فرمانده کل سپاه پاسداران: افزایش توان دفاعی و تهاجمی باید با شتاب ادامه یابد


احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران، اعلام کرد افزایش توان دفاعی و تهاجمی جمهوری اسلامی باید با شتاب ادامه یابد و این راهبرد را تنها راه مقابله با اقدامات کنونی و آینده «دشمن» دانست.
وحیدی در پیامی به مناسبت روز صنعت دفاعی نوشت تولید محصولات دفاعی و نظامی با محوریت وزارت دفاع و نیروهای مسلح باید با سرعت بیشتری افزایش یابد تا جمهوری اسلامی بهعنوان قدرتی بیبدیل به جایگاهی تاثیرگذار در نظم نوین جهانی برسد.
او افزود توان نیروهای مسلح و صنایع دفاعی جمهوری اسلامی در جنگهای اخیر در میدان نبرد به کار گرفته شده است و افزایش این توان ادامه خواهد یافت.






مقامهای بهداشتی فرانسه درباره عرضه دهها هزار کاندوم غیراستاندارد در اینترنت، فروشگاهها و داروخانههای این کشور هشدار دادند و از مصرفکنندگان این محصولات خواستند آزمایش عفونتهای مقاربتی بدهند.
به گزارش پایگاه خبری پولیتیکو، اداره کل رقابت، امور مصرفکنندگان و مقابله با تقلب فرانسه و اداره کل بهداشت این کشور جمعه ۳۰ مرداد اعلام کردند استفاده از این محصولات میتواند پیامدهای جدی، از جمله بارداری ناخواسته و ابتلا به عفونتهای مقاربتی، به دنبال داشته باشد.
بر اساس این گزارش، آزمایشها روی کاندومهای فروختهشده در داروخانهها و فروشگاهها از نقص دو محصول حکایت داشت. یکی از آنها احتمال «پارگی» داشت و در محصول دیگر «سوراخهایی» مشاهده شد.
در پی انتشار نتایج این آزمایشها، مقامهای فرانسوی در ماههای مه و اوت دستور جمعآوری حدود ۲۶۰ هزار کاندوم معیوب از بازار را صادر کردند.
مقامهای فرانسوی به استفادهکنندگان از این محصولات توصیه کردند برای تشخیص عفونتهای مقاربتی آزمایش بدهند و در صورت به تاخیر افتادن عادت ماهانه، احتمال بارداری را بررسی کنند.
فروش بیش از ۴۰ هزار کاندوم غیراستاندارد در اینترنت
بازرسان همچنین حدود ۳۰ نوع کاندوم را در بازارهای اینترنتی شناسایی کردند که فاقد نشان الزامی انطباق اتحادیه اروپا، موسوم به «سیای»، تاییدیه نهادهای مستقل یا برچسبگذاری به زبان فرانسوی بودند.
بیشتر این محصولات را فروشندگان آسیایی از طریق بازارهای اینترنتی بزرگ عرضه کرده بودند. حدود هزار جعبه از آنها، شامل بیش از ۴۰ هزار کاندوم، پیش از صدور هشدار به فروش رسیده بود.
پایگاه خبری پولیتیکو نوشت به پلتفرمهای عرضهکننده این محصولات دستور داده شد آگهیهای مربوط به آنها را فورا حذف کنند. تاکنون ۳۶ آگهی حذف شده و چند وبسایت نیز وعده دادهاند سازوکار بررسی محصولات خود را بازنگری کنند.
خبرگزاری رویترز گزارش داد در فهرست محصولات غیراستاندارد، نام دو محصول از شرکت ژاپنی «اوکاموتو» و محصولاتی از برندهای «مای لوبی» و «فرایدی بِی» متعلق به شرکت «پاساژ دو دزیر» دیده میشود.
اوکاموتو و پاساژ دو دزیر تاکنون به درخواست رویترز برای اظهارنظر پاسخ ندادهاند.
افزایش عفونتهای مقاربتی در اروپا
هشدار نهادهای فرانسوی درباره کاندومهای معیوب همزمان با تشدید اقدامات اروپا برای مقابله با محصولات تقلبی منتشر شده است.
اداره مبارزه با تقلب اتحادیه اروپا در ماه ژوئیه بیش از ۲۰۰ هزار کاندوم تقلبی را ردیابی کرد که با نشان تجاری یک برند مشهور وارد بازار شده بود.
این محصولات که در اسپانیا، رومانی و صربستان توقیف شدند، همگی از مبدا مشترکی در چین آمده بودند.
به گزارش پولیتیکو، اروپا با رشد چشمگیر موارد ابتلا به عفونتهای مقاربتی مواجه شده است.
در سال ۲۰۲۳، نزدیک به ۱۰۰ هزار مورد ابتلا به سوزاک در اروپا به ثبت رسید. این رقم در مقایسه با سال ۲۰۲۲ حدود ۳۱ درصد و نسبت به سال ۲۰۱۴ بیش از ۳۰۰ درصد افزایش نشان میدهد.
جوهور دارالتعظیم مالزی با پیروزی ۳ بر صفر مقابل کوچینگ سیتی قهرمان جام خیریه این کشور شد و با ۱۰۹ بازی پیاپی بدون شکست در لیگ داخلی، رکورد جهانی آسهک میموزاس ساحل عاج را پس از ۳۲ سال شکست. گل سوم این تیم را شهاب زاهدی، مهاجم ایرانی و بازیکن تعویضی، در دقیقه ۸۶ به ثمر رساند.
«ببرهای جنوب» با هدایت خیسکو مونیوز، سرمربی اسپانیایی، اکنون رکورد طولانیترین روند شکستناپذیری یک باشگاه فوتبال در لیگ داخلی را در اختیار دارند. این تیم از سال ۲۰۲۱ تاکنون در ۱۰۹ مسابقه لیگ شکست نخورده است.
رکورد قبلی متعلق به آسهک میموزاس ساحل عاج بود که بین سالهای ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۴ در ۱۰۸ مسابقه پیاپی شکست نخورد.
پیروزی در مسابقه افتتاحیه فصل جدید سوپرلیگ همچنین یازدهمین قهرمانی جوهور دارالتعظیم در جام خیریه و نهمین قهرمانی پیاپی این تیم در این رقابتها بود.
مسابقهای نمادین برای فوتبال مالزی
این مسابقه رکوردشکن از جهتی نمادی از سلطه جوهور دارالتعظیم بر فوتبال داخلی مالزی بود. ترکیب اصلی این تیم تنها دو بازیکن متولد مالزی، سیهان حزمی، دروازهبان، و ایمن، را در خود داشت و بهآسانی نزدیکترین رقیبش را شکست داد؛ هر سه گل را نیز بازیکنان خارجی سرشناس تیم به ثمر رساندند. دقیقا همان چیزی که منتقدان از آن شکایت دارند.
به نوشته ایاسپیان، مقررات سوپرلیگ مالزی میگوید حداکثر شش بازیکن خارجی میتوانند همزمان در زمین حضور داشته باشند؛ چهار بازیکن خارجی از هر نقطه جهان، یک بازیکن آسیایی و یک بازیکن از جنوب شرق آسیا. با این حال، شماری از بازیکنان پس از چند سال بازی در مالزی تابعیت این کشور را گرفتهاند و به این ترتیب در فهرست باشگاه بازیکن داخلی محسوب میشوند.
این روند سپتامبر گذشته به یک رسوایی تبدیل شد؛ زمانی که کمیته انضباطی فیفا فدراسیون فوتبال مالزی را مجازات کرد و هفت بازیکن، از جمله ژوائو فیگوئردو، یون ایرازابال و هکتور هول از جوهور دارالتعظیم، را به مدت ۱۲ ماه محروم و جریمه کرد.
فیفا اعلام کرد فدراسیون فوتبال مالزی اسنادی را جعل کرده بود که مدعی میشد پدربزرگ یا مادربزرگ این بازیکنان در مالزی متولد شدهاند، در حالی که اسناد نشان میداد آنها در واقع در آرژانتین، برزیل، اسپانیا و هلند به دنیا آمده بودند.
عادت به رکوردشکنی
جوهور دارالتعظیم مالزی در سالهای اخیر به رکوردشکنی عادت کرده است. کافی است به آخرین بازی فصل گذشته این تیم نگاه کنیم؛ جایی که با پیروزی آسان ۱۴ بر یک مقابل کلانتان د ریل وریرز، بزرگترین پیروزی تاریخ سوپرلیگ مالزی را رقم زد و برای دوازدهمین فصل پیاپی قهرمان کشور شد و رکورد خود را افزایش داد.
در میان انبوه جامهایی که باشگاه به دست آورده، روند شکستناپذیری جوهور دارالتعظیم در سوپرلیگ مالزی نیز بهتدریج طولانیتر شده است. آخرین شکست داخلی این تیم پنج سال پیش، در آوریل ۲۰۲۱، با نتیجه یک بر صفر مقابل ترنگانو رقم خورد. از آن زمان، جوهور دارالتعظیم در لیگ ۱۰۰ پیروزی و ۹ تساوی داشته است.
خیسکو مونیوز، سرمربی جوهور دارالتعظیم که پیشتر هدایت واتفورد و شفیلد ونزدی را بر عهده داشت و زمانی به باشگاه پیوست که روند شکستناپذیری تیم به ۸۴ بازی رسیده بود، گفت: «باورنکردنی است که داریم درباره آن صحبت میکنیم. در فوتبال مدرن بازیهای زیادی داریم. ممکن است یک روز خوابتان ببرد، یک روز اشتباه کنید یا گاهی روز بدی داشته باشید. اما این اتفاق نیفتاد.»
بخش عمده این روند بدون اتفاق خاصی سپری شده است و اگرچه جوهور دارالتعظیم گاهی برای حفظ آن مجبور به جبران نتیجه شده، در ۱۰۹ مسابقه گذشته فقط یک بار شکست واقعا نزدیک بود؛ ماه مه ۲۰۲۲ که این تیم مقابل سری پاهانگ ۲ بر یک عقب افتاده بود، اما برگسون، بهترین گلزن تاریخ باشگاه، در دقیقه ۸۸ گل زد تا بازی ۲ بر ۲ شود و یک امتیاز برای تیمش به دست آورد.
خبرگزاری رویترز گزارش داد اقدام آمریکا در محاصره دریایی جمهوری اسلامی، صادرات نفت ایران را کاهش داده و عرضه نفت خام این کشور به خریداران چینی را محدود کرده است.
رویترز جمعه ۳۰ مرداد بهنقل از چهار منبع تجاری آگاه نوشت شمار محمولههای نفت ایران برای تحویل به چین در ماههای سپتامبر و اکتبر، در مقایسه با ژوئیه و اوت، کاهش یافته است.
بهگفته این منابع، بخش عمده نفت ذخیرهشده در نفتکشهای مستقر در دریا پیشتر فروخته شده و همین امر عرضه محمولههای جدید را با محدودیت روبهرو کرده است.
صادرات نفت ایران از اواسط ژوئیه روندی کاهشی داشته است. دادههای شرکت ردیابی کشتیها کپلر نشان میدهد از آن زمان تاکنون، هیچ ابرنفتکش حامل نفت خام ایران بهطور قابل مشاهده از تنگه هرمز عبور نکرده است.
این در حالی است که بسیاری از نفتکشها برای پنهان کردن مسیر حرکت خود، سامانههای ارسال موقعیت را خاموش میکنند و ردیابی آنها دشوار است.
کاهش عرضه، پالایشگاههای مستقل استان شاندونگ در شرق چین را برای تامین خوراک با مشکل مواجه کرده است.
این پالایشگاهها که به «قوری» یا «تیپات» شناخته میشوند، حدود یکپنجم ظرفیت پالایشی چین را در اختیار دارند و بزرگترین خریداران نفت تحریمشده به شمار میروند.
در پی فروپاشی آتشبس با جمهوری اسلامی، آمریکا ۲۲ تیر محاصره بنادر جنوبی ایران را از سر گرفت.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بامداد ۲۹ مرداد اعلام کرد واشینگتن عملیاتی گسترده را برای تشدید فشارهای اقتصادی بر حکومت ایران آغاز میکند.
ترامپ این اقدام را «سنگینترین عملیات اقتصادی علیه یک کشور» و «جنگ و انزوای اقتصادی در مقیاسی بیسابقه» توصیف کرد و هشدار داد هر کشوری به جمهوری اسلامی راه نجات بدهد، با پیامدهای سنگین روبهرو خواهد شد.
افزایش قیمت نفت ایران در بازار
رویترز به نقل از سه منبع تجاری نوشت برخی محمولههای نفت خام ایران که معمولا با تخفیف فروخته میشوند، اکنون با قیمتی بالاتر از معاملات آتی نفت برنت عرضه شدهاند.
یکی از منابع گفت قیمت این محمولهها حدود دو دلار در هر بشکه بالاتر از نفت برنت تعیین شده است.
این افزایش ناگهانی در حالی رخ داده که نفت خام سبک ایران در اوایل هفته جاری، مانند یک ماه گذشته، با تخفیفی حدود سه دلار در هر بشکه عرضه میشد.
بر پایه دادههای کپلر، ذخایر نفت خام ایران در نفتکشهای خارج از محدوده محاصره آمریکا از حدود ۱۰۵ میلیون بشکه پیش از آغاز محاصره، به حدود ۸۰ میلیون بشکه کاهش یافته است.
مویو شو، تحلیلگر ارشد نفت خام در کپلر، برآورد کرد حدود ۴۰ میلیون بشکه نفت ایران در نفتکشهای مستقر در آبهای مالزی، در شرق سنگاپور، ذخیره شده است. با این حال، بخش عمده این نفت پیشتر به خریداران وعده داده شده است.
او در مطلبی در لینکدین نوشت: «این وضعیت نشان میدهد ممکن است از اواخر سپتامبر عملا هیچ محموله جدیدی از نفت ایران در دسترس خریداران نباشد، زیرا تاکنون هیچ نفتکش ایرانی حامل نفت نتوانسته است از محاصره آمریکا عبور کند.»
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده، ۲۹ مرداد هشدار داد واشینگتن «تمام توان و قدرت خود» را برای مقابله با کشورهایی که به انتقال پول، خرید نفت یا حملونقل دریایی به نفع جمهوری اسلامی ادامه میدهند، به کار خواهد گرفت.
او گفت محاصره دریایی در کنار «سختترین تحریمهای تاریخ»، از توان حکومت ایران برای حمایت مالی از نیروهای نیابتی و تامین هزینههای نظامی خواهد کاست.
پالایشگاههای چینی در جستوجوی نفت جایگزین
دو منبع تجاری گفتند همزمان با چشمانداز مبهم عرضه نفت ایران، یکی از پالایشگاههای مستقل چین این هفته نفت خام لاپا برزیل را خریداری کرد و شماری دیگر نیز در پی خرید نفت خام بصره عراق بودند.
سون جیانان، تحلیلگر ارشد نفت در موسسه «انرژی اَسپِکتز»، گفت کاهش عرضه نفت ایران در پی محاصره آمریکا باعث شده است پالایشگاههای مستقل چین به گزینههایی فراتر از نفت ایران و روسیه روی آورند.
دادههای اولیه کپلر حاکی از آن است که واردات نفت ایران به چین در ماه ژوئن به روزانه ۷۸۵ هزار بشکه کاهش یافت که پایینترین میزان از فوریه ۲۰۲۳ بود.
این عدد در ژوئیه به روزانه حدود ۸۲۳ هزار بشکه رسید، اما در ماه اوت به ۵۳۴ هزار بشکه در روز سقوط کرد.
چین سال گذشته بهطور میانگین روزانه ۱.۴ میلیون بشکه نفت از ایران خریداری کرد.
منبعی در یکی از پالایشگاههای مستقل چین گفت تهدیدهای آمریکا به نگرانیها درباره احتمال اعمال تحریمهای بیشتر علیه خریداران نفت ایران دامن زده است.
او در عین حال بعید دانست تحریمهای تازه تاثیر چشمگیری بر خرید نفت ایران داشته باشد، زیرا پالایشگاههایی که پیشتر در فهرست تحریمها قرار گرفتهاند، همچنان نفت ایران را پالایش میکنند.
بر اساس دادههای سال ۲۰۲۵ شرکت کپلر، چین بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران از مسیر دریا را خریداری میکرد و بخش بزرگی از این محمولهها به پالایشگاههای مستقل میرسید.
تحریمهای پیشین آمریکا پالایشگاههای مستقل بزرگتر چین را از خرید نفت ایران بازداشتهاند. با این حال، پالایشگاههای کوچکتر بهدلیل ارتباط محدود با نظام مالی آمریکا، از این محدودیتها تاثیر کمتری میپذیرند.
اوفک پیش از این شماری از شرکتها و موسسات کوچک مستقر در چین و هنگکنگ را به اتهام تسهیل مبادلات چند میلیارد دلاری نفت ایران و کمک به تامین مالی خرید تسلیحات جمهوری اسلامی تحریم کرده است.
برای اکثریت مردم ایران، جنگ با تخریب، تلفات و فرسایش اقتصادی همراه بود اما در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، جنگ برای بخشهایی از حاکمیت یک وضعیت امنیتیِ کارآمد است که هم اعتراض داخلی را بهعنوان «همدستی با دشمن» قابل سرکوب میکند و هم امکان چانهزنی در برابر آمریکا را افزایش میدهد.
نظم سیاسی ایران در مواجهه با جنگ یکپارچه نیست. دولت، فشار محاصره، رکود و اختلال اقتصادی را مستقیم احساس میکند؛ نهادهای امنیتی و نظامی اما، با در اختیار داشتن منابعی مستقل از بودجه دولت، از جنگ برای تثبیت اقتدار خود و کنترل خیابان بهره میبرند.
برآیند این اختلاف اما تاکنون به نفع سپاه بوده است. مصداق روشن آن را میتوان در رویکرد این روزهای تهران برای مذاکره دانست. نه عجلهای دارند و نه از خواستههایی که نیروهای امنیتی برای مذاکره مطرح کردهاند کوتاه آمدهاند.
این رویکرد که اصالت را در جنگ میبیند فکر میکند که با قرار گرفتن در مسیر تنش، هم امکان بقا در برابر نارضایتیهای داخلی وجود دارد و هم امکان گرفتن امتیاز بیشتر.
جنگ بهعنوان سپر داخلی
در تهران بسیاری از تحلیلگران سیاسی، مقامات و جامعهشناسان از نزدیک بودن موج اعتراضات میگویند. اما پیش از وقوع این اعتراضات، آنها دارند چنین احتمالی را با «حوادث دی» مقایسه میکنند و میگویند آمریکا به دنبال « کودتای» دیگری در داخل ایران است.
آنها دلیل عدم «کودتا» تا کنون را حضور شبانه مردم در خیابانها میدانند. محمدرضا کائینی، پژوهشگر تاریخ در شبکه افق، نزدیک به سپاه، میگوید: «یک لحظه اینها خیابانها را ترک کنند بساط ۱۸ و ۱۹ دی فراهم خواهد شد. این تلاش دارد میشود بهواسطه تزریق نا امیدی و تزریق خشونت به جامعه ما.»
در آن سوی تهران، محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، نیز از «جنگ چهار جبهه» سخن میگوید و اعتراضات را در کنار جنگ اقتصادی، روانی و نظامی قرار میدهد. او عملا مرز میان نارضایتی اجتماعی و تهدید امنیتی را از میان میبرد و اعتراض را بخشی از جنگ قلمداد میکند.
اعضای مجلس نیز از مساله نفوذ در کشور حرف میزنند و از ارتباطگیری ایرانیان با افراد، رسانهها و نهادهای خارج از کشور، میخواهند به واسطه قانون «مقابله با نفوذ بیگانگان» جرم انگاری کنند.
به این ترتیب، آنچه در سخن قالیباف یک بازتعریف گفتمانی است، در مجلس به یک اهرم حقوقی تبدیل میشود: هم اعتراض در داخل و هم ارتباط با بیرون، هر دو، در چارچوب واحدی از «تهدید امنیتی» جای میگیرند.
این تلاش برای کنترل و مدیریت داخل را باید در کنار رویکرد پیشین مقامات مختلف از جمله مسعود پزشکیان، گذاشت که معترضان دیماه را «داعشی»، «تروریست» و… نامیده بودند تا کشتار خود را موجه کنند.
در چنین چهارچوبی، هر مطالبه اقتصادی برای جمهوری اسلامی، میتواند در زبان رسمی به «نفوذ»، «تروریسم» یا «جنگ ترکیبی» ترجمه شود.
تا وقتی کشور در وضعیت جنگی یا شبهجنگی نگه داشته شود، حکومت میتواند بهجای پاسخگویی درباره تورم، رکود و فروپاشی معیشت، اعتراض را امتداد همان نبرد بیرونی معرفی کند. سرکوب در نگاه برخی از مقامات عملا روشی به «دفاع ملی» تبدیل شده است.
این خط و نشان کشیدن داخلی در شرایطی صورت میگیرد که وضعیت اقتصادی برای بسیاری از مردم غیر قابل تحمل است. در آن سو دولت نیز توانایی تامین بنزین مورد نیاز خود را ندارد و به نظر میرسد بنزین زمین جدیدی برای مواجهه حاکمیت و مردمی است که پیش از این تجربه سال ۹۸ را داشتهاند.
اینجاست که نظم سیاسی فکر میکند که وجود جنگ یا حتی تهدید جنگ، امکان کنترل وضعیت داخلی را فراهم میکند. هرچه درگیری طولانیتر شود، امکان فعال نگه داشتن این تهدید و اجرای جراحیهای اقتصادی بیشتر. با این تهدید، حکومت نهتنها خیابان را کنترل میکند، بلکه میتواند اختلافات درون قدرت را نیز زیر عنوان حفظ وحدت و مقابله با دشمن به تعویق بیندازد. به بیان دیگر، جنگ در این مقطع امکان زیر فرش کردن همه بحرانهایی را دارد که به نارضایتی جمعی ختم میشود.
مذاکره بهمثابه ادامه جنگ
در ۲۴ تیرماه، بیش از ۱۸۰ نماینده مجلس شورای اسلامی، در بیانیهای اعلام کردند: «این تجربه بار دیگر سخن امام شهیدمان را ثابت کرد که حل مسائل میان ایران و آمریکا از طریق مذاکره ممکن نیست.»
نمایندگان در همان بیانیه خواستار تشکیل کمیسیون ویژه برای بازبینی مذاکرات گذشته، تصویب «قانون خونخواهی» برای کشتهشدگان جنگ و تداوم اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز شدند، ضمن این که میگفتند تفاهم نامه اسلامآباد به پایان رسیده است.
گروهها و کسانی که از پایان تفاهم نامه و از عدم مذاکره حرف میزنند راه حل مشخصی برای پایان دادن وضعیت تنش ندارند. آنها خواهان امتیاز بیشتر توسط آمریکا هستند و معتقدند که باید طرف آمریکایی علاوه بر رفع محاصره تحریمها را برداشته، پولهای بلوکه شده را آزاد کرده و در نهایت از منطقه خارج شود.
میتوان گفت مذاکره در منطق رسمی جمهوری اسلامی حذف نشده، اما کارکرد آن تغییر کرده است. مذاکره دیگر الزاماً مسیر پایان درگیری نیست؛ راهی برای مدیریت میدان، تثبیت دستاوردهای جنگی و انتقال فشار به طرف مقابل است. جمهوری اسلامی تا این لحظه به واسطه مذاکره به دنبال رسیدن به صلح و فرار از موقعیت جنگی نبوده است.
این در حالی است که دولت به آتشبس برای کاهش فشار اقتصادی نیاز دارد و پزشکیان به صراحت گفته بود که در دوره محاصره نمیتوانستند نفت بفروشند و رییس بانک مرکزی نیز در ۲۹ مرداد بار دیگر به این واقعیت اشاره کرد اما فعلا این واقعیت موجود باعث نشده است که حتی رویکرد تهران به مذاکره تغییر کند و هنوز در برنامههای صدا و سیما از لزوم بسته نگهداشتن تنگه هرمز و بستن تنگه بابالمندب سخن گفته میشود.
از جنگ با آمریکا قوت میگیریم!
در منطق رسمی جمهوری اسلامی، خصومت با استکبار و اسرائیل امری موجودیتی است. عراقچی قبل از جنگ گفته بود تا آمریکا آمریکاست و جمهوری اسلامی جمهوری اسلامی، تنش بین دو کشور ادامه خواهد داشت.
از این رو، میتوان گفت آستانهای برای پایان نهایی درگیری در ذهن تهران وجود ندارد. حتی اخیرا حاجی بابایی نماینده مجلس نیز تاکید کرده است «ما هیچ وقت با آمریکا نباید در آتشبس باشیم. هر کاری که میکنیم در جنگ با آمریکاست.»
یکی از ریشههای تداوم این نگاه آنجاست که جمهوری اسلامی احساس میکند که در شرایط بیمانند تاریخی قرار گرفته است که طرف مقابلش، از کشورهای خلیج فارس گرفته تا آمریکا، درگیر ضعف موقعیتی هستند و نمیتوانند دست به اقدامات جدی گسترده بزنند.
از همین روست که تهران اعلام کرده است که تغییر استراتژی نظامی از دفاعی به تهاجمی را داده تا به طرف مقابل فشار بیشتری وارد کند.
جمهوری اسلامی تنگه هرمز را اهرم بلامنازعهای برای فشار بر آمریکا و کشورهای عرب منطقه میداند. بسیاری از اقتصاددانان نزدیک به حکومت در روزهای گذشته تاکید کردهاند باید تنگه برای چند ماه دیگر بسته بماند تا قیمت نفت به بیش از ۲۰۰ دلار برسد.
در این شرایط آنها معتقد هستند که تورم در آمریکا بالا خواهد رفت و نارضایتی عمومی گستردهتر خواهد شد و ترامپ در انتخابات میاندورهای خواهد باخت. موضوعی که تا کنون به صورت برعکس رخ داده و این تورم در ایران بوده که کمر مردم را شکسته است.
همچنین در محاسبات تهران نسبت به کشورهای خلیج فارس این موضوع نهفته است که هرگونه اختلال پایدار در تنگه هرمز، مستقیماً امنیت انرژی و ثبات مالی این کشورها را هدف میگیرد و هزینههای داخلی آنها را افزایش و رونق اقتصادیشان را تحت تاثیر قرار میدهد.
از سوی دیگر در برآوردهای تهران، این کشورها بهشدت به لحاظ زیرساختی آسیب پذیر هستند و جمهوری اسلامی در صورت مواجهه نظامی به راحتی میتواند به آنها آسیبهای پایدار وارد کند. از این رو، کشورهای عرب خلیجفارس ترجیح میدهند بهجای مقابله مستقیم با ایران، به نوعی «همزیستی اجباری» روی بیاورند.
مجموعه این محاسبات باعث شده است تا جمهوری اسلامی، حفظ وضعیت جنگی یا شبهجنگی را راهکاری بداند که به واسطه استفاده از آن میتواند بحرانهای معیشتی را زیر عنوان «وحدت در برابر دشمن» کنترل کند، مذاکره را بهمثابه ادامه جنگ مدیریت کند و به واسطه اهرمهایی مانند تنگه هرمز بر فشار بر آمریکا و کشورهای خلیج فارس بیفزاید تا آنها را «به زانو» درآورد.
به بیان دیگر، در منطق امنیتی جمهوری اسلامی، «عقبنشینی» پرهزینهتر است، زیرا بهمعنای خلع سلاح از ابزارهایی است که هم خیابان را کنترل میکند و هم امتیاز میگیرد. تا زمانی که این معادله پابرجاست، تداوم تنش در کانون محاسبات راهبردی تهران باقی خواهد ماند.
پخش مستند «دادگاه تاریخ» از ایراناینترنشنال، واکنشهای متفاوتی را درباره مفهوم «عدالت انتقالی» و چگونگی مجازات آمران و عاملان کشتار و جنایت در جمهوری اسلامی برانگیخته است.
در کانون این واکنشها، اختلافنظر بر سر اعدام مقامهای جمهوری اسلامی یا لغو کامل مجازات اعدام پس از سرنگونی حکومت قرار دارد.
گروهی از مخاطبان اعدام و قصاص را مجازاتی ضروری برای جنایتهای گسترده مقامهای حکومت ایران میدانند.
در مقابل، شماری دیگر معتقدند ادامه چرخه اعدام، حکومت آینده را به تکرار روشهای جمهوری اسلامی میکشاند و پیشنهاد میکنند مجرمان به کارهای اجباری برای بازسازی ایران گمارده شوند.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال همچنین از خشم انباشته بخشی از جامعه حکایت دارد. بسیاری از شهروندان ضمن قدردانی از سازندگان این مستند، محاکمه عاملان کشتار مردم را بهتنهایی کافی ندانستند.
برخی نیز هشدار دادند اگر در آینده مجازاتی متناسب با جنایتهای افرادی چون غلامحسین محسنی اژهای و ابوالقاسم صلواتی تعیین نشود، ممکن است خانوادههای دادخواه خود برای مجازات آنان اقدام کنند؛ وضعیتی که میتواند کشور را به هرجومرج بکشاند.
مستند «دادگاه تاریخ» ساخته جمشید برزگر، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، است که بهتازگی از ایراناینترنشنال پخش شد.
برزگر و سعید دهقان، وکیل حقوق بشر، فیلمنامه این اثر را بهطور مشترک نوشتهاند.
این مستند با تمرکز بر دادخواهی، چالشها و سازوکارهای رسیدگی به جرائم مرتبط با نقض حقوق بشر و کشتار معترضان را پس از سرنگونی جمهوری اسلامی مورد بررسی قرار میدهد و در آن مساله اصلی حکمی نیست که برای آمران و عاملان جنایت صادر میشود، بلکه فیلم بر فرآیند محاکمه آنان، دادرسی عادلانه و روندی تاکید میکند که به اجرای عدالت و شکستن چرخه خشونت کمک میرساند.
استقبال مخاطبان از طرح موضوع دادخواهی
یکی از شهروندان ساکن شرق تهران جمعه ۳۰ مرداد در پیامی از پخش «دادگاه تاریخ» قدردانی کرد و گفت: «انگار فیلم سینمایی نبود، بلکه مستند واقعی تاریخ بود.»
مخاطب دیگری پخش این مستند را نویدبخش خواند و نوشت: «امیدواریم این اتفاق در کشور بیفتد تا این جنایتکاران بهخاطر جنایتهایی که انجام دادند، محاکمه شوند.»
مخالفت با تکرار چرخه اعدام
یکی از شهروندان با مجازات اعدام در ایران آزاد مخالفت کرد و گفت: «اینکه ما هم در آینده اعدام داشته باشیم، یعنی فرقی با الان نداریم. اعدام راحتترین راه است، در صورتی که ما احتیاج به اصلاح جامعه و قوانین داریم.»
او ادامه داد: «یکی از بهترین راهها این است که از آنها [مقامهای جمهوری اسلامی] در کارهای اجباری برای ساخت ایران استفاده کنیم.»
در پیام دیگری آمده است: «بهترین کار با عوامل جنایات، گماشتن مادامالعمر آنها به کارهای سخت مثل کار در معدن با پابند است. باید دوربین تلویزیون روی سر آنها باشد تا مردم صبح به صبح با دیدن این صحنهها تسلی خاطر پیدا کنند.»
خشم انباشته شهروندان از جنایتهای جمهوری اسلامی
در سوی دیگر، شماری از پیامهای رسیده در واکنش به «دادگاه تاریخ»، از خشم شدید و نارضایتی انباشته مردم نسبت به جنایتهای جمهوری اسلامی و بیاعتنایی مقامهای حکومت به معیشت و رفاه شهروندان حکایت داشت.
یکی از شهروندان با اشاره به نقض گسترده حقوق بشر در جریان سرکوب، بازداشت، محاکمه و اعدام معترضان در ایران، خواستار برخوردی شدید با مقامهای جمهوری اسلامی پس از سرنگونی حکومت شد.
او گفت: «اگر حکومت جدید عاملان این جنایتها را به همان شیوهای که خود آنان علیه مردم به کار گرفتند، قصاص نکند، قطعا در کشور هرجومرج میشود و خانوادههای دادخواه دست به قصاص خواهند زد.»
مخاطبی دیگر به سیاستهای سرکوبگرانه حکومت اشاره کرد و افزود: «مردم ایران انتقام میخواهند، اعدام برای مقامهای جمهوری اسلامی کم است و مرگ برایشان آرامش.»
در پیام دیگری آمده است: «به نظر من، برای جرمهای خیلی سنگین نوعی از اعدام لازم است. در آمریکا هم به همین منوال است. کرامت انسانی این است که شکنجه نشود، نه اینکه با زنده ماندن باعث بیثباتی و همچنین امیدواری ارزشیها شود. جرم و مجازات باید متناسب باشند، مثلا در مورد محسنی اژهای.»