سفیر آمریکا در اسرائیل: لبنان و اسرائیل با یکدیگر در جنگ نیستند، بلکه با حزبالله میجنگند
مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل، مذاکرات با لبنان را «پیروزی تاریخی» برای دونالد ترامپ و مارکو روبیو توصیف کرد و گفت اسرائیل و لبنان پذیرفتهاند که با یکدیگر در جنگ نیستند، بلکه با حزبالله میجنگند.
هاکبی افزود: «با از میان برداشتن این سرطان، همه در صلح زندگی خواهند کرد.»
نتایج یک نظرسنجی جدید در اسرائیل نشان میدهد نزدیک به سه چهارم شهروندان این کشور نگران تکرار حملهای مشابه هفتم اکتبر ۲۰۲۳ هستند. همچنین دو سوم پاسخدهندگان خواستار تشکیل کمیسیون رسمی تحقیق برای بررسی ناکامیهای منتهی به آن حمله شدند.
بر اساس نظرسنجی شبکه ۱۲ اسرائیل که نتایج آن جمعه پنجم تیر منتشر شد، ۷۴ درصد از اسرائیلیها گفتهاند نگران هستند در آینده بار دیگر حملهای در ابعاد حمله هفتم اکتبر رخ دهد. در مقابل، ۲۰ درصد گفتهاند چنین نگرانیای ندارند و شش درصد نیز اعلام کردهاند نظری در این باره ندارند.
در حمله هفتم اکتبر، هزاران نیروی مسلح تحت رهبری حماس به جنوب اسرائیل یورش بردند و حدود یک هزار و ۲۰۰ نفر را کشتند و ۲۵۱ نفر را گروگان گرفتند.
اسرائیل پس از آن جنگهای گستردهای را در غزه آغاز کرد و دامنه درگیریها بعدها به لبنان، سوریه، یمن و ایران نیز کشیده شد.
حمله هفتم اکتبر نقطه عطفی در تحولات امنیتی خاورمیانه بود. این حمله که مرگبارترین حمله به اسرائیل از زمان تاسیس این کشور به شمار میرود، نه تنها جنگ غزه را آغاز کرد، بلکه به رویارویی نظامی گستردهتری میان اسرائیل و شبکه گروههای همسو با جمهوری اسلامی در منطقه انجامید.
در ماههای پس از آن، درگیریها از غزه به مرزهای لبنان، سوریه، عراق و یمن گسترش یافت و در نهایت با حملات مستقیم و متقابل میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، برای نخستین بار رویارویی آشکار دو طرف را رقم زد.
این تحولات به تضعیف بخش قابل توجهی از توان نظامی و فرماندهی گروههای نیابتی جمهوری اسلامی، از جمله حماس و حزبالله انجامید و در ادامه نیز زمینهساز حملات اسرائیل و آمریکا به مواضع نیروهای وابسته به تهران در منطقه و سپس جنگ مستقیم با ایران شد.
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران حمله هفتم اکتبر را آغازگر زنجیرهای از رویدادها میدانند که موازنه قدرت در منطقه و جایگاه راهبرد منطقهای جمهوری اسلامی را به طور اساسی دگرگون کرد.
این نظرسنجی همچنین نشان میدهد افکار عمومی اسرائیل درباره وضعیت امنیتی کشور پس از آن حمله به دو بخش تقریبا برابر تقسیم شده است. ۳۳ درصد از پاسخدهندگان معتقدند وضعیت امنیتی بدتر شده، ۳۳ درصد گفتهاند شرایط بهتر شده، ۲۷ درصد تغییری احساس نمیکنند و هفت درصد نیز پاسخ مشخصی ندادهاند.
بخش دیگری از این نظرسنجی به بررسی دیدگاه شهروندان درباره نحوه رسیدگی به ناکامیهای منتهی به حمله هفتم اکتبر اختصاص یافته است و بر اساس نتایج آن، ۶۶ درصد از شرکتکنندگان خواستار تشکیل یک کمیسیون رسمی تحقیق دولتی شدهاند که اعضای آن از سوی رییس دیوان عالی اسرائیل انتخاب شوند.
در مقابل، ۲۵ درصد با تشکیل چنین کمیسیونی مخالف بودهاند و ۹ درصد نیز اظهار بیاطلاعی کردهاند.
در اسرائیل، کمیسیونهای رسمی تحقیق بالاترین مرجع تحقیقاتی محسوب میشوند و اختیار احضار شهود، جمعآوری اسناد و ارائه پیشنهادهایی برای اصلاحات ساختاری را دارند.
بر اساس قانون کمیسیونهای تحقیق مصوب سال ۱۹۶۸، دولت درباره تشکیل این کمیسیون تصمیم میگیرد، اما انتخاب اعضای آن بر عهده رییس دیوان عالی است.
با این حال، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، با تشکیل چنین کمیسیونی مخالفت کرده و معتقد است دستگاه قضایی نسبت به او جانبدارانه عمل میکند.
دولت نتانیاهو طی سالهای اخیر درگیر تلاش برای محدود کردن اختیارات قوه قضاییه بوده و همچنین انتصاب اسحاق آمیت به ریاست دیوان عالی اسرائیل در اوایل سال گذشته را به رسمیت نشناخته است.
نتانیاهو در عوض پیشنهاد داده است یک کمیسیون سیاسی مسئول بررسی وقایع منتهی به حمله هفتم اکتبر شود.
این نظرسنجی از سوی موسسه افکارسنجی «میدگام» (Midgam) با همکاری شرکت «آیپانل» (iPanel) برای شبکه ۱۲ اسرائیل انجام شده است.
این شبکه جزییاتی درباره تعداد افراد شرکتکننده در نظرسنجی یا میزان خطای آماری آن منتشر نکرده است.
اسرائیل در حالی بر حفظ نیروهای خود در جنوب لبنان اصرار دارد که دولت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای پیشبرد توافق با جمهوری اسلامی تلاش میکند؛ روندی که به گفته تحلیلگران، نفوذ بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، بر سیاست واشینگتن در قبال تهران را با چالش روبهرو کرده است.
خبرگزاری رویترز چهارشنبه سوم تیر در یک گزارش خبری و یک تحلیل جداگانه، اصرار اسرائیل بر ادامه حضور نظامی در جنوب لبنان و پیامدهای تفاهم آمریکا و جمهوری اسلامی برای جایگاه سیاسی نتانیاهو را بررسی کرد.
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، چهارشنبه در یک کنفرانس گفت: «حتی در صورت درخواست آمریکا نیز از جنوب لبنان عقبنشینی نخواهیم کرد.»
او افزود: «سربازان ما در داخل این مناطق و ساکنان در خارج خواهند بود. زیرساختها در آنجا ویران و خانههای تهدیدآمیز نیز تخریب شدهاند و ما عقبنشینی نخواهیم کرد.»
کاتز ادامه داد: «۲۰۰ هزار نفر از ساکنان باز نخواهند گشت. هیچ ساکنی وجود ندارد و هیچ تروریستی هم وجود ندارد. در گذشته، در مناطق امنیتی که جمعیت غیرنظامی نیز در آن حضور داشت، مواد منفجره کار گذاشته میشد و علیه سربازان حمله صورت میگرفت و ما اجازه تکرار آن را نخواهیم داد.»
این اظهارات در حالی مطرح شد که لبنان و اسرائیل در واشینگتن درباره طرحی مورد حمایت آمریکا گفتوگو میکنند؛ طرحی که بر اساس آن، نیروهای اسرائیلی از بخشی از مناطقی که در جریان جنگ به آن وارد شدهاند خارج شوند و کنترل آن مناطق به ارتش لبنان واگذار شود.
مقامهای اسرائیلی، از جمله نتانیاهو و کاتز، بارها گفتهاند نیروهای خود را از جنوب لبنان خارج نخواهند کرد؛ منطقهای که به گفته آنان، برای حفاظت از ساکنان شمال اسرائیل به یک منطقه امنیتی تبدیل شده است.
جمهوری اسلامی نیز توقف درگیریها در لبنان را به یکی از محورهای اصلی خواستههای خود در هرگونه تفاهم با آمریکا تبدیل کرده است.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، گفت: «برای ما، آتشبس در لبنان به همان اندازه آتشبس در ایران اهمیت دارد و پایان جنگ در لبنان به همان اندازه پایان جنگ در ایران مهم است.»
منابع امنیتی و پزشکی لبنان به رویترز گفتند حمله پهپادی اسرائیل به یک خودرو در جنوب لبنان، دستکم دو کشته بر جای گذاشت. ارتش اسرائیل اعلام کرد در حال بررسی این گزارش است.
ارتش اسرائیل پیشتر گفته بود نیروی هوایی این کشور دو عضو مسلح حزبالله را در نزدیکی منطقه تحت کنترل نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان هدف قرار داده است. هنوز روشن نیست این دو گزارش به یک رویداد واحد مربوط هستند یا نه.
رویترز در تحلیلی جداگانه نوشت بزرگترین پیامد تفاهم آمریکا و جمهوری اسلامی ممکن است نه برای راهبرد اسرائیل در قبال جمهوری اسلامی، بلکه برای جایگاه سیاسی نتانیاهو باشد؛ نخستوزیری که طی دههها هویت سیاسی خود را بر این تصویر بنا کرده بود که تنها رهبر اسرائیلی قادر به هماهنگ نگه داشتن واشینگتن و تلآویو در پرونده جمهوری اسلامی است.
با این حال، تحلیلگران، مقامهای پیشین آمریکایی و دیپلماتها به رویترز گفتهاند تفاهم موقت واشینگتن و تهران برای پایان دادن به جنگ، این تصویر را وارونه کرده است.
بهگفته آنان، نتانیاهو به جای شکل دادن به سیاست آمریکا در قبال جمهوری اسلامی، اکنون ناچار است با رویکردی کنار بیاید که ترامپ برای پایان دادن به درگیریها دنبال میکند.
دنیس راس، مقام پیشین آمریکایی، به رویترز گفت نتانیاهو در داخل اسرائیل نیز بیش از پیش میان دو خواسته متضاد گرفتار شده است؛ از یک سو رییسجمهوری آمریکا که خواهان پایان دادن به درگیریهاست و از سوی دیگر، پایگاه سیاسی داخلی او که با امتیازدهی، بهویژه در لبنان، مخالفت میکند.
بهگفته راس، عقبنشینی از لبنان میتواند برای نتانیاهو هزینه سیاسی داخلی داشته باشد و تشدید تنش نیز خطر رویارویی با واشینگتن را افزایش دهد.
رویترز نوشت جنگی که نتانیاهو امیدوار بود میراث سیاسی او را بهعنوان رهبر مقابلهکننده با جمهوری اسلامی تثبیت کند، ممکن است به جنگی تبدیل شود که یکی از مهمترین منابع قدرت او را از میان ببرد.
آویو بوشینسکی، مشاور پیشین نتانیاهو، به رویترز گفت: «توافق آمریکا و جمهوری اسلامی ضربهای تعیینکننده به نتانیاهو است. او نهتنها جنگ با جمهوری اسلامی را باخته، بلکه ترامپ را هم بهعنوان دوست خود از دست داده است.»
دفتر نتانیاهو به درخواست رویترز برای اظهارنظر پاسخ نداد. نتانیاهو در یک نشست خبری در ماه جاری، رابطه خود با ترامپ را رابطهای میان دو شریک توصیف کرده بود که «بارها با یکدیگر موافق هستند و گاهی هم اختلاف نظر دارند».
نتانیاهو چهارشنبه در کنفرانس استانداران و فرمانداران محلی، با دفاع از سیاست دولت خود گفت امنیت اسرائیل «با کلمات یا بیانیهها» به دست نمیآید، بلکه با «قدرت» و «قاطعیت» تامین میشود.
او در دفاع از عملیات اسرائیل علیه جمهوری اسلامی افزود: «اگر علیه جمهوری اسلامی دست به عملیات نزده بودیم، این حکومت همین حالا بمبهای اتمی برای نابودی کامل ما در اختیار داشت.»
نتانیاهو اضافه کرد: «ما این تهدید را دور کردیم. ما تهدید فوری را عقب راندیم. همچنین تهدید فوری هزاران و هزاران موشک بالستیک را از میان برداشتیم.»
یک مقام کاخ سفید نیز به رویترز گفت ترامپ و نتانیاهو رابطهای قوی دارند و نیروهای اسرائیلی در جنگ، «شریکهایی فوقالعاده» بودهاند.
با این حال، رویترز نوشت اختلاف میان واشینگتن و تلآویو فراتر از رابطه شخصی دو رهبر است. ترامپ میخواهد آمریکا را از ورود به جنگی دیگر در خاورمیانه دور نگه دارد، اما نتانیاهو ادامه فشار بر جمهوری اسلامی و متحد آن، حزبالله را برای امنیت اسرائیل ضروری میداند.
بهنوشته رویترز، واشینگتن با مذاکره مستقیم با تهران، قرار دادن درگیری میان اسرائیل و حزبالله مورد حمایت جمهوری اسلامی در لبنان در چارچوبی گستردهتر و ایجاد سازوکارهایی برای مدیریت اختلافات مربوط به آتشبس، به گفته سه منبع دیپلماتیک منطقهای، اسرائیل را بهتدریج از برخی تصمیمگیریهای کلیدی کنار گذاشته است.
رویترز همچنین نوشت نتانیاهو سالها حمایت جمهوریخواهان آمریکا را تقویت کرده و از آن بهعنوان ابزاری برای جبران تنش با دولتهای دموکرات استفاده کرده بود، اما تحلیلگران آمریکایی میگویند جمهوریخواهان حاضر نیستند به خاطر نتانیاهو در برابر ترامپ بایستند.
بر اساس این تحلیل، دو هدف اصلی نتانیاهو، یعنی تضعیف یا حتی سرنگونی ساختار حاکم جمهوری اسلامی و گسترش پیمان ابراهیم از طریق عادیسازی روابط با عربستان سعودی، تاکنون محقق نشدهاند.
منابع منطقهای به رویترز گفتند جنگ غزه، بلاتکلیفی الحاق کرانه باختری و این برداشت فزاینده که اسرائیل تحت رهبری نتانیاهو ممکن است در نظم منطقهای جدید به جای یک دارایی راهبردی، به یک بار سیاسی تبدیل شود، باعث شده برخی کشورهای عربی در عادیسازی روابط با اسرائیل محتاطتر عمل کنند.
واینت در یادداشتی تحلیلی به قلم مایکل میلشتاین نوشت کارزار نظامی اسرائیل علیه جمهوری اسلامی به هدف اصلی خود یعنی بیثباتسازی و سرنگونی حکومت ایران نرسیده و نشانهای از تداوم همان برداشتهای نادرستی است که پیشتر درباره حماس و حزبالله نیز وجود داشت.
میلشتاین، پژوهشگر ارشد مرکز موشه دایان دانشگاه تلآویو، در این یادداشت استدلال میکند شکاف قابل توجهی میان اهداف اولیه عملیات موسوم به «شیر خروشان» و نتایج واقعی آن وجود دارد. به گفته او، در حالی که یکی از اهداف اصلی این عملیات تضعیف یا سرنگونی حکومت ایران بود، جمهوری اسلامی نهتنها پابرجا مانده، بلکه ممکن است پس از جنگ مواضعی رادیکالتر از گذشته اتخاذ کرده باشد.
او نوشت با وجود این واقعیت، در محافل سیاسی و امنیتی اسرائیل همچنان از افزایش احتمال فروپاشی حکومت ایران سخن گفته میشود؛ ادعاهایی که به گفته او پیشتر نیز درباره حماس و حزبالله مطرح شده بود اما در عمل تحقق نیافت.
تکرار روایتهای آشنا درباره «فروپاشی دشمن» به نوشته این تحلیلگر اسرائیلی، فضای رسانهای و سیاسی اسرائیل بار دیگر مملو از روایتهایی درباره سردرگمی، یأس، شکافهای داخلی و ناتوانی ساختاری در جبهه دشمن شده است؛ در حالی که تجربه نشان داده این گروهها و حکومتها با وجود تحمل ضربات سنگین، توانایی بالایی برای بقا و بازسازی خود دارند.
میلشتاین تاکید کرد که حزبالله در هفتههای اخیر نمونهای از همین توانایی را به نمایش گذاشته و برخلاف پیشبینیها همچنان فعال باقی مانده است.
شکست راهبرد «قطع سر» این پژوهشگر دانشگاه تلآویو معتقد است راهبردی که علیه حکومت ایران طراحی شده بود، بر مجموعهای از اقدامات شامل حذف رهبران ارشد، تخریب زیرساختهای نظامی و حکومتی، تحریک اعتراضات داخلی و استفاده از گروههای قومی و اقلیتها برای بیثبات کردن حکومت استوار بود.
به گفته او، طراحان این عملیات تصور میکردند ترکیب این عوامل میتواند به فروپاشی جمهوری اسلامی منجر شود، اما این راهبرد در برابر نظامی که بر پایه ایدئولوژی مذهبی و گفتمان «مقاومت» شکل گرفته، موفق نبوده است.
او نوشت نیروهای ایدئولوژیک در خاورمیانه ممکن است خسارتهای سنگینی را تحمل کنند، اما الزاماً تسلیم نمیشوند یا از مواضع خود عقبنشینی نمیکنند.
سوءبرداشت از ساختار سیاسی و اجتماعی ایران میلشتاین در بخش دیگری از مقاله خود از برخی طرحهای مطرحشده در جریان جنگ به شدت انتقاد کرد.
او به ایده استفاده از نیروهای کرد برای بیثبات کردن حکومت ایران اشاره کرد و نوشت طراحان این سناریو به این پرسش اساسی توجه نکردند که آیا یک اقلیت قومی میتواند مرکز قدرت در ایران را سرنگون کند و چنین اقدامی از سوی اکثریت جامعه چگونه ارزیابی خواهد شد.
به نوشته او، حتی پس از ناکامی این طرح نیز برخی کوشیدند آن را با استناد به مخالفت ترکیه توجیه کنند.
انتقاد از طرح نام احمدینژاد نویسنده همچنین از طرحهایی که در آنها نام محمود احمدینژاد به عنوان گزینهای برای آینده سیاسی ایران مطرح شده بود انتقاد کرد.
او این رویکرد را نشانهای از درک نادرست ساختار قدرت در جمهوری اسلامی دانست و یادآور شد که احمدینژاد نیز دیدگاههای تند ضداسرائیلی و یهودستیزانه دارد و نمیتوان او را گزینهای معتدلتر یا مطلوبتر تلقی کرد.
نبود بررسی جدی درباره اشتباهات میلشتاین معتقد است مشکل اصلی صرفاً شکست یک راهبرد نیست، بلکه ناتوانی اسرائیل در بررسی صادقانه اشتباهات و پذیرش ناکامیهاست.
او نوشت هیچ ارزیابی جدی از دلایل شکست اهداف اولیه صورت نگرفته و در عوض تلاش میشود همان رویکردها بدون بازنگری اساسی ادامه پیدا کنند.
به گفته او، این وضعیت مانع از یادگیری درسهای لازم و اصلاح سیاستها شده است.
سایه هفتم اکتبر بر تصمیمگیریهای اسرائیل این پژوهشگر اسرائیلی در ادامه تاکید کرد که حمله هفتم اکتبر باید اسرائیل را وادار میکرد نگاه خود به دشمنانش را بازبینی کند، اما شواهد نشان میدهد بسیاری از همان الگوهای فکری همچنان پابرجا هستند.
او هشدار داد که خودداری از بررسی ریشههای اشتباهات گذشته، خطر تکرار شکستهای مشابه را افزایش میدهد.
هشدار درباره تکرار اشتباهات میلشتاین در پایان نوشت مشکل تنها تکرار اشتباهات نیست، بلکه عادیسازی این اشتباهات و امتناع از پذیرش مسئولیت است.
او استدلال کرد که بخشی از نخبگان سیاسی و امنیتی اسرائیل همچنان از پذیرش خطاها، پاسخگویی و بازنگری در فرضیات خودداری میکنند؛ روندی که به گفته او میتواند زمینهساز بحرانها و شکستهای جدید در آینده شود.
این تحلیلگر اسرائیلی نتیجه گرفت که بسیاری از فرضیات و برداشتهایی که زمینهساز ناکامیهای گذشته بودند، همچنان در تفکر تصمیمگیران اسرائیلی حضور دارند و همین مساله احتمال بروز «تراژدیهای جدید» را در آینده افزایش میدهد.
فاکسنیوز به نقل از یک کارشناس دفاعی گزارش داد که حزبالله با بهکارگیری نسل جدیدی از پهپادهای کوچک مجهز به حسگرهای حرارتی، توانایی انجام عملیات شناسایی و حمله در شب را به دست آورده است؛ قابلیتی که به گفته این کارشناس میتواند معادلات نبرد در مرز لبنان و اسرائیل را تغییر دهد.
در این گزارش آمده است که استفاده فزاینده حزبالله از پهپادهای کوچک و ارزانقیمت مجهز به فناوری دید در شب، نگرانیهای جدیدی را در میان فرماندهان نظامی اسرائیل ایجاد کرده و ارتش این کشور را وادار به بازنگری در بخشی از تاکتیکهای عملیاتی خود کرده است.
کامرون چل، کارشناس فناوریهای دفاعی و مدیرعامل شرکت دراگانفلای، به فاکسنیوز گفت حزبالله در ماههای اخیر استفاده از پهپادهای بسیار کوچک موسوم به «دسته یک» و «دسته دو» را گسترش داده است؛ پهپادهایی که علاوه بر ماموریتهای شناسایی، میتوانند برای حملات تاکتیکی نیز مورد استفاده قرار گیرند.
به گفته او، مهمترین تحول در این زمینه تجهیز این پهپادها به حسگرهای حرارتی است که به اپراتورها اجازه میدهد در تاریکی شب و از طریق شناسایی ردپای گرمایی، نیروهای ارتش اسرائیل را ردیابی کنند.
چل این توانایی را «تغییردهنده قواعد بازی» توصیف کرد و هشدار داد که حزبالله در حال توسعه شکل جدیدی از جنگ نامتقارن است که بیش از گذشته بر پهپادهای کوچک، ارزان و دشوار برای رهگیری متکی خواهد بود.
این گزارش در حالی منتشر شده که حملات اخیر موشکی و پهپادی حزبالله موجب برگزاری نشست اضطراری امنیتی به ریاست بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، شده است. رسانههای اسرائیلی گزارش دادهاند که ارتش این کشور از حجم حملات و همچنین تغییر الگوی عملیاتی حزبالله غافلگیر شده است.
بر اساس گزارش شبکه ۱۳ اسرائیل، حمله اخیر حزبالله پس از گسترش عملیات زمینی اسرائیل در مناطق شمالی و فراتر از رودخانه لیتانی انجام شد و همزمان با شلیک موشکها، موجهایی از حملات پهپادی نیز علیه اهداف مختلف به اجرا درآمد.
فاکسنیوز همچنین به گزارشهایی اشاره کرده که از «هرجومرج کامل» در برخی مناطق شمال اسرائیل در جریان این حملات خبر دادهاند.
در همین حال، کارشناسان میگویند ارتش اسرائیل برای مقابله با این تهدیدات ناچار شده از راهکارهای موقتی و غیرمتعارف نیز استفاده کند. برخی گزارشها حاکی است که نیروهای اسرائیلی برای مقابله با پهپادهای مهاجم به استفاده از تورهای ماهیگیری و حتی تورهای فوتبال روی آوردهاند تا بتوانند پهپادها را پیش از اصابت به هدف متوقف کنند.
به گفته چل، این وضعیت نشان میدهد که ارتش اسرائیل باید مجموعهای از سامانههای دفاعی جدید از جمله ابزارهای جنگ الکترونیک، سامانههای اخلالگر، تجهیزات پرتاب تور و دیگر روشهای مقابله با پهپادهای کوچک را به سرعت توسعه دهد.
او همچنین تاکید کرد که توانایی جدید حزبالله میتواند نحوه اجرای عملیاتهای شبانه ارتش اسرائیل را تغییر دهد، زیرا نیروهای اسرائیلی اکنون باید احتمال شناسایی شدن از طریق دوربینهای حرارتی و حمله در تاریکی را نیز در محاسبات خود لحاظ کنند.
فاکسنیوز در ادامه گزارش خود به اظهارات نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، اشاره کرد که اخیراً از توان پهپادی این گروه به عنوان یکی از مؤثرترین ابزارها علیه نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان یاد کرده بود.
بنیامین نتانیاهو نیز پیشتر هشدار داده بود که پهپادهای حزبالله به دلیل اندازه کوچک و دشواری رهگیری، به یکی از مهمترین تهدیدهای امنیتی علیه اسرائیل تبدیل شدهاند.
این گزارش همچنین به موضوع تامین تجهیزات مورد استفاده حزبالله پرداخته است. چل تاکید کرد که فناوری مورد استفاده این گروه پیچیده یا نوظهور نیست و بسیاری از این تجهیزات سالهاست در بازار جهانی وجود دارند، اما وجود یک شبکه تامین فعال باعث شده حزبالله بتواند به شکل مستمر به این فناوریها دسترسی داشته باشد.
او گفت مشخص نیست این تجهیزات دقیقاً از چه مسیری به دست حزبالله میرسد، اما احتمال میرود بخشی از آنها از طریق ایران، چین، روسیه، افغانستان یا بازارهای غیررسمی تسلیحاتی تامین شود.
به نوشته فاکسنیوز، گسترش استفاده از پهپادهای کوچک مجهز به حسگرهای حرارتی نشان میدهد که حزبالله در حال تطبیق تاکتیکهای خود با شرایط جدید میدان نبرد است؛ روندی که به اعتقاد کارشناسان میتواند چالشهای امنیتی تازهای برای اسرائیل در ماههای آینده ایجاد کند.
واینت در تحلیلی نوشت که ادامه حملات هوایی و عملیاتهای محدود اسرائیل علیه حزبالله، بهرغم وارد کردن خسارات سنگین به این گروه، قادر به رفع تهدید آن نخواهد بود.
نویسنده میگوید حزبالله بار دیگر بر راهبرد «بقا بهعنوان پیروزی» تکیه کرده و اسرائیل برای تغییر معادله نیازمند رویکردی چندجانبه است.
وبسایت اسرائیلی واینت در تحلیلی به قلم رون بنیشای، کارشناس ارشد نظامی، استدلال کرده است که چهار دهه درگیری میان اسرائیل و حزبالله نشان میدهد اتکا به بمباران و عملیات نظامی محدود به تنهایی نمیتواند تهدید این گروه را از بین ببرد.
به نوشته این تحلیلگر، نابودی صدها نیروی حزبالله، تخریب ساختمانهای بلندمرتبه در ضاحیه بیروت، ویران شدن روستاهای جنوب لبنان و هدف قرار گرفتن تاسیسات نظامی در دره بقاع، اگرچه خسارات قابل توجهی به حزبالله وارد کردهاند، اما نتوانستهاند این گروه را از ادامه حملات علیه اسرائیل بازدارند.
واینت مینویسد حزبالله تا زمانی که توانایی شلیک موشک و بهکارگیری پهپادها را حفظ کند، به حملات خود علیه اسرائیل ادامه خواهد داد و همچنان از حمایت حکومت ایران برخوردار خواهد بود.
این گزارش ریشههای «پایداری حزبالله» را در ترکیبی از انگیزههای ایدئولوژیک، حمایت سپاه پاسداران، تجربه طولانی نبرد با اسرائیل و همچنین پشتوانه اجتماعی در میان بخش بزرگی از جامعه شیعه لبنان میداند. به نوشته نویسنده، بسیاری از شیعیان لبنان حزبالله را نیروی اصلی محافظ کشور در برابر اسرائیل و تهدیدهای منطقهای میدانند.
حمایت اجتماعی و اقتصادی از حزبالله در این تحلیل آمده است که نفوذ حزبالله تنها به حوزه نظامی محدود نمیشود. طی سالهای گذشته، کمکهای مالی حکومت ایران و شبکههای اجتماعی و اقتصادی وابسته به حزبالله به منبع اصلی حمایت مالی برای هزاران خانواده شیعه در جنوب لبنان و دره بقاع تبدیل شده است.
به گفته نویسنده، این شبکه حمایتی در شرایط فروپاشی اقتصادی لبنان نقش مهمی در حفظ نفوذ حزبالله ایفا کرده و یکی از عوامل اصلی تداوم پایگاه اجتماعی این گروه محسوب میشود.
بازگشت حزبالله پس از ضربات سنگین واینت یادآور میشود که حزبالله در عملیات «پیکانهای شمالی» در تابستان ۲۰۲۴ ضربات بیسابقهای متحمل شد؛ از جمله کشته شدن حسن نصرالله، دبیرکل پیشین این گروه. با این حال، این سازمان تا زمستان ۲۰۲۶ توانست بخش قابل توجهی از توان عملیاتی خود را بازسازی کند.
بر اساس این گزارش، حزبالله با وجود کاهش منابع مالی جمهوری اسلامی همچنان موفق شده نیروهای جدید جذب کند، حقوق اعضای خود را - هرچند با کاهش - پرداخت کند و صدها پهپاد ارزانقیمت هدایتشونده با فیبر نوری را تهیه و عملیاتی کند.
نویسنده معتقد است این تحولات نشان میدهد بازدارندگیای که اسرائیل پس از عملیاتهای گسترده خود در سال ۲۰۲۴ ایجاد کرده بود، به تدریج فرسوده شده است.
راهبرد «صمود» و امید به گذر از بحران به نوشته واینت، حزبالله و حکومت ایران در شرایط کنونی راهبردی مبتنی بر «صمود» یا پایداری در پیش گرفتهاند؛ راهبردی که هدف آن عبور از فشارهای فعلی و انتظار برای تغییر شرایط سیاسی و نظامی است.
این تحلیل تاکید میکند که رهبران حزبالله امیدوارند همان فرمولی که در گذشته برای بسیاری از گروههای مسلح موفق بوده - یعنی «پیروز شدن از طریق شکست نخوردن» - این بار نیز کارآمد باشد.
در عین حال، نویسنده اذعان میکند که حزبالله با مشکلات داخلی قابل توجهی روبهرو است. صدها هزار شیعه آواره هنوز نتوانستهاند به خانههای خود بازگردند، فشار اقتصادی افزایش یافته و دولت لبنان نیز خواهان حفظ انحصار سلاح در اختیار دولت است.
گزارش همچنین اشاره میکند که نعیم قاسم نتوانسته جایگاه و نفوذ حسن نصرالله را به دست آورد و نبیه بری، رییس پارلمان لبنان، به چهره سیاسی برجستهتری در میان شیعیان تبدیل شده است.
دو گزینه پیش روی اسرائیل به باور نویسنده، اسرائیل برای مقابله با حزبالله تنها دو مسیر راهبردی در اختیار دارد.
نخست، اشغال گسترده لبنان و پیشروی تا دره بقاع همراه با محاصره بیروت؛ گزینهای که از نظر نظامی میتواند توان راهبردی حزبالله را نابود کند، اما هزینههای سنگین انسانی، نظامی و سیاسی برای اسرائیل خواهد داشت.
واینت مینویسد ارتش اسرائیل پس از بیش از دو سال جنگ فرسایشی با کمبود نیرو و فشار عملیاتی روبهرو است و اشغال لبنان احتمالاً به انزوای بیشتر اسرائیل در عرصه بینالمللی منجر خواهد شد. همچنین دولت آمریکا و کشورهای اروپایی و عربی ممکن است پیش از دستیابی اسرائیل به اهدافش، برای پایان دادن به عملیات فشار وارد کنند.
راهحل جایگزین؛ فشار، دیپلماسی و اقتصاد رون بنیشای گزینه دوم را واقعبینانهتر میداند؛ راهبردی چندجانبه که سه محور نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی را به طور همزمان دنبال کند.
در بخش نظامی، او خواستار عملیاتهای محدود اما غافلگیرکننده برای دور کردن نیروهای حزبالله از مرز و کاهش توان عملیاتی آنها شده است.
در بخش دیپلماتیک، او بر آغاز مذاکرات مستقیم و مؤثر میان اسرائیل و دولت لبنان به ریاست ژوزف عون تاکید میکند؛ مذاکراتی که بتواند مشروعیت ادعایی حزبالله به عنوان مدافع لبنان را تضعیف کند و زمینه توافقی برای جلوگیری از تهدید اسرائیل از خاک لبنان را فراهم آورد.
در حوزه اقتصادی نیز نویسنده پیشنهاد میکند کمکهای گسترده بینالمللی برای بازسازی لبنان به پایان نقش نظامی حزبالله گره زده شود. او همچنین خواستار مشارکت عربستان سعودی، قطر، آمریکا، فرانسه و امارات در تقویت دولت و ارتش لبنان و قطع مسیرهای مالی و تسلیحاتی میان حکومت ایران و حزبالله شده است.
واینت در پایان نتیجه میگیرد که موفقیت چنین راهبردی به توانایی دولت بنیامین نتانیاهو در جلب حمایت دونالد ترامپ، همکاری با دولت لبنان و پذیرش برخی مصالحههای سیاسی بستگی دارد؛ امری که به گفته نویسنده هنوز مشخص نیست دولت اسرائیل آمادگی یا اراده لازم برای آن را داشته باشد.