ایران ۰-۳ آمریکا؛ پنجمین شکست تیم ملی والیبال در لیگ ملتها

تیم ملی والیبال ایران در ششمین بازی خود در لیگ ملتها با نتیجه ۰-۳ برابر آمریکا شکست خورد. پنجمین باخت شاگردان پیاتزا در این رقابتها با نتایج ۲۳-۲۵، ۲۰-۲۵ و ۲۹-۳۱ رقم خورد.

تیم ملی والیبال ایران در ششمین بازی خود در لیگ ملتها با نتیجه ۰-۳ برابر آمریکا شکست خورد. پنجمین باخت شاگردان پیاتزا در این رقابتها با نتایج ۲۳-۲۵، ۲۰-۲۵ و ۲۹-۳۱ رقم خورد.







تلگراف گزارش داد که فدراسیون فوتبال قطر در جریان جام جهانی ۲۰۲۶ هزینه سفر، بلیت مسابقات، اقامت در هتل و حملونقل حدود هزار نفر از هواداران این کشور را برای حضور در آمریکا و کانادا تقبل کرده است؛ اقدامی که با هدف ایجاد فضای پرشور در ورزشگاهها و حمایت از تیم ملی قطر انجام شده است.
بر اساس این گزارش، بسیاری از افرادی که در برنامه موسوم به «هیات هواداران قطر» حضور داشتهاند، بلیت رایگان مسابقات و امکانات کامل سفر دریافت کردهاند. تلگراف همچنین مدعی شده برخی از این افراد ارتباط مستقیمی با قطر نداشته و حتی تعدادی از آنها پیش از این هرگز تجربه حضور در یک مسابقه فوتبال را نداشتهاند.
فدراسیون فوتبال قطر پیشتر با انتشار بیانیهای اعلام کرده بود هزینه بلیت هواپیما، اقامت در هتل و حملونقل محلی حدود هزار نفر از هواداران را پرداخت میکند تا فضای مناسبی برای حمایت از تیم ملی این کشور در جام جهانی ایجاد شود. طبق این بیانیه، هدف از اجرای این برنامه کمک به ایجاد جو پرشور در ورزشگاهها و حمایت از بازیکنان در رقابتهای جهانی بوده است.
تلگراف نوشته است دامنه این طرح فراتر از آن چیزی بوده که پیشتر اعلام شده بود و برخی از افراد حاضر در مسابقات، بلیت رایگان دیدارهای دیگر تیمهای منطقه از جمله عربستان را نیز دریافت کردهاند. تعدادی از هواداران حاضر در گفتوگو با این روزنامه گفتهاند که پس از انتشار خبر این برنامه، افراد زیادی برای دریافت بلیت و امکانات سفر ثبتنام کردهاند.
در دیدار قطر و بوسنی و هرزگوین در سیاتل، که با شکست ۳ بر ۱ قطر همراه شد، گزارش شده تعداد قابل توجهی از تماشاگران حاضر در جایگاههای منتسب به قطر از طریق همین برنامه در مسابقه حضور یافته بودند. با وجود حذف قطر از رقابتها پس از مرحله گروهی، هواداران این تیم در ورزشگاه به تشویق تیم خود ادامه دادند.
در پایان مسابقه، یولن لوپتگی، سرمربی قطر، از هواداران تیمش قدردانی کرد و گفت با وجود آنکه در اقلیت بودند، تا آخرین لحظه از تیم حمایت کردند و میتوانند به عملکرد بازیکنان افتخار کنند.
هلند در آخرین دیدار خود در مرحله گروهی به مصاف تونس میرود؛ مسابقهای که پیروزی در آن صعود این تیم به مرحله حذفی را قطعی خواهد کرد و حتی ممکن است صدرنشینی گروه را نیز برای نارنجیها به همراه داشته باشد اما آیا تا به حال از خود پرسیدهاید چرا رنگ پیراهن تیم ملی هلند نارنجی است؟
هلندیها در تمام مسابقات خود در جام جهانی، مطابق معمول با پیراهن نارنجیرنگ مشهورشان به میدان رفتهاند.
با توجه به این که پرچم هلند از رنگهای قرمز، سفید و آبی تشکیل شده، شاید عجیب به نظر برسد که تیم ملی فوتبال این کشور با لقب «نارنجیها» شناخته میشود.
البته هلند تنها کشوری نیست که رنگ پیراهن تیم ملیاش با رنگهای پرچم آن تفاوت دارد. برای مثال، پیراهن سفید مشهور آلمان نیز تضاد آشکاری با رنگهای قرمز، مشکی و زرد پرچم این کشور دارد.
اما دلیل نارنجی بودن پیراهن و نشان تیم ملی هلند کاملا منطقی است؛ این رنگ به خاندان اورانژ-ناسائو، خانواده سلطنتی هلند، تعلق دارد.
در هلند، «شاهزاده اورانژ» لقب و عنوانی بسیار مهم به شمار میرود و همین موضوع نشاندهنده جایگاه ویژه رنگ نارنجی در فرهنگ این کشور است.
به همین دلیل، تنها تیم ملی فوتبال هلند نیست که از رنگ نارنجی استفاده میکند.
تیمهای ملی هاکی و راگبی هلند نیز با همین رنگ به میدان میروند و بسیاری از تیمهای ورزشی دیگر این کشور نیز چنین رویهای دارند. حتی هواداران مکس فرستاپن، ستاره فرمول یک هلند، اغلب با پرچمهای نارنجی و گاهی حتی مشعلهای نارنجیرنگ در مسابقات حاضر میشوند.
اگرچه در بریتانیا این تیم بیشتر با نام «اورانژه» شناخته میشود، برخی رسانهها در هلند از لقب «پرتقال کوکی» یا «نارنجی کوکی» نیز برای اشاره به تیم ملی استفاده میکنند.
جالب است بدانید که چند قرن پیش، پرچم هلند در ابتدا از رنگهای آبی، سفید و نارنجی تشکیل شده بود. اما از حدود سال ۱۶۳۰ استفاده از پرچمهایی با نوار قرمز رواج بیشتری پیدا کرد و پس از سال ۱۶۶۰ نسخه دارای نوار نارنجی بسیار نادر شد.
سرانجام چند قرن بعد، ملکه ویلهلمینا در فرمانی که در ۱۹ فوریه ۱۹۳۷ صادر شد، اعلام کرد: «رنگهای پرچم پادشاهی هلند قرمز، سفید و آبی است.»
درخشش ژاپن در جام جهانی ۲۰۲۶ باعث شده تا بار دیگر برنامههای صد ساله و ۴۵ ساله این کشور برای توسعه فوتبال و قهرمانی در جام جهانی، به تیتر یک رسانههای جهان تبدیل شود؛ آیا ژاپن میتواند در جام جهانی ۲۰۵۰ قهرمان جهان شود؟
آنژه پوستکوگلو، سرمربی پیشین تاتنهام که در بین سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۱ هدایت یوکوهاما اف مارینوس را بر عهده داشت و این تیم را در سال ۲۰۱۹ به قهرمانی جیلیگ رساند، در جریان کارشناسی بازی ژاپن و تونس برای شبکه آیتیوی، گفت: «ژاپنیها خودشان را کشوری در حال توسعه میبینند و برای آینده برنامهای روشن دارند. آنها چشمانداز ۱۰۰ ساله فوتبالشان را با دقتی مثالزدنی دنبال میکنند.»
هرچند میان «چشمانداز صدساله» جیلیگ که در سال ۱۹۹۲ تدوین شد و برنامه بلندمدت فدراسیون فوتبال ژاپن برای قهرمانی در جام جهانی تا سال ۲۰۵۰ که در سال ۲۰۰۵ شکل گرفت، تفاوت وجود دارد. هر دو برنامه کاملا با فرهنگ ژاپنی هماهنگ هستند؛ موضوعی که تضاد آشکاری با بسیاری از فدراسیونهای دیگر دارد، از جمله تونس که درست پیش از دیدار با ژاپن سرمربی خود را اخراج کرد.
بر اساس گزارش دیلیمیل، از جمله پایههای اصلی برنامه سال ۱۹۹۲، ایجاد فضاهای سبز و امکانات ورزشی در شهرها و همچنین توسعه فوتسال و فراهم کردن شرایطی بود که خانوادهها و جوامع محلی بتوانند بهراحتی از آن لذت ببرند.
شان کارول، روزنامهنگار فوتبال ساکن توکیو و نویسنده کتاب «میان خطوط؛ مسیریابی در دنیای فوتبال ژاپن» میگوید: «رویکرد بلندمدت و جزئینگر فوتبال ژاپن طی بیش از ۳۰ سال گذشته معجزه کرده و نادیده گرفتن آنها اشتباه بزرگی خواهد بود. باشگاههایی که بهجای وابستگی به شرکتها در دل جوامع محلی شکل گرفتند، پیوندهای عمیقی با مردم ایجاد کردند. سطح فنی بازی افزایش یافت و فوتبال در کشوری که نه آن زمان و نه امروز ورزش شماره یک محسوب نمیشود، توجه بیشتری جلب کرد.»
او در ادامه اشاره میکند که این روند به کودکان هدف و انگیزه داد. آنها بزرگ شدند، وارد جیلیگ شدند و سپس راهی اروپا شدند. به این ترتیب چرخه پیشرفت سرعت گرفت، چون نسلهای بعدی دیدند که حضور در بزرگترین لیگهای جهان یک هدف دستیافتنی است.
تام بایر، مربی آمریکایی که در سال ۱۹۸۸ دوران بازیگری خود را در ژاپن به پایان رساند و از آن زمان در توکیو زندگی میکند، یکی از افرادی بود که در راهاندازی زنجیرهای از مدارس فوتبال بر پایه روشهای ویل کوور، مربی مشهور هلندی، نقش داشت. روش کوور بر کنترل توپ، حرکات سریع پا و نبردهای تکبهتک تمرکز داشت.
برنامه سال ۱۹۹۲ جیلیگ بستر مناسبی برای توسعه این ایدهها فراهم کرد. بایر خیلی زود به چهرهای شناختهشده در ژاپن تبدیل شد و در برنامههای تلویزیونی کودکان و همچنین مجموعه مانگایی با عنوان «بیایید فوتبال را امتحان کنیم با تامسان» حضور یافت. فلسفه اصلی این طرح آن بود که فوتبال باید از خانه آغاز شود؛ از زمانی که کودکان نوپا برای نخستین بار توپ را زیر پای خود احساس میکنند.
بایر میگوید: «آنچه ژاپن را متمایز میکند، فرهنگی است که تمرین بیش از حد را میپذیرد. والدین ژاپنی قبول میکنند که فرزند ششسالهشان پس از ورود به ورزش سازمانیافته، چهار بار در هفته و هر بار سه ساعت، در تمام ۱۲ ماه سال تمرین کند.»
او در ادامه میگوید: «بهترین سن برای یادگیری مهارتها بین دو تا پنج سالگی است. مدارس کوور نیز نقش مهمی ایفا کردند و دو کاپیتان فعلی تیم ملی، اندو و مینامینو که متاسفانه مصدوم هستند، محصول همین سیستم بودند. بسیاری از بازیکنان کنونی تیم ملی نیز در چنین فضایی رشد کردهاند.»
بایر گفت: «ژاپن نخستین بار در سال ۱۹۹۸ به جام جهانی راه یافت و از آن زمان در تمام دورههای این رقابتها حضور داشته است. فرهنگ ژاپنی فرهنگی فروتنانه است، اما سه عامل اصلی در پیشرفت فوتبال این کشور نقش داشتهاند؛ انضباط، تکرار و تعهد به کسب مهارت. سه عاملی که شاید خیلی زودتر از آنچه تصور میشد، ثمره نهایی خود را نشان دهند.»
سایت گل در تبوتاب جام جهانی با حضور رونالدو و مسی، دو فوقستاره در آستانه بازنشستگی، و امباپه و هالند، دو فوقستاره کنونی فوتبال اروپا، ارزیابی کرده که بهدلیل بازی امباپه و هالند در دو لیگ متفاوت و همچنین رابطه بین آنها، این دوئل هرگز به سطح رقابت رونالدو و مسی نمیرسد.
تنها دو هفته از جام جهانی گذشته و کیلیان امباپه و ارلینگ هالند هر دو با چهار گل در جستوجوی رسیدن به کفش طلای جام جهانی در هفته سوم با یکدیگر نبرد مستقیمی خواهند داشت اما همچنان نگاهها معطوف به لیونل مسی و کریستیانو رونالدو است.
فاصلهای به اندازه دو لیگ
شاید مهمترین دلیل این موضوع آن باشد که هر یک در لیگی متفاوت بازی میکنند. هالند در مسیر تبدیلشدن به یکی از نمادهای لیگ برتر انگلستان با پیراهن منچسترسیتی قرار دارد و امباپه نیز یکی از تازهترین کهکشانیهای رئال مادرید در لالیگا به شمار میرود.
این وضعیت با توجه به این که منچسترسیتی از نظر محبوبیت جهانی در سطح برخی رقبای سنتی خود در لیگ برتر نیست نیز پیچیدهتر میشود؛ چرا که بسیاری از هواداران بیطرف با موفقیتهای مدرن این باشگاه که با حمایت ابوظبی همراه بوده، ارتباط چندانی برقرار نمیکنند.
در اوج رقابت مسی و رونالدو، این دو در دو سوی الکلاسیکو قرار داشتند؛ دورهای که فوتبال اسپانیا عملا به سلطه بارسلونا و رئال مادرید محدود شده بود.
تنش میان این دو غول فوتبال با حضور چهرههایی مانند ژوزه مورینیو و سرخیو راموس و همچنین نبردهای بزرگ اروپایی تشدید میشد، هرچند بارسلونای درخشان آن دوران اغلب دست بالا را مقابل رئال داشت.
این که هالند و امباپه تنها در لیگ قهرمانان اروپا و رقابت برای کفش طلای اروپا بهصورت مستقیم با یکدیگر رقابت میکنند، باعث شده جدال شخصی آنها هرگز به اندازه کافی داغ و پررنگ نشود.
سرنوشت متفاوت در عرصه ملی
یکی دیگر از عوامل مهم در شکل نگرفتن این رقابت، شرایط نروژ در سالهای گذشته بوده است. این کشور تا همین اواخر در سطح ملی از صحنه رقابتهای بزرگ دور مانده بود و به همین دلیل جام جهانی ۲۰۲۶ نخستین تورنمنت مهم دوران حرفهای هالند در ۲۵ سالگی محسوب میشود.
در مقابل، این پنجمین حضور امباپه در مرحله نهایی یک تورنمنت بزرگ است و او یکی از دلایل اصلی قرار گرفتن فرانسه در جمع مدعیان در تمام این سالها بوده است؛ بازیکنی که در سال ۲۰۱۸ و در دوران نوجوانی جام جهانی را فتح کرد.
ناتوانی هالند در حضور در رقابتهای مهم ملی باعث شده بود بخش مهمی از این رقابت بهاصطلاح بزرگ شکل نگیرد. با این حال، نروژ این بار یکی از تیمهای شگفتیساز احتمالی مسابقات به شمار میرود و امیدوار است با ثبت نتایجی درخشان، به رشد این رقابت کمک کند.
رقابتهای مسی و رونالدو در تیمهای ملی نیز به اندازه موفقیتهای باشگاهی آنها جذاب بود. هر دو برای تیمهایی بازی میکردند که مدعی قهرمانی در جام جهانی بودند و موفق شدند افتخارات قارهای مانند جام ملتهای اروپا و کوپا آمریکا را نیز به دست آورند.
احترام متقابل
به نظر میرسد میان دو ستاره نسل جدید احترام متقابل زیادی وجود دارد. امباپه و هالند بارها از یکدیگر تمجید کردهاند. در مقابل، در دوران اوج مسی و رونالدو هیچگاه به روشنی مشخص نشد که آنها چه نظری درباره یکدیگر دارند و حتی برخی معتقد بودند بهویژه در دوران اوج رقابت الکلاسیکو، رابطه چندان خوبی با هم نداشتند.
البته در سالهای اخیر این دو اسطوره فوتبال اختلافات گذشته را کنار گذاشتهاند و در کمپینهای تبلیغاتی برندهایی مانند لویی ویتون و لگو نیز در کنار یکدیگر همکاری کردهاند.
هالند در مصاحبهای با کانال پلاس در سال ۲۰۲۳ درباره امباپه گفت: «او فوقالعاده قدرتمند است. فرانسویها خیلی خوششانس هستند که چنین بازیکنی برای تیم ملیشان بازی میکند. البته دوست داشتم او برای نروژ بازی کند، اما چنین چیزی ممکن نیست. او بازیکنی شگفتانگیز است؛ بسیار سریع، بسیار قدرتمند و سالهاست که در بالاترین سطح عملکرد درخشانی دارد. او فقط دو سال از من بزرگتر است؟ واقعا باورنکردنی است. گاهی باید به خودت یادآوری کنی که او هنوز ۱۰ سال دیگر هم میتواند در بالاترین سطح فوتبال بازی کند. او پدیده است.»
بازی کنگو و کلمبیا در ورزشگاه آکرون مکزیک، میزبان یکی از منحصربهفردترین هواداران تاریخ فوتبال بود؛ میشل انکوکا مبولادینگا، معروف به «لومومبا ویا» (لومومبا زنده است)، که با شباهت ظاهری عجیب و ادای احترام به پاتریس لومومبا، رهبر استقلال کنگو، به شهرت جهانی رسیده است.
کنگو پس از ۵۲ سال (از زمان جام جهانی ۱۹۷۴ که با نام زئیر شناخته میشد) برای دومین بار به جام جهانی صعود کرد.
کنگو در بازی اول برابر پرتغال، با ضربه سر یوآن ویسا، اولین گل و امتیاز تاریخ خود در جام جهانی را کسب کرد.
مبولادینگا که به دلیل الزامات قرنطینه ابولا و پیش از آن، صادر نشدن بهموقع ویزا برای بازی پلیآف مقابل جامائیکا، دیدارهای قبلی را از دست داده بود، سرانجام در بازی با کلمبیا به استادیوم رسید.
مبولادینگا که در جام ملتهای آفریقای ۲۰۲۵ مراکش به شهرت رسید، تنها یک هوادار فوتبالی نیست، بلکه نمادی از تاریخ رنج مردم کنگو است.
او یک ساعت قبل از بازی، با کتی به رنگ پرچم کشورش روی سکوی پشت نیمکت مستقر شد و با آغاز مسابقه، با دست راست برافراشته، ۹۰ دقیقه بدون حرکت ایستاد؛ ژستی که از مجسمه یادبود لومومبا در کینشاسا گرفته شده است.
او این کار را انجام میدهد تا به جهانیان یادآوری کند که استقلال کنگو با چه خوندلها و مبارزاتی به دست آمده است. مبولادینگا با این نمایش سکوت و ایستادگی، تلاش میکند آرمانهای فراموششده لومومبا یعنی اتحاد، غرور ملی و ایستادگی در برابر ظلم استعمار را به نسلهای جدید یادآوری کند.
پاتریس لومومبا، نخستین نخستوزیر کنگو پس از استقلال از بلژیک در سال ۱۹۶۰، با سخنرانی تاریخی خود علیه استعمار، به نماد ملیگرایی تبدیل شد؛ مردی که مالکم اکس او را «بزرگترین مرد سیاهپوست قاره آفریقا» نامید.
لومومبا تنها هفت ماه بعد، در ژانویه ۱۹۶۱ در ۳۵ سالگی کشته شد. پیکر او را مثله و در اسید حل کردند و تنها یک دندان روکشطلا از او باقی ماند که یک افسر بلژیکی آن را ربود و سرانجام در سال ۲۰۲۲ به کنگو بازگردانده و دفن شد.
نمایش سکوت مبولادینگا، حتی دادگاههای بلژیک را مجبور به بازگشایی پرونده کشتن لومومبا کرده است.