نیویورک تایمز: ترامپ حمله اسرائیل به تاسیسات هستهای ایران را برای مذاکره متوقف کرد
نیویورک تایمز به نقل از منابعی گزارش داد اسرائیل قصد داشت احتمالا در ماه آینده میلادی تاسیسات هستهای ایران را با کمک آمریکا هدف قرار دهد، اما پس از بروز اختلافنظر در دولت ترامپ، او این برنامهریزی را متوقف کرد و ترجیج داد برای محدود کردن برنامه هستهای تهران وارد مذاکره شود.
نیویورک تایمز، در گزارشی که چهارشنبه شب ۲۷ فروردین منتشر کرده بر اساس گفته مقامات دولت آمریکا و دیگر منابع مطلع گفته، دونالد ترامپ، رییسجمهور ایالات متحده، پس از ماهها بحث داخلی در دولتش، این تصمیم را اتخاذ کرده است.
بر اساس این گزارش، بحث بر سر این بوده که در شرایطی که جمهوری اسلامی از نظر نظامی و اقتصادی تضعیف شده، واشینگتن باید مسیر دیپلماسی را در پیش گیرد یا از اقدام اسرائیل برای عقبانداختن توانایی تهران در ساخت بمب حمایت کند.
نیویورکتایمز نوشته اختلافنظرها، شکاف میان دو طیف از مقامات دولت ترامپ را نشان میدهد. طیفی که فکر میکنند باید با حمله نظامی برنامه هستهای ایران را از بین برد و مقامهای محتاطتری که تردید دارند حمله نظامی بتواند جاهطلبی هستهای حکومت ایران را بدون آنکه منجر به جنگی گستردهتر شود، از بین ببرد.
به گزارش نیویورکتایمز در نهایت، پس از اینکه جمهور اسلامی نشانههایی از آمادگی برای مذاکره بروز داد، نوعی اجماع در دولت آمریکا مبنی بر اجتناب از حمله نظامی شکل گرفت.
ژنرال مایکل کوریلا، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، در سفر اخیرش به اسرائیل، به مقامهای اسرائیلی گفت که کاخ سفید میخواهد تلآویو طرح حمله به تاسیسات هستهای را متوقف کند.
نتانیاهو، پس از این دیدار، ۳ آوریل با ترامپ تماس گرفت. اما ترامپ به او گفت که نمیخواهد تلفنی درباره ایران صحبت کند و او را به کاخ سفید دعوت کرد.
نتانیاهو ۷ آوریل وارد واشنگتن شد و اگرچه سفر او بهظاهر برای گفتوگو درباره تعرفههای تجاری بود، اما موضوع اصلی برای اسرائیل، برنامه حمله به ایران بود.
با این حال، در همان زمانی که نتانیاهو در کاخ سفید بود، ترامپ از آغاز مذاکرات با ایران خبر داد و در گفتوگوهای خصوصی، به نتانیاهو گفت تا زمان برگزاری مذاکرات، از حمله اسرائیل به ایران در ماه مه حمایت نخواهد کرد.
با اینحال، او روز بعد گفت: «اگر نیاز به اقدام نظامی باشد، ما آن را انجام خواهیم داد. اما رهبری این کار با اسرائیل خواهد بود.»
پس از این دیدار و بازگشت نتانیاهو به اسرائیل، ترامپ جان رتکلیف، رییس سیا را به این کشور فرستاد و او با نتانیاهو و رییس موساد دیدار و درباره گزینههای مختلف برای مقابله با ایران گفتوگو کرد.
در این دیدارها، گزینههایی مانند عملیات مخفی اسرائیل با حمایت آمریکا و تشدید تحریمها نیز مطرح شد.
بر اساس گزارش نیویورکتایمز، مقامهای اسرائیلی در هفتههای اخیر طرحهایی برای حمله به سایتهای هستهای ایران در ماه آینده میلادی تهیه کرده بودند.
هدف از این طرحها، بهتعویق انداختن پیشرفت برنامه هستهای ایران حداقل بهمدت یک سال یا بیشتر عنوان شده بود.
بر اساس این گزارش، تقریبا تمامی این طرحها، نهتنها برای دفاع از اسرائیل در برابر حملات تلافیجویانه ایران، بلکه برای اطمینان از موفقیت عملیات اسرائیل، نیازمند کمک آمریکا و حضور ارتش این کشور در قلب چنین حملهای بود.
با این حال، ترامپ فعلا دیپلماسی را به اقدام نظامی ترجیح داده است و برای جلوگیری از گرفتار شدن در جنگی جدید در خاورمیانه، باب مذاکرات را با ایران گشوده و به آن مهلت چندماهه برای دستیابی به توافق داده است.
بنا به گزارش نیویورکتایمز، اوایل ماه جاری، ترامپ تصمیم خود مبنی بر عدم حمایت از حمله اسرائیل به ایران را به تلآویو اطلاع داد و این موضوع را در دیدار هفته گذشتهاش با بنیامین نتانیاهو در کاخ سفید نیز مطرح و اعلام کرد که ایالات متحده مذاکرات خود با ایران را آغاز کرده است.
نتانیاهو در بیانیهای پس از این دیدار گفت: «توافق با ایران تنها در صورتی موثر است که طرفهای توافق اجازه داشته باشند تحت نظارت و مدیریت ایالات متحده وارد سایتهای هستهای شوند، آنها را منفجر کنند و تجهیزات را کاملا جمعآوری کنند.»
نیویورکتایمز نوشته این گزارش بر پایه گفتوگو با مقامهایی تهیه شده که در جریان برنامههای مخفی نظامی اسرائیل و مذاکرات محرمانه در دولت ترامپ قرار دارند و اکثر منابع به شرط ناشناس ماندن صحبت کردهاند.
اسرائیل از دیرباز برای حمله به تاسیسات هستهای ایران آمادهسازیهایی انجام داده بود، از جمله تمرین حملات هوایی و برآورد میزان خسارتی که با یا بدون کمک آمریکا میتواند وارد کند.
نیویورکتایمز نوشته حمایت در داخل دولت اسرائیل از گزینه حمله زمانی افزایش یافت که دو حمله اسرائیل به ایران در سال ۱۴۰۳، ضربههایی سنگین به جمهوریاسلامی وارد کرد.
در مقابل، اکثر موشکهای بالستیک ایران را در دو حمله به اسرائیل دفاع هوایی این کشور و آمریکا دفع کرد و حزبالله، متحد کلیدی جمهوریاسلامی، در عملیات نظامی اسرائیل بهشدت تضعیف شد.
بر اساس این گزارش، بهدرخواست نتانیاهو، مقامهای ارشد اسرائیلی ابتدا طرحی را به واشنگتن ارائه دادند که شامل عملیات کماندویی علیه سایتهای زیرزمینی هستهای و حملات هوایی بود و اسرائیلیها امیدوار بودند در این حملات از جنگندههای آمریکایی نیز استفاده شود.
اما مقامهای نظامی اسرائیل به دولت نتانیاهو گفتند عملیات کماندویی تا پیش از ماه اکتبر (پائيز سال جاری) آماده اجرا نخواهد بود.
در این شرایط، به خاطر خواست نتانیاهو که خواهان حمله در اسرع وقت بود، اسرائیلیها بهسمت طرحی جایگزین، یعنی بمباران گسترده، رفتند که آن هم به کمک آمریکا نیاز داشت.
نیویورکتایمز نوشته برخی مقامهای آمریکایی در ابتدا آماده بررسی این طرح بودند و ژنرال مایکل کوریلا، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، و مایکل والتز، مشاور امنیت ملی، در این زمینه گفتوگوهایی انجام دادند.
همزمان با تشدید حملات آمریکا به حوثیها در یمن، ژنرال کوریلا با حمایت کاخ سفید شروع به انتقال تجهیزات نظامی به خاورمیانه کرد و ناو هواپیمابر «کارل وینسون» به دریای عرب منتقل شد تا در کنار ناو «هری ترومن» در دریای سرخ قرار گیرد.
همچنین دو سامانه پدافند موشکی پاتریوت و یک سامانه «تاد» به منطقه اعزام شد و شش بمبافکن بی-۲ نیز به جزیره دیهگو گارسیا در اقیانوس هند منتقل شدند.
اگرچه این تجهیزات میتوانند برای حمله به حوثیها مورد استفاده قرار گیرند، اما برخی مقامهای آمریکایی اذعان کردهاند که این تجهیزات برای حمایت احتمالی از اسرائیل در برابر ایران نیز در نظر گرفته شدهاند.
حتی اگر آمریکا مجوز استفاده از جنگندههای خود را در حمله ندهد، حضور این هواپیماها میتواند به دفاع در برابر حملات متحدان ایران کمک کند.
ترامپ نیز پیشتر علائمی از حمایت احتمالی از حمله اسرائیل نشان داد و از جمله ایران را مسئول حملات حوثیها معرفی کرده و گفته بود: «هر شلیکی از سوی حوثیها از این پس شلیک مستقیم از سوی سلاحها و فرماندهی ایران تلقی میشود. ایران مسئول است و عواقب سختی خواهد داشت.»
با این حال، به گزارش نیویورکتایمز برخی مقامهای دولت ترامپ نسبت به حمله اسرائیل تردید داشتند.
در یکی از جلسات اخیر، تولسی گابارد، مدیر اطلاعات ملی، ارزیابی جدیدی ارائه داد که هشدار میداد استقرار تجهیزات آمریکا ممکن است منجر به درگیری گستردهتری با ایران شود.
همچنین رییس دفتر کاخ سفید، وزیر دفاع، معاون رییسجمهور و حتی مشاور امنیت ملی همگی نگرانیهای مشابهی ابراز کردند و والتز نیز که موضع تندتری درباره ایران دارد، نسبت به موفقیت طرح اسرائیل بدون کمک گسترده آمریکا تردید داشت.
نیویورکتایمز نوشته در دولت ترامپ هنوز اجماعی درباره شکل توافق مطلوب با ایران وجود ندارد. برخی مانند جیدی ونس، معاون رییسجمهور، استدلال میکنند که ترامپ فرصت منحصربهفردی برای توافق دارد و در صورت شکست مذاکرات، میتواند از حمله اسرائیل حمایت کند.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.