عراقچی: اگر اسرائیل به لبنان حمله کند، ما پاسخ میدهیم
عراقچی به المیادین گفت تماسها با آمریکا قطع نشده اما پیشرفتی در مذاکرات حاصل نشده و متنها در حال بررسی است. او افزود شرط آمریکا تسلیم بیقید و شرط بوده که رخ نخواهد داد و در صورت حمله اسرائیل به بیروت، جمهوری اسلامی قاطعانه پاسخ خواهد داد.
بلومبرگ بر اساس سندی محرمانه که از سوی این رسانه مشاهده شده است، گزارش داد که خطر تلاش پنهانی جمهوری اسلامی با هدف دستیابی به سلاح هستهای، امروز نسبت به پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه بیشتر است.
این رسانه چهارشنبه ۱۳ خرداد در مقالهای، با استناد به صحبتهای دو دیپلمات ارشد آشنا با سند محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی نوشت، این گزارش نشان میدهد دو جنگ اخیر چگونه به ایجاد معضلات هستهای تازهای منجر شدهاند که پیشتر وجود نداشت.
بلومبرگ در توضیح دقیقتر این سند نوشت: «آژانس بینالمللی انرژی اتمی به کشورهای عضو درباره خطرات تازه اشاعه هستهای هشدار داده است. این خطرها از ذخایر بزرگ اورانیوم با غنای نزدیک به سطح ساخت بمب در ایران ناشی میشود. پیش از حمله هوایی ژوئن ۲۰۲۵ (خرداد ۱۴۰۱) که آغازگر جنگی ۱۲روزه بود، این مواد برای اطمینان از اینکه به سمت ساخت تسلیحات منحرف نشدهاند، تحت بازرسی هفتگی آژانس قرار داشتند. اکنون دیگر چنین نیست.»
دیپلماتهای ارشد که بهشرط ناشناس ماندن با این رسانه مصاحبه کردهاند، گفتند هرچه این مواد مدت بیشتری خارج از پادمانهای آژانس باقی بمانند، خطر استفاده احتمالی از آنها با اهداف غیرصلحآمیز افزایش مییابد.
در این سند محرمانه ۱۱۹ صفحهای که ماه گذشته در وین در اختیار کشورها قرار گرفت، تاکید شده است که آژانس بینالمللی انرژی اتمی نمیتواند درباره وضعیت این مواد هستهای به جمعبندی برسد.
در بخش دیگری از این سند آمده است: «این موضوع موجب نگرانی از منظر اشاعه میشود، زیرا این مواد هستهای که آژانس قادر به راستیآزمایی آنها نیست، مقدار زیادی اورانیوم با غنای بالا را شامل میشود.»
این هشدار در حالی مطرح میشود که رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ۱۲ اردیبهشت در جریان بازدید از نیروگاه هستهای براکه در امارات متحده عربی گفت در پی جنگ ۴۰ روزه، بخش بزرگی از فعالیتهای هستهای ایران متوقف شده و قرار گرفتن این برنامه در معرض حملات نظامی، ارزیابی آژانس از برنامه هستهای جمهوری اسلامی را بهطور بنیادین تغییر داده است.
تازهترین گزارش موسسه علوم و امنیت بینالملل که ۱۶ اردیبهشت منتشر شد از اقدامهای احتمالا دفاعی جمهوری اسلامی در سایت زیرزمینی کوه کلنگ در جنوب مجتمع هستهای نطنز خبر داد.
بر اساس این گزارش دو دهانه تونل شرقی این سایت بهطور جزئی با «مواد خاکی خاکستری» مسدود شدهاند. اقدامی که ظاهرا با هدف جلوگیری از ورود خودرو به این دو دهانه انجام گرفته است.
برنامه هستهای جمهوری اسلامی و نگرانی آمریکا از احتمال دستیابی آنها به سلاح هستهای، مهمترین محل اختلاف حکومت ایران با ایالات متحده است. تهران همواره اتهام تلاش برای رسیدن به سلاح اتمی را رد کرده است، از سوی دیگر غرب و در راس آنها آمریکا بر اساس گزارشهای اطلاعاتی میگویند تهران تلاشهای خود برای رسیدن به سلاح هستهای را پشت برنامههای صلحآمیز هستهای پنهان میکند.
همزمان با مذاکرات جاری میان آمریکا و جمهوری اسلامی که یکی از محورهای آن ضرورت تعلیق برنامه هستهای است، والاستریت ژورنال، ۱۵ اردیبهشت نیز در سرمقالهای هشدار داد جمهوری اسلامی تلاش میکند چارچوب توافق را «مبهم» نگه دارد و سپس اجرای آن را فرسایشی کند؛ موضوعی که به نوشته این روزنامه، ضرورت تعیین دقیق خطوط قرمز آمریکا را دوچندان میکند.
بر اساس گفتوگوی والاستریت ژورنال با مقامهای ارشد، آمریکا در مذاکرات خواهان آن است که جمهوری اسلامی بهطور رسمی اعلام کند به دنبال سلاح هستهای نیست، تاسیسات فردو، نطنز و اصفهان برچیده شوند، هرگونه فعالیت هستهای زیرزمینی ممنوع شود و بازرسیهای فوری و بدون محدودیت، همراه با مجازات برای تخلف، انجام گیرد.
این روزنامه نوشت واشینگتن همچنین خواهان توقف ۲۰ ساله غنیسازی اورانیوم در ایران و تحویل تمام مواد غنیشده است. در مقابل، جمهوری اسلامی باید تنگه هرمز را ابتدا بهصورت تدریجی و سپس بهطور کامل بازگشایی کند؛ اقدامی که همزمان با کاهش تدریجی محاصره آمریکا انجام خواهد شد.
بلومبرگ اواخر آبان سال گذشته نیز در گزارشی، ابهام در وضعیت برنامه هستهای جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه را «عمیقتر» از پیش از وقوع این جنگ خوانده و نوشته بود که با در نظر گرفتن توقف بازرسی تاسیسات هستهای واقع در ایران از سوی جمهوری اسلامی و نامعلوم ماندن محل ذخایر اورانیوم با غنای بالا، آژانس با وضعیت مبهم و «بهشدت نگرانکنندهای» مواجه است.
در آن گزارش آمده بود که تصاویر ماهوارهای جدید از فعالیتهای تازهای در اطراف سایتهای بمبارانشده هستهای در فردو، نطنز و اصفهان حکایت دارند اما بازرسان نمیدانند این فعالیتها صرفا با هدف «پاکسازی» انجام میشوند یا «انتقال مواد هستهای».
سازمان حقوق بشر کارون گزارش داد حکم اعدام حسن مصلاوی (طرفی)، زندانی سیاسی ۳۸ ساله عرب، پس از تایید در دیوان عالی کشور، در روزهای گذشته در زندان شیبان اهواز به او ابلاغ شده است. اتهامهای این زندانی سیاسی «محاربه با خدا» و «عضویت در گروههای عرب مخالف جمهوری اسلامی» عنوان شده است.
بر اساس این گزارش، حکم اعدام مصلاوی از سوی شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور عینا تایید شده بود، اما ابلاغ آن به این زندانی سیاسی تا خرداد سال جاری به طول انجامید.
مصلاوی سال ۱۴۰۱ از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شد و مرداد ۱۴۰۲، مهران مهماننواز، رییس شعبه اول دادگاه انقلاب ماهشهر، او را در حکمی غیابی به اعدام محکوم کرد.
مصلاوی پیشتر نیز در سال ۱۳۹۸ همراه با شماری از فعالان فرهنگی عرب بازداشت شده و بیش از ۱۰ ماه در وضعیت بلاتکلیف در حبس به سر برده بود.
۱۴ خرداد امسال را میتوان در نقطه تلاقی چهار روایت متفاوت دید: غیبت خامنهای، سالگرد مرگ خمینی، جشن غدیر و تعطیلاتی که برای بسیاری از ایرانیان فرصتی برای سفر و فراغت است.
برای بیش از سه دهه، ۱۴ خرداد یکی از مهمترین روزهای تقویم سیاسی جمهوری اسلامی بود. سالگرد مرگ روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، نه فقط یک مراسم یادبود، بلکه یکی از مهمترین نمایشهای سیاسی نظام محسوب میشد.
این مراسم هر سال با حضور مقامهای ارشد، پوشش گسترده رسانههای حکومتی و سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی برگزار میشد، اما ۱۴ خرداد امسال با تمام سالهای گذشته تفاوت دارد.
این نخستین مراسم سالگرد مرگ خمینی است که پس از کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور ایران، برگزار میشود. فردی که در ۳۶ سال گذشته، مهمترین چهره این مراسم بود.
در دهههای قبل، سخنرانی سالانه رهبر جمهوری اسلامی در «حرم خمینی» به بخش اصلی مراسم تبدیل شده بود. سخنرانیای که بسیاری آن را مهمترین موضعگیری سیاسی سالانه دیکتاتور پیشین ایران میدانستند.
امسال اما این جایگاه خالی است و برگزارکنندگان مراسم اعلام کردهاند بهجای سخنرانی رهبر جدید جمهوری اسلامی، پیام او قرائت خواهد شد.
رهبر زیرزمینی جمهوری اسلامی تاکنون هیچ حضور عمومیای نداشته و قرار نیست در مراسم امسال سخنرانی کند. به این ترتیب، برای نخستین بار در دهههای اخیر، سالگرد ۱۴ خرداد بدون حضور رهبر در جایگاه سخنران اصلی برگزار میشود.
حذف مهمانان خارجی و مراسم «تجدید میثاق»
در سه دهه گذشته، مراسم ۱۴ خرداد علاوه بر جنبه نمادین، نمایش قدرت سازمانی جمهوری اسلامی نیز به شمار میرفت.
هزاران نفر از شهرهای مختلف با اتوبوسهای سازماندهیشده به تهران منتقل میشدند، هیاتهای خارجی در مراسم حضور مییافتند و مقامهای ارشد سیاسی و نظامی در برنامههای مختلف سالگرد شرکت میکردند.
اما امسال دامنه مراسم محدودتر شده است.
مسئولان برگزاری اعلام کردهاند برخلاف سالهای گذشته، برنامههای گسترده «تجدید میثاق» مسئولان برگزار نمیشود و از بسیاری از مقامها و نهادها برای حضور در این برنامهها دعوت نشده است.
همچنین مهمانان خارجی نیز در این مراسم حضور نخواهند داشت.
تلاقی سوگ و سرور
در کنار این تحولات سیاسی، یک اتفاق کمسابقه تقویمی به مراسم امسال رنگ و بوی متفاوتی داده است.
سالگرد مرگ خمینی با «عید غدیر» همزمان شده است. عیدی که شیعیان آن را سالروز اعلام جانشینی علی بن ابیطالب از سوی پیامبر اسلام میدانند و از مهمترین اعیاد مذهبی آنان به شمار میرود.
همزمانی این دو مناسبت باعث شده برای نخستین بار دو روایت متفاوت در یک روز قرار بگیرند؛ روایت سوگواری برای بنیانگذار جمهوری اسلامی و روایت جشن مذهبی غدیر.
نشانههای این تغییر حتی در تصمیمهای اجرایی نیز دیده میشود: در سالهای گذشته، سینماهای کشور در روزهای ۱۴ و ۱۵ خرداد بهطور کامل تعطیل بودند و اکران فیلمها متوقف میشد، اما امسال بهدلیل همزمانی با عید غدیر، سینماها از ساعت ۱۸ فعالیت خود را از سر میگیرند و اکرانهای شبانه برپا خواهد بود.
این اتفاق نشان میدهد فضای جشن غدیر بخشی از محدودیتهای مرسوم این دو روز را کمرنگ کرده است.
همزمان، تهران خود را برای یکی از بزرگترین جشنهای خیابانی عید غدیر آماده میکند. هزاران موکب در مسیر خیابانهای انقلاب و آزادی مستقر خواهند شد و بخش بزرگی از مرکز پایتخت در اختیار برنامههای جشن قرار میگیرد که این تصویر با فضای سنتی سالگرد ۱۴ خرداد تفاوتی آشکار دارد.
تقابل روایت حکومتی و تبوتاب جادهها
البته برای بخش بزرگی از جامعه ایران، ۱۴ و ۱۵ خرداد سالهاست معنایی متفاوت پیدا کرده است. این دو روز به تدریج به یکی از مهمترین تعطیلات ابتدای تابستان تبدیل شدهاند و بسیاری از خانوادهها از آن برای سفرهای کوتاه، دیدارهای خانوادگی یا استراحت استفاده میکنند.
برای بسیاری از جوانانی که سالها پس از انقلاب متولد شدهاند، این روزها بیش از آن که یادآور رویدادهای تاریخی باشند، بخشی از تقویم تعطیلات سالانهاند.
اهمیت سیاسی این روز اما در جای دیگری نهفته است.
مراسم سالگرد خمینی یکی از مهمترین آیینهایی بود که پیوند میان بنیانگذار جمهوری اسلامی و جانشین او را به نمایش میگذاشت.
اکنون هر دو چهره از صحنه غایباند و مراسمی که زمانی یکی از مهمترین نمایشهای اقتدار نظام محسوب میشد، در فضایی برگزار میشود که بیش از هر زمان دیگری با جشن، سفر و زندگی روزمره مردم گره خورده است.
شاید به همین دلیل، ۱۴ خرداد امسال تنها یک سالگرد نباشد، بلکه نشانهای از تغییر جایگاه نمادهایی باشد که جمهوری اسلامی دههها برای ساختن و حفظ آنها سرمایهگذاری کرده بود.
مراسمی که زمانی یکی از مهمترین آیینهای سیاسی نظام به شمار میرفت، اکنون در سایه غیبت چهرههای اصلی، جشن غدیر و تعطیلات عمومی برگزار میشود. ترکیبی که بیش از هر چیز، تغییر رابطه جامعه با نمادها و آیینهای رسمی جمهوری اسلامی را به نمایش میگذارد.
پیامهای ارسالی شهروندان به ایران اینترنشنال حاکی از آن است که مقامهای حکومت همچنان سیاست بهکارگیری کودکان برای مقاصد نظامی و تسلیحاتی از جمله ایستبازرسیها را ادامه میدهند. همزمان نهادهای نظامی اقدام به جذب کودکان و دانشآموزان در «مدارس پلیس» کردهاند.
بحران اقتصادی و تمرکز حکومت روی پایگاهسازی
یک شهروند از فریدونکنار در پیام خود با اشاره به بحران اقتصادی و معیشتی نوشت: «رکود، تورم، فقر و فلاکت بیداد میکند و این نشانه فروپاشی اقتصادی است. با بچههای ۱۰ تا ۱۲ ساله ایست بازرسی راه انداختهاند و با غذا و پرداخت هزینه، دور میدانهای شهر افراد را جمع میکنند تا قدرتنمایی کنند.»
این سیاست در حالی پیش میرود که بحران آموزش و بلاتکلیفی و فشار روانی در مدارس بهدلیل مشخص نبودن شیوه و چگونگی برگزاری امتحانات نهایی و همچنین کنکور موجب اعتراضات در تهران و شهرهای دیگر شده است.
مخاطبی دیگر از استان تهران نیز در زمینه سوءاستفاده از کودکان نوشته است: «همه ایست بازرسیهای شهریار شده بچههای زیر ۱۶ سال با یک چراغقوه دستشان، واقعا خنده داره.»
ایستگاههای آموزش نظامی در تجمعات
مقامهای جمهوری اسلامی همچنین از کودکان و دانشآموزان در تجمعات حکومتی استفاده کردهاند. در این تجمعات ایستگاههایی برپا شده که در آن اسلحه به دست کودکان داده میشود تا کار با آن را بیاموزند.
یک شهروند از تهران در این زمینه نوشت: «چند نفر بچه ایستبازرسی گذاشتهاند و اصلا معلوم نیست دنبال چه هستند. ایستگاه صلواتی هم راه انداختهاند و به امتی که در خانهاش چای پیدا نمیشود، چای میدهند. طرفدارانشان همینقدر ارزان هستند.»
این اقدام در استانهای دیگر نیز روایت شده است. یک مخاطب از استان هرمزگان نوشت: «ایست بازرسی در ورودی شهر بستک هرمزگان هرشب ساعت ۱ تفنگ دست بچهها میدهند.»
شهروندی از کلاردشت مازندران نیز از تحویل و آموزش کار با اسلحه به کودکان در کلاردشت روایت کرده است.
این سیاست جمهوری اسلامی نقض کنوانسیونهای بینالمللی حقوق کودک به شمار میرود.
استفاده از کودکان برای اهداف نظامی و امنیتی در جمهوری اسلامی سابقهای چند دههای دارد. در جریان جنگ هشتساله با عراق هزاران نوجوان به جبههها اعزام شدند و برخی از آنها در عملیاتهای نظامی جان خود را از دست دادند. همچنین در سالهای پس از جنگ، آموزشهای نظامی در قالب درس «آمادگی دفاعی» و فعالیتهای بسیج دانشآموزی در مدارس ادامه یافته است.
جذب کودکان از طریق ساختارهای آموزشی
بسیج دانشآموزی و بسیج دانشجویی از جمله نهادهایی هستند که سالها در مدارس و دانشگاهها به جذب نیرو پرداختهاند.
از منظر حقوق بشری، گره زدن آموزش رسمی با فعالیتهای نظامی و شبهنظامی میتواند زمینه عادیسازی خشونت و نظامیگری در میان کودکان و نوجوانان را فراهم کند.
کنوانسیون حقوق کودک که ایران نیز به آن پیوسته، دولتها را موظف میکند کودکان را از مشارکت در فعالیتهای نظامی و امنیتی دور نگه دارند و محیطی امن برای رشد و آموزش آنان فراهم کنند.
نظامیسازی فضای عمومی
در ماههای اخیر علاوه بر ایستبازرسیها، تصاویر متعددی از نمایش موشکها، تجهیزات نظامی، قایقهای تندرو سپاه و سلاحهای سبک و سنگین در فضاهای عمومی، مدارس، تجمعات حکومتی و برنامههای رسانهای جمهوری اسلامی منتشر شده است.
فعالان حقوق کودک این اقدامات را بخشی از روند «نظامیسازی فضای عمومی» و عادیسازی حضور سلاح در زندگی روزمره کودکان ارزیابی میکنند.
برنامهریزی برای سرکوب سالهای آینده
استفاده روزافزون از کودکان و نوجوانان در فعالیتهای حکومتی، ایستبازرسیها و برنامههای نظامی میتواند نشانه تلاش جمهوری اسلامی برای بازتولید نیروهای ایدئولوژیک و تربیت نسل آیندهای از نیروهای وفادار و سرکوبگر به شمار رود.
دهها پیام رسیده به ایراناینترنشنال از افزایش هزینههای دارو و درمان و در مقابل، کاهش پوشش بیمهای خبر میدهند. بحران بیمه در ایران بسیاری از بیماران را ناچار کرده است روند درمان خود را متوقف یا از مراجعه به پزشک و انجام آزمایشهای ضروری، صرفنظر کنند.
بسیاری از شهروندان با وجود پرداخت حق بیمه، همچنان ناچارند بخش عمده هزینههای درمانشان را شخصا پرداخت کنند. برخی نیز میگویند بیمهها از پوشش هزینههای درمانی، دارو، آزمایشها و خدمات تخصصی، ناتوان شدهاند.
بیمه دیگر پشتوانه درمان نیست
یکی از شهروندان در پیامی نوشت دارو کم و بهشدت گران شده است: «بیمه هم تقریبا دیگر کارآمد نیست، چرا که هیچ یک از هزینههای ویزیت، درمان و آزمایشات را پوشش نمیدهد.»
به گفته او، هزینه نسخه ماهانه ۲۰۰ هزار تومانیاش به یک میلیون و ۳۵۰ هزار تومان افزایش پیدا کرده است.
مخاطب دیگری از شیراز در پیامی برای ایراناینترنشنال نوشت: «هر ماه نزدیک به چند میلیون تومان هزینه بیمه تکمیلی میکنیم، هر دفعه هم که برای درمان به بیمارستانها یا کلینیکها مراجعه میکنیم، میشنویم که بیمه البرز دانشگاه شیراز به علت بدهی بیمهگر قطع است.»
ایراناینترنشنال پیشتر نیز در گزارشهایی به کاهش تعهدات بیمهای اشاره کرده بود.
برای نمونه، پدر یک کودک مبتلا به بیماری خاص گفته بود با وجود داشتن بیمه درمانی، پوشش هزینههای کاردرمانی فرزندش کاهش یافته و در حالی که پیشتر هفتهای چهار جلسه کاردرمانی دریافت میکرد، اکنون بیمه تنها هزینه دو جلسه در ماه را تقبل میکند.
حسینعلی شهریاری، رییس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی نیز چهارم خرداد اعلام کرده بود سهم پرداخت از جیب مردم در حوزه سلامت به ۵۵ تا ۷۰ درصد رسیده است.
او همچنین افزایش سهم پرداخت از جیب مردم را نشانه ناتوانی بیمهها در پوشش هزینههای درمانی دانست.
بخشی از پیامهای رسیده نیز به مشکلات بیماران خاص و چالشهایشان با سیستم بیمه درمانی اختصاص دارد.
یکی از شهروندان با اشاره به اینکه فرزندش مبتلا به بیماری خاص است و دیگر توان خرید داروهایش را ندارد، نوشت: «دارویی که با بیمه دو میلیون تومان خریداری میکردم، الان با وجود بیمه درمانی، ۳۰ میلیون تومان است.»
مخاطب دیگری که سابقه تومور مغزی، تشنج و شیمیدرمانی دارد، از هزینههای سرسامآور درمان خود با وجود داشتن بیمه خبر داد.
او نوشت: «داروهای همیشگیام با بیمه سه میلیون و ۹۰۰ هزار تومان، ویزیت دکتر ۵۰۰ هزار تومان و دو مرحله امآرآی، با بیمه هفت میلیون و ۵۰۰ هزار تومان شد.»
این بیمار در خصوص هزینه داروهایش عنوان کرد سه قلم دارو (دیکلوفناک، ناپروکسن و پنتاپراوزل) را بیمه تقبل نکرده که در مجموع ۳۰۰ هزار تومان شده است.
او همچنین نوشت برای یک کنترل سالانه، با وجود داشتن بیمه، ۱۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان از جیب خود پرداخت کرده است.
مخاطب دیگری نیز نوشت: «بیمه تامین اجتماعی حقوق بازنشستگان را افزایش نداده است. پدرم با ۷۰ سال سن، ماهانه هشت میلیون و ۵۰۰ هزار تومان حقوق میگیرد و ناچار شده است برای امرارمعاش، شبها نگهبان باشد و روزها راننده تاکسی.»
در کنار کاهش پوشش بیمهای، بسیاری از شهروندان میگویند افزایش هزینهها، آنها را ناچار کرده است از ادامه روند درمان یا انجام خدمات پزشکی ضروری صرفنظر کنند.
برای نمونه یکی از مخاطبان از توقف روند درمانیاش بهدلیل افزایش هزینه فیزیوتراپی خبر داد.
روایتهای مشابهی نیز از شهروندانی رسیده است که پس از جراحی یا ابتلا به بیماریهای مختلف، دیگر توان پرداخت هزینههای درمان را ندارند.
دختری ۱۶ ساله که به تازگی تحت عمل جراحی زانو قرار گرفته، گفت: «یک جلسه فیزیوتراپی ۴۵۰ هزار تومان و یک ساعت آبدرمانی ۵۰۰ هزار تومان هزینه دارد که او توان مالی پرداخت آن را ندارد.»
او در ادامه نوشت: «ما دیگر زندگی نمیکنیم، بلکه فقط زندهایم.»
شهروند دیگری که از بیماری فیبروم رنج میبرد، نوشت: «بهخاطر همین بیماری سه هفته است خونریزی شدید دارم، طوری که از هوش میروم، اما هزینههای درمان، سونوگرافی و آزمایش به حدی بالاست که توان درمان ندارم.»
فیبروم رحمی یکی از شایعترین تومورهای خوشخیم در زنان است که میتواند منجر به خونریزیهای شدید و طولانیمدت، کمخونی و بروز مشکلات جسمی دیگر شود.
در همین حال، مردی ۵۱ ساله در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت ویزیت پزشک ارتوپد یک میلیون تومان و هر عکس چهار میلیون، هزینه داشت.
او گفت با وجود اینکه از درد دست و پاهایش رنج میبرد، اما بهدلیل بیپولی، قید درمان را زده است.
بیماری مبتلا به دیابت نیز در پیامی برای ایراناینترنشنال نوشت تنها ۱۲ میلیون تومان در ماه حقوق میگیرد که کفاف داروهایش را نمیدهد و اکنون نگران تشدید بیماریاش است.
یک درمانگر زخم هم با اشاره به افزایش هزینه مواد مصرفی و پانسمانهای تخصصی، گفت: «بیماران چون توان پرداخت هزینهها را ندارند، ترجیح میدهند از شدت عفونت به قطع عضو برسند.»
این روایتها در حالی مطرح میشوند که بنا بر گزارشهای پیشین رسیده به ایراناینترنشنال، قیمت برخی اقلام دارویی و بهداشتی طی ماههای گذشته تا ۳۸۰ درصد افزایش یافته است.