ابوالفضل جاهدی؛ جوانی که در آرزوی آتشنشان شدن کشته شد
ابوالفضل جاهدی، جوان ۱۹ ساله ساکن رباط کریم، چند ساعت پیش از تکمیل ثبت ناماش در دانشگاه آتشنشانی، شامگاه ۱۹ دیماه با شلیک مستقیم گلوله به سر کشته شد.
ابوالفضل جاهدی؛ جوانی که در آرزوی آتشنشان شدن کشته شد
ابوالفضل جاهدی، جوان ۱۹ ساله ساکن رباط کریم، چند ساعت پیش از تکمیل ثبت ناماش در دانشگاه آتشنشانی، شامگاه ۱۹ دیماه با شلیک مستقیم گلوله به سر کشته شد.
طبق اطلاعات رسیده، قرار بود او صبح روز ۲۰ دی برای تکمیل ثبتنام به دانشکده آتشنشانی برود. او نگران هزینه لباسهای آتشنشانی بود، اما به خانوادهاش گفته بود بیشتر کار میکند و پول لازم را خودش به دست میآورد.
بر اساس روایت یکی از دوستان ابوالفضل که هنگام وقوع حادثه در کنار او بوده، این جوان در جریان اعتراضات خیابان بخشداری رباط کریم، پشت یک سطل زباله پناه گرفته بود. به دلیل کفشهای سنگینش نمیتوانست بهسرعت فرار کند و از آنجا که قد بلندی داشت، بخشی از سرش از پشت سطل دیده میشد. تکتیرانداز او را هدف قرار داد و گلوله به سرش اصابت کرد.
جمجمه ابوالفضل بر اثر اصابت گلوله شکافته شد و او در همان محل جان باخت. دوستش پیکر او را با تاخیر به بیمارستان فاطمه زهرا در رباط کریم منتقل کرد، اما هنگام تحویل پیکر، تلفن همراه، مدارک و لباسهای ابوالفضل در اختیار ماموران قرار گرفت و به خانواده بازگردانده نشد.
خانواده ابوالفضل ابتدا تصور میکردند او از ناحیه پا زخمی شده است. پدرش با همین تصور به بیمارستان رفت تا او را به خانه بازگرداند، اما با پیکری درون کاور سیاه مواجه شد.
بیمارستان همان شب پیکر را به خانواده تحویل نداد و آنها را برای یافتن ابوالفضل به کهریزک فرستاد. طبق اطلاعات رسیده، پدر ابوالفضل ناچار شد در میان شمار زیادی از پیکرهای کشتهشدگان جستوجو کند و یافتن و تحویل پیکر فرزندش دو تا سه روز طول کشید. او در شرایطی امنیتی، شبانه و بدون حضور اقوام و آشنایان به خاک سپرده شد.
ابوالفضل از حدود ۱۵ سالگی کار میکرد. به مکانیکی علاقه داشت و مدتی بهعنوان شاگرد مکانیک فعالیت کرده بود. همچنین شبها تراکت پخش میکرد و در تالارهای پذیرایی بهعنوان گارسون کار میکرد؛ گاهی تا ساعت دو یا سه بامداد سر کار میماند و صبح روز بعد به مدرسه میرفت.
او حتی در روزهایی که پول کرایه نداشت، مسیر مدرسه را پیاده طی میکرد. ابوالفضل با پسانداز درآمد خود یک موتورسیکلت دست دوم خریده بود، اما تنها دو ماه فرصت کرد از آن استفاده کند.
طبق گزارش رسیده به ایراناینترنشنال، ابوالفضل اسکندری، ۱۹ ساله، در اعتراضات ۱۸ دی اراک با اصابت گلوله جنگی به ریه و پشت گردن کشته شد.ابوالفضل تنها سه ماه بود که خدمت سربازی خود را آغاز کرده بود و در کنار سربازی، برای کمک به تامین هزینههای خانواده در یک مکانیکی نیز کار میکرد.
بنا بر این گزارش، پیکر او چهار روز پس از کشته شدن به خانواده تحویل داده شد. همچنین خانوادهاش تحت فشار قرار گرفتند و از آنان تعهد گرفته شد که مراسم خاکسپاری را بدون اطلاعرسانی و در سکوت برگزار کنند.
بر اساس این گزارش، برای جلوگیری از حضور مردم در مراسم خاکسپاری، مسیرهای منتهی به محل برگزاری مراسم بسته شد و مراسم در فضایی امنیتی برگزار شد.
این گزارش همچنین حاکی است که خانواده ابوالفضل اسکندری تحت فشار قرار گرفتند تا سنگ مزار او با عنوان «بنیاد شهید» نصب شود.
پیکر ابوالفضل اسکندری در روستای جمالآباد از توابع اراک به خاک سپرده شد.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی است جواد شایگانملک، ۳۸ ساله و پدر دو فرزند، در اعتراضات ۱۹ دیماه در قرچک هدف شلیک قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان ستاری، به او تیر خلاص زده شد.
به گفته یکی از نزدیکان، جواد را در خیابان رها کرده بودند و مردم او را به بیمارستان منتقل کردند.
بر پایه این اطلاعات، او از بالای ساختمان سنتنیال در قرچک هدف شلیک تکتیرانداز قرار گرفت.
نیروهای سپاه پاسداران برای سرکوب معترضان در این ساختمان مستقر شده بودند.
مجموعه بزرگ سنتنیال بهدلیل موقعیت مرتفع و اشراف کامل به مرکز شهر، کلانتری قرچک و مسیرهای منتهی به بیمارستان «شهید ستاری»، به یک موقعیت استراتژیک برای سرکوب بدل شده بود.
تکتیراندازها از همه فضاهای موجود در سنتینال یعنی طبقات بالایی، پشتبام و فضاهای مشرف به خیابان برای هدف گرفتن مردم استفاده کردند.
بر اساس گزارشها، ماموران ابتدا با گاز اشکآور به معترضان حمله کردند اما با ادامه حضور مردم، سرکوب شکل دیگری پیدا کرد و تیراندازی مستقیم در دستور کار قرار گرفت.
منابع نزدیک به خانواده شایگانملک همچنین گفتند پس از کشته شدن جواد، تحت فشار قرار گرفتند تا او را شهید معرفی کنند و به آنها گفته شد در صورت نپذیرفتن این موضوع، پیکر تحویل داده نخواهد شد.
به گفته نزدیکان این خانواده، برای تحویل پیکر جواد از آنها پول دریافت شد.
یکی از این نزدیکان به ایراناینترنشنال گفت در ۱۹ دیماه در بیمارستان ستاری قرچک، به شماری از مجروحان تیر خلاص زده شد و آنها را در بیمارستان کشتند.
میدان کلانتری قرچک و مسیرهای منتهی به بیمارستان ستاری، در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی به یکی از کانونهای اصلی سرکوب معترضان تبدیل شد.
در دو شب ۱۸ و ۱۹ دیماه، دهها نفر از جمله فرزانه جهانبخشی، حسین بخشی، حمید صالحی، امیر یکتایی یگانه، منصور ضیایی و لیلا شکری، به دست نیروهای سرکوب در قرچک کشته شدند.
به گفته شاهدان، افراد در حال فرار یا پناه گرفتن هدف گلوله قرار گرفتند.
برخی روایتها حاکی است که پیکرهای کشتهشدگان و مجروحان با خودروهای ون و حتی کانتینرها، به سرعت جمعآوری و به نقاط دیگری از جمله بیمارستان ستاری منتقل میشدند.
روایتها و مستندات تازهای که منابع آگاه و شاهدان عینی از رشت برای ایراناینترنشنال ارسال کردند، ابعاد تازهای از سرکوب تمام عیار مردم در شبهای ۱۸ و ۱۹ دیماه در این شهر را برملا میکند.
روایتها و مستندات تازه شامل شلیک به قصد کشت، ممانعت از امدادرسانی به مجروحان، دریافت پول از خانواده کشتهشدگان در ازای تحویل پیکر و فشار بر آنها برای خاکسپاری مخفیانه و جلوگیری از برگزاری مراسم است.
ایراناینترنشنال در کارزار مردمی، به دنبال ثبت و مستندسازی حقیقت درباره کشتار دیماه در رشت است. اگر شاهد عینی آن شبها بودهاید، یا از خانواده و نزدیکان کشتهشدگان این شهر هستید، روایت و اطلاعات خود را از طریق چتبات اینتلمدیا با ما در میان بگذارید و در برملا کردن ابعاد این کشتار مشارکت کنید.
یکی از شاهدان عینی در روایت خود از صبح ۱۹ دیماه در رشت گفت، حدود ساعت پنج صبح، هنوز حجم گسترده دود و آتش در منطقه شهرداری زبانه میکشیده است.
به گفته این شاهد، خیابانهای منتهی به شهرداری، از جمله خیابان نامجو، خیابان امام، خیابان شهرداری و مسیر بازار به سمت میدان صیقلان، بهشدت آسیب دیده و بخشهایی از شهر سوخته بوده: «شهر در صبح ۱۹ دی بوی دود میداد. رد خون بر خیابان شهرداری و سعدی به وضوح دیده میشد. اثر دستهای خونی معترضان روی دیوارهای شهر بود. بسیجیها در میدان سبزهمیدان با اسپری مشغول پاک کردن شعارها بودند و بخشهای وسیعی از بازار بهطور کامل سوخته بود.»
انتقال پیکرها با وانت و ماشین زباله
یک شاهد عینی به ایراناینترنشنال گفت صبح ۱۹ دیماه چند وانت شهرداری از خیابان شهرداری خارج شدند و در پشت یکی از این وانتها، پیکر تعدادی از کشتهشدگان قرار داشت که روی آن با پارچه پوشانده شده بود.
ایراناینترنشنال همچنین گزارشهای متعدد و معتبری دریافت کرده است که نشان میدهند پیکر برخی کشتهشدگان در رشت با ماشینهای حمل زباله جمعآوری و بهصورت پنهانی منتقل شدهاند.
شاهدان گفتند برخی مجروحان هم در میان پیکرهای منتقل شده به باغ رضوان حضور داشتند.
یک منبع مطلع گفت که در یک مورد، یکی از مجروحان که همراه با پیکر کشتهشدگان به باغ رضوان منتقل شده بود، موفق به فرار شد و مدتی در یکی از جنگلهای اطراف پنهان ماند.
اطلاعات تازهای به ایراناینترنشنال رسیده است که نشان میدهد در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه، پیکر شماری از کشتهشدگان در رشت به سولهای در جاده تهران، در فاصله میان باغ رضوان و سراوان، منتقل شده است.
این سوله با رنگهای قرمز، سفید و سبز رنگآمیزی شده و هیچ تابلوی مشخص یا نشان رسمی ندارد.
پیکرهای کشتهشدگان پیش از دفن یا انتقال به محلهای دیگر، بهطور موقت در این مکان نگهداری شدهاند.
این گزارشها در کنار روایتهای پیشین درباره انتقال پیکرها با وانتهای شهرداری، ماشینهای حمل زباله و دفنهای پنهانی در باغ رضوان، ابعاد گستردهتری از روند مخفیسازی و جابهجایی پیکرهای جانباختگان رشت را نشان میدهند.
شلیک به مردم و روایت استفاده از دوشکا
در روایتهای رسیده به ایراناینترنشنال آمده است که نیروهای سرکوبگر، مردمی را که وارد برخی محدودههای نظامی شهر شده بودند، با سلاح سنگین به رگبار بستند.
بر اساس این روایتها، محدوده استانداری رشت یکی از محلهای اصلی کشتار معترضان در ۱۸ و ۱۹ دیماه بوده است.
به گفته یک شاهد عینی، نیروهای بسیج و سپاه پاسداران با هدایت جمعیت به سمت استانداری، معترضان را در مسیری قرار دادند که امکان خروج و عقبنشینی برای آنان محدود بود.
بر اساس این روایتها، پس از باز شدن درهای استانداری، نیروهای مسلح به سوی مردم شلیک کردند.
این روایتها نشان میدهند سرکوب در رشت به خیابانهای اطراف شهرداری، بازار، خیابان نامجو و درمانگاه سجاد محدود نبوده و محدوده استانداری نیز یکی از نقاط مهم تیراندازی و کشتار معترضان بوده است.
گزارشها از درخواست پول برای تحویل پیکر
اطلاعات رسیده حاکی از فشارهای شدید امنیتی بر خانواده کشتهشدگان است.
از برخی خانوادهها برای تحویل پیکر فرزندانشان درخواست پول شده و مبلغ مطالبهشده بسته به وضعیت مالی خانوادهها متفاوت بوده است.
بر اساس این روایتها، از بعضی خانوادهها چند صد میلیون و در مواردی حتی بیش از یک میلیارد تومان درخواست شده است.
یک شاهد عینی گفت از یک خانواده خواسته شده بود برای دریافت پیکر، علاوه بر پرداخت پول، یک جعبه شیرینی هم همراه خود ببرند.
به گفته او، این درخواست بخشی از روند تحقیرآمیز برخورد با بازماندگان بوده است.
در روایتهای رسیده همچنین آمده است که به خانواده برخی کشتهشدگان، اجازه غسل پیکر نزدیکانشان داده نشد.
یک شاهد عینی به ایراناینترنشنال گفت ماموران به یک خانواده گفتند «کشتهشدگان نجساند» و پیکرها باید همانطور خونآلود و با لباس، دفن شوند.
بر اساس این روایتها، دفن پیکرها اغلب در ساعات پایانی شب یا نزدیک سحر، با حضور محدود اعضای خانواده و تحت فشار نیروهای امنیتی انجام شده است.
محل دفن بسیاری از قربانیان در بخشهای انتهایی باغ رضوان رشت است.
خانوادهها گفتهاند در جریان تحویل گرفتن و خاکسپاری پیکرها، بارها تحقیر و تهدید شدند.
کارزار ایراناینترنشنال برای ثبت حقیقت کشتار رشت
ایراناینترنشنال با راهاندازی کارزار ثبت و مستندسازی کشتار دیماه در رشت، از شاهدان عینی، خانوادههای جانباختگان، کادر درمان، کارکنان خدمات شهری، رانندگان، کسبه بازار و همه کسانی که اطلاعات، تصویر، ویدیو یا سندی از آن روزها دارند، میخواهد روایتهای خود را ارسال کنند.
هدف این کارزار، شناسایی قربانیان، ثبت مسیر انتقال پیکرها، روشن کردن نقش نهادهای امنیتی و شهری، و جلوگیری از پاک شدن آثار یکی از خونینترین سرکوبها در ایران است.
سامان جعفرپورمقدم، ۳۸ ساله و اهل فولادشهر اصفهان در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه کشته شد. او طی نخستین ساعات تجمعات اعتراضی در مقابل دادگستری فولادشهر، از پشت سر هدف گلوله جنگی قرار گرفت و پیکرش ۱۰ روز بعد به خانواده تحویل داده شد.
بنا بر روایت نزدیکانش، یکی از دوستان سامان با خانواده تماس گرفت و خبر مجروح شدن او را به پدرش داد.
پدر سامان بلافاصله خود را به بیمارستان رساند و با صحنه انتقال مجروحی غرق در خون به اورژانس مواجه شد که بعدتر مشخص شد فرزندش است.
شدت خونریزی سامان به حدی بود که تلاش کادر درمان برای نجاتش نتیجه نداد و او در بیمارستان جان باخت.
به گفته شاهدان عینی، پس از جانباختن سامان، خانواده او را از بیمارستان بیرون کردند.
صبح روز بعد، زمانی که پدر سامان برای پیگیری وضعیت فرزندش به بیمارستان مراجعه کرد، به او گفته شد که حدود ساعت چهار صبح تمامی پیکرها از بیمارستان منتقل شدهاند.
براساس این گزارشها، خانواده پس از آن نزدیک به ۱۰ روز جستوجو، سرانجام در ۲۶ دیماه پیکر سامان جعفرپورمقدم را از باغ رضوان اصفهان تحویل گرفتند و ۲۷ دیماه، او را در آرامستان فولادشهر به خاک سپردند.
تصاویر و اطلاعاتی درباره یکی از مجروحان اعتراضهای دیماه رشت به ایران اینترنشنال ارسال شده که نشان میدهد یک جوان ۱۹ ساله با گلولههای ساچمهای در بدن به مدت چند ماه در بیمارستان بستری بوده و جراحت جدی به ریهاش وارد شده است.
یکی از نزدیکان این معترض مجروح به ایران اینترنشنال گفت که گلوله ساچمهای به زیر قلب این جوان اصابت کرد، به ریهاش آسیب زد و پزشکان ناچار به خارج کردن طحال او شدند. همچنین بخشی از روده او برداشته شده است.
این جوان ۱۹ ساله همراه با بردار کوچکترش در تجمع شرکت کرده بود و خودش را مقابل برادرش سپر کرد و هدف تیر قرار گرفت.
یک منبع نزدیک گفت که مسئولان بیمه از پرداخت هزینهها برای مجروحان اعتراضها خودداری کردهاند.