افزایش بیسابقه جنگها در جهان؛ ۲۰۲۵ مرگبارترین سال از زمان نسلکُشی رواندا شد
بقایای حملات اسرائیل به اردوگاه آوارگان فلسطینی در خان یونس در جنوب باریکه غزه، ۷ ژوئن ۲۰۲۶، رویترز/رمضان عابد
یک پژوهش تازه نشان میدهد شمار درگیریها میان دولتها در سال ۲۰۲۵ به بالاترین سطح از زمان پایان جنگ جهانی دوم رسید و شمار سالانه کشتهشدگان درگیریها نیز در این سال، بالاترین رقم ثبتشده از زمان نسلکشی رواندا بود.
بر اساس پژوهش تازه محققان دپارتمان «صلح و تعارض» دانشگاه اوپسالا در سوئد که سهشنبه ۱۹ خرداد در نشریه «مطالعات صلح» دانشگاه آکسفورد منتشر شد، در سال ۲۰۲۵، ۶۵ درگیری فعال در جهان ثبت شد. از این میان، هشت درگیری در دسته «درگیریهای مستقیم میان دولتها» قرار گرفتهاند؛ رقمی که نسبت به سال پیش دو برابر شده و بالاترین شمار این نوع درگیریها از زمانی است که برنامه «دادههای منازعات» در دانشگاه اوپسالا در سال ۱۹۴۶ آغاز شد.
هشت درگیری مستقیم میان دولتها، جنگهای روسیه و اوکراین، جنگ ۱۲روزه، درگیریها میان هند و پاکستان، تایلند و کامبوج، درگیریهای اسرائیل در سوریه و یمن، درگیری مرزی میان افغانستان و پاکستان و تنشها در دریای سرخ و خلیج عدن میان آمریکا و بریتانیا در یک سو و حوثیهای یمن از سوی دیگر را شامل میشود.
باقی درگیریها به نوشته این مقاله، درگیریهای داخلی و نبرد میان نیروهای دولتی در کشورها با گروههای شورشی و مخالفان مسلح بود.
شانس دیویس، تحلیلگر ارشد برنامه دادههای منازعات به رادیوی عمومی آمریکا گفت: «اکنون شاهد افزایش آشکار درگیریها میان دولتها هستیم. برای مدت طولانی، جنگهای میاندولتی بهنسبت نادر بودند، اما تحولات سالهای اخیر از افزایش تنشهای بینالمللی و تغییر در نظم امنیتی جهانی حکایت دارد.»
بیشترین شمار کشتهشدگان از نسلکُشی رواندا در سال ۱۹۹۴
دادههای این پژوهش نشان میدهد شمار کشتهشدگان در سال ۲۰۲۵ به بالاترین رقم ثبتشده از سال ۱۹۹۴ رسید و حدود ۲۴۴ هزار و ۶۰۰ نفر در درگیریها کشته شدند. این رقم در سال ۲۰۲۴، ۱۸۷ هزار نفر بود.
ترزه پترسون، تحلیلگر ارشد و مدیر پروژه در برنامه دادههای منازعات اوپسالا، به رادیوی عمومی آمریکا گفت: «موضوع فقط افزایش شمار درگیریها نیست، بلکه سطح بسیار بالای خشونت مرگبار نیز مطرح است. شاهد افزایش چشمگیر خشونت علیه غیرنظامیان هستیم، بهخصوص در سودان.»
در این پژوهش، درگیریها در چند دسته اصلی طبقهبندی شدهاند. نخست، «خشونت مبتنی بر دولت» که جنگهای داخلی و همچنین جنگهای میان کشورها را در بر میگیرد؛ در این نوع درگیریها، دستکم یکی از طرفها دولت است. جنگهای اوکراین، سودان و غزه در این دسته قرار گرفتهاند.
دسته دوم، «خشونت غیردولتی» است که به درگیری میان دو گروه غیردولتی اشاره دارد؛ از جمله درگیریهای فرقهای در پاکستان یا خشونتهای مرتبط با کارتلها در مکزیک.
دسته سوم، «خشونت یکطرفه» است؛ خشونتی که در آن غیرنظامیان هدف قرار میگیرند، مانند سرکوب اعتراضات در تانزانیا از سوی دولت در سال گذشته یا حملات گروههای شورشی به غیرنظامیان در جمهوری دموکراتیک کنگو.
بر اساس این پژوهش، از میان ۶۵ درگیری ثبتشده در سال ۲۰۲۵، ۱۳ مورد به سطح «جنگ» رسیدند؛ تعریفی که به درگیریهایی با بیش از هزار کشته در میدان نبرد طی یک سال اطلاق میشود.
جنگ روسیه و اوکراین مرگبارترین جنگ سال ۲۰۲۵
جنگ روسیه و اوکراین مرگبارترین درگیری میاندولتی بود و ۶۲ درصد از کل کشتهشدگان مرتبط با نبرد را به خود اختصاص داد.
در سال ۲۰۲۵، ۷۷ هزار و ۷۰۰ نفر در روسیه و ۱۴ هزار نفر در اوکراین کشته شدند. با توجه به اینکه طرفهای درگیر بهطور منظم آمار کشتهها را منتشر نمیکنند، پژوهشگران اوپسالا برای رسیدن به این آمار از منابع علنی گوناگون، از جمله شبکههای اجتماعی، استفاده کردهاند.
آنها نتیجه گرفتهاند که در بازه زمانی مورد مطالعه شمار کشتههای روسیه در میدان نبرد افزایش یافته و تلفات اوکراین بهنسبت ثابت مانده است.
جنگ اسرائیل و حماس با ۱۴ هزار و ۴۰۰ کشته در سال ۲۰۲۵ دومین درگیری مرگبار ثبت شده در این پژوهش است. به نوشته محققان این رقم به دلیل آتشبس در ماههای پایانی سال نسبت به سال ۲۰۲۴ کاهش داشت.
درگیریها در سودان با ۱۲ هزار و ۲۰۰ کشته سومین درگیری مرگبار دولتی شناخته شد. پژوهشگران تاکید کردهاند که این رقم فقط جنگ میان نیروهای دولتی و نیروهای شبهنظامی پشتیبانی سریع را در بر میگیرد.
سودان از نظر خشونت علیه غیرنظامیان در صدر فهرست این پژوهش قرار دارد. در بخشی از گزارش آمده است: «تنها پس از تصرف شهر الفاشر سودان در سال گذشته، دهها هزار غیرنظامی سودانی در کشتارهای جمعی به دست نیروهای پشتیبانی سریع کشته شدند.»
درگیریهای شدید در دارفور که از سال ۲۰۰۳ آغاز شده بود، در سال ۲۰۱۷ پایان یافت. با این حال خشونتهای پراکنده قومی از آن زمان تا کنون ادامه داشت و در سال گذشته به درگیریهایی خونبار و شدید تبدیل شد
دولت ایالات متحده در سال ۲۰۲۳ اعلام کرد که تجدید خشونتها در این منطقه به حدی است که میتوان گفت یک نسلکُشی مجدد در حال وقوع است.
دلیل افزایش جنگها
یکی از دلایلی که پژوهشگران برای افزایش درگیریها در جهان طی دهه گذشته مطرح کردهاند، تغییر در نظم بینالمللی است؛ نظمی که از زمان جنگ جهانی دوم به رهبری آمریکا شکل گرفته بود.
در این پژوهش آمده است: «با استناد به راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵ آمریکا، این کشور اکنون علیه نظمی که خود آن را شکل داده بود، عمل میکند. شمار بسیار بالای درگیریها و جنگهای ثبتشده در سال ۲۰۲۵، بهویژه رکوردشکنی شمار درگیریهای میاندولتی، به استدلال شمار فزایندهای از صاحبنظران اعتبار میبخشد که معتقدند جهان با پایان «صلح آمریکایی» و نظم جهانی لیبرال روبهروست.»
با این حال در این گزارش تاکید شده است که دادههای مورد بررسی به پژوهشگران اجازه نمیدهد میان تغییرات مشخص در سیاست آمریکا و افزایش شمار درگیریهای ثبتشده در سال ۲۰۲۵ که با نخستین سال دولت دوم دونالد ترامپ همزمان است، رابطه علتومعلولی مستقیم برقرار کند.
پژوهشگران همچنین هشدار دادهاند که علت درگیریها و جنگها هرچه باشد، به نظر نمیرسد سال ۲۰۲۶ از سال گذشته آرامتر باشد.
یافتههای یک پژوهش تازه نشان میدهد برخی افراد بیش از دیگران تحت تاثیر نشانههای دیداری و شنیداری محیط اطراف خود قرار میگیرند و همین مساله میتواند آنها را در چرخهای از تصمیمهای پرخطر یا زیانبار گرفتار کند.
بر اساس پژوهشی که از سوی انجمن علوم اعصاب آمریکا منتشر شد، مغز انسان بهطور مداوم اطلاعاتی مانند تصاویر، صداها و فضاهای آشنا را با پیامدهای بعدی آنها پیوند میدهد.
این فرآیند که «یادگیری تداعیگر» نام دارد، به افراد کمک میکند بر پایه تجربههای قبلی، سریعتر تصمیم بگیرند و از خطر دوری کنند.
با این حال، پژوهشگران میگویند این سیستم در همه افراد به یک شکل عمل نمیکند.
این تحقیق توضیح میدهد که چگونه سازوکارهای طبیعی یادگیری در مغز، در بعضی افراد بهجای کمک به تصمیمگیری بهتر، به تداوم انتخابهای نامطلوب منجر میشود.
نقش نشانهها در تصمیمگیری نادرست
به گفته جوزپه دی پلگرینو، سرپرست این مطالعه از دانشگاه بولونیا، افراد از نظر میزان اتکا به نشانههای محیطی برای تصمیمگیری تفاوت چشمگیری با یکدیگر دارند.
برخی افراد هنگام تصمیمگیری بهشدت به تصاویر و صداهای اطراف خود وابستهاند، در حالی که گروهی دیگر انعطافپذیری بیشتری دارند و کمتر تحت تاثیر این محرکها قرار میگیرند.
به گفته پژوهشگران، مشکل زمانی بروز میکند که معنای این نشانهها دستخوش تغییر میشود.
برای نمونه، اگر یک محیط یا صدای آشنا که پیشتر با پاداش همراه بوده، بهتدریج به پیامدهای پرخطر یا نامطلوب منجر شود، مغز همه افراد نمیتواند این تغییر را بهدرستی ثبت کند.
در افرادی که حساسیت بالایی به نشانهها دارند، مغز در «بهروزرسانی» این آموختهها ناتوان میماند و همچنان بر اساس الگوهای قدیمی واکنش نشان میدهد.
در نتیجه این افراد، حتی پس از تجربه شکست یا زیان، همان انتخابهای قبلی را تکرار میکنند.
در این شرایط، نشانههای محیطی بهجای آنکه راهنمایی مفید باشند، به عامل اصلی هدایت رفتار تبدیل میشوند و ترک عادتهای زیانبار را دشوارتر میکنند.
این یافتهها میتواند به درک بهتر الگوهای رفتاری در اعتیاد، اختلالات وسواسی و اضطراب کمک کند.
تیم تحقیقاتی قصد دارد این نوع الگوی یادگیری را در میان افراد دارای اختلالات بالینی مورد بررسی قرار دهد.
هدف آنها یافتن پاسخ روشنتری برای این پرسش است که آیا حساسیت بیش از حد به نشانههای محیطی میتواند یکی از دلایل اصلی تداوم الگوی تصمیمگیریهای پرخطر در این گروهها باشد.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.