در نتیجه حملات اسرائیل فقط یک راه برای جمهوری اسلامی باقی مانده است: مذاکره
حملات اسرائیل، زیرساختهای رهبری نظامی جمهوری اسلامی را هدف قرار داد و تهران را به موقعیتی تضعیفشده با گزینههای معدود برای تلافی کشاند. گزینههایی که از جمله شامل جنگی تمامعیار میشود که حکومت ایران نه توان آن را دارد و نه احتمال پیروزی در آن وجود دارد.
خبرگزاری رویترز شنبه ۲۴ خرداد این ارزیابی را بر اساس نظر چهار مقام امنیتی در منطقه ارائه کرد.
حملات ادامهدار اسرائیل به ایران و حملههای موشکی جمهوری اسلامی به اسرائیل که از شامگاه جمعه ۲۳ خرداد آغاز شد، تقابل میان دو دشمن دیرینه را به سطحی بیسابقه رسانده است. رویاروییای که سالها در سایه جریان داشت و با حمله گروه متحد جمهوریاسلامی، یعنی حماس به اسرائیل در سال ۲۰۲۳، تشدید شد.
به گفته منابع امنیتی منطقهای، بعید است جمهوری اسلامی بتواند حملاتی به همان میزان تاثیر حملههای اسرائیل انجام دهد، چرا که توان موشکی و شبکه نظامیاش در منطقه از زمان آغاز جنگ غزه و حملات مکرر اسرائیل بهشدت تضعیف شده است.
خبرگزاری ایرنا گزارش داد که جمهوری اسلامی در پاسخ به حملههای اسرائیل، صدها موشک بالستیک به سوی این کشور شلیک کرده است اما ارتش اسرائیل اعلام کرد شمار موشکها کمتر از ۱۰۰ فروند بوده و بیشتر آنها رهگیری شده یا به هدف نرسیدهاند. شمار کشتهشدگان این حمله سه نفر و شمار مجروحان بر اساس آخرین خبرها ۱۷۲ نفر اعلام شده است.
به گفته منابع امنیتی، رهبران جمهوری اسلامی که تحقیر شدهاند و بهشدت نگران حفظ بقای خود هستند، نمیتوانند در برابر فشار نظامی اسرائیل ضعیف جلوه کنند؛ مسئلهای که خطر تشدید درگیری را افزایش میدهد - از جمله حملات پنهانی علیه اسرائیل یا حتی گزینه پرریسک تلاش برای ساخت سریع بمب هستهای.
مهند حاج علی، پژوهشگر مرکز کارنگی در بیروت، گفت: «اگر تسلیم شوند، بقایشان را از دست میدهند. باید ضربهای قوی به اسرائیل وارد کنند اما گزینههایشان محدود است. به نظرم گزینه بعدیشان خروج از معاهده منع گسترش تسلیحات هستهای (انپیتی) است.»
کارشناسان میگویند خروج جمهوری اسلامی از انپیتی اقدامی جدی و نشانهای از تسریع غنیسازی اورانیوم تا سطح تسلیحاتی خواهد بود.
مذاکرات چه خواهد شد؟
تهران هنوز اعلام نکرده که در دور ششم مذاکرات متوقف شده با ایالات متحده که قرار است یکشنبه در عمان برگزار شود، شرکت خواهد کرد یا خیر.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، شنبه ۲۴ خرداد با تاکید بر اینکه برای تهران قابل تصور نیست که اسرائیل «بدون هماهنگی یا چراغ سبز آگاهانه آمریکا، مرتکب چنین جنگافروزیای در منطقه شده باشد»، درباره دور بعدی مذاکرات گفت: «هنوز هم مشخص نیست که ما یکشنبه در این زمینه چه تصمیمی خواهیم گرفت.»
نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی نیز با حملات اسرائیل به گروههای نیابتیاش - حماس در غزه، حزبالله در لبنان، حوثیها در یمن و شبهنظامیان در عراق - و همچنین با از بین رفتن حکومت متحد نزدیکش، بشار اسد در سوریه، کاهش یافته است.
تحریمهای غربی هم صادرات نفت از ایران را هدف قرار داده و اقتصاد کشور زیر فشار بحرانهای متعدد، از جمله سقوط ارزش ریال، تورم افسارگسیخته و کمبود انرژی و آب، در حال فروپاشی است.
سَركیس نعوم، تحلیلگر منطقهای، به رویترز گفت: «آنها دیگر نمیتوانند از طریق نیابتیها تلافی کنند. اسرائیلیها امپراتوری جمهوری اسلامی را قطعهقطعه کرده و پلهپله در حال از بین بردن آن هستند ... و حالا شروع کردهاند به ایجاد تردید درونی درباره شکستناپذیری رژیم. این ضربه بسیار بزرگی است.»
گزینه هستهای
عبدالعزیز الساجر، رییس مرکز پژوهشهای خلیج فارس، گفت که جمهوری اسلامی به گوشه رینگ رانده شده و گزینههای محدودی پیش رو دارد.
یکی از این گزینهها میتواند دادن تضمینهای پنهانی درباره توقف غنیسازی و برچیدن برنامه هستهای باشد، چرا که هرگونه اعلام علنی عقبنشینی، ممکن است واکنش تند داخلی را برانگیزد.
گزینه دیگر میتواند بازگشت به جنگ پنهان باشد؛ مشابه بمبگذاریهایی در دهه ۱۹۸۰ که سفارتها و تاسیسات نظامی آمریکا و اسرائیل را هدف قرار میداد.
سومین و خطرناکترین گزینه، خروج از معاهده منع گسترش تسلیحات هستهای و شتاببخشیدن به برنامه غنیسازی است.
الساجر هشدار داد چنین اقدامی در حکم اعلام جنگ خواهد بود و احتمالا واکنش شدید بینالمللی را در پی خواهد داشت: «نه فقط از سوی اسرائیل، بلکه از سوی آمریکا و قدرتهای غربی.»
به گفته دو منبع منطقهای، دستکم ۲۰ فرمانده ارشد در حملات اسرائیل کشته شدند؛ از جمله محمد باقری، رییس ستاد کل نیروهای مسلح، حسین سلامی، فرمانده سپاه پاسداران و امیرعلی حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه.
حاج علی به رویترز گفت: «این حملهای عظیم است. اسامی بزرگ. فرماندهان بزرگ؛ و خسارتی بزرگ به رهبری نظامی جمهوری اسلامی و برنامه موشکیاش وارد شده است که بیسابقه است.»
در همین حال سیما شاین، تحلیلگر سابق موساد و پژوهشگر کنونی موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (آیاناساس)، گفت که اسرائیل به تنهایی نمیتواند کل برنامه هستهای ایران را نابود کند.
او افزود: «بنابراین، اگر آمریکا وارد جنگ نشود، بهاحتمال زیاد بخشی از پروژه هستهای ایران باقی خواهد ماند.»
لرزه بر ارکان قدرت
به گفته یک مقام ارشد منطقهای نزدیک به جمهوری اسلامی، حملات جمعه اسرائیل نه تنها خسارت راهبردی وارد کرده، بلکه ارکان قدرت جمهوری اسلامی را به لرزه انداخته است.
این مقام به رویترز گفت: «سرسختی جای خود را به نگرانی و سردرگمی داده و در پشت درهای بسته، ترس عمیقی نسبت به تهدیدهای خارجی و همچنین فروپاشی کنترل داخلی شکل گرفته است.»
او افزود: «در میان رهبران کشور، موجی از وحشت بهوجود آمده. فراتر از ترس از حملات بیشتر، ترسی عمیقتر وجود دارد: ناآرامی داخلی.»
یک مقام سابق جمهوری اسلامی گفت که کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران بهدستور دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۰، نقطه آغاز فروپاشی بوده است.
او گفت از آن زمان، جمهوری اسلامی نتوانسته جایگاه منطقهای خود را بازسازی کند و هیچگاه کاملا به شرایط قبل بازنگشته است: «این حمله ممکن است آغاز پایان باشد.»
او هشدار داد اگر ناآرامی در داخل شکل بگیرد و حکومت با سرکوب واکنش نشان دهد، نتیجه عکس خواهد داد چرا که خشم عمومی سالهاست بهواسطه تحریمها، تورم و سرکوب بیوقفه، شعلهور شده است.
این در حالی است که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در پیامی ویدیویی پس از آغاز حملات گفت خواهان تغییر رژیم در ایران است و پیامی برای مردم ایران دارد: «نبرد ما با شما نیست. نبرد ما با دیکتاتوری بیرحمی است که ۴۶ سال شما را سرکوب کرده. من باور دارم روز آزادی شما نزدیک است.»
امید به تغییر رژیم میتواند علت هدف قرار گرفتن شمار بالای فرماندهان ارشد نظامی باشد؛ اقدامی که به نظر میرسد دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی را دچار سردرگمی و آشوب کرده است.
شاین به رویترز گفت: «این افراد بسیار کلیدی بودند، سالها در پستهای خود خدمت کرده بودند و بخش مهمی از ثبات رژیم، بهویژه ثبات امنیتی آن، محسوب میشدند.»
رسانههای دولتی جمهوری اسلامی گزارش دادند که دستکم دو تن از گردانندگان برنامه هستهای حکومت ایران، فریدون عباسی و محمدمهدی طهرانچی، در حملات اسرائیل در تهران کشته شدند.
امپراتوری رو به زوال
قدرتمندترین نیروی نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه، یعنی حزبالله لبنان، در موقعیتی نیست که بتواند به حملهها به ایران، واکنشی نشان دهد.
در روزهای منتهی به حملات علیه جمهوری اسلامی، منابع امنیتی نزدیک به حزبالله به رویترز گفتند این گروه در هیچ واکنش تلافیجویانهای شرکت نخواهد کرد چرا که بیم آن دارد چنین واکنشی حملهای دیگر از سوی اسرائیل به لبنان را در پی داشته باشد.
جنگ سال گذشته اسرائیل علیه حزبالله این گروه را بهشدت تضعیف کرده است، رهبران آن کشته شدهاند، هزاران نیروی آن از بین رفته و بخشهای وسیعی از پایگاههای آن در جنوب لبنان و حومه بیروت ویران شدهاند.
جنگ مستقیم میان جمهوریاسلامی و اسرائیل میتواند بهسرعت به کشورهای حوزه خلیج فارس که در مسیر این دو دشمن قرار دارند و میزبان پایگاههای نظامی آمریکا هستند، کشیده شود.
یکی از منابع رسمی کشورهای خلیج فارس گفت دولتهای پادشاهی متحد با آمریکا در پی این حملات دستور دادهاند از هرگونه اظهارنظر تحریکآمیز که ممکن است جمهوریاسلامی را خشمگین کند، خودداری شود.
تحلیلگران میگویند ترامپ ممکن است از پیامدهای حملات اسرائیل برای بازگرداندن جمهوری اسلامی به میز مذاکره استفاده کند؛ اما این بار در شرایطی که تهران منزویتر و وادار به عقبنشینیهای عمیقتر است.
نعوم در این باره به رویترز گفت: «یک چیز روشن است: امپراتوری جمهوری اسلامی در حال فروپاشی است. آیا هنوز میتوانند شرایط این افول را خود تعیین کنند؟ شاید اما نه از طریق نظامی. تنها یک راه باقی مانده و آن، مذاکره است.»
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.