• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

احتمال وقوع جنگ چقدر جدی است؟

مراد ویسی
مراد ویسی

تحلیل‌گر ارشد در ایران‌اینترنشنال

۹ مهر ۱۴۰۴، ۲۰:۵۲ (‎+۱ گرینویچ)

در روزهای اخیر فضای جنگ در رسانه‌ها به چشم می‌خورد؛ سؤال این است که این فضا تا چه اندازه واقعیت دارد؟ آیا واقعاً احتمال بازگشت به جنگ وجود دارد یا صرفاً فضاسازی رسانه‌ای است؟

با توجه به شواهدی همچون نقل‌وانتقال هواپیماهای سوخت‌رسان آمریکایی به منطقه و اظهارات فرماندهان و مقامات اسرائیلی و جمهوری اسلامی و نیز با اتکا به اصول و منطق جنگ، به نظرم احتمال وقوع جنگ واقعی و جدی است. تنها مسئله‌ای که باقی می‌ماند زمان آغاز آن است؛ اظهارات برخی فرماندهان سپاه که می‌گویند «جنگ نمی‌شود» نباید چندان مطمئن تلقی شود، چون قبل از جنگ ۱۲ روزه نیز چنین اظهاراتی مطرح شد و کاملاً نادرست از آب درآمد.

برای درک زمان احتمالی آغاز جنگ باید سه پرسش اصلی را پاسخ دهیم: ۱) چرا طرفین بخواهند با هم وارد جنگ شوند؟ ۲) چقدر واقعاً برای جنگ آماده می‌شوند؟ ۳) چه زمانی می‌خواهند وارد درگیری شوند؟ پاسخ به این پرسش‌ها روشن می‌کند که اسرائیل و جمهوری اسلامی تا چه حد و چه زمانی ممکن است دوباره درگیر جنگ شوند.

قواعد کلی جنگ روشن است: جنگ زمانی آغاز می‌شود که دیپلماسی و مذاکره برای حل اختلافات ناکام بماند و یک یا هر دو طرف حاضر به پذیرفتن وضعیت موجود نباشند یا آن را به زیان خود بدانند. اگر این قاعده را مبنا قرار دهیم، احتمال جنگ میان اسرائیل و جمهوری اسلامی قابل توجیه و حتی حتمی به نظر می‌رسد.

دلایل این استدلال چنین‌اند:
• جمهوری اسلامی رسماً و علناً نابودی اسرائیل را پیگیری می‌کند؛ جامعه بین‌الملل جمهوری اسلامی را مشکوک می‌داند که اهداف هسته‌ای‌اش نظامی است و همچنین در افزایش برد و قدرت موشک‌هایش فعال است و مذاکرات بین‌المللی برای متوقف ساختن این روند موفق نبوده‌ است.

از دید اسرائیل، این شرایط منطق لازم برای آغاز یک عملیات نظامی پیش‌دستانه را فراهم می‌آورد زیرا اگر مذاکرات نتوانسته‌اند برنامه هسته‌ای و موشکی ایران را متوقف کنند، اسرائیل ممکن است نتیجه بگیرد که تنها گزینه پیشگیری، حمله نظامی است تا در آینده دیر نشود یعنی پیش از آنکه جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای مجهز شده و آن را بر موشک‌هایی با بردِ کافی سوار کند.

به عبارت دیگر، استدلال اسرائیل این است که از آنجا که جمهوری اسلامی در صدد کسب توان هسته‌ای و افزایش قابلیت‌های موشکی است، و چون مذاکرات غربی‌ها (اروپا و آمریکا) نیز شکست خورده، اسرائیل ممکن است به این نتیجه برسد که خود باید این روند را متوقف کند. برخی تحلیل‌گران حتی بر این باورند که هدف اسرائیل فراتر از نابودی برنامه هسته‌ای و موشکی جمهوری اسلامی است و ممکن است به سرنگونی رژیم نیز بیندیشد، زیرا از منظر بسیاری از نخبگان اسرائیلی، باقی ماندن جمهوری اسلامی حتی تضعیف‌شده به معنای بازگشت تهدید در زمانی دیگر است، به‌ویژه اگر شرایط بین‌المللی تغییر کند و تحریم‌ها لغو شود.

از سوی جمهوری اسلامی نیز انگیزه‌ای قوی برای ادامه برنامه موشکی و هسته‌ای وجود دارد؛ موشک‌های بالستیک قوی و برد بالا تنها ابزار مؤثری به شمار می‌روند که جمهوری اسلامی در برابر اسرائیل دارد. بنابر این، جمهوری اسلامی بالقوه به سمت افزایش تولید و تنوع موشک‌ها خواهد رفت. گزارش‌ها و گمانه‌زنی‌ها حاکی از آن است که پس از جنگ دوازده‌روزه، تخصیص بودجه اضافی برای افزایش توان موشکی سپاه صورت گرفته است. تجربه جنگ پیشین نشان داد که اسرائیل در جریان آن مواجه با حملات موشکی قابل‌توجهی شد و از منظر نظامی منطقی است که اسرائیل اجازه ندهد ذخایر موشکی و توان تولید جمهوری اسلامی به‌سرعت افزایش یابد.

در نتیجه، از منظر نظامی اسرائیل دو گزینه عمده دارد: به‌صورت فعال تولید و انبارسازی موشک‌ها را با خرابکاری یا حملات هوایی هدف قرار دهد، و آماده‌سازی و تقویت شدید سامانه‌های دفاعی را در دستور کار قرار دهد. هر دو مسیر هزینه‌ها و محدودیت‌های فنی و تدارکاتی دارند؛ مثلاً تامین موشک‌های پدافندی پیچیده و گران‌قیمت محدودیت‌های ویژه خود را دارد. بنابر این یک رقابت تسلیحاتیِ نامرئی میان سپاه از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر وجود دارد: سپاه می‌کوشد موشک‌های بیشتر و قوی‌تری بسازد تا از سامانه‌های دفاعی اسرائیل عبور کنند، و طرف مقابل می‌کوشد ذخایر دفاع موشکی خود را تقویت کند و آماده حمله متقابل شد.

این رقابت می‌تواند دلیل نزدیک‌بودن جنگ باشد، زیرا هر دو طرف در حال سرعت‌بخشیدن به آماده‌سازی‌های خود هستند و سؤال اصلی این است که کدام طرف زودتر و با چه ارزیابی‌ای تصمیم به اقدام نظامی می‌گیرد.

100%

برخی تحولات ممکن است زمان آغاز جنگ را جلو بیندازند یا به تاخیر بیندازند:
• پایان جنگ در غزه: اگر جنگ غزه خاتمه یابد، توان نظامی و منابع اسرائیل آزاد خواهد شد و ظرفیت اقدام علیه جمهوری اسلامی افزایش می‌یابد. هم‌چنین خروج حماس (به‌عنوان نیابتی برای ایران) از معادله منطقه‌ای توان جمهوری اسلامی را کاهش می‌دهد.

• بازگشت تحریم‌ها: بازگشت تحریم‌های بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی نیز از لحاظ سیاسی اسرائیل را در موقعیت بهتری قرار می‌دهد و از منظر اقتصادی نیز فشارها را بر جمهوری اسلامی تشدید می‌کند؛ این موضوع می‌تواند توان مالی و تدارکاتی جمهوری اسلامی را برای تأمین مخارج احتمالی جنگ کاهش دهد.

در عین حال، اسرائیل ممکن است بخواهد تأثیر همین تحریم‌ها را ببیند و به‌همین دلیل حمله را به تاخیر اندازد. اما از سوی دیگر اگر روند تولید موشک‌های جمهوری اسلامی نگران‌کننده شود، اسرائیل ممکن است حمله را جلو بیندازد. این تصمیم‌گیری تابع ملاحظات متعدد از جمله هماهنگی با آمریکا و ارزیابی از وضعیت داخلی و بین‌المللی است.

نشانه‌های آماده‌سازی برای درگیری
چند نشانه از هر دو طرف قابل ردیابی است که دلالت بر آماده‌سازی برای درگیری دارد:
• انتقال تعدادی هواپیمای سوخت‌رسان آمریکایی به منطقه، از جمله به قطر؛ از منظر عملیاتی این حرکت را می‌توان نشانه‌ای از آمادگی برای عملیات‌های بزرگ هوایی دانست. این هواپیماها معمولاً برای انجام عملیات‌های دوربرد و پشتیبانی از جنگنده‌ها ضروری‌اند.

• افزایش بازدیدهای عالی‌ترین فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی از یگان‌ها و قرارگاه‌های عملیاتی مخصوصاً در جنوب و حوالی تنگه هرمز؛ این‌گونه بازدیدها معمولاً با آماده‌سازی‌های عملیاتی هم‌زمان است.

در نهایت می‌توان گفت که احتمال وقوع جنگ میان اسرائیل و جمهوری اسلامی جدی است. دلایل اصلی این احتمال عبارت‌اند از: تعارض بنیادین اهداف امنیتی اسرائیل و جمهوری اسلامی، عدم‌موفقیت ابزار دیپلماتیک در متوقف‌کردن برنامه‌های هسته‌ای و موشکی جمهوری اسلامی، و روند آماده‌سازی‌های نظامی طرفین. زمان آغاز درگیری هنوز مشخص نیست و به مجموعه‌ای از متغیرها از جمله سرعت توسعه موشکی جمهوری اسلامی ، ارزیابی اسرائیل از هزینه و فایده حمله، تصمیمات و همکاری‌های ایالات متحده، و تأثیرات اقتصادی و سیاسی بازگشت تحریم‌ها بستگی دارد.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۵
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

نظام در کما؛ خامنه‌ای در بن‌بست

۸ مهر ۱۴۰۴، ۲۱:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
مراد ویسی

در ادبیات عامیانه فارسی، مثلی هست که می‌گوید: «اسب‌های درشکه‌ وقتی به سربالایی می‌رسند و کار سخت می‌شود، به جان هم می‌افتند و همدیگر را گاز می‌گیرند». این دقیقاً توصیف وضعیت فعلی مسئولان جمهوری اسلامی است.

مقامات ارشد جمهوری اسلامی در مواجهه با بازگشت تحریم‌ها و بحران‌های رو‌به‌گسترش، به‌جای پذیرش مسئولیت، به متهم کردن یکدیگر روی آورده‌اند.

از روز شنبه که تحریم‌های سازمان ملل بازگشته، بسیاری از چهره‌های برجسته نظام، از روحانی و احمدی‌نژاد گرفته تا سعید جلیلی، درگیری‌های لفظی و رسانه‌ای را شدت بخشیده‌اند.

این افراد، همچون فرزندانی که پدر در حال احتضار خود را احاطه کرده‌اند و در کنار بستر مرگ او بر سر ارث و میراث نزاع می‌کنند، به‌دنبال کنار زدن رقبای احتمالی برای کسب قدرت در دوران پسا‌خامنه‌ای هستند.

افزایش علنی تنش‌ها و دعواها میان مسئولان ارشد جمهوری اسلامی، نشانه‌ای کلاسیک از فروپاشی حکومت‌های دیکتاتوری‌ است. در نظریات علوم سیاسی، شکاف در رأس حاکمیت یکی از مهم‌ترین عوامل ساختاری در سقوط چنین رژیم‌هایی است و اکنون این شکاف در جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است.

این وضعیت ناشی از شکست‌های پیاپی نظام در عرصه‌های مختلف است. مسئولان صرفاً می‌کوشند مسئولیت‌ها را به گردن دیگری بیندازند. نمونه‌اش را در دنیای فوتبال می‌توان دید. وقتی تیمی پیروز است، همه خود را در آن پیروزی شریک می‌دانند؛ اما وقتی شکست‌ها تکرار می‌شود، اختلاف و بحران گریبان‌گیر تیم می‌شود. جمهوری اسلامی نیز اکنون مانند تیمی‌ است که بارها و بارها باخته و به‌جای راه‌حل، دچار درگیری درونی شده است.

جمهوری اسلامی در لبنان شکست خورده، حزب‌الله در آستانه فروپاشی است، حماس به پایان راه رسیده، بشار اسد سقوط کرده، خود جمهوری اسلامی هدف حمله قرار گرفته و فرماندهان سپاه یکی پس از دیگری کشته شده‌اند.

تحریم‌های بین‌المللی بازگشته و «محور مقاومت» که روزگاری با افتخار تا مدیترانه را در سیطره خود می‌دانست، اکنون در حال فروپاشی است. روزگاری فرماندهان سپاه با غرور از «رسیدن به سواحل مدیترانه» سخن می‌گفتند؛ اما امروز تمام آن رجزخوانی‌ها با ضربات ترامپ و نتانیاهو بر باد رفته است.

در چنین شرایطی، دیگر از «انسجام» درونی حکومت خبری نیست. علی خامنه‌ای بارها بر لزوم همبستگی و وحدت تاکید کرده، اما چهره‌های جمهوری اسلامی دیگر به فرمان او گردن نمی‌نهند. بسیاری از آن‌ها علناً یا در لفافه، سیاست‌های او را عامل اصلی این بحران‌ها معرفی می‌کنند.

در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی نیز این انتقادات بی‌سابقه است؛ از مقامات سابق تا وزیران و نمایندگان، بسیاری سیاست‌های کلان رهبر را زیر سوال برده‌اند. این شکاف و دودستگی، بیش از آنکه ناشی از اختلاف‌نظر صرف باشد، حاصل تغییر اساسی در محیط داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی پیرامون جمهوری اسلامی است.

در داخل کشور، اکثریت مردم دیگر سبک زندگی تحمیلی جمهوری اسلامی را نمی‌پذیرند. در منطقه، رژیم شکست‌های متعددی را تجربه کرده است. در عرصه جهانی نیز، جمهوری اسلامی با ائتلافی سیاسی و اقتصادی به رهبری آمریکا و اروپا مواجه شده و تحریم‌های سازمان ملل بازگشته است.

خامنه‌ای دیگر توان کنترل جامعه و حتی نهادهای زیرمجموعه خود را ندارد. مثلاً در موضوع «حجاب اجباری» با وجود تاکید مکرر رهبر، نه دستگاه‌ها توان اجرایش را دارند و نه جامعه آن را می‌پذیرد. این ناتوانی در اعمال خواست رهبر، گویای ضعف شدید ساختار قدرت در جمهوری اسلامی است.

در خصوص واکنش به بازگشت تحریم‌ها نیز، حکومت به «فلج تصمیم‌گیری» دچار شده است. برخی پیشنهاد خروج از ان‌پی‌تی و حتی تولید سلاح هسته‌ای را می‌دهند، اما هیچ‌یک از این تهدیدها عملی نشده است؛ چرا که حکومت می‌داند چنین اقداماتی احتمال حمله مستقیم اسرائیل یا آمریکا را افزایش می‌دهد.

همه این‌ها نشان از آن دارند که جمهوری اسلامی، با وجود لفاظی‌های پیشین، اکنون جرئت اجرای آن‌ها را ندارد. نمونه‌اش را می‌توان در سرنوشت قاسم سلیمانی دید. رجزخوانی‌های بدون پشتوانه، نه تنها سودی ندارد بلکه می‌تواند به فاجعه‌ای مرگبار برای نظام ختم شود. امروز، همان‌ها که تا دیروز از بستن تنگه هرمز، خروج از ان‌پی‌تی و پایان همکاری با آژانس سخن می‌گفتند، سکوت کرده‌اند؛ زیرا نظام از تبعات آن هراسان است.

بازگشت تحریم‌ها، وضعیت اقتصادی را نیز به مرز فروپاشی رسانده است. نرخ دلار در بازار آزاد از ۱۱۴ هزار تومان عبور کرده و به احتمال زیاد، در روزهای آینده نیز افزایش خواهد یافت. مردم دیگر به جمهوری اسلامی اعتماد و اعتقاد ندارند؛ نه از نظر اجتماعی، نه اقتصادی، نه سیاسی و نه امنیتی.

اختلافات میان مسئولان نیز به سطوح عالی رسیده است. بین خامنه‌ای، عراقچی، پزشکیان، روحانی، جلیلی و احمدی‌نژاد، شکاف عمیقی شکل گرفته است.

در حالی که برخی خواستار مذاکره هستند، برخی دیگر اصرار بر ایستادگی دارند. حتی سفر پزشکیان به نیویورک برای مذاکره با آمریکایی‌ها نیز با سخنرانی ناگهانی خامنه‌ای و موضع‌گیری او علیه توافق، بی‌نتیجه ماند.

نکته قابل توجه آن‌جاست که این تردید در تصمیم‌گیری و ناتوانی در مدیریت بحران، دقیقاً همان چیزی‌ است که در ادبیات سیاسی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نشانه‌های سقوط قریب‌الوقوع یک حکومت دیکتاتوری شناخته می‌شود.

در ۴۷ سال گذشته، هیچ‌گاه نشانه‌های زوال و فروپاشی جمهوری اسلامی تا این اندازه آشکار نبوده است.

مردم در انتظار پایان این رژیم هستند، و در درون نظام، رقابت برای جانشینی خامنه‌ای آغاز شده است. چهره‌هایی مثل روحانی، احمدی‌نژاد و جلیلی فعال‌تر شده‌اند و تلاش می‌کنند در صورت مرگ خامنه‌ای، خود را به‌عنوان ناجی نظام معرفی کنند. غافل از اینکه جامعه دیگر به آن‌ها هم اعتمادی ندارد و اگر خامنه‌ای نباشد، بعید است مردم به نظام اجازه بقا بدهند.
چه بسا خامنه‌ای پیش‌دستی کند و برخی از این افراد را منزوی یا محاکمه کند، همان‌طور که با هاشمی رفسنجانی برخورد شد.

در نهایت، جمهوری اسلامی نه در موضع قدرت، بلکه در وضعیت «تردید، انزوا و بن‌بست» قرار دارد. حکومتی که روزی می‌خواست به مدیترانه برسد، حالا در درون مرزهای خود هم امنیت ندارد و در تصمیم‌گیری‌های حیاتی، دچار فلج کامل شده است. این، آشکارترین نشانه پایان یک نظام دیکتاتوری است.

شکریا برادوست: طرح ترامپ برای اسرائیل یک پیروزی تاکتیکی بود

۸ مهر ۱۴۰۴، ۱۹:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)

شکریا برادوست، پژوهشگر امنیت بین‌الملل و سیاست خارجی، درباره جزئیات طرح ۲۰ ماده‌ای ترامپ برای صلح غزه می‌گوید: «طرح بسیار جامعی است. این برای اسرائیل یک پیروزی تاکتیکی بود.»

او افزود: «سران کشور‌های اسلامی این طرح را قبول کردند؛ اگر حماس قبول نکند، با موقعیت بدی مواجه خواهد شد.»

حسین قاضیان: مردم ایران شرایط ابهام‌آلود و پراضطراب «نه جنگ و نه صلح» را تجربه می‌کنند

۸ مهر ۱۴۰۴، ۱۹:۵۱ (‎+۱ گرینویچ)

حسین قاضیان، جامعه‌شناس، با اشاره به بازگشت تحریم‌های سازمان ملل می‌گوید: «بلاتکلیفی ناشی از رفتار جموری اسلامی که نه جنگ می‌کند و نه صلح، شرایط ناپایداری را برای زندگی مردم به‌ وجود می‌آورد.»

او افزود: «این وضعیت منجر به ایجاد اضطراب برای مردم می‌شود.»

آرش حسن‌نیا: مقامات جمهوری اسلامی تصور می‌کنند با خبر‌درمانی می‌توانند مشکلات را حل‌ کنند

۸ مهر ۱۴۰۴، ۱۵:۲۹ (‎+۱ گرینویچ)

آرش حسن‌نیا، روزنامه‌نگار اقتصادی، درباره واکنش مسئولان حکومت به التهاب در بازار ایران و شکستن رکورد نرخ دلار آمریکا گفت: «در چارچوب فکری مسئولان جمهوری اسلامی این تصور است که اصولا این افزایش قیمت‌ها ناشی از جنگ روانی است که دشمنان آن را به راه انداخته‌اند.»

او افزود که مقامات جمهوری اسلامی تصور می‌کنند «با خبر‌درمانی می‌توانند مشکلات را حل‌و‌فصل کنند.»


شیرازی: جمهوری اسلامی خود را برای قیام مردم آماده می‌کند

۸ مهر ۱۴۰۴، ۱۴:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

علی شیرازی، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، درباره سخنان اخیر پزشکیان گه گفته بود «تسلیم نمی شویم» می‌گوید: «او رئیس‌جمهوری برای زمان‌های سخت نیست، او بار‌ها گفت که آمده است تا نظرات رهبری را انجام دهد و اختیاری از خودش ندارد.»

شیرازی افزود: «جمهوری اسلامی خود را برای قیام مردم آماده می‌کند. حکومت از حمله اسرائیل مطمئن است اما از زمان آن مطلع نیست.»