گروههای حقوق بشری و خانوادههای بازداشتشدگان هشدار میدهند که شرایط زمان جنگ در زندانهای ایران میتواند فاجعهای دیگر مانند دوره جنگ ۱۲ روزه در خردادماه به زندان اوین تهران را رقم بزند.
فعالان میگویند وضعیت داخل زندانها بهطور فزایندهای آشفته شده است. در حالی که گزارش شده برخی زندانیان غیرسیاسی با وثیقه آزاد شدهاند و بسیاری از کارکنان نیز ظاهرا برای رفتن به مکانهای امنتر پستهای خود را ترک کردهاند، مقامها از اعطای مرخصی به زندانیان سیاسی یا افرادی که در جریان اعتراضات اخیر بازداشت شدهاند خودداری کردهاند یا وثیقه آنها را برای آزادی نپذیرفتهاند.
وبسایت وکلای داوطلب «دادبان» نیز هشدار داد که دورههای تنش شدید سیاسی یا نظامی در ایران اغلب به رفتار سختگیرانهتر با زندانیان سیاسی منجر میشود.
این گروه گفت: «در جمهوری اسلامی، در زمانهای تنش شدید سیاسی یا نظامی، خطر تشدید سرکوب و حتی تلافیجویی علیه زندانیان سیاسی افزایش مییابد.»
در چنین شرایطی، بازداشتشدگان ممکن است با محدودیتهای بیشتر، خشونت یا فشارهای مضاعف روبهرو شوند.
هشدارها درباره یک بحران انسانی
چندین سازمان حقوق بشری، از جمله «کمیته آزادی زندانیان سیاسی» و بنیادی مرتبط با نرگس محمدی، برنده زندانی جایزه نوبل صلح، نسبت به وقوع یک بحران انسانی قریبالوقوع در زندانهای ایران هشدار دادهاند.
این گروهها در بیانیههای خود گفتهاند که نظم اداری داخل اوین عملا فروپاشیده، نگهبانان پستهای خود را ترک کردهاند و درهای سلولها قفل شده و زندانیان در داخل محبوس ماندهاند.
طبق این گزارشها، توزیع غذا و خدمات درمانی تا حد زیادی متوقف شده، در حالی که فروشگاه زندان، که منبع مهمی برای تهیه غذا و آب آشامیدنی زندانیان است، نیز تعطیل شده است.
در برخی موارد، فعالان میگویند زندانیان سیاسی بدون اطلاع خانوادههایشان به مکانهای نامعلوم منتقل شدهاند. اعضای خانواده بازداشتشدگان میگویند اطلاعات بسیار اندکی درباره سرنوشت زندانیان دریافت کردهاند.
گزارشهای گروههای حقوق بشری و بستگانی که توانستهاند با زندانیان تماس بگیرند، نشان میدهد که یگان ویژه پلیس ایران (نوپو) کنترل زندان اوین را به دست گرفته است.
همسر مصطفی محمد حسن، زندانی سیاسی، در شبکههای اجتماعی نوشت که مقامها قصد دارند زندانیان سیاسی و اتباع خارجیِ زندانی در اوین را به زندانی در شهر قم منتقل کنند.
ترس از تکرار فاجعهای دیگر در اوین
رضا خندان، زندانی سیاسی در اوین و همسر نسرین ستوده وکیل مداتفع حقوق بشر، نیز در نامهای به غلامحسین محسنیاژهای، رییس قوه قضائیه، نسبت به وضعیت هشدار داده است.
خندان هشدار داد که مقامها هشدارهای مکرر زندانیان را نادیده گرفتهاند؛ همانگونه که در جریان جنگ ۱۲ روزه چنین کردند، زمانی که حمله موشکی اسرائیل به زندان اوین بخشهایی از این مجموعه را ویران کرد و دهها زندانی، بستگان ملاقاتکننده و کارکنان زندان را کشت.
خندان نوشت: «این بار دیگر هیچ عذر و بهانهای پذیرفتنی نیست. مسئولیت مستقیم جان زندانیان با قوه قضاییه و سازمان زندانهاست؛ زندانیانی که هنوز عزادار هم بندیان و خانوادهها و پرسنلی که عزادار همکارانشان هستند.»
پس از جنگ ۱۲ روزه، گزارش شده بود که زندانیان سیاسی را با دستبند و پابند بسته و موقتا به مراکز دیگری منتقل کردند؛ از جمله زندان تهران بزرگ (فشافویه)، زندان قزلحصار و زندان زنان قرچک.
بدتر شدن شرایط در زندانهای دیگر
فعالان میگویند وضعیت در زندانهای دیگر نیز در حال وخیمتر شدن است.
دادبان از بدتر شدن شرایط در زندان زنان قرچک در جنوب تهران، که بهطور گسترده یکی از سختترین مراکز بازداشت در ایران شناخته میشود، گزارش داده است.
طبق این گزارش، کارکنان پزشکی، کارکنان اداری و نگهبانان پستهای خود را ترک کردهاند و همین امر باعث آشفتگی در اداره زندان شده است. کمبود آب که پیشتر نیز در این مجموعه رایج بود، تشدید شده و فروشگاه زندان دیگر فعالیت نمیکند.
در زندان تهران بزرگ، گفته شده موج انفجارهای ناشی از انفجارهای نزدیک در دوم مارس شیشهها را شکسته و به چندین دیوار آسیب زده است. در حالی که هیچ آمار تلفات تایید نشده، گزارشها میگویند نگهبانان زندان زندانیان را کتک زده و داخل مجموعه گاز اشکآور شلیک کردهاند.
یک بیننده در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «برادرم در زندان تهران بزرگ است. چهار روز است که نه آب دارند نه غذا.»
او افزود: «مسئولان حتی درهای زندان را جوش دادهاند و اکنون این مجموعه تحت کنترل سپاه پاسداران است.»
گزارشهای مشابهی از نقاط دیگر نیز منتشر شده است. رسانه کردی «کردپا» گزارش داد که نیروهای ضد شورش پس از آنکه زندانیان زندان مهاباد نسبت به نگهداری در شرایط خطرناک زمان جنگ پس از حمله به یک پایگاه نزدیک سپاه پاسداران اعتراض کردند، یورش بردند.
بر اساس این گزارش، نگهبانان گاز اشکآور شلیک کردند و دستکم دو زندانی زخمی شدند. همچنین طبق این گزارش سهمیه غذا به یک وعده در روز کاهش یافته و تماسهای تلفنی محدود شده است.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.