انحلال حزب کارگران کُردستان (پکک)، پس از بیش از ۴۰ سال مبارزه مسلحانه تغییری بنیادین در مناسبات منطقه ایجاد کرده و نقطه عطفی در منازعه تاریخی میان کُردها و دولت ترکیه است. اما واکنشها به این تحول تاریخی، طیف وسیعی از از خوشبینی محتاطانه تا بدبینی دوراندیشانه را شامل میشود.
روشن نیست که چه چیزی در آینده رقم خواهد خورد و یا این که این مناسبات و روابط چگونه تغییر خواهد کرد. در نتیجه این شک و تردیدها، طی چند روز پس از اعلام این تصمیم سرنوشتساز، در بین کسانی که سرنوشت آنها در گرو این اقدام است واکنشها متضاد بوده است.
برای برآورد آنچهکه ممکن است در آینده رقم بخورد، بدون شک مروری بر پیشینه تاریخی منازعه پکک با حکومت مرکزی در آنکارا میتواند کمک موثری باشد.
مرور بر تاریخ منازعهای که در بیش از چهار دهه بیش از ۴۰ هزار کشته باقی گذاشتهاست؛ چه در حملات پکک به اهداف نظامی و غیرنظامی، چه در عملیاتهای ارتش ترکیه علیه این حزب و حامیانش و شهروندان کُرد.
پیشینه تاریخی
عبدالله اوجالان، سال ۱۹۷۸ این حزب را با هدف تاسیس یک دولت مستقل برای کُردهای ترکیه بنیان گذاشت.
مبارزه مسلحانه این حزب از سال ۱۹۸۴ آغاز شد و عمدتا شامل جنگهای نامتقارن، عملیاتهای چریکی و حمله به نیروهای نظامی بود، اما گاهی غیرنظامیان تُرک هم مورد هدف حملات گروه قرار میگرفتند.
اوجالان سال ۱۹۹۹ دستگیر و زندانی شد، اما با وجود نگهداری در زندانی در جزیره ایمرالی در دریای مرمره، تاثیر خود را بر حرکت این حزب و متحدان آن، حفظ کرد.
پکک در سالهای اخیر با تغییر استراتژی و شعار سیاسی، با کنارگذاشتن هدف خود برای تشکیل کشور مستقل کُردستان، بر ایدهای با عنوان «همزیستی دموکراتیک خلقها» تمرکز کرد و خواستههای خود را به دستیابی حقوق بیشتر مدنی و سیاسی بیشتر و برابر برای کُردها در چارچوب ترکیه محدود ساخت.
در سالهای اخیر، و از جمله در سال ۲۰۱۳، تلاشهایی هم برای آتشبس و برقراری صلح بین پکک و ترکیه صورت گرفت، اما این تلاشها شکست خوردند و خشونتها هر بار از سر گرفته شد.
با اینحال، اعلام آتشبس اخیر و انحلال حزب کارگران کُردستان، خبر از دورهای جدید در ترکیه میدهد و میتواند نشانه تغییر جدی در رویکرد دولت این کشور به مسپله کُردها باشد.
«مسپله کُردها» چیست؟
آمار دقیقی از جمعیت کُردهای ترکیه وجود ندارد اما گفته میشود ۱۵ تا ۲۰ درصد جمعیت ترکیه امروز کُرد هستند.
خاستگاه کُردها به صورت تاریخی شرق و جنوب شرق ترکیه امروزی است، اما جمعیت انبوهی از آنها خارج از این منطقه در شهرهای بزرگ کشور چون استانبول، آنکارا و ازمیر زندگی میکنند. با این حال از زمان تاسیس جمهوری ترکیه در سال ۱۹۲۳، کُردها در قانون و ساختار سیاسی به رسمیت شناخته نشدهاند.
زبان و فرهنگ آنها رسما سرکوب شد و حتی هویت آنها تا دهههای اخیر بهصورت ساختاری انکار میشد. دولت ترکیه وجود کُردها را تا سال ۱۹۹۱ انکار میکرد و آنها را «تُرکهای کوهنشین» مینامید.
جمهوری ترکیه بر نامهای محلی کُردی، اسامی جدید تُرکی گذاشت. اصطلاحات «کُرد»، «کُردستان» یا «قوم کُرد» در رسانهها، آموزش و سیاست ممنوع بودند و استفاده از زبان کُردی در مکان عمومی یا خصوصی پیامدهایی بسیار ناخوشایند داشت و در مقطعی رسما ممنوع بود و استفاده از آن موجب بازداشت و زندانیشدن فرد میشد.
جمهوری ترکیه که به دست مصطفی کمال ملقب به آتاتورک پایهگذاری شد، بر سیاست «یک ملت یک کشور» استوار است و گوناگونی فرهنگی را به رسمیت نمیشناسد. از جمله در ماده ۶۶ قانون اساسی طبق تعریف هر شهروند جمهوری ترکیه، تُرک محسوب میشود و به این ترتیب تفاوتهای قومی، زبانی یا فرهنگی به رسمیت شناخته نمیشود. این ماده، اساس قانونی انکار هویت کُردی، زازاکی، ارمنی، یونانی، عرب و غیره در این کشور است.
در دهههای اول شکلگیری جمهوری ترکیه، قیامهایی با ریشه قومی و مذهبی علیه تُرکیسازی سیستماتیک جمهوری ترکیه در بین کُردها و زازاها شکل گرفت.
واکنش حکومت به این قیامها، بسیار خشن بود و آنها را به شکلی خونبار و در مواردی با کشتار جمعی و جابهجایی قهری جمعیتهای انبوه، سرکوب کرد.
قیام شیخ سعید در سال ۱۹۲۵، نخستین شورش بزرگ زازاها و کُردها علیه جمهوری ترکیه بود که با اعدام و یا تبعید هزاران کُرد درگیر در این شورش یا متهم به ارتباط با آن، سرکوب شد.
قیام آرارات به رهبری احسان نوری پاشا هم که از سال ۱۹۲۷ تا ۱۹۳۱ جربان داشت و هدف آن، شکلگیری جمهوری کُردی آرارات در اطراف آغری بود، با بمباران هوایی ارتش ترکیه و کشتار دستهجمعی کُردها در انی منطقه شکست خورد.
در آخرین مورد از این دست قیامها، کُردها و زازاهای درسیم (نوتجلی امروز)، سال ۱۹۳۷ در اعتراض به حذف و سرکوب سازمان یافته هویتی، دست به اعتراض زدند که با سرکوب شدید حکومت مواجه شدند. حکومت بیش از ده هزار کُرد علوی را کشت و هزاران نفر هم تبعید شدند.
از میانههای سده بیستم میلادی، اعتراضات کُردها در مناطق کُردنشین وان و حکاری به رهبری روشنفکران کُرد این بار به شیوههای مسالمتآمیز شکل گرفت. طی این اعتراضات کُردها خواستههای فرهنگی و حقوقی خود را در قالب نامهها و تجمعات محدود مطرح میکردند.
آنها به تبعیض زبانی و محدودیت در انتخابات معترض بودند، اما واکنش حکومت کماکان سرکو بود و رهبران و فعالان کُرد با بازداشتها و تبعیدهای گسترده روبهرو شده و فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی هم همچنان ممنوع بود.
در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی و در واکنش به تشدید تُرکیسازی، حس بیگانگی و حاشیهنشینی در بین کُردها شدت یافت و جنبشهای فرهنگی کُردی با محوریت تمایلات ملیگرایانه شکل گرفت.
در پی کودتای ۱۹۶۰ و سپس ۱۹۷۱، و تشدید سرکوبها، جنبشهای فرهنگی کُرد به تدریج، ماهیت سیاسی بیشتری یافت و با تاکید بر عدالت اجتماعی، تمایلات چپگرایانه در میان کُردها قدرت یافت. در مقابل با افزایش فعالیتهای چپگرایان و رشد آگاهی سیاسی کُردها، دولت ترکیه نظارتها بر فعالیتهای فرهنگی و زبانی کُردها را سختگیرانهتر کرد. پکک در انتهای دهه ۷۰ از دل این کشمکشها سر برآورد.
وضعیت زبان کُردی در ترکیه
پس از شکلگیری جمهوری ترکیه در سال ۱۹۲۳، کاربرد زبان کُردی در رسانهها، سیستم آموزشی و دنیای سیاست بیآنکه در قوانین به صراحت منع شده باشد، در عمل ممنوع بود و بهشدت سرکوب میشد. پلیس و ارتش در مناطق کُردنشین کسانی را که به کُردی صحبت میکردند یا آواز میخواندند، بازداشت یا تهدید میکردند.
پس از کودتای نظامی سال ۱۹۸۰ در ترکیه، صحبت کردن به زبان کُردی در مکانهای عمومی در این کشور عملا ممنوع شد و این محدودیتها تا اوایل دهه دو هزار میلادی ادامه داشت. بر اساس بند نخست قانون ۲۹۳۳ که سال ۱۹۸۳ تصویب شد، «انتشار، چاپ و توزیع مطالب به زبانی غیر از زبانهای پذیرفتهشده در قانون اساسی ترکیه ممنوع است.»
در پی تصویب این قانون، دهها هزار نفر بهدلیل صحبت یا خواندن به زبان کُردی بازداشت و زندانی شدند. حجم وسیعی از آثار فرهنگی، از جمله کاستها و صفحات موسیقی و کتابهای کُردی در ترکیه سوزانده یا توقیف شدند. برخی خانوادهها حتی از صحبتکردن با فرزندان خود به زبان کُردی در خانههایشان خودداری میکردند تا عزیزان آنها بعدا به جرم کُردی صحبتکردن در مکان های عمومی بازداشت نشوند.
به این ترتیب، قانون ۲۹۳۲ ابزار رسمیسازی سرکوب فرهنگی کُردها بود و در بستر کودتای ۱۹۸۰، هویت زبانی و قومی کُردها، جرم تلقی میشد و آنها به خاطر این تعلق هدف فشار، حذف و مجازات قرار میگرفتند.
تاسیس حزب کارگران کُردستان
عبدالله اوجالان، فارغالتحصیل علوم سیاسی در دانشگاه آنکارا، در نوامبر ۱۹۷۸ به کمک حلقهای از چپگرایان رادیکال که در ابتدای دهه ۷۰ میلادی در دوران دانشجویی کنار خود گرد آورده بود، حزب کارگران کُردستان که به اختصار پکک خوانده میشد را با هدف تشکیل یک دولت مستقل کُردستان تاسیس کرد.
دو سال بعد، پس از کودتای ۱۹۸۰، رهبران پکک از جمله اوجالان به سوریه و لبنان گریختند و با حمایت ضمنی دولت حافظ اسد در سوریه و گروههای مبارز فلسطینی، اردوگاههای آموزش نظامی در دره بقاع لبنان ایجاد کردند.
در پی اعمال فشار بیشتر بر کُردها از جمله با قانونی شدن ممنوعیت استفاده از زبان کُردی در ترکیه، پکک از سال ۱۹۸۴ وارد فاز مبارزه چریکی با دولت ترکیه شد. مبارزهای بسیار خونین که در پی آن، دولت ترکیه در اوج درگیریها در دهه نود میلادی بیش از سه هزار روستا را در مناطق کُردنشین این کشور تخلیه، تخریب و پاکسازی قومی کرد.
در جریان این درگیریها، صدها هزار کُرد به فرمان دولت و ارتش ترکیه آواره شدند. موارد گسترده شکنجه، ناپدیدسازی قهری و نقض حقوق بشر ثبت شد. در میانههای دهه ۹۰ پکک هدف خود را از استقلال کُردستان به خودگردانی تغییر داد.
میت، سازمان اطلاعات ترکیه با کمک سیا، سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده آمریکا، اوجالان را در فوریه ۱۹۹۹ در کنیا ربود و به ترکیه برد.از آن زمان او که به حبس ابد محکوم شده در جزیره امرالی زندانی است. اوجالان در زندان، ایدئولوژی خود را از «استقلال و خودگردانی» به «کنفدرالیسم دموکراتیک» تغییر داد.
این مفهوم که مبدع آن اوجالان است، بر خودگردانی محلی، دموکراسی مستقیم، برابری جنسیتی و حاکمیت سازگار با محیط زیست تاکید دارد و ناظر به ساختار سیاسی غیرمتمرکزی است که در آن اقوام و مردمان مختلف بتوانند بدون مرزهای ملی که او سرکوبگر میخواند در کنار یکدیگر زندگی کنند.
سابقه تلاشها برای آتشبس و صلح در ترکیه
در سال ۲۰۱۳ و با نقشآفرینی اوجالان، آتشبسی بین پکک و دولت ترکیه برقرار شد و مذاکرات صلح میان طرفین آغاز شد. نوروز آن سال نامهای از رهبر زندانی پکک در تجمعی گسترده در شهر دیاربکر خوانده شد. در آن نامه آمده بود: «زمان آن رسیده است که سلاحها خاموش شود و افکار سخن بگویند. مرحله مبارزه مسلحانه پایان یافته است. مرحلهای جدید از مبارزه دموکراتیک آغاز میشود.»
پس از بیانیه نوروز، پکک اعلام کرد نیروهای خود را از داخل ترکیه به کوهستانهای قندیل در شمال عراق عقب میکشد. آن نامه و این عقبنشینی یکجانبه بهمنزله نشانهای از حسن نیت برای اعتمادسازی در روند مذاکرات بود.
میت، مذاکرات محرمانهای با اوجالان در زندان آغاز کرد. این مذاکرات، از طریق نمایندگان سیاسی کُرد به فرماندههای پکک در قندیل منتقل میشد. اردوغان در آن زمان این روند را بهعنوان گامی شجاعانه برای دموکراسی و پایان خشونت معرفی کرد و فضای عمومی تا حدودی آزادتر شد. در مناطق کُردنشین، فضای امید و گفتوگو گسترش یافت.
مذاکرات که در سطح ملی با مخالفتهای شدید ملیگرایان و ارتش ترکیه روبهرو بود در تابستان ۲۰۱۵ شکست خورد. برای شکست این مذاکرات از جمله به دو عامل اشاره شده است. نخستین عامل، تحولات سوریه در پی جنگ داخلی و رشد نفوذ یگانهای مدافع خلق در شمال سوریه بود که ترکیه را نگران کرده بود. ترکیه این گروه را شاخهای از پکک میداند و آن را تروریستی میخواند.
دلیل دوم موفقیت حزب دموکراتیک خلقها در انتخابات سراسری ۲۰۱۵ بود که اکثریت مطلق حزب عدالت و توسعه اردوغان در پارلمان را تهدید میکرد. این دو عامل توام با فشارهای سیاسی داخلی بر اردوغان و نیاز او به جلب حمایت احزاب ملیگرا، مذاکرات صلح را به شکست کشاند.
در پی شکست مذاکرات صلح با دولت اردوغان، درگیری مسلحانه میان پکک و ارتش ترکیه از سر گرفته شد. ارتش عملیات نظامی گستردهای در جنوب شرق و شهرهای کُردنشین مانند جزیره و نصیبین را آغاز کرد و جایی مثل محله تاریخی سور در دیاربکر را کاملا پاکسازی کرد.
ارتش همزمان حملات هوایی در داخل ترکیه و خارج از ترکیه در سوریه و عراق را شدت بخشید و دولت ترکیه بارها مدعی نابودی فرماندهان ارشد پکک شد. از سوی دیگر پکک حملاتی علیه نیروهای امنیتی ترکیه انجام داد و بعدا تمرکز بیشتری روی مبارزه چریکی در مناطق مرزی عراق و ترکیه گذاشت و به حضور غیرمستقیم از طریق متحدان منطقهای خود ادامه داد.
دولت ترکیه هم با لغو نتایچ انتخابات دهها شهرداری که برنده آنها، نامزدهای حزب دموکراتیک خلقها بود، مقامات منتخب را بازداشت و فشار امنیتی بر اعضای حزب دموکراتیک خلقها را تشدید کرد.
آتشبس دوباره و انحلال پکک
۱۰ سال پس از این تجربه شکستخورده و در حالیکه دولت ترکیه پکک را همچنان تهدید امنیتی اول معرفی میکرد و عملیاتهای نظامی علیه آن ادامه داشت، در فوریه سال جاری میلادی عبدالله اوجالان، با انتشار نامهای خواستار کنار گذاشتن سلاح و انحلال پکک شد.
دو ماه بعد این حزب رسما اعلام کرد پس از چهار دهه مبارزه مسلحانه، ساختار نظامی خود را منحل میکند و مبارزه مسلحانه را کنار میگذارد: «مسئله کُردها اکنون از طریق سیاستهای دموکراتیک قابل حل است» و ماموریت تاریخی پکک به پایان رسیده است.
انحلال پکک، نه صرفا پایانی بر یک دوره خشونتآمیز چهار دههای که آغاز دورانی دشوار در مسیر حل سیاسی مسئله کُردها است. خواستههای اصلی حزب کارگران کُردستان از جمله آزادی و نقشآفرینی عبدالله اوجالان در روند صلح، تضمین حقوقی و بهرسمیتشناختن حق سیاستورزی دموکراتیک، تنها در صورتی تحقق مییابد که دولت ترکیه نیز به اصلاحات عمیق و پایدار تن دهد و جامعه غیر کرد ترکیه هم با این روند همراهی کند.
ایده «کنفدرالیسم دموکراتیک» که اوجالان از درون زندان جزیره امرالی بر آن پای میفشارد، چارچوبی است برای همزیستی در درون مرزهای موجود، اما با تکیه بر خودگردانی، برابری و پایداری محیطزیستی.
سرنوشت این گذار نهفقط برای کُردها، که برای آینده دموکراسی در ترکیه و تعادل سیاسی در خاورمیانه تعیینکننده خواهد بود.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.