عضو پژوهشگاه معارف اسلامی: چه معنی دارد ترامپ و نتانیاهو از اعتراضات ایران حمایت کنند

محمدعلی لیالی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی گفت: «چه معنایی دارد که ترامپ و نتانیاهو از اعتراضات یا اغتشاشات داخلی در ایران حمایت کنند؟»

محمدعلی لیالی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی گفت: «چه معنایی دارد که ترامپ و نتانیاهو از اعتراضات یا اغتشاشات داخلی در ایران حمایت کنند؟»
او افزود: «وقتی ترامپ و نتانیاهو از آشوبها، فتنهها و اغتشاشات حمایت میکنند، باید تمام مسئولان و دلسوزان نظام حواسشان جمع باشد که دشمن به دنبال موجسازی، کشتهسازی و بحرانسازی است تا ایران تبدیل به سوریهای دیگر یا یک کشور ضعیف شود.»

هفت حزب کردستان ایران در حمایت از اعتراضات سراسری و محکومیت «جنایات رژیم در کرمانشاه، ایلام و لرستان» فراخوان مشترکی برای اعتصاب عمومی در کردستان و مناطق کردنشین در پنجشنبه ۱۸ دی صادر کردند.
احزاب کردستان ایران در بیانیه خود با اشاره به موج جدید اعتراضات سراسری در ایران، آن را یک «نه» آشکار، بلند و همگانی به جمهوریاسلامی و واکنش به «تمامی مصیبتهایی» خواندهاند است که «جمهوریاسلامی در طول دوره حاکمیت خود بر ملتهای ایران تحمیل کرده است».
در این بیانیه گفته شده هدف این خیزش در ایران و کردستان «بازپسگیری حقوق و آزادی، بازگرداندن کرامت انسانی و پایان دادن به سیاست انکار، محرومسازی، کشتار، ترور وتبعیضهای ملی و فرهنگی است».
صدور این فراخوان در شرایطی صورت گرفته که اعتراضات سراسری در ایران وارد دهمین روز خود شده و گزارشهای متعددی از سرکوب شدید معترضان، تیراندازی نیروهای حکومتی، بازداشتهای گسترده و کشته و زخمی شدن شهروندان در استانهای مختلف کشور منتشر شده است.
این ۷ حزب کردستان ایران در بیانیه خود یادآوری کردهاند که کردستان در ۴۷ سال گذشته «همواره پیشگام وخطشکن این «نه» گفتن بوده و به سنگری تسخیرناپذیربرای آزادیخواهی و مبارزه علیه رژیم جمهوریاسلامی تبدیل شده است».
در بیانیه این احزاب با اشاره به جنبش ژینا و بحران بزرگی که اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» برای مشروعیت داخلی وبینالمللی جمهوریاسلامی درست کرد، تاکید شده که بروز دوباره اعتراضات در نشان میدهد که «اخگر این خیزش همچنان شعلهور است».
در متن فراخوان، اعتصاب عمومی نهتنها اقدامی اعتراضی، بلکه بخشی از سنت مبارزاتی کردستان معرفی شده است؛ سنتی که در دهههای گذشته بارها در واکنش به سرکوب و خشونت حکومتی به کار گرفته شده است.
در متن فراخوان این احزاب آمده است: «ما سرکوب تظاهرات و بازداشت مردم معترض و حقطلب در ایران و کردستان، را که سیاست همیشگی رژیم جمهوری اسلامی است، قویا محکوم میکنیم.»
اعتصاب عمومی؛ نه بزرگ به جمهوریاسلامی
در این بیانیه، با تاکید بر اهمیت اعتصاب عمومی گفته شده کردستان «بار دیگر نه بزرگ دیگری به رژیم جمهوری اسلامی میگوید و بر حقوق خود که شامل آزادی، برابری و احترام به کرامت انسانی است پافشاری میکند.»
این احزاب همچنین با خطاب قرار دادن سایر احزاب سیاسی و سازمانهای مدنی ایران، خواستار همصدایی و اتحاد در برابر آنچه «جنایات رژیم جمهوری اسلامی» خواندهاند، شدهاند و از آنها خواستهاند به این فراخوان بپیوندند.
آنها تاکید کردهاند که گسترش اعتراضات و پیوند میان جنبشهای اعتراضی در مناطق مختلف کشور میتواند نقش تعیینکنندهای در تداوم و تقویت این موج اعتراضی ایفا کند.
«حزب دموکرات کردستان ایران»، «حزب کومله کردستان ایران، «حزب حیات آزاد کردستان (پژاک)»، «کومله، سازمان کردستانی حزب کمونیست ایران»، «کومله زحمتکشان کردستان»، «حزب آزادی کردستان (پاک)» و «سازمان خبات کردستان ایران»، هفت حزبی هستند که این فراخوان را امضا کردهاند.
سنت اعتصاب سیاسی در کردستان
کردستان در واکنش به سرکوب، بازداشتها، احکام اعدام یا در همراهی با موجهای اعتراضی سراسری، در دهههای اخیر بارها وارد اعتصاب عمومی شده است.
یکی از نقاط عطف این سنت، پس از اعدام فرزاد کمانگر، شیرین علمهولی، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان رخ داد. پنجشنبه ۲۳ اردیبهشت گزارشهایی از اعتصاب و تعطیلی بازار در شهرهای مختلف کردستان و کرمانشاه و شماری از شهرهای کردنشین آذربایجان غربی در منتشر شد.
اعتـصاب ۲۱ شهریور ۱۳۹۷ نیز یکی از گستردهترین نمونههای اعتصاب کردستان در سالهای اخیر است. این اعتصاب در اعتراض به اعدام رامین حسینپناهی، زانیار مرادی و لقمان مرادی و در فضای پرتنش آن مقطع شکل گرفت.
در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» از پاییز ۱۴۰۱ هم فراخوانهای اعتصاب عمومی در کردستان و مناطق کردنشین بارها تکرار شد و در مقاطع مختلف، «مرکز همکاری احزاب کردستان ایران» و همچنین برخی احزاب بهصورت جداگانه یا مشترک از مردم خواستند با تعطیلی بازار و کسبوکارها به اعتراضات بپیوندند.
فراخوان تازه برای اعتصاب عمومی در پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در امتداد همین الگو منتشر شده است.

بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، هومان شمس بیرانوند، بلاگر و کشاورز اهل شهرستان بیرانشهر، در آغاز اعتراضات جاری در ایران بازداشت شده است. او پس از آنچه خانوادهاش «تهاجم وحشیانه نیروهای امنیتی و شکنجه فیزیکی و روحی» توصیف کردهاند، به زندان خرمآباد منتقل شد.
به گفته نزدیکان او، شمس بیرانوند شامگاه جمعه ۱۲ دیماه، حدود ساعت هشت شب، در خیابان انقلاب خرمآباد از سوی نیروی انتظامی بازداشت و پس از دستگیری، به اطلاعات سپاه شهرستان خرمآباد منتقل شد.
نزدیکان این شهروند گفتهاند زمانی که ماموران در اطلاعات سپاه قصد ضبط تلفن همراه او را داشتند، شمس بیرانوند ممانعت کرد و از همانجا ضربوشتم آغاز شد.
خانواده او همچنین گفتند پس از چند روز بیخبری، صبح سهشنبه ۱۶ دیماه مطلع شدهاند که او به زندان پارسیلون خرمآباد منتقل شده و در ملاقات مشاهده کردند که دندههایش شکسته و به سختی نفس میکشد.
طبق این روایت، شمس بیرانوند در روزهای اخیر همچنان برای بازجویی برده میشود و اکنون همراه با دهها معترض دیگر در زندانی مملو از بازداشتشدگان اخیر نگهداری میشود؛ زندانی که به گفته نزدیکان، بازداشتشدگان ناچارند شبها روی کف سیمانی آن بخوابند.
هومان (همایون) شمس بیرانوند متولد سال ۱۳۶۳، اهل شهرستان بیرانشهر (بخش چغلوندی سابق) و شغل او کشاورزی است.

شایان اسدالهی، جوان معترض ۲۸ ساله، که شامگاه پنجشنبه ۱۱ دیماه در جریان اعتراضات مردمی شهر ازنا در استان لرستان هدف تیراندازی ماموران امنیتی قرار گرفت و جان باخت، پس از چهار روز، شامگاه ۱۵ دیماه ساعت ۲۲، بدون اطلاعرسانی و تنها با حضور مادر و خواهرش به خاک سپرده شد.
یک منبع نزدیک به خانواده شایان اسدالهی به ایراناینترنشنال گفت مادر و خواهر او خواستار برگزاری مراسم خاکسپاری بودند، اما به آنها اعلام شد در صورت عدم موافقت، حکومت پیکر را هر کجا که بخواهد خاک خواهد کرد.
این منبع افزود: «جوانیاش را از او گرفتند و حالا میخواهند خونش را پایمال کنند و آن را گردن معترضان بیندازند. حتی اجازه ندادند برایش مراسمی برگزار شود.»
بر اساس شواهد رسیده به ایراناینترنشنال، تعدادی از خودروهای هایلوکس نظامی سپاه به شایان اسدالهی و جمعی دیگر از معترضان که در حال بازگشت از یک تجمع اعتراضی بودند، حمله کردند و ماموران با اسلحه جنگی او را هدف قرار دادند. این شواهد نشان میدهد گلوله جنگی به ناحیه شکم شایان اسدالهی اصابت کرده است.

پس از حملات ماموران جمهوری اسلامی به بیمارستان خمینی ایلام، سرکوبگران حکومتی به بیمارستان سینا در تهران نیز حمله کردند. گزارشهایی نیز از شلیک گاز اشکآور در محیطهای سربسته مانند داخل ایستگاه متروی ۱۵ خرداد تهران و داخل پاساژ ایرانیان در بازار شوش منتشر شده است.
ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد ماموران حکومتی ۱۶ دیماه، درِ ورودی بیمارستان سینا در حسنآباد تهران را بستند و همزمان صدای شلیک شنیده شد.
گزارش شهروندان حاکی از شلیک گاز اشکآور به داخل بیمارستان است.
معترضان نیز در کوچههای اطراف بیمارستان در حال دویدن، شعار «مرگ بر دیکتاتور» و «بیشرف، بیشرف» سر دادند.
وزارت خارجه اسرائیل در شبکه ایکس با اشاره به حمله ماموران حکومت به معترضان در بیمارستان سینا در تهران و پرتاب گاز اشکآور نوشت: «منتظر محکوم کردن این جنایت توسط به اصطلاح مدافعان حقوق بشر نباشید.»
صفحه اسرائیل به فارسی نیز پانزدهم دی و در واکنش به حمله ماموران به بیماستان ایلام در ایکس نوشته بود: «مدافعان حقوق بشر کجا هستند؟ چرا صدایی از آنها شنیده نمیشود؟»
شامگاه یکشنبه ۱۴ دی ماموران جمهوری اسلامی با شلیک گلوله و گاز اشکآور وارد حیاط بیمارستان خمینی ایلام شدند. نیروهای سرکوب سپس درهای بیمارستان را شکستند، به داخل اتاقها یورش بردند و با باتوم و تجهیزات نظامی به حاضران حمله کردند.
در ویدیوها دیده میشد که پرستاران و شهروندان مقابل بیمارستان با نیروهای سرکوبگر درگیر میشوند.
گزارشها از حضور مجروحان و کشتهشدگان اعتراضات ملکشاهی ایلام در این بیمارستان حکایت دارد.
واکنشهای گسترده به حمله به بیمارستان ایلام
سازمان عفو بینالملل ۱۶ دی با محکوم کردن این حمله اعلام کرد که هدف قرار دادن بیمارستان، بهعنوان جایی که معترضان مجروح برای دریافت مراقبتهای پزشکی یا پناه گرفتن حضور داشتند، نقض حقوق بینالملل است.
این بیانیه افزود: «این اقدام نشان میدهد که مقامات جمهوری اسلامی تا چه حد حاضرند برای سرکوب اعتراضات و خاموش کردن صدای مخالفان پیش بروند.»
پیشتر نیز بسیاری از کاربران با استناد به حقوق بینالملل، این حمله را مصداق «جنایت علیه بشریت» خوانده بودند.
وزارت خارجه آمریکا نیز ساعاتی پیش «حمله وحشیانه رژیم جمهوری اسلامی» به بیمارستانی در ملکشاهی ایلام را یک «جنایت» خواند و افزود: «یورش به بخشها، ضرب و شتم کادر پزشکی و حمله به مجروحان با گاز اشکآور و گلوله جنگی، جنایتی آشکار علیه بشریت است.»
وزارت خارجه آمریکا تاکید کرد: «بیمارستانها میدان نبرد نیستند. این اقدامات رژیم جمهوری اسلامی نقض فاحش قوانین بینالمللی است و نشان دهنده رژیمی است که با بیتوجهی کامل به جان انسانها رفتار میکند.»
جمهوری اسلامی از آغاز اعتراضات سراسری در هفتم آبان تاکنون به تجمعهای اعتراضی مسالمتآمیز شهروندان حمله، صدها نفر را بازداشت، دهها شهروند را زخمی کرده و شماری را کشته است.
گزارشها از تیراندازی به سوی معترضان با گلوله جنگی در شهرهایی مانند ملکشاهی ایلام حکایت دارد.
اعتراضات ۱۲ و ۱۳ دی در این شهرستان با سرکوب خشن ماموران حکومتی همراه شد.
شهروندان ملکشاهی باوجود این سرکوبهای گسترده ۱۶ دی بار دیگر به خیابانها آمدند و با ماموران سرکوبگر درگیر شدند.
ایراناینترنشنال تاکنون توانسته هویت چهار تن از جانباختگان ملکشاهی را به نامهای رضا عظیمزاده، فارص آقامحمدی، مهدی امامیپور و لطیف کریمی بهطور مستقل تایید کند.
هزاران کاربر رسانههای اجتماعی، با انتشار مطالبی در ایکس، خشم خود را از حمله به بیمارستان ایلام اعلام کردهاند.
شاهزاده رضا پهلوی نیز اعلام کرد «رژیمی که جوانان بیسلاح را میکشد و به مراکز درمانی یورش میبرد، رفتنی است.»
او با ابراز همدردی با مردم ایلام و ملکشاهی، این جنایت را یادآور کشتار مردم در جمعه خونین زاهدان ۱۴۰۱ دانست.
شاهزاده رضا پهلوی تاکید کرد «خامنهای و سران فاسد جمهوری اسلامی» قطعا «تقاص این جنایت» را پس خواهند داد.

بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، پیکر رضا مرادی از طایفه عبدالوند، متولد ۱۳۸۷ و اهل ازنا در استان لرستان، بامداد سهشنبه ۱۶ دیماه، بین ساعت ۵ تا ۶ صبح، توسط افراد لباسشخصی و بدون حضور خانوادهاش به خاک سپرده شد.
یک منبع نزدیک به خانواده این معترض جانباخته به ایراناینترنشنال گفت حتی اجازه داده نشد اعضای خانواده در لحظه خاکسپاری حضور داشته باشند. به گفته این منبع، از خانواده برای انجام خاکسپاری پول دریافت شد و پس از پایان دفن، به چند تن از بزرگان منطقه اطلاع داده شد که رضا مرادی به خاک سپرده شده است.
رضا مرادی پس از آنکه در جریان اعتراضات ازنا با شلیک نیروهای امنیتی مجروح شد، صبح دوشنبه ۱۵ دیماه در بیمارستان ولیان الیگودرز جان باخت.
یک منبع نزدیک به خانواده این معترض جانباخته در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت: «رضا در اعتراضات ۱۱ دی ۱۴۰۴ در بلوار جهاد و مقابل کلانتری مرکزی ازنا هدف شلیک ماموران امنیتی قرار گرفت و دو گلوله به او اصابت کرد؛ یکی به ناحیه سر و دیگری به پهلو.»
به گفته این منبع، پس از مجروح شدن، شهروندان حاضر در محل او را به بیمارستان ولیان الیگودرز منتقل کردند. این منبع افزود فضای بیمارستان بهشدت امنیتی بوده و اجازه ملاقات داده نمیشد و تنها یکبار، پس از اصرار فراوان، به مادر رضا اجازه داده شد برای دقایقی او را ببیند.
این منبع همچنین گفت رضا مرادی فرزند اول خانواده بود و پدرش کارگر است. به گفته او، وضعیت مالی خانواده مناسب نبود و رضا تحصیل را ترک کرده و بهعنوان شاگرد صافکار و نقاش کار میکرد.
این منبع درباره انگیزه حضور رضا مرادی در اعتراضات گفت: «بدبختی، نداری و گرانی.» او افزود رضا به ورزش، بهویژه کشتی، علاقه داشت و او را «پهلوان» و بسیار شجاع توصیف کرد.





