وزیر دفاع اسرائیل: اگر جمهوری اسلامی حمله کند، با قدرت بسیار پاسخ خواهیم داد
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، با اشاره به امضای چارچوب توافق با لبنان، گفت: «اگر جمهوری اسلامی تلاش کند برای جلوگیری از اجرای این توافق به اسرائیل حمله کند، ما با قدرت بسیار علیه آن اقدام خواهیم کرد و برتری قدرت موجود میان خود و آنها را به نمایش خواهیم گذاشت.»
شماری از کشورهای عربی و شورای همکاری خلیج فارس حمله پهپادی اخیر جمهوری اسلامی به خاک بحرین را بهشدت محکوم کردند و آن را نقض حاکمیت بحرین، تهدیدی علیه امنیت منطقه و مغایر با حقوق بینالملل دانستند.
وزارت امور خارجه بحرین شنبه ششم تیر ضمن محکوم کردن این حمله هشدار داد اقدام جمهوری اسلامی نقض حاکمیت و تهدیدی علیه امنیت شهروندان و ساکنان بحرین است.
این وزارتخانه افزود منامه «حق کامل و مشروع» دفاع از خود را مطابق حقوق بینالملل محفوظ میداند.
وزارت امور خارجه بحرین همچنین از شورای امنیت سازمان ملل متحد خواست عامل این حمله را پاسخگو کند.
بحرین میزبان ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا است.
وزارت امور خارجه عربستان سعودی نیز در بیانیهای، با منامه ابراز همبستگی کرد و افزود چنین حملاتی تلاشهای بینالمللی برای برقراری مجدد ثبات در منطقه را به چالش میکشد.
وزارت امور خارجه کشورهای مصر، اردن و امارات متحده عربی هم در بیانیههایی جداگانه حمله پهپادی جمهوری اسلامی را محکوم کردند.
این کشورها با تاکید بر حمایت کامل خود از منامه، اقدام حکومت ایران را نقض آشکار حاکمیت بحرین، تهدیدی علیه امنیت و ثبات آن، و مغایر با حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل خواندند.
آمریکا و حکومت ایران ۲۵ خرداد از دستیابی به تفاهمی برای پایان جنگ خبر دادند. این یادداشت تفاهم ۲۸ خرداد به امضای دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده و مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، رسید.
با این حال، حمله اخیر جمهوری اسلامی به یک کشتی تجاری در منطقه، بار دیگر به تشدید تنشها انجامیده و به تردیدها درباره پایداری توافق اخیر دامن زده است.
ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، بامداد ششم تیر اعلام کرد در واکنش به این حمله، انبارهای ذخیره موشک و پهپاد و همچنین سایتهای راداری حکومت ایران را هدف قرار داده است.
در سوی دیگر، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خبر داد در پاسخ به حمله هوایی ایالات متحده به سواحل ایران، به نقاط استقرار ارتش آمریکا در منطقه حمله کرده است.
واکنش شورای همکاری خلیج فارس
شورای همکاری خلیج فارس با انتشار بیانیهای حمله پهپادی جمهوری اسلامی به بحرین را بهشدت محکوم کرد.
جاسم محمد البدیوی، دبیرکل این شورا، گفت این حمله روند تلاشها برای تقویت امنیت و ثبات منطقه را تضعیف میکند.
او بر حمایت کامل کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از بحرین و امنیت و ثبات آن تاکید کرد.
وزارت امور خارجه کویت نیز با انتشار بیانیهای، حمله به بحرین را محکوم و اعلام کرد ادامه چنین اقداماتی، همزمان با تلاشهای منطقهای و بینالمللی برای کاهش تنشها، صلح و ثبات خاورمیانه را با خطر مواجه میکند.
وزارت خارجه قطر هم حمله «غیرموجه» حکومت ایران را «نقض آشکار حاکمیت بحرین و تخطی فاحش از قواعد حقوق بینالملل» دانست و خواستار ادامه مسیر گفتوگو و دیپلماسی، کاهش تنشها و بهرهگیری از دستاوردهای حاصلشده در چارچوب یادداشت تفاهم شد.
در مقابل، محسن رضایی، مشاور نظامی رهبر جمهوری اسلامی، ششم تیر با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، واشینگتن را به نقض توافق اخیر متهم کرد.
او تهدید کرد: «پاسخ نقض هر بند از تفاهمنامه، سریع و کوبنده خواهد بود.»
ائتلاف «ایمپکت ایران» ششم تیر در بیانیهای از جامعه جهانی خواست مساله حقوق بشر را همزمان با مذاکرات امنیتی و هستهای با جمهوری اسلامی، در دستور کار قرار دهند.
این ائتلاف شامل سازمانهایی از جمله پن آمریکا، مرکز حقوق بشر عبدالرحمن برومند، کانون مدافعان حقوق بشر و سازمان حقوق بشر ایران است.
دادگاهی در سوئد حکم داد تصمیم اداره مهاجرت این کشور برای اخراج یکی از کارمندانش بهدلیل ارتباط با جمهوری اسلامی، «قانونی و موجه» بوده است.
بر اساس رای دادگاه منطقهای سولنا، خطرات جدی امنیتی مطرحشده در این پرونده بر سایر ملاحظات برتری داشته و اداره مهاجرت در اخراج این کارمند مطابق قانون عمل کرده است.
اداره مهاجرت پیشتر با استناد به اطلاعات ارائهشده از سوی سازمان امنیت سوئد (سپو)، این کارمند را اخراج کرده بود.
طبق اسناد پرونده، او ارتباطات گستردهای با عوامل اطلاعاتی جمهوری اسلامی و همچنین افرادی وابسته به شبکههای جرائم سازمانیافته داشته است.
این کارمند که از سال ۲۰۱۶ در اداره مهاجرت سوئد مشغول به کار بود، در فوریه ۲۰۲۵ از سمت خود برکنار شد. او با طرح شکایت، خواستار لغو حکم اخراج و دریافت غرامت شد، اما دادگاه درخواستش را رد کرد.
اخراج شدیدترین اقدام انضباطی در نظام حقوق کار سوئد به شمار میرود.
این نخستین بار نیست که گزارشهایی درباره تلاش جمهوری اسلامی برای نفوذ اطلاعاتی، جاسوسی و انجام اقدامات خرابکارانه در سوئد منتشر میشود.
دیماه ۱۴۰۴، رسانههای سوئدی از بازداشت دو برادر ایرانیتبار به ظن جاسوسی صنعتی برای تهران خبر دادند.
خطر انتقال اطلاعات حساس و نقض تعهد وفاداری
دادگاه منطقهای سولنا در حکم خود اعلام کرد اداره مهاجرت سوئد توانسته ادعاهایش را در مورد کارمند پیشین خود به اثبات برساند.
بر پایه حکم دادگاه، این کارمند طی چند سال با یک افسر اطلاعاتی جمهوری اسلامی، یک مامور مرتبط با جاسوسی از پناهجویان و همچنین افرادی وابسته به گروههای تبهکار ارتباطات گستردهای داشته است.
دادگاه نتیجه گرفت این ارتباطات خطر ملموسی برای انتقال اطلاعات حساس ایجاد کرده است و به همین دلیل، رفتار این کارمند را «نقض جدی تعهد وفاداری به کارفرما» دانست.
در ادامه حکم آمده است رفتار این کارمند نه یک اشتباه موردی و نه ناشی از قضاوت نادرست، بلکه اقدامی آگاهانه و مستمر بوده که در طول چند سال ادامه داشته است.
پیشتر اولف کریسترسون، نخستوزیر سوئد، نسبت به «حملات ترکیبی» و «جنگ نیابتی» جمهوری اسلامی علیه سوئد هشدار داد و تاکید کرد این کشور باید برای مقابله با چنین تهدیدهایی آمادگی لازم را داشته باشد.
آبانماه ۱۴۰۴، سازمان امنیت سوئد اعلام کرد نهادهای اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی از مرکز اسلامی «امام علی» بهعنوان بستری برای فعالیتهای اطلاعاتی در خاک سوئد استفاده کردهاند.
اداره مهاجرت سوئد در جریان رسیدگی به پرونده کارمند پیشین خود تاکید کرد این نهاد بهطور مستمر در معرض فعالیتهای اطلاعاتی، بهویژه از سوی جمهوری اسلامی، قرار دارد.
این در حالی است که پایگاههای اطلاعاتی اداره مهاجرت دادههای مربوط به پناهجویان، منتقدان حکومت ایران و دیگر افرادی را در خود جای داده که ممکن است برای دولتهای خارجی ارزش اطلاعاتی داشته باشند.
دادگاه با اشاره به این ملاحظات امنیتی اعلام کرد دسترسی غیرمجاز به چنین اطلاعاتی میتواند زمینه سوءاستفاده دولتهای خارجی را فراهم آورد، اعتماد عمومی به اداره مهاجرت سوئد را در داخل و خارج از کشور خدشهدار کند و افراد را در معرض تهدید، فشار یا اقدامات تلافیجویانه قرار دهد.
دادگاه بر همین اساس نتیجه گرفت ارتباطات این کارمند با عوامل اطلاعاتی جمهوری اسلامی و گروههای تبهکار، با ادامه فعالیت او در اداره مهاجرت سوئد ناسازگار است.
اداره مهاجرت در جریان رسیدگی به این پرونده به اطلاعات سازمان امنیت سوئد استناد کرده بود؛ دادههایی که در دادگاه از طریق شهادت ماموران این نهاد ارائه شد.
دادگاه همچنین حکم داد این کارمند سابق باید ۱۶۸ هزار کرون سوئد بابت هزینههای دادرسی به دولت بپردازد.
پیشتر سازمان امنیت سوئد هشدار داده بود جمهوری اسلامی همچنان برای اجرای اقدامات خشونتآمیز علیه مخالفان حکومت در خاک سوئد، از باندهای تبهکار بهره میگیرد.
فناوری «ارتباط مستقیم با ماهواره» شاید روزی بتواند به ایرانیان کمک کند بخشی از فیلترینگ و محاصره دیجیتال جمهوری اسلامی را دور بزنند، اما با وجود امیدهای گسترده، در شرایط کنونی راهحلی عملی برای مقابله با قطع اینترنت در ایران نیست.
دسترسی به اینترنت در ایران ابتدا در جریان اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴ و سپس در جریان جنگ دوم در اسفندماه ۱۴۰۴ برای ماهها قطع شد و سرانجام پس از ۸۸ روز قطعی سراسری، بهطور محدود دوباره برقرار شد.
اگرچه اتصال بینالمللی برای بسیاری از کاربران اینترنت ثابت و خانگی ممکن شده، اما شبکه همچنان با اختلال، ناپایداری و سانسور گسترده روبهرو است.
بیش از ۱۰۰ روز از آغاز قطع گسترده اینترنت گذشته، اما روند بازگشت دسترسی محدود، گزینشی و تحت کنترل شدید بوده است.
از دسترسی مشروط بر پایه احراز هویت، انتقال کسبوکارها به سکوهای داخلی و ایجاد سیمکارتها یا اینترنت سفید، برای دسترسی به اینترنت گرفته تا سایر سازوکارها، به نظر میرسد جمهوری اسلامی مصمم است ساختار چندلایه سانسور، نظارت و کنترل ارتباطات خود را حفظ کند.
شبکه ملی اطلاعات، درگاههای متمرکز اتصال به اینترنت جهانی، تنظیمات کنترلشده شبکههای تلفن همراه، سامانههای احراز هویت و سازوکارهای ثبت دستگاهها، همگی ابزارهایی هستند که به حکومت امکان میدهند در حالی که کانالهای ارتباطی پایدار را برای گروههای منتخب حفظ میکند، دسترسی عمومی به اینترنت جهانی را محدود یا قطع کند.
به همین دلیل، فناوری ارتباط مستقیم با ماهواره ( D2C ) توجه روزافزون ایرانیان را به خود جلب کرده است.
بسیاری امیدوارند امکان اتصال مستقیم تلفن همراه به ماهواره، بدون نیاز به دیش، ترمینال، اپراتور داخلی یا درگاههای تحت کنترل حکومت، راهی برای رهایی از آنچه «زندان دیجیتال» جمهوری اسلامی میدانند، فراهم کند.
اهمیت این موضوع تا جایی پیش رفته که وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) با شرکت اسپیسایکس درباره فعالسازی سرویس ارتباط مستقیم با ماهواره برای شهروندان ایرانی گفتوگو کرده است.
خبرگزاری رویترز گزارش داده است که اسپیسایکس برای راهاندازی این سرویس تا ۵۰۰ میلیون دلار و برای بهرهبرداری ماهانه آن ۱۰۰ میلیون دلار درخواست کرده است.
اما پرسش اصلی این است که آیا نسخههای کنونی فناوری ارتباط مستقیم با ماهواره میتوانند چنین انتظاری را در مقیاس ایران برآورده کنند؟
پاسخ فعلا منفی است.
سامانههای فعلی ظرفیت محدودی دارند، در برابر تداخل امواج رادیویی آسیبپذیرند و برای کاربرانی که ممکن است از طریق سامانه ثبت دستگاهها و شبکه تلفن همراه ایران شناسایی شوند، خطراتی به همراه دارند.
با این حال، پرسشهای اساسی همچنان باقی است: آیا نسل کنونی فناوری «دایرکت تو کال» (Direct-to-Cell) واقعا میتواند پاسخگوی چنین انتظاراتی در مقیاس ایران باشد؟ آیا این فناوری همچنان تنها یک ابزار ارتباطی محدود و اضطراری است یا میتواند به راه گریزی قابل گسترش برای میلیونها کاربر ایرانی تبدیل شود؟ و اگر نسلهای آینده این فناوری بدون اتکا به دکلها و اپراتورهای داخلی فعالیت کنند، آیا دیوار دیجیتال ایران فرو خواهد ریخت؟
وابستگی به اپراتورهای تلفن همراه و سناریو ایسیم خارجی
در سرویس معمول استارلینک، ماهواره به یک ترمینال زمینی اختصاصی، همان دیشی که کاربران باید آن را تهیه، نصب، نگهداری و از چشم جمهوری اسلامی پنهان کنند، متصل میشود. تلفن همراه نیز از طریق وایفای به مودم استارلینک وصل میشود.
اما فناوری «دایرکت تو کال» بر پایه ایدهای متفاوت شکل گرفته است؛ در این فناوری، خود تلفن همراه نقش گیرنده و فرستنده ارتباط ماهوارهای را بر عهده میگیرد.
نسخههای فعلی «دایرکت تو کال» عمدتا سامانههای مستقل اینترنت ماهوارهای نیستند، بلکه پوشش شبکه اپراتورهای تلفن همراه را در هر منطقه تکمیل میکنند و در عمل ماهواره را به دکل مخابراتی فضایی تبدیل میکنند که وظیفه اصلی آن پوشش مناطق فاقد آنتن یا دارای پوشش ضعیف است.
استفاده از فرکانسهای مستقل در باند اِس و استقرار ماهوارهها در مدار بسیار پایین زمین (VLEO)، نزدیکتر به سطح زمین، از جمله مسیرهایی است که میتواند فناوری «دایرکت تو کال» را برای حل مشکل ایران کاربردیتر کند.
در این سناریو، اپراتورهای همکار استارلینک مانند T-Mobile، Kyivstar یا One NZ در نیوزیلند، ایران را منطقهای فاقد پوشش زمینی اعلام کرده و آن را تحت پوشش خدمات خود قرار میدهند.
از نظر سیاسی و فنی، این مدل به آن چیزی نزدیکتر است که بسیاری از شهروندان ایرانی از این فناوری انتظار دارند. در چنین حالتی، تلفن همراهی که از سیمکارت یا ایسیم یکی از این اپراتورها استفاده میکند، میتواند از داخل ایران به ماهوارههای نسل جدید اسپیسایکس متصل شود. گزارشها حاکی از آن است که حدود ۷۰۰ ماهواره از این نوع هماکنون در مدار قرار دارند.
اما تحقق چنین سناریویی تنها به اراده یا تصمیم اسپیسایکس وابسته نیست. این کار مستلزم زنجیرهای از الزامات شامل طیف فرکانسی، مجوزهای مقرراتی، تلفنهای سازگار، مودمها، آنتنها، توان ارسال سیگنال و تراشههایی است که از باندهای جدید ماهوارهای پشتیبانی کنند.
شرکتهایی مانند کوالکام، مدیاتک، اپل، سامسونگ و گوگل در این روند نقشی تعیینکننده دارند. اگر سختافزار تلفنهای همراه آماده نباشد، حتی پیشرفتهترین منظومه ماهوارهای نیز به اتصال عملی برای کاربران داخل ایران تبدیل نخواهد شد.
حتی در این سناریو خوشبینانه نیز سه مانع بزرگ همچنان باقی میماند: ظرفیت محدود، احتمال تداخل امواج رادیویی و خطر شناسایی کاربران از طریق سامانه ثبت دستگاهها و سامانه همتا.
محدودیت ظرفیت در مناطق پرجمعیت
نخستین مانع جدی بر سر راه گسترش فناوری «دایرکت تو کال» در ایران، ظرفیت آن است. این فناوری برای جایگزینی اینترنت شهری طراحی نشده، بلکه هدف آن فراهم کردن حداقل سطح ارتباط در مناطقی است که پوشش زمینی ندارند یا پوشش آنها ضعیف است. اما مسئله ایران صرفا اتصال چند کاربر در جادهها یا مناطق کوهستانی نیست.
موضوع، قطع ارتباط در شهرهایی است که ممکن است صدها هزار نفر بهطور همزمان به پیامرسانها، تماس صوتی و تصویری، اخبار، نقشه، ایمیل، خدمات مالی و امکان ارسال عکس و ویدیو نیاز داشته باشند.
در برخی آزمایشهای اولیه، پهنای باند ثبتشده برای یک اتصال حدود ۱۴ مگابیت بر ثانیه بوده است. اما این عدد نباید با سرعت اینترنت شهری مقایسه شود. در عمل، همین پهنای باند محدود باید میان تمام کاربرانی که در محدوده پوشش هر ماهواره قرار دارند، تقسیم شود.
برای درک بهتر ابعاد مساله، در شهری مانند تهران اگر تنها یک درصد جمعیت بهطور همزمان به یک اتصال بسیار ابتدایی با سرعت یک مگابیت بر ثانیه نیاز داشته باشند، ظرفیت مورد نیاز شبکه حدود ۹۹ گیگابیت بر ثانیه خواهد بود.
این رقم در مقایسه با ظرفیت فعلی هر پرتو فعال «دایرکت تو کال» که بین ۴ تا ۱۷ مگابیت بر ثانیه است و حتی در مقایسه با چشمانداز خوشبینانه ۱۵۰ مگابیت بر ثانیه در نسلهای آینده، شکافی چند صد برابری را نشان میدهد.
تداخل امواج رادیویی ناشی از سیگنالهای زمینی
حتی اگر فناوری «دایرکت تو کال» بتواند بر مشکلات ظرفیت و وابستگی به اپراتورهای داخلی غلبه کند، همچنان با مانعی روبهرو است که ریشه در فیزیک امواج رادیویی دارد. برای برقراری ارتباط، تلفن همراه باید سیگنالی بسیار ضعیف را از ماهوارهای که صدها کیلومتر بالاتر از زمین در حرکت است دریافت کند، در حالی که همزمان در محیطی مملو از دکلهای مخابراتی، فرستندههای زمینی و سیگنالهای محلی بسیار قویتر فعالیت میکند.
در چنین شرایطی، نسبت میان سیگنال مورد نظر و نویز و تداخل محیطی تعیین میکند که آیا گیرنده اساسا میتواند سیگنال ماهواره را تشخیص دهد یا خیر.
یک دکل مخابراتی متعلق به همراه اول یا ایرانسل که در نزدیکی کاربر قرار دارد، ممکن است سیگنالی بهمراتب قویتر از سیگنال ماهواره ارسال کند؛ بهگونهای که گیرنده تلفن عملا نتواند سیگنال ضعیفتر را تشخیص دهد یا ارتباطی پایدار با آن برقرار کند.
در چنین وضعیتی، دولت نیازی به هدف قرار دادن ماهواره ندارد. کافی است از دکلها، فرستندهها و کنترل توان شبکه تلفن همراه استفاده کند تا محیط رادیویی اطراف کاربر برای ارتباط ماهوارهای نامناسب شود.
برای جمهوری اسلامی، این نوع اختلال میتواند سریع، موضعی و کمهزینه باشد. بنابراین حتی اگر ماهواره خارج از دسترس حکومت باشد، تلفن همراه کاربر همچنان روی زمین و در محیطی قرار دارد که امکان دستکاری آن وجود دارد.
نسلهای آینده با طیف فرکانسی اختصاصی، مودمهای پیشرفتهتر و پروتکلهای مقاومتر شاید بخشی از این آسیبپذیری را کاهش دهند، اما آن را بهطور کامل از میان نخواهند برد.
ثبت دستگاه و شناسایی کاربران
اما پرسش امنیتی مهمتر این است که هنگام استفاده از فناوری «دایرکت تو کال»، تا چه اندازه امکان شناسایی کاربر در داخل ایران وجود دارد.
در ایران، تلفن همراه تنها یک ابزار ارتباطی نیست. سیمکارت، هویت مشترک، شناسه دستگاه و هویت واقعی کاربر در چندین لایه به یکدیگر متصل هستند.
هر تلفن همراه دارای یک شناسه سختافزاری منحصربهفرد یا آیامایآی (IMEI) است که نقش هویت دستگاه را در شبکههای تلفن همراه ایفا میکند. سامانه همتا میتواند این شناسه را به سیمکارت، سابقه فعالسازی، مالکیت و در بسیاری از موارد، هویت واقعی کاربر مرتبط کند.
در چنین شرایطی، استفاده از سیمکارت یا ایسیم خارجی برای ارتباط ماهوارهای لزوما به معنای ناشناس ماندن کاربر نیست. اگر تلفنی با یک شناسه آیامایآی شناختهشده ناگهان از طریق یک مسیر ماهوارهای غیرمجاز و با شناسه اپراتور خارجی تلاش به برقراری ارتباط کند، این رفتار میتواند به الگویی غیرعادی و قابل شناسایی تبدیل شود.
ترکیب سامانه ثبت دستگاهها، اطلاعات اپراتورها، پایگاههای داده سیمکارت و ابزارهای نظارتی محلی میتواند چنین ارتباطی را به یک خطر امنیتی تبدیل کند. بنابراین پرسش کلیدی این است که چگونه میتوان بدون افشای هویت، موقعیت مکانی و الگوی رفتاری کاربر، از این فناوری استفاده کرد.
فرصتی راهبردی، نه راهحلی فوری
فناوری «دایرکت تو کال» را باید جدی گرفت، اما نباید درباره تواناییهای آن اغراق کرد. جذابیت این فناوری برای ایران روشن است:
اگر روزی یک تلفن همراه معمولی بتواند بدون نیاز به دیش، ترمینال مجزا، اپراتور داخلی یا درگاههای تحت کنترل جمهوری اسلامی مستقیما به ماهواره متصل شود، یکی از پایههای اصلی ساختار کنترل اینترنت در ایران به چالش کشیده خواهد شد.
اما آن روز هنوز فرا نرسیده است. نسخههای کنونی که در حال توسعه هستند، عمدتا برای پوشش مناطق فاقد آنتن طراحی شدهاند، نه برای جایگزینی اینترنت شهری دهها میلیون کاربر.
ظرفیت محدود، احتمال تداخل امواج و خطر افشا و شناسایی کاربران باعث میشود این فناوری در شرایط فعلی نتواند به مسیری عمومی و قابل گسترش برای دور زدن قطع اینترنت در ایران تبدیل شود. ارزش کنونی آن عمدتا در نقش یک ابزار اضطراری است؛ ابزاری برای ارسال پیام، اشتراکگذاری موقعیت مکانی، اعلام هشدار یا حفظ ارتباط کوتاهمدت در زمان بحران.
اگر نسل بعدی ماهوارهها بتواند ظرفیت بیشتر، طیف فرکانسی مستقل، تلفنهای سازگار، امنیت کاربران و قواعد حمایتی جهانی را همزمان فراهم کند، آینده ممکن است متفاوت باشد. اما تا آن زمان، فناوری ارتباط مستقیم با ماهواره بیش از آنکه راهحل امروز برای رهایی از زندان دیجیتال ایران باشد، روزنهای مهم برای آینده است.
در حالی که مقامهای دولتی از مهار آتشسوزیهای اخیر در جنگلهای استان فارس خبر میدهند، داوطلبان و فعالان محیط زیست میگویند آتشسوزیهای گسترده، کمبود تجهیزات، فرسودگی امکانات و ضعف مدیریت، عملیات اطفای حریق در جنگلهای زاگرس را با بحرانی جدی روبهرو کرده است.
بر اساس گزارش نشریه «پیام ما»، از ۲۰ اردیبهشت تا سوم تیرماه امسال، استان فارس با موجی کمسابقه از آتشسوزیهای جنگلی روبهرو بوده است. از ۱۳ مورد حریق در شهرستان کوهچنار طی ۱۲ روز و چهار آتشسوزی همزمان در نورآباد ممسنی گرفته تا شش کانون حریق در هشتم خرداد، پنج آتشسوزی در یک روز در کوهچنار و حریقهای متعدد در کوهمره سرخی، مالهگاله، پارک ملی بمو و دیگر مناطق زاگرس.
بختیار کشاورز، عضو تیم اطفای حریق «حامیان طبیعت زاگرس»، به پیام ما گفت اگرچه آتشسوزیهای امسال در نورآباد نسبت به سال گذشته حدود یک ماه دیرتر آغاز شد، اما بارندگیهای مناسب باعث رشد انبوه پوشش گیاهی شده و همین موضوع وسعت آتشسوزیها را چند برابر کرده است.
او هشدار داد: «دعا کنید امسال به خیر بگذرد. با این وضعیت پوشش گیاهی، دعا کنید برای داوطلبان زاگرس اتفاقی نیفتد.»
به گفته این فعال محیط زیست، اگرچه جلسات هماهنگی میان منابع طبیعی، ستاد مدیریت بحران و گروههای مردمی نسبت به سال گذشته وضعیت پشتیبانی را اندکی بهبود داده، اما وسعت مناطق حریق و کمبود شدید نیرو و امکانات، همچنان مانع مهار سریع آتش است.
داوطلبان گفتند بخش زیادی از تجهیزات مورد استفاده آنها فرسوده شده است.
کشاورز گفت دستگاه دمندهای که چهار سال از آن استفاده کرده، دیگر کارایی لازم را ندارد و به دلیل مشکلات اقتصادی، کمکهای مردمی برای خرید تجهیزات جدید نیز به شدت کاهش یافته است.
به گفته او، داوطلبان حتی برای تهیه کفش، لباس و دستکش استاندارد نیز با مشکل روبهرو هستند.
فعالان محیط زیست همچنین نسبت به امنیت نیروهای داوطلب هشدار دادند.
کشاورز گفت سال گذشته یکی از اعضای گروه آنها از کوه سقوط کرد و بهطور معجزهآسایی جان سالم به در برد.
نیاز امدادگران به تجهیرات استاندارد
او تاکید کرد داوطلبانی که در کنار شعلههای آتش فعالیت میکنند، به تجهیزات ایمنی استاندارد نیاز دارند.
محمد مرادپور، عضو تیم اطفای حریق «سرچهان»، نیز در گفتوگو با پیام ما، آتشسوزی منطقه حفاظتشده روشنکوه را یکی از بزرگترین حریقهای سالهای اخیر توصیف کرد. آتشی که به گفته او بیش از ۱۲ ساعت ادامه داشت و بخش قابل توجهی از درختان بنه را از بین برد.
به گفته مرادپور، عملیات اطفای حریق عمدتا با مشارکت نیروهای مردمی انجام شد و گروههای داوطلب به صورت نوبتی وارد خط آتش شدند.
با این حال او گفت مشارکت مردمی نسبت به گذشته کاهش یافته است؛ موضوعی که علاوه بر مشکلات اقتصادی و اختلال در اطلاعرسانی، به نبود برخورد قضایی با عاملان آتشسوزیها نیز نسبت داده میشود.
او گفت در ساعات اولیه حریق، چند نفر در میان حلقه آتش گرفتار شدند و اگر حادثهای برای آنها رخ میداد، مشخص نبود چه نهادی پاسخگو خواهد بود.
مرادپور همچنین از کمبود تجهیزات، ضعف مدیریت بحران و تاخیر در اعزام ماشینآلات ایجاد آتشبُر انتقاد کرد و گفت اگر امکانات استانهای همجوار در همان ساعات اولیه وارد عمل میشدند، دامنه آتش تا این اندازه گسترش پیدا نمیکرد.
شریف محمدی، سرپرست تیم اطفای حریق شهرستان کوهچنار، نیز به پیام ما گفت تنها در یک ماه گذشته ۲۷ مورد آتشسوزی در این شهرستان رخ داده است. رقمی که به گفته او از آمار رسمی منابع طبیعی بیشتر است، زیرا برخی مناطق تحت مدیریت شهرداریها در آمار رسمی ثبت نمیشوند.
او از آتشسوزی گسترده هفته گذشته در بخشی از ذخیرهگاه زیستکره ارژن و پریشان خبر داد که حدود ۱۸ هزار هکتار را درگیر کرد و مهار آن ۴۸ ساعت زمان برد.
محمدی گفت منابع طبیعی تنها یک نیروی عملیاتی برای حفاظت از این محدوده وسیع در اختیار داشت و بخش عمده عملیات با تجهیزات شخصی داوطلبان انجام شد.
به گفته این فعال محیط زیست، بسیاری از آتشسوزیها منشا انسانی دارند.
او گفت برخی افراد برای تصرف اراضی ملی یا پس از تخریب مزارع غیرقانونی خشخاش، اقدام به آتش زدن جنگلها میکنند.
محمدی که خود در جریان عملیات هفته گذشته از کوه سقوط کرده اما آسیب جدی ندیده است، گفت سال گذشته نیز بر اثر حادثهای در اطفای حریق دچار شکستگی دنده و آسیب پا شده است.
او افزود یکی دیگر از اعضای تیمش نیز سال گذشته بر اثر سقوط از ارتفاع دچار شکستگی مهرههای کمر و کتف شد و با وجود داشتن کارت همیار طبیعت و بیمه، هنوز برای دریافت حقوق قانونی خود درگیر پیگیریهای قضایی است.
او هشدار داد که با ادامه روند فعلی، داوطلبان انگیزه خود را برای حضور در عملیات از دست خواهند داد.
محمدی همچنین گفت امسال برای نخستین بار در بیش از ۴۰۰ عملیات اطفای حریق احساس ترس کرده است، زیرا ارتفاع شعلهها به حدود ۱۵ متر میرسید و امکان نزدیک شدن به آتش با دمنده وجود نداشت.
به گفته او، با گرمتر شدن هوا و سرایت آتش به ارتفاعات، احتمال وقوع حریقهای گستردهتر در هفتههای آینده بسیار زیاد است.
داوطلبان همچنین تاکید کردند استفاده از بالگرد برای انتقال نیرو به مناطق صعبالعبور، بسیار موثرتر از استفاده از بالگردهای آبپاش است.
به گفته آنها، در بسیاری از موارد نیروهای امدادی ناچارند هشت تا ۹ ساعت کوهنوردی کنند تا به محل آتش برسند و همین موضوع توان آنها را برای مقابله با حریق کاهش میدهد.
آنها همچنین خواستار استفاده از پهپادها یا هلیشات برای پایش مناطق پس از اطفای حریق و شناسایی مسیر گسترش آتش شدهاند. اقدامی که به گفته آنان میتواند از بازگشت غیرضروری نیروها به منطقه و اتلاف امکانات جلوگیری کند.
محمدحسین حسینزاده، از دیگر اعضای تیمهای مردمی اطفای حریق در کوهمره سرخی، نیز به پیام ما گفت بالگرد میتواند زمان رسیدن نیروها به منطقه را به شکل چشمگیری کاهش دهد و دستگاههای دمنده، در صورت در اختیار داشتن تعداد کافی، کارایی معادل ۲۰ نیروی انسانی دارند؛ اما کمبود امکانات و کاهش کمکهای مردمی، توان داوطلبان را محدود کرده است.
در مقابل، شهرام منتصری، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان فارس، چهارم تیرماه به خبرگزاری ایسنا گفت آتشسوزی در جنگلهای بالاده کازرون و کوهمره سرخی به طور کامل مهار شده و در حال حاضر هیچ کانون فعال آتشی در منطقه وجود ندارد.
او افزود عملیات پایش همچنان ادامه دارد تا از شعلهور شدن دوباره آتش جلوگیری شود.
به گفته منتصری، آتش چندین بار به دلیل وزش باد شدید دوباره شعلهور شده و عملیات مهار آن چهار تا پنج بار تکرار شده است.
او همچنین گفت در جریان عملیات اطفای حریق، بالگرد در یک روز ۱۲ سورتی پرواز انجام داده است.
با این حال، اسماعیل حسینی، نماینده شیراز و زرقان در مجلس شورای اسلامی، پنجم تیرماه به ایسنا گفت آتشسوزی کوهمره سرخی که از ۳۱ خرداد با منشا انسانی آغاز شد، به دلیل «بیتدبیری» شش روز ادامه یافت و بخشهایی از جنگلهای ارزشمند زاگرس را از بین برد.
او با انتقاد از عملکرد دستگاههای مسئول گفت بیش از ۹۰ درصد آتشسوزیهای جنگلهای زاگرس منشا انسانی دارند و بخش عمده آنها با آموزش و پیشگیری قابل جلوگیری است، اما مسئولان هر سال تنها پس از آغاز آتشسوزیها به فکر تامین اعتبار و تجهیزات میافتند.
حسینی همچنین از اجرا نشدن دستورهای وزیر جهاد کشاورزی برای تجهیز پاسگاه حفاظتی کوهمره سرخی، کمبود نیرو و تجهیزات، نقص فنی تنها بالگرد آبپاش استان و نبود برنامه جامع پیشگیری و پایش انتقاد کرد و خواستار برخورد قضایی با عاملان آتشافروزی و ایجاد سازوکاری مشخص برای سازماندهی و تجهیز نیروهای مردمی شد.
مجموعه روایتهای داوطلبان، مقامهای منابع طبیعی و نماینده مجلس نشان میدهد هرچند آتشسوزیهای اخیر در برخی مناطق مهار شدهاند، اما با آغاز فصل گرما، انبوه پوشش گیاهی، کمبود امکانات و تداوم عوامل انسانی، نگرانیها درباره تکرار حریقهای گسترده در جنگلهای زاگرس همچنان پابرجاست.
مرکز آمار ایران گزارش شاخص قیمت مصرفکننده در خرداد ماه را منتشر کرد. بر اساس این گزارش، نرخ تورم نقطه به نقطه به نزدیک ۸۹ درصد، نرخ تورم سالانه به ۶۲ درصد و نرخ تورم ماهانه به نزدیک شش درصد رسید.
بر اساس این گزارش که شنبه ششم تیرماه منتشر شد، در حالی که تورم نقطه به نقطه در کل کشور نزدیک به ۸۹ درصد است، این رقم در مناطق روستایی از ۱۰۰ درصد عبور کرده و به ۱۰۸.۱ درصد رسیده است.
نرخ تورم نقطه به نقطه، در گروه خوراکیها و آشامیدنیها در خرداد امسال نسبت به خرداد ۱۴۰۴، در کل نزدیک به ۱۳۵ درصد است. این رقم در اردیبهشت ماه نسبت به اردیبهشت سال گذشته ۱۳۰ درصد بود.
تورم نقطه به نقطه گروه خوراکیها و آشامیدنیها در ماه خرداد در مناطق شهری حدود ۱۳۳ درصد اما در مناطق روستایی نزدیک به ۱۴۱ درصد ثبت شده است.
تورم ۱۲ ماه منتهی به خرداد ۱۴۰۵، نسبت به ۱۲ ماه منتهی به خرداد ۱۴۰۴ در گزارش مرکز آمار، برای مناطق شهری ۶۰.۳ درصد و در مناطق روستایی ۷۲.۴ درصد ثبت شده است.
همچنین تورم ماهانه خرداد، نسبت به شهریور در کل کشور ۵.۹ درصد، در مناطق شهری ۵.۸ درصد اما در مناطق روستایی ۶.۶ درصد گزارش شده است.
گروه خوراکیها، افزایش تا ۲۷۸ درصد
در گروه خوراکیها، روغن و چربیها بیشترین افزایش قیمت را داشتهاند.
تورم نقطه به نقطه این گروه در خردادماه ۲۷۸.۴ درصد گزارش شده است. تورم سالانه این گروه نیز در ۱۲ ماه منتهی به ماه خرداد، ۱۴۳ درصد و تورم ماهانه آن در خردادماه نسبت به اردیبهشت ماه، ۶۶ درصد بوده است.
در گزارش مرکز آمار، تورم نقطه به نقطه گوشت قرمز و ماکیان، ۱۷۸.۲ درصد، لبنیات و تخم مرغ، ۱۵۱.۹ درصد، چای و قهوه ۱۰۲ درصد و شکر و شیرینیجات، ۱۰۱.۶ درصد گزارش شده است.
تورم نقطه به نقطه سایر گروههای خوراکیها و آشامیدنیها بین ۶۴ تا ۱۰۰ درصد گزارش شده است.
تورم نقطه به نقطه دخانیات نیز ۱۷۳.۸ درصد و تورم سالانه این گروه ۹۵.۴ درصد گزارش شده است.
گروه مسکن و انرژی: افزایش تا ۱۰۹ درصد
تورم نقطه به نقطه اجاره مسکن ۳۱.۲ درصد و خدمات نگهداری و تعمیر واحدهای مسکونی ۷۷.۵ درصد گزارش شده است.
در این گروه، تورم نقطه به نقطه، آب، برق و سوخت ۱۰۹.۴ درصد گزارش شده است.
افزایش قیمت سایر بخشها
تورم نقطه به نقطه در گروه بهداشت و درمان، ۸۱.۴ درصد، در بخش خرید وسایل نقلیه، ۱۲۴.۱ درصد، در بخش استفاده از وسایل حمل و نقل شخصی ۹۷.۶ درصد، در بخش استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی ۸۲.۵ درصد، در بخش ارتباطات ۸۸.۲ درصد، در بخش تفریح و فرهنگ ۹۰.۴ درصد و در بخش آموزشی ۴۸.۴ درصد گزارش شده است.