ، اعتراضات دیماه و کشتار بیسابقه مردم. در میانه این تحولات، دانشگاه اکنون کجا ایستاده است و چه چشماندازی میتوان برای آینده آن متصور بود؟
تحلیل فضای دانشگاه، همچون بررسی وضعیت کلی جامعه، آسان نیست. سرعت تحولات در ایران چنان بالاست که هر لحظه ممکن است حادثهای بزرگ، معادلات موجود را تغییر دهد.
با وجود این بیثباتی و پیشبینیناپذیری، میتوان با اطمینان گفت خیزش مهسا نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران بود. این خیزش هیمنه جمهوری اسلامی را که بخش مهمی از آن بر کنترل بدن زنان و تحمیل حجاب اجباری استوار بوده است، در هم شکست.
پس از خیزش مهسا، فضای دانشگاهها بهشدت امنیتی شد. حکومت دیگر ابایی از علنی کردن پروژه «خالصسازی» نداشت و آشکارا به اخراج، تعلیق و تصفیه استادان و دانشجویان روی آورد.
تحولات مربوط به جنگ ۱۲ روزه ضربه دیگری به اقتدار جمهوری اسلامی وارد کرد. حکومتی که رهبر آن، علی خامنهای، حتی یک گام عقبنشینی در برابر مطالبات مردم را مجاز نمیدانست، زیر فشار تحولات نظامی و تداوم مقاومت روزمره شهروندان، بهویژه زنان شجاع ایران، ناچار شد در برخی حوزههای اجتماعی عقب بنشیند.
یکی از استادان دانشگاه در همین رابطه گفت: «دیدن نوع پوشش دانشجویان امروز گاهی مرا به وجد میآورد. با خودم میگویم تا چند سال پیش حتی نمیتوانستم تصور کنم شجاعت مردم چنین فضایی از آزادی را برای ما به ارمغان بیاورد.»
او افزود برخلاف کسانی که میکوشند حرکتهای اعتراضی شهروندان، از خیزش مهسا تا اعتراضات دیماه، را بیحاصل جلوه دهند، این جنبشها تغییراتی واقعی و ملموس پدید آوردهاند.
یکی دیگر از اعضای هیات علمی نیز گفت در گذشته دانشجو هنگام ورود به دانشگاه ناچار بود زندگی شخصی و سبک پوشش خود را پشت در بگذارد و با هویتی از پیش تعیینشده وارد محیط آموزشی شود.
به گفته او، تحولات چهار سال گذشته ورق را برگردانده است و اکنون شمار بیشتری از دانشجویان با «خود واقعیشان» وارد دانشگاه میشوند.
این تغییر هرچند به معنای پایان فشارهای امنیتی نیست، نشان میدهد حکومت دیگر مانند گذشته توان تحمیل کامل الگوهای مطلوب خود را ندارد.
کنشگری در دانشگاههای نیمهتعطیل
دانشگاهها در یک سال گذشته، بهدلیل بحران انرژی، آلودگی هوا، اعتراضات دیماه و در نهایت جنگ، بخش چشمگیری از سال تحصیلی را تعطیل یا نیمهتعطیل بودند.
در چنین شرایطی، انجمنها و تشکلهای صنفی دانشجویی تا حد زیادی از چرخه اثرگذاری رسمی کنار رفتهاند.
وزارت علوم که تجربه همهگیری کرونا را پشت سر گذاشته است، در مقاطع مختلف این چهار سال برگزاری کلاسهای مجازی را ابزاری برای کاهش حضور جمعی دانشجویان و «مهار» خشم و میل آزادیخواهی آنان دیده است.
وقتی شیوه آموزش در یک نظام دانشگاهی تابع سیاست سرکوب و امنیتیسازی باشد، نمیتوان انتظار داشت کیفیت آموزش آسیب نبیند.
با این همه، تلاش برای کنترل دانشجویان از طریق کاهش حضور آنان در محیط دانشگاه همیشه به نتیجه مطلوب حکومت منجر نشده و حتی در مواردی نتیجه معکوس داشته است.
ارتباط دانشجویان بیش از گذشته شبکهای، سیال، افقی و متکی بر فضای مجازی شده است.
این شیوه ارتباط امکان نظارت متمرکز را کاهش داده و آزادی عمل بیشتری در اختیار دانشجویان گذاشته است.
به بیان دیگر، شبکههای غیررسمی دانشجویی در بسیاری از موارد از تشکلهای رسمی و تجویزی نهادهای بالادستی قدرتمندتر شدهاند.
البته درباره ماندگاری این نوع کنشگری و توان آن برای سازماندهی اعتراضات گسترده همچنان تردیدهایی وجود دارد.
تعطیلیهای پیدرپی، پراکندگی دانشجویان و نبود ساختارهای پایدار میتواند تداوم فعالیتهای جمعی را دشوار کند.
با این حال، جمهوری اسلامی دیگر یکهتاز مطلق فضای دانشگاه نیست و ناچار شده بخشی از میدان را به روابط و شبکههایی واگذار کند که کنترل کامل آنها برایش ممکن نیست.
دانشگاه زیر سایه پوچی و بیانگیزگی
در کنار تغییر سبک زندگی و شکلهای تازه کنشگری، دانشگاه با چالشی عمیقتر دستوپنجه نرم میکند؛ بحران امید و معنا.
یکی از استادان دانشگاه هشدار داد بیانگیزگی در میان استادان و دانشجویان به «بالاترین حد» رسیده است.
او اضافه کرد: «وقتی به دانشجویان تکلیفی میدهم، چه سخت باشد و چه آسان، گاهی حس پوچی به سراغم میآید. از خودم میپرسم با وضعیتی که بر جامعه حاکم است، این روند قرار است به کجا برسد؟»
به گفته این استاد، او تلاش میکند چنین احساسی را به دانشجویان منتقل نکند، اما نمیتواند این پرسش را نادیده بگیرد که آموختن بسیاری از مطالب دانشگاهی در شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کنونی چه معنایی دارد؛ شرایطی که امید به آینده را در دل بخش بزرگی از نسل جوان از میان برده است.
این بیانگیزگی البته به دانشگاه محدود نیست و نشانههای آن را میتوان در زندگی روزمره مردم نیز مشاهده کرد.
اهمیت وضعیت دانشگاه از آن روست که این نهاد محل حضور جمع بزرگی از جوانان است و قاعدتا باید کانون نشاط، امید به آینده، برنامهریزی و پویایی فکری باشد.
اکنون اما خمودگی، خشم و سرخوردگی بر بخش بزرگی از فضای آن سایه انداخته است.
دانشجوی امروز تنها با فشار سیاسی روبهرو نیست. بحران اقتصادی، نبود چشمانداز شغلی، کاهش اعتبار مدرک دانشگاهی و احتمال مهاجرت نیز بر تصمیمها و نگرش او اثر میگذارد.
به همین دلیل، دانشگاه همزمان محل شکلگیری مقاومت و بازتابدهنده فرسودگی عمیقی است که سراسر جامعه را در بر گرفته است.
یکی از اعضای هیات علمی شرایط مالی دانشگاهها را «وحشتناک» توصیف کرد و هشدار داد با خزانه خالی کشور نمیتوان در کوتاهمدت به بهبود وضعیت دانشگاهها، چه از نظر زیرساختها و چه از نظر کیفیت آموزش، امید چندانی داشت.
به گفته او، دانشگاههای ایران اکنون علاوه بر مهاجرت استادان با پدیده دیگری روبهرو هستند که میتوان آن را «ریزش پنهان» نامید؛ پدیدهای که شاید زیان آن برای دانشگاه حتی از مهاجرت نیز بیشتر باشد.
او گفت: «استاد در دانشگاه حضور دارد و تدریس میکند، اما عملا دیگر در دانشگاه نیست، زیرا مهمترین دغدغهاش معیشت است، نه آموزش و پژوهش.»
این عضو هیات علمی افزود بسیاری از استادان ناچار شدهاند به شغل دوم روی بیاورند، زیرا در ساختار حاکم، جایگاه و اعتبار پیشین خود را از دست دادهاند و حتی از امنیت شغلی کافی برخوردار نیستند.
پیامد این وضعیت تنها افت کیفیت کلاسها یا کاهش تولیدات پژوهشی نیست. استادی که بخش بزرگی از وقت و انرژی خود را صرف تامین هزینههای زندگی میکند، فرصت و انگیزه کمتری برای گفتوگو با دانشجویان، هدایت پژوهشها و مشارکت در حیات فکری دانشگاه خواهد داشت.
در نتیجه، رابطه آموزشی به فرایندی اداری و کمرمق فروکاسته میشود.
این استاد تاکید کرد حکومت، استادان و دانشجویان را نیروهایی کارآمد برای ساختن حال و آینده کشور نمیبیند، بلکه آنان را «سوژههایی بالقوه تهدیدآمیز» تلقی میکند که باید پیوسته زیر نظر باشند و هرگونه تغییر رفتارشان کنترل شود.
دانشگاه در ایران اکنون در موقعیتی متناقض قرار گرفته است. از یک سو، خیزش «زن، زندگی، آزادی» و تحولات پس از آن دیوارهای کنترل اجتماعی را تَرَک داده و به دانشجویان امکان داده است با «هویت واقعیتر» و آزادی بیشتری در فضای دانشگاه حضور یابند.
از سوی دیگر، سرکوب، تعطیلیهای مکرر، بحران اقتصادی و فرسایش نیروی انسانی، توان آموزش و کنشگری جمعی را بهشدت کاهش داده است.
با این همه، دانشگاه را نمیتوان فضایی کاملا خاموش و شکستخورده دانست. تغییرات چهار سال گذشته نشان داده است آنچه در ظاهر رفتارهای روزمره و فردی به نظر میرسد، میتواند بخشی از مقاومتی گستردهتر باشد.
پوشش، شیوه ارتباط، شبکههای غیررسمی و پافشاری بر حفظ هویت فردی، همگی نشانههایی از عقبنشینی حکومت در برابر جامعه هستند.
چشمانداز دانشگاه بیش از هر چیز به سرنوشت کلی جامعه ایران گره خورده است. دانشگاه امروز نه بیرون از بحران، بلکه در متن آن قرار دارد؛ زخمی، فرسوده و خشمگین، اما همچنان برخوردار از ظرفیتی که میتواند در بزنگاههای آینده بار دیگر به نیرویی اثرگذار در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران تبدیل شود.
دونالد ترامپ و شی جینپینگ دوم مهر در واشینگتن دیدار میکنند؛ نشستی که تمدید آتشبس تجاری، جنگ ایران و اختلاف بر سر تایوان از محورهای اصلی آن خواهد بود. دو طرف همچنین درباره فناوری و خطرات هوش مصنوعی گفتوگو خواهند کرد.
به گزارش رویترز، این دومین دیدار رهبران آمریکا و چین در سال جاری، پس از سفر ماه اردیبهشت ترامپ به پکن، و نخستین حضور شی در کاخ سفید در یک دهه گذشته خواهد بود.
ترامپ در حالی میزبان رهبر چین میشود که درگیر جنگ با حکومت ایران است و با رضایت عمومی پایین و نارضایتی از افزایش قیمتها روبهروست. او پیش از انتخابات میاندورهای کنگره در نوامبر، به دنبال دستاوردهای تجاری قابل عرضه به رایدهندگان آمریکایی است. در مقابل، اقتصاد چین در مسیر ثبت مازاد تجاری یک تریلیون دلاری برای دومین سال پیاپی قرار دارد.
یکی از موضوعات اصلی نشست، سرنوشت آتشبس تعرفهای دو کشور است که ۱۹ آبان منقضی میشود. این توافق پس از دیدار مهر ماه سال گذشته در کره جنوبی، جنگ تجاریای را متوقف کرد که طی آن تعرفههای متقابل از ۱۰۰ درصد فراتر رفت و زنجیرههای تامین جهانی را تهدید کرد.
جیمیسون گریر، نماینده تجاری آمریکا، گفته است دو طرف درباره کشاورزی و موانع غیرتعرفهای اعلامیههایی خواهند داشت. فعالان تجاری نیز در انتظار پیشرفت در اجرای توافق کاهش متقابل تعرفهها بر ۳۰ میلیارد دلار کالا هستند.
خرید هواپیماهای بوئینگ و محصولات کشاورزی آمریکا از دیگر محورهای مذاکرات است. به گفته منابع رویترز، شی با یک هیات تجاری بزرگ به واشینگتن میرود. چین پیشتر از خرید ۲۰۰ هواپیمای بوئینگ خبر داده بود، اما مذاکرات گستردهتر ممکن است شامل ۵۰۰ فروند ۷۳۷ مکس و دهها هواپیمای پهنپیکر شود.
در حوزه فناوری، پکن خواستار تعویق بیشتر مقررات محدودکننده دسترسی شرکتهای چینی به فناوری پیشرفته آمریکایی است. واشینگتن نیز میخواهد چین صادرات عناصر خاکی کمیاب و مواد معدنی حیاتی مورد نیاز صنایع پیشرفته و دفاعی را تسهیل کند.
احتمال امتیازدهی ترامپ برای دستیابی به توافقهای اقتصادی، نگرانی متحدان آسیایی آمریکا درباره تایوان را افزایش داده است. ترامپ پیشتر بسته تسلیحاتی در انتظار تصمیمگیری برای تایوان، به ارزش حداکثر ۱۴ میلیارد دلار، را «اهرم چانهزنی» خوانده بود.
منابع آگاه به رویترز گفتهاند چین همچنین میخواهد آمریکا بهجای موضع دیرینه «حمایت نکردن از استقلال تایوان»، صریحا «مخالفت با استقلال» این جزیره را اعلام کند. چنین تغییری میتواند با مخالفت کنگره روبهرو شود و درباره تعهد واشینگتن به دفاع از تایوان پرسشهایی ایجاد کند.
جنگ با حکومت ایران نیز در دستور کار دو رهبر قرار دارد. چین، بزرگترین خریدار نفت صادراتی ایران، روابط نزدیکی با تهران دارد و واشینگتن امیدوار است پکن از نفوذ خود برای فشار بر [حکومت] ایران استفاده کند؛ هرچند به نوشته رویترز، شی تاکنون تمایل چندانی به این کار نشان نداده است.
رویترز ماه گذشته از فروش میلیاردها دلار کالای چینی به ایران از طریق سازوکاری برای دور زدن تحریمها خبر داده بود؛ موضوعی که وزارت خارجه چین گفته از آن اطلاعی ندارد. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، قرار است پیش از نشست رهبران با هه لیفنگ، معاون نخستوزیر چین، دیدار کند و گفتوگوها درباره روابط مالی پکن و تهران در نشست ترامپ و شی ادامه یابد.
خطرات هوش مصنوعی و مهار انتقال مواد شیمیایی پیشساز فنتانیل از چین نیز از دیگر موضوعات مذاکرات خواهد بود. تحلیلگران میگویند نگرانیهای مشترک درباره سوءاستفاده از هوش مصنوعی میتواند زمینه همکاری ایجاد کند، اما رقابت شدید دو کشور احتمال دستیابی به توافقهایی فراتر از اقدامات نمادین را محدود میکند.
تصویر منتشر شده از این دیدار در حساب اینستاگرام دفتر مطبوعاتی شاهزاده رضا پهلوی
شاهزاده رضا پهلوی در نشستی مجازی با رهبران اپوزیسیون استرالیا درباره حمایت از مردم ایران، حفاظت از ایرانیان ساکن استرالیا و چشمانداز گذار به دموکراسی گفتوگو کرد. او همچنین خواستار گفتوگو با دولت استرالیا شد.
بر اساس بیانیه دفتر مطبوعاتی شاهزاده رضا پهلوی، انگس تیلور، رهبر اپوزیسیون استرالیا، تد اوبراین، وزیر امور خارجه دولت سایه، و شماری از نمایندگان و سناتورهای ائتلاف لیبرال-ملی در این نشست که ۲۶ شهریور برگزار شد حضور داشتند.
شاهزاده رضا پهلوی در بیانیهای پس از این دیدار گفت محور گفتوگوها، وضعیت حقوق بشر در ایران، خواستههای مردم و نقشی بوده که استرالیا میتواند در حمایت از مبارزه ایرانیان برای آزادی و دموکراسی ایفا کند.
او در تشریح موارد نقض حقوق بشر، از «کشتار بیش از ۴۰ هزار معترض در دیماه» و ادامه اعدام جوانان سخن گفت.
حفاظت از ایرانیان ساکن استرالیا در برابر آنچه شاهزاده رضا پهلوی «تهدید، ارعاب و مداخلات» جمهوری اسلامی توصیف کرد، از دیگر موضوعات این نشست بود. او از رهبران ائتلاف بهدلیل تعامل با جامعه ایرانیان استرالیا و حمایت از مردم ایران قدردانی کرد.
انگس تیلور ، رهبر مخالفان دولت فدرال استرالیا
بخش دیگری از گفتوگوها به چشمانداز روابط اقتصادی دو کشور در صورت استقرار نظامی دموکراتیک در ایران اختصاص داشت. شاهزاده رضا پهلوی با اشاره به ظرفیتهای استرالیا در معدن، انرژی، کشاورزی، آموزش و فناوری گفت ایران آزاد و شکوفا میتواند به شریکی مهم و راهبردی برای این کشور تبدیل شود.
او همچنین گفت اعضای ائتلاف را در جریان «پروژه شکوفایی ایران» و تلاشها برای آمادگی جهت احیای اقتصادی و بازسازی کشور قرار داده است.
شاهزاده رضا پهلوی در این بیانیه تاکید کرد که به گفته او، طرفهای گفتوگو بر فراتر بودن موضوع آزادی مردم ایران از رقابتهای حزبی توافق داشتند. او در همین چارچوب از دیدار با آنتونی آلبانیزی، نخستوزیر استرالیا، پنی وانگ، وزیر امور خارجه، و دیگر اعضای دولت استقبال کرد و گفت گفتوگوهایش با ائتلاف را نیز ادامه خواهد داد.
او همچنین ابراز تمایل کرد برای دیدار با سیاستمداران طیفهای مختلف و جامعه ایرانیان به استرالیا سفر کند. در بیانیه، زمانی برای این سفر یا دیدار احتمالی با مقامهای دولتی اعلام نشده است.
همزمان، دفتر مطبوعاتی شاهزاده رضا پهلوی بخشی از گفتوگوی او با رادیو ملی شبکه ایبیسی استرالیا را منتشر کرد که در آن بر حق مردم ایران برای تعیین نظام سیاسی آینده تاکید میکند.
او در این بخش از مصاحبه گفت: «من هرگز از هیچ دولت خارجی نخواستهام که از شخص من حمایت کند، چون موضوع من نیستم. موضوع ۹۳ میلیون ایرانی است که حق دارند سرنوشت خود را تعیین کنند.»
بر اساس متن منتشرشده از این گفتوگو، او نقش خود را فراهم کردن شرایط گذار به دموکراسی توصیف کرد تا پس از فروپاشی جمهوری اسلامی، مردم ایران بتوانند آزادانه نظام سیاسی آینده کشور را انتخاب کنند.
اکسیوس به نقل از منابع آگاه گزارش داد دونالد ترامپ در حال برنامهریزی برای نخستین دیدار با دلسی رودریگز، رییسجمهوری موقت ونزوئلا، در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل است. این دیدار ممکن است هفته آینده برگزار شود، اما هنوز قطعی نشده است.
به گفته این منابع، رییسجمهوری آمریکا که قرار است در نیویورک با رهبران کشورهای حاشیه خلیج فارس درباره «جنگ ایران» گفتوگو کند، میخواهد زمانی را نیز به دیدار با رودریگز اختصاص دهد. این ملاقات ممکن است روز سهشنبه ۳۱ شهریور انجام شود.
یک مقام ارشد دولت آمریکا تاکید کرد: «هنوز هیچچیز نهایی نشده است. تصمیم با رییسجمهوری است.» ترامپ نیز یکشنبه ۲۲ شهریور در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره احتمال این دیدار گفت: «ممکن است.»
این دیدار احتمالی نشانهای از نزدیکی واشینگتن و کاراکاس پس از برکناری نیکلاس مادورو است. نیروهای آمریکایی ۱۳ دی ماه سال گذشته، در عملیاتی با مجوز ترامپ، مادورو را در کاراکاس دستگیر کردند. او اکنون در بازداشتگاهی فدرال در نیویورک در انتظار محاکمه به اتهام تروریسم مرتبط با مواد مخدر است.
رودریگز که پس از مادورو قدرت را به دست گرفت، برای عادیسازی روابط دو کشور با ترامپ و مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، همکاری نزدیکی داشته است. امضای یک توافق بزرگ و جنجالی درباره نفت ونزوئلا از جمله نتایج این همکاری بوده است.
یکی از مشاوران ترامپ به اکسیوس گفت ونزوئلا «بدون تردید بزرگترین موفقیت رییسجمهوری» است و رودریگز در آن نقشی کلیدی دارد.
با این حال، نزدیکی دولت ترامپ به رودریگز با نارضایتی فزاینده جامعه محافظهکار تبعیدیان ونزوئلایی، بهویژه در جنوب فلوریدا، روبهرو شده است. رودریگز از چهرههای سوسیالیستی است که همراه با مادورو در دوران هوگو چاوز به ردههای بالای قدرت رسید.
به نوشته اکسیوس، خودداری ترامپ و روبیو از درخواست برگزاری انتخابات در ونزوئلا نیز به این نارضایتی دامن زده است؛ آن هم پس از سالها انتقاد از مادورو بهعنوان دیکتاتوری که نتایج انتخابات را میدزدد. هواداران ماریا کورینا ماچادو، چهره سیاسی تبعیدی و برنده جایزه صلح نوبل، نیز از انتقاد مقامهای آمریکایی از تلاش او برای بازگشت به کشور پس از زمینلرزههای ماه ژوئن ناخشنودند.
نظرسنجیها در ونزوئلا نشان میدهند رودریگز و ترامپ محبوبیت پایینی دارند و ماچادو، با وجود کاهش محبوبیتش، همچنان از بالاترین میزان حمایت برخوردار است. برخی از نزدیکان ترامپ نگراناند که دیدار با رییسجمهوری آمریکا، تصویر رودریگز را بهعنوان چهرهای وابسته به واشینگتن تقویت و جایگاه داخلی او را تضعیف کند.
در مقابل، سیاستمداران، نظرسنجها و مشاوران در فلوریدا به اکسیوس گفتهاند افزایش قیمت بنزین ناشی از جنگ ایران و اجرای سختگیرانه مقررات مهاجرتی، برای جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای چالشهای سیاسی بزرگتری از مساله دموکراسی در ونزوئلا هستند.
به گفته یک مقام دولت آمریکا، ترامپ نیز نگران پیامدهای سیاسی این دیدار برای رودریگز نیست. این مقام گفت: «رییسجمهوری دلسی را خیلی دوست دارد، چون او دارد نتیجه میگیرد و [ونزوئلا را] رهبری میکند.»