صابر ابر: تا ابد ماند
صابر ابر، بازیگر، در واکنش به درگذشت بهرام بیضایی با اشاره به سال تولد این هنرمند برجسته ایرانی، در پستی در اینستاگرام نوشت: «یکهزار و سیصد و هفده آمد و تا ابد ماند.»
صابر ابر، بازیگر، در واکنش به درگذشت بهرام بیضایی با اشاره به سال تولد این هنرمند برجسته ایرانی، در پستی در اینستاگرام نوشت: «یکهزار و سیصد و هفده آمد و تا ابد ماند.»






شبنم طلوعی، بازیگر، کارگردان و نمایشنامهنویس، در یک ویدیو در صفحه اینستاگرام خود بهرام بیضایی را مردی توصیف کرد که «بزرگوارانه زیست و هرگز در برابر سانسور سر خم نکرد.»
طلوعی با اشاره به مهاجرت اجباری بیضایی افزود او در سالهایی که در آمریکا با گروه ایرانشناسی دانشگاه استنفورد همکاری داشت، هرگز تیغ سانسور را بالای سرش احساس نکرد و کسی انگشت اتهام به سویش نشانه نگرفت که بگوید سابقه مذهبی خانوادهاش چیست و بخواهد چنین گنجیهای را خانهنشین و محروم از کار کند؛ مثل آنچه مدام در ایران اتفاق میافتاد یا اگر کاری را به صحنه میبرد، باید از هزار پیچیدگی، پرسش و پاسخ، برش و محرومیت، رد میشد.
او گفت کسانی که اصلا نمیدانند فرهنگ و هنر چیست، به خودشان اجازه دادند که برای بیضایی تعیین تکلیف کنند و در این مورد به فیلم «باشو، غریبه کوچک» اشاره کرد.
مجله تئاتر نوشت بهرام بیضایی برای بسیاری که امروز در تئاتر ایران کار میکنند، شروعی بیچون و چرا بود و نمایشنامههایش برای فهمیدن این که تئاتر چیست، دست به دست میگشت.
به نوشته این مجله، نسلی از نویسندگان، کارگردانان و بازیگران، اولین جرقههای جدی علاقهشان را در خواندن مرگ یزدگرد، آرش یا سلطان مار تجربه کردند.
مجله تئاتر اشاره کرد که بیضایی «نقشهای ترسیم کرد که چگونه میتوان از دل اسطوره و تاریخ این سرزمین، درامی جهانی آفرید» و تاکید کرد: «نبود ایشان از همین لحظه به معنای خاموشی آن منبع الهامی است که مستقیم و بیواسطه به رگهای تئاتر ایران جان میداد.»
این مجله فقدان بیضایی را «سنگینترین بار برای صحنه تاریخ تئاتر» ایران خواند و نوشت که او استادی بود که «آموخته بود چگونه میتوان هم اصیل بود و هم جهانی.»
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، بهرام بیضایی را «سیاوشِ هنر و فرهنگ ایران» نامید و نوشت با رفتن او «بخشی از تاریخ و هویت زنده ما به سوگ نشست.»
این تشکل صنفی، بیضایی را «استاد اسطوره و نمایش، و پاسدار بیبدیل زبان پارسی» توصیف کرد و افزود بیضایی «معلمی بزرگ بود که کلاس درسش، صحنه تئاتر و پرده سینما بود و آموزهاش، بازگشت به ریشهها و اندیشیدن به چراییها.»
شورا تاکید کرد بیضایی که «سالها دور از وطن، همچنان برای ایران نوشت و ساخت، به ما آموخت که جهل، بزرگترین دشمن مردمان است.»
مهدی هاشمی، بازیگر سینما، در مورد درگذشت بهرام بیضایی گفت: «استاد بزرگ ما، خورشید فرهنگ ما غروب کرد؛ استادی که خشمگین بود،عصبانی بود از آنچه که باید میبود و نبود، و در این عرصه تنگ، کاری کرد کارستان.»
به گزارش کانال تلگرامی تابناک، هاشمی افزود: «او به ما درخشش تاباند. به فرهنگی که مال خودمان است ولی نمیشناسیمش، نور تاباند.»
او با اشاره به اینکه فرهنگ ایران در تاریکی بود، اضافه کرد: «بهرام عزیز بیش از سهم خودش کوشید تا ما بفهمیم کی هستیم و چی هستیم.»
هاشمی با ابراز تاسف از اینکه بیضایی به ناچار از ایران مهاجرت کرد، گفت: «فرهیختگان در غرب میمیرند» و پرسید: «چرا؟ اینجا لیاقت داشتنشان را ندارند. ایران کشور بزرگی است. چرا؟ میدانیم ولی آخر، چرا؟»
به گزارش واینت، مقامهای امنیتی اسرائیل از سپتامبر سال گذشته تاکنون ۳۵ پرونده جدی جاسوسی مرتبط با ایران را کشف کردهاند؛ پروندههایی که به گفته این رسانه، از شکلگیری یک شبکه سازمانیافته برای جمعآوری اطلاعات حساس، ایجاد آشوب و حتی برنامهریزی برای ترور حکایت دارد.
بر اساس این گزارش، افراد بازداشتشده طیف متنوعی را در بر میگیرند: از یک نوجوان ۱۳ ساله گرفته تا سربازان وظیفه و نیروهای ذخیره ارتش اسرائیل. بسیاری از آنها شهروندان اسرائیلی بودهاند که بهگفته نهادهای امنیتی، با انگیزه مالی و از طریق پیامرسانهایی مانند تلگرام جذب شدهاند.
طرحهای ترور و ماموریتهای میدانی
واینت مینویسد یکی از نخستین و برجستهترین پروندهها به سپتامبر ۲۰۲۴ بازمیگردد؛ زمانی که مردی ۷۲ ساله به نام «مردخای موتی مامان» در اشکلون بازداشت شد. بهگفته دادستانی، او دو بار به ایران سفر کرده و با عوامل اطلاعاتی جمهوری اسلامی درباره امکان اجرای عملیات تروریستی در داخل اسرائیل، از جمله ترور نخستوزیر، وزیر دفاع و رییس شینبت، گفتوگو کرده بود.
طبق این گزارش، در پروندههای بعدی نیز شماری از مظنونان مامور عکاسی از منازل وزرا، نمایندگان کنست و مقامهای امنیتی، یا جمعآوری اطلاعات از پایگاههای ارتش و سامانههای دفاعی اسرائیل بودهاند. در برخی موارد، درخواستها صریحتر شده و شامل آتشزدن خودروها، نصب دوربینهای مخفی، دیوارنویسی سیاسی و حتی اجرای عملیات ترور بوده است.
از هستههای سازمانیافته تا عاملان منفرد
به نوشته واینت، بخشی از این پروندهها مربوط به افراد منفرد بوده، اما در موارد متعدد، مظنونان در قالب هستههای چند نفره و با ارتباط مستقیم با گردانندگان ایرانی فعالیت میکردهاند. در یکی از این پروندهها، گروهی از مهاجران اسرائیلی با ریشه قفقازی به اتهام همکاری چندساله با عوامل ایرانی بازداشت شدند؛ همکاریای که به عکاسی از پایگاههایی انجامیده که بعدها هدف حملات موشکی قرار گرفتند.
در پروندههای دیگر، دانشجویان، کارگران و حتی افراد دارای دسترسی به اطلاعات طبقهبندیشده نظامی متهم شدهاند که دادههایی درباره سامانه گنبد آهنین، جابهجایی نیروهای ارتش و زیرساختهای حساس را منتقل کردهاند.
نوجوانان و نیروهای نظامی در فهرست متهمان
این گزارش میافزاید یکی از موارد کمسابقه، بازداشت یک نوجوان ۱۳ ساله در تلآویو بوده که بهگفته پلیس، از سوی عوامل ایرانی مامور انجام دیوارنویسی و عکاسی شده بود. در مقابل، در چند پرونده دیگر، سربازان ذخیره و حتی نیروهای فعال ارتش به اتهام انتقال اطلاعات یا تصاویر از پایگاهها و سامانههای دفاعی بازداشت و تفهیم اتهام شدهاند.
از دیمونا تا بندر حیفا
واینت همچنین به پروندههایی اشاره میکند که در آنها اطلاعات مربوط به مراکز حساس، از جمله مرکز تحقیقات هستهای دیمونا، بندر حیفا و پالایشگاههای نفتی، هدف جمعآوری قرار گرفته است. در یکی از این موارد، متهم حتی به دستور گرداننده ایرانی خود، آپارتمانی مشرف به بندر حیفا اجاره کرده بود تا برای اهداف عملیاتی مورد استفاده قرار گیرد.
تصویری از یک الگوی تازه
طبق ارزیابی واینت، حجم و تنوع این پروندهها نشان میدهد که حکومت ایران تلاش کرده است با اتکا به شهروندان اسرائیلی و ابزارهای ساده ارتباطی، الگوی کمهزینه اما پرریسکی از جاسوسی را پیاده کند. نهادهای امنیتی اسرائیل میگویند کشف این ۳۵ پرونده تنها بخشی از تلاشهای جاری برای مهار نفوذ اطلاعاتی تهران است؛ نفوذی که بهگفته آنها، در بحبوحه جنگ و تنشهای منطقهای، به یکی از اولویتهای اصلی امنیت داخلی اسرائیل تبدیل شده است.