• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

واشینگتن‌پست: ادعای قوی‌تر شدن جمهوری اسلامی پس از جنگ، «بی‌پایه» است

۵ تیر ۱۴۰۵، ۰۳:۳۹ (‎+۱ گرینویچ)

واشینگتن‌پست، در یادداشتی با استناد به ارزیابی دیوید آلبرایت، کارشناس شناخته‌شده برنامه‌های هسته‌ای، نوشت این ادعا که جمهوری اسلامی پس از جنگ با آمریکا قوی‌تر شده، «بی‌پایه» است.

واشینگتن‌پست نوشت دموکرات‌ها بارها گفته‌اند تصمیم دونالد ترامپ برای جنگ با جمهوری اسلامی نتیجه معکوس داشته و تهران را قوی‌تر کرده است.

این روزنامه در مقابل، به نقل از آلبرایت استدلال کرده که حملات هوایی آمریکا به تاسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی، از جمله مجتمع اصفهان، آسیب قابل توجهی وارد کرده و برنامه هسته‌ای تهران را برای سالها به عقب انداخته است.

این یادداشت در حالی منتشر شده که بحث در واشینگتن درباره نتیجه واقعی جنگ با جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد؛

مخالفان ترامپ می‌گویند جنگ امنیت آمریکا را افزایش نداده، اما حامیان او آن را ضربه‌ای جدی به توان هسته‌ای جمهوری اسلامی می‌دانند.

Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

افشای یک مخفیگاه زیرزمینی علی خامنه‌ای در عمق ۳۵ متری مجهز به اتاق ضد انفجار
۱
اختصاصی

افشای یک مخفیگاه زیرزمینی علی خامنه‌ای در عمق ۳۵ متری مجهز به اتاق ضد انفجار

۲

فرانت لاین دیفندرز: فشار بر جواد علی‌کردی پس از پیگیری مرگ مشکوک برادرش شدت گرفت

۳

پشت پرده عجیب‌ترین ترند فوتبال؛ راز جوراب‌های سوراخ‌ ستاره‌های جام جهانی چیست؟

۴

تیم ملی امروز عازم سیاتل می‌شود؛ ۱۳ عضو کاروان همچنان از ورود به آمریکا محروم هستند

۵

فیفا درخواست ایران و مصر را رد کرد؛ حضور پرچم‌های رنگین‌کمان در بازی ایران و مصر

•
•
•

انتخاب سردبیر

  • شهروندان: عاشورا و تاسوعای ما ۱۸ و ۱۹ دی‌ است
    روایت شما

    شهروندان: عاشورا و تاسوعای ما ۱۸ و ۱۹ دی‌ است

  • چگونه یک صرافی رمزارز به یکی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال پول‌های غیرقانونی ایران تبدیل شد

    چگونه یک صرافی رمزارز به یکی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال پول‌های غیرقانونی ایران تبدیل شد

  • کارزار کشف حقیقت؛ آنچه در بیمارستان غرضی اصفهان گذشت
    گزارش ویژه

    کارزار کشف حقیقت؛ آنچه در بیمارستان غرضی اصفهان گذشت

  • رییس سازمان اطلاعات استرالیا: جمهوری اسلامی همچنان تهدیدی جدی برای امنیت ماست

    رییس سازمان اطلاعات استرالیا: جمهوری اسلامی همچنان تهدیدی جدی برای امنیت ماست

  • قیمت نفت به سطح روز پیش از کشته شدن علی خامنه‌ای بازگشت

    قیمت نفت به سطح روز پیش از کشته شدن علی خامنه‌ای بازگشت

  • کانادا دانشجوی ایرانی را به ظن کمک به برنامه تسلیحاتی جمهوری اسلامی، «تهدید امنیتی» دانست

    کانادا دانشجوی ایرانی را به ظن کمک به برنامه تسلیحاتی جمهوری اسلامی، «تهدید امنیتی» دانست

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

مطالب بیشتر

میدل‌ایست آنلاین: توافق با تهران به آزمونی برای آمریکا و متحدان خلیج فارس تبدیل شده است

۵ تیر ۱۴۰۵، ۰۲:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)

مجله «میدل‌ایست آنلاین»، در تحلیلی نوشت چارچوب اولیه توافق دولت ترامپ با جمهوری اسلامی، به‌جای پایان دادن فوری به بحران، به منبع تازه‌ای از تنش سیاسی در واشینگتن و نگرانی در میان متحدان خلیج فارس تبدیل شده است.

بر اساس این تحلیل، مخالفت برخی جمهوری‌خواهان با توافق نشان می‌دهد ترامپ با چالشی دوگانه روبه‌روست: از یک‌سو باید به پایگاه سیاسی خود توضیح دهد چرا توافق با تهران از اهداف اولیه جنگ با جمهوری اسلامی کوتاه‌تر به نظر می‌رسد، و از سوی دیگر باید متحدان منطقه‌ای آمریکا را قانع کند که امتیازهای مالی و سیاسی احتمالی به تهران، به بازسازی قدرت نظامی جمهوری اسلامی منجر نخواهد شد.

میدل‌ایست آنلاین نوشت ماموریت مارکو روبیو در خلیج فارس نیز در همین نقطه دشوار شده است. او باید توافقی را برای متحدان واشینگتن توضیح دهد که هنوز درباره مفاد اصلی آن، از جمله کنترل تنگه هرمز، مشوق‌های مالی، بازرسی‌های هسته‌ای، برنامه موشکی جمهوری اسلامی و جنگ لبنان، روایت‌های متناقض وجود دارد.

این تحلیل نشان می‌دهد توافق اولیه با تهران، هنوز بیش از آنکه یک چارچوب تثبیت‌شده صلح باشد، صحنه‌ای برای آزمون اعتماد است؛ آزمونی هم در داخل حزب جمهوری‌خواه، هم میان واشینگتن و متحدان خلیج فارس، و هم در برابر جمهوری اسلامی که همچنان می‌کوشد نقش خود را در تنگه هرمز و معادلات منطقه‌ای حفظ کند.

100%

آن‌هِرد: جنگ با جمهوری اسلامی ونس را با بزرگ‌ترین دوراهی سیاسی‌اش روبه‌رو کرده است

۵ تیر ۱۴۰۵، ۰۱:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)

مجله آنلاین بریتانیایی «آن‌هِرد»، در گزارشی از گفت‌وگو با جی‌دی ونس، معاون رییس‌جمهوری آمریکا، نوشت جنگ ترامپ با جمهوری اسلامی، ونس را با بزرگ‌ترین دوراهی سیاسی دوران فعالیتش روبه‌رو کرده است.

ونس که به‌عنوان چهره شاخص جناح «خویشتن‌دار» در دولت ترامپ شناخته می‌شود، همواره از کاهش مداخله‌گری خارجی و تمرکز دوباره قدرت آمریکا بر داخل کشور دفاع کرده است. اما به نوشته «آن‌هِرد»، آغاز جنگ مستقیم با جمهوری اسلامی، او را ناچار کرده از سیاستی دفاع کند که در ظاهر با همین تصویر سیاسی در تضاد است.

در این گزارش آمده است ونس تلاش می‌کند نتیجه مذاکرات سوئیس با مقام‌های جمهوری اسلامی را نشانه‌ای از موفقیت راهبرد دولت ترامپ معرفی کند؛ راهبردی که به‌زعم او، استفاده از فشار نظامی برای رسیدن به سازوکارهای کنترل تنش و کاهش درگیری است.

«آن‌هِرد» نوشت اگر کانال ارتباطی تازه میان طرفین در دوحه، کار کند، این موضوع می‌تواند برای ونس نه فقط یک دستاورد دیپلماتیک، بلکه یک «راه نجات سیاسی» باشد؛ زیرا او باید به پایگاه سیاسی خود توضیح دهد که چگونه دفاع از یک جنگ مستقیم با حکومت ایران، همچنان با شعار «پرهیز از مداخله‌گری خارجی» دولت ترامپ، قابل جمع است.

100%

کشورهای عرب خلیج فارس و آمریکا، پس از جنگ به کجا خواهند رفت؟

۵ تیر ۱۴۰۵، ۰۱:۱۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
عطا محامد
کشورهای عرب خلیج فارس و آمریکا، پس از جنگ به کجا خواهند رفت؟
100%
مارکو روبیو در دیدار با وزاری امور خارجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در هتل ریتزکارلتون منامه، بحرین، ۴ تیر ۱۴۰۵، رویترز

جنگ ایران مفروضات نظم سیاسی-اقتصادی خاورمیانه و مدل امنیتی کشورهای عرب را که عمدتا بر قدرت آمریکا متکی بود، به چالش کشیده است. سفر وزیر خارجه آمریکا به منطقه نیز در چنین بستری معنا می‌یابد: آیا واشینگتن می‌تواند اقتدار هژمونیک خود را در این نظم امنیتی تازه، بازتعریف و حفظ کند؟

امضای یادداشت تفاهم میان آمریکا و جمهوری و مذاکراتی که بر مبنای آن شکل گرفت، اگرچه صدای انفجار‌ها را خاموش کرده، اما توازن قدرت منطقه‌ای را دگرگون نکرده است. منطقه در شرایطی از این نبرد بیرون آمده است که جمهوری اسلامی از نظر سیاسی-نظامی جسورتر شده و اعتماد کشورهای خلیج‌فارس به حمایت آمریکا به‌شدت متزلزل است.

جنگ نشان داد جمهوری اسلامی همچنان از ظرفیت اخلال در امنیت تنگه هرمز برخوردار است؛ واقعیتی که به‌سادگی از حافظه راهبردی کشورهای منطقه پاک نخواهد شد. اکنون پرسش این است که دولت‌های عربی خلیج فارس، در برابر این تفاهم‌نامه و در غیاب اعتماد راهبردی، چه خواهند کرد؟ واشینگتن نیز در چنین مقطعی دقیقا چه هدفی را در منطقه دنبال می‌کند، به‌ویژه آنکه بند چهارم تفاهم‌نامه می‌گوید: «آمریکا همچنین متعهد می‌شود ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی، نیروهای خود را از مجاورت جمهوری اسلامی ایران خارج کند.»

  • آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس: صلح پایدار مشروط به مقابله با تهدیدهای تهران است

    آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس: صلح پایدار مشروط به مقابله با تهدیدهای تهران است

به دنبال امنیت جدید

تنگه هرمز در کانون تغییراتی قرار دارد که جنگ در منطقه به وجود آورد. این تنگه از یک آبراه تجاری، به یک «نقطه کانونی منازعه» تبدیل شده که آسیب‌پذیری آن در جریان جنگ، معادلات استراتژیک منطقه را بازتعریف کرده است. برای کشورهای حاشیه خلیج فارس، این تنگه دیگر یک معبر امن بین‌المللی نیست، بلکه به مسیری «گروگان‌گیری‌شده» تبدیل شده که اختلال در آن، نه تنها صادرات انرژی، بلکه زنجیره‌های تامین کالاهای استراتژیک را نیز در سطح منطقه و جهان به خطر می‌اندازد. این تجربه به کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس نشان داد که امنیت ملی آنها به کنترل فیزیکی و حقوقی این گذرگاه حیاتی وابسته است؛ واقعیتی که ضرورت بازنگری در مدل‌های دفاعی و امنیتی را از یک انتخاب به یک الزام حیاتی تبدیل می‌کند.

اکنون چارچوبی میان آمریکا و جمهوری اسلامی در حال شکل‌گیری است که جایگاه کشورهای عربی خلیج فارس در آن شکننده به نظر می‌رسد و مساله تنگه هرمز همچنان به‌عنوان یکی از گره‌های اصلی توافق احتمالی باقی مانده است؛ به‌ویژه آنکه مقام‌های تهران، برخلاف موضع آمریکا و دولت‌های منطقه، گفته‌اند که با پایان دوره ۶۰ روزه مهلت مذاکرات، قصد دارند از این آب‌راه عوارض دریافت کنند. کشورهای عربی خلیج فارس نگران‌اند این چارچوب در عمل، به‌نوعی به نقش نظارتی ایران بر آبراهی مشروعیت دهد که امنیت اقتصادی‌شان به آن وابسته است. از این منظر، دولت‌های عربی خلیج فارس با یک تنگنای راهبردی روبه‌رو هستند؛ توافقی که شاید احتمال جنگ مستقیم را کاهش دهد، اما لزوما خطرات امنیتی و اقتصادی ناشی از آسیب‌پذیری تنگه هرمز را مهار نمی‌کند.

در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد که استراتژی پساجنگ کشورهای عربی خلیج فارس به سمت نوعی «عایق‌سازی ژئوپلیتیک» حرکت کرده است؛ رویکردی با هدف کاهش آسیب‌پذیری در برابر شوک‌های امنیتی و سیاسی در حوزه‌های مختلف. این دولت‌ها دیگر صرفا به دنبال یک «چتر امنیتی واحد» نیستند، بلکه می‌کوشند مسیرهای انرژی، سازوکارهای دفاعی و شرکای امنیتی خود را تنوع بخشند. توسعه خطوط لوله جایگزین، تنوع‌بخشی به خروجی‌های انرژی و سرمایه‌گذاری بر مسیرهای دریایی دور از دسترس ایران در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند. تلاش برای ایجاد سپرهای امنیتی جدید، از جمله همکاری‌های دفاعی عربستان با اوکراین نیز بخشی از همین روند است. هدف این رویکردها صرفا تقابل با تهران نیست، بلکه خروج از وابستگی «صفر و یکی» به ویژه در تنگه هرمز است. به بیان دیگر، این کشورها در حال گذار از یک وضعیت وابستگی صِرف به مدیریت چندلایه ریسک هستند؛ مدلی که در آن امنیت، نه فقط به حمایت آمریکا، بلکه به توان فنی، زیرساختی و سیاسی این کشورها برای حفظ تاب‌آوری در برابر تحولات ژئوپلیتیک وابسته است.

  • وزیر خارجه آمریکا: توافقی با ایران می‌خواهیم که قابل راستی‌آزمایی باشد

    وزیر خارجه آمریکا: توافقی با ایران می‌خواهیم که قابل راستی‌آزمایی باشد

روبیو در خاورمیانه

جنگ اخیر، بیش از آنکه صرفا در قالب پیروزی یا شکست نظامی قابل فهم باشد، مفروضات بنیادین نظم امنیتی منطقه را به چالش کشید؛ مفروضاتی که طی دهه‌های گذشته بر اتکای کشورهای عربی خلیج فارس به مشارکت راهبردی با آمریکا استوار بود. برای این دولت‌ها «مشارکت استراتژیک» با آمریکا یک «چتر بازدارنده» بود که نه‌تنها امنیت فیزیکی آنها را تضمین می‌کرد، بلکه به‌عنوان یک «سد روانی» در برابر هرگونه ماجراجویی منطقه‌ای عمل می‌کرد. با این حال، حملات ایران طی ۳۸ روز درگیری، این سد روانی را درهم شکست و نشان داد استقرار پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه، برخلاف انتظارات، این کشورها را از تبعات تقابل مستقیم میان واشینگتن و تهران مصون نکرد؛ بلکه آنها را به اهداف مستقیم ضربات متقابل بدل کرد. اکنون واشینگتن می‌کوشد بخشی از این اعتماد آسیب‌دیده را ترمیم کند و جایگاه خود را در معماری امنیتی تغییریافته خلیج فارس بازتعریف کند.

سفر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، با این پیام آغاز شد که واشینگتن می‌خواهد دغدغه کشورهای عربی خلیج فارس را بشنود،اما در عمل، گامی برای ترمیم جایگاه سیاسی-نظامی آمریکا در میان متحدان منطقه‌ای‌اش بود.روبیو همچنین ماموریت داشت نگرانی‌های عمیق این کشورها درباره یادداشت تفاهم را به گونه‌ای مدیریت کند که از گرایش نهایی آنها به سمت ائتلاف‌های جایگزین یا پذیرش نظم منطقه‌ای جدید بدون حضور آمریکا جلوگیری شود. او در این دیدارها با تاکید مکرر بر حفظ تعهدات امنیتی ایالات متحده، تصریح کرد: «ما هیچ اقدامی که امنیت متحدان دیرینه خود در منطقه را تضعیف کند، انجام نخواهیم داد.» این سخن، بخشی از استراتژی مهار بحران واشینگتن در منطقه است تا مانع خروج این کشورها از مدار امنیتی آمریکا در دوران پس از جنگ شود.

روبیو به منطقه سفر کرد تا به کشورهای عربی اطمینان دهد واشینگتن همچنان خود را به باز ماندن تنگه هرمز و آزادی ناوبری در آبراه متعهد می‌داند. تاکید او بر اینکه «هیچ کشوری روی کره زمین از دریافت عوارض در تنگه هرمز حمایت نمی‌کند» در همین چارچوب قابل فهم است: آمریکا می‌کوشد اقدام احتمالی جمهوری اسلامی برای دریافت عوارض را نه صرفا اختلافی دوجانبه با تهران، بلکه مساله‌ای جهانی و مغایر با اصل آزادی عبور و مرور در آبراه‌های بین‌المللی معرفی کند. به این ترتیب، روبیو در حال محدود کردن فضای مانور حقوقی تهران است تا هرگونه اقدام جمهوری اسلامی را از پیش، «غیرقانونی» جلوه دهد. اما همین راهبرد، پای کشورهای عربی را نیز به این بحران احتمالی می‌کشاند.

به نظر می‌رسد دستاورد مورد انتظار واشینگتن از این سفر، تثبیت دوباره همکاری‌های استراتژیک نظامی با کشورهای عربی خلیج فارس باشد. واشینگتن می‌کوشد با حفظ ساختار تفاهم‌نامه و نظارت بر آن، از یک سو نفوذ منطقه‌ای خود را با هزینه‌ای کمتر حفظ کند و از سوی دیگر، مانع از آن شود که خلاء قدرت ناشی از کاهش احتمالی حضور نظامی‌اش، از سوی رقبای جهانی یا بازیگران منطقه‌ای پر شود. از این منظر، می‌توان گفت هدف نهایی واشینگتن اعاده‌ جایگاه متزلزل شده پیشین خود در منطقه‌ای است که پیوندهای اقتصادی‌اش با امنیت جهانی گره خورده است.

خاورمیانه به کجا می‌رود؟

می‌توان گفت کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در حال گذار از «امنیت عاریه‌ای» به ساخت «امنیت چندوجهی» هستند. تجربه جنگ اخیر، محدودیت‌های ساختاری اتکای مطلق به قدرت‌های فرامنطقه‌ای را برای این دولت‌ها آشکار کرد و نشان داد که حضور نظامی قدرت‌های بزرگ لزوما به معنای مصونیت در برابر بحران نیست.از این منظر، پایتخت‌های عربی بیش از گذشته به این نتیجه رسیده‌اند که صلح و ثبات در خاورمیانه، نه صرفا محصول قدرت آمریکا، بلکه نتیجه یک فرآیند چند بُعدی است که باید با مشارکت بازیگران منطقه‌ای و شرکای متنوع‌تر مدیریت شود. این تلاش برای تغییر به معنای خروج از مدار اتحاد با غرب نیست، بلکه نشان‌دهنده کاهش «ضریب وابستگی» به تصمیم‌های واشینگتن و حرکت به سوی تقویت استقلال استراتژیک است؛ تلاشی برای پیشگیری از تبدیل‌شدن به میدان جنگ دیگران است.

از سوی دیگر کشورهای عربی خلیج فارس در تعامل با جمهوری اسلامی یک استراتژی «دو-لایه» را در پیش گرفته‌اند. لایه اول، تقویت بازدارندگی سخت از طریق توسعه صنایع دفاعی بومی و تقویت ساختارهای دفاعی جمعی است تا هزینه هرگونه تنش احتمالی برای تهران افزایش یابد. لایه دوم، حفظ و گسترش کانال‌های دیپلماتیک است که مستقل از نوسان‌های روابط واشینگتن-تهران پیش می‌رود. این کشورها احتمالا برای مدتی سیاست همزیستی‌ با تهران را دنبال خواهند کرد؛ سیاستی که الزاما به معنای نزدیکی سیاسی نیست، بلکه تلاشی است برای مدیریت تنش، محافظت از ثبات اقتصادی و تداوم جریان انرژی. با این حال، بی اعتمادی به جمهوری اسلامی در این کشورها نهادینه خواهد شد و همین بی‌اعتمادی است که همچنان آمریکا را به‌عنوان مهم‌ترین شریک امنیتی و نظامی این کشورها حفظ خواهد کرد، به ویژه که چین و روسیه علاقه‌ای به ورود در این زمینه نداشته‌اند.

خاورمیانه پس از جنگ، در جست‌وجوی یافتن نقطه‌ای تازه از تعادل است. در حال حاضر، رویای «خاورمیانه جدید» مبتنی بر حذف بازیگران مخالف، جای خود را به پذیرش اجباری واقعیت‌های میدانی داده است. امنیت کشورهای عربی پیرامون خلیج فارس احتمالا نه صرفا از طریق ائتلاف‌های نظامی، بلکه به‌تدریج از مسیر پیوندهای اقتصادی، کریدورهای انرژی و پیمان‌های تجارت منطقه‌ای تکمیل خواهد شد. با این حال، این مسیر همچنان با سطحی عمیق از بی‌اعتمادی تاریخی همراه است. این بی‌اعتمادی هر گام به سوی نظم جدید را کُند، پرهزینه و شکننده می‌کند.

تایمز اسرائیل: جی دی ونس با کانال تماس با سپاه پاسداران، بازدارندگی آمریکا را تضعیف می‌کند

۴ تیر ۱۴۰۵، ۲۳:۲۶ (‎+۱ گرینویچ)

تایمز اسرائیل در یادداشتی به‌شدت انتقادی نسبت به گفت‌وگوهای تهران و واشینگتن، نوشت که طرح ادعایی برای ایجاد کانال تماس میان سپاه پاسداران و فرماندهان سنتکام در دوحه، به معنای مشروعیت‌بخشی عملی به سپاه و تضعیف بازدارندگی آمریکا در خاورمیانه است.

این گزارش می‌گوید، قرار دادن سپاه در سازوکاری برای حل‌وفصل اختلافات مربوط به تنگه هرمز و لبنان، «دیپلماسی» نیست، بلکه به گفته او نشانه عقب‌نشینی آمریکا در برابر جمهوری اسلامی است.

تایمز اسرائیل افزوده، چنین کانالی، در عمل جایگاهی دائمی برای سپاه پاسداران در معادلات امنیت منطقه‌ای ایجاد می‌کند، در حالی که حکومت ایران، همچنان ابزارهایی چون موشک‌های بالیستیک، مین‌های دریایی و قایق‌های تندرو را برای تهدید تنگه هرمز حفظ کرده است.

در این گزارش همچنین آمده است که حذف اسرائیل از چنین سازوکاری درباره لبنان، به نیروی قدس سپاه و حزب‌الله امکان می‌دهد روایت‌های میدانی را سریع‌تر شکل دهند و بر قواعد درگیری اثر بگذارند.

تایمز اسرائیل از کنگره آمریکا خواست هرگونه تماس رسمی نظامی یا اطلاعاتی با سپاه پاسداران را ممنوع کند و هشدار داد که این روند می‌تواند متحدان آمریکا در منطقه را به سازش بیشتر با رژیم جمهوری اسلامی سوق دهد.

پولیتیکو: تنگه هرمز بعید است به وضعیت پیش از جنگ بازگردد

۴ تیر ۱۴۰۵، ۲۳:۰۳ (‎+۱ گرینویچ)

پولیتیکو در گزارشی تحلیلی نوشت با وجود آغاز دوباره عبور برخی کشتی‌های گرفتار از تنگه هرمز، بعید است این گذرگاه راهبردی در کوتاه‌مدت، یا حتی در بلندمدت، به وضعیت پیش از جنگ بازگردد.

در این گزارش که پنجشنبه ۴ تیر منتشر شد، آمده است آتش‌بس شکننده به آزاد شدن بخشی از ترافیک دریایی کمک کرده، اما خطر عبور از هرمز از بین نرفته است. به نوشته پولیتیکو، برخورد یک پرتابه ناشناس با یک کشتی در حال عبور از تنگه، باعث شد سازمان بین‌المللی دریانوردی به‌طور موقت طرح تخلیه و عبور ایمن کشتی‌ها را متوقف کند.

برت اریکسون، مدیر شرکت مشاوره ریسک «ابسیدین ریسک ادوایزرز»، به پولیتیکو گفت تنگه هرمز اکنون «کارکرد پیشین خود را از دست داده» و بعید است دوباره به مسیر کلیدی پیش از جنگ تبدیل شود.

به نوشته پولیتیکو، این وضعیت در کوتاه‌مدت می‌تواند قیمت کالاها، به‌ویژه در آسیا، را بالا نگه دارد و در بلندمدت کشورها را به سرمایه‌گذاری بیشتر در مسیرهای جایگزین، خطوط لوله و انرژی‌های پاک برای کاهش وابستگی به هرمز سوق دهد.