• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

میان مرزها و واژه‌ها؛ روایت زنان ایرانی نویسنده در مهاجرت

نادیا طریقی
نادیا طریقی

ایران‌اینترنشنال

۱۷ اسفند ۱۴۰۳، ۱۲:۱۷ (‎+۰ گرینویچ)

«تصور اینکه جهانی که در آن زندگی می‌کردم، می‌توانست لطیف، دل‌نشین و آرامش‌بخش باشد، خارج از توان من بود، پس همان‌جا ایستادم و گریستم.» از رمان «لوسی»، اثر جامائیکا کینکید

هشت مارس، روز جهانی زن، روزی برجسته برای زنانی‌ است که مرزها را پشت سر گذاشته و در سرزمین‌های تازه، برای احیای هویت و آزادی، قلم زده‌اند. نویسندگان زن مهاجر، راوی داستان‌های شخصی خود و آینه‌ای برای نشان دادن سرگذشت سایر زنان، در تقاطع جنسیت، ملیت و مهاجرت هستند. در دنیایی که ماهیت لایه‌لایه آن‌ها، در طول قرون و اعصار به کرات نادیده گرفته شده، نوشتن برایشان نه‌تنها یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای بقا و مقاومت است.

تقاطع‌گرایی و هویت زن نویسنده مهاجر؛ سه هویت درهم‌تنیده

مفهوم تقاطع‌گرایی (Intersectionality) نشان می‌دهد که چگونه هویت‌های مختلف، قابلیت ایجاد چالش‌های خاص را دارد. در این مبحث، زن بودن، نویسنده بودن و مهاجر بودن، درهم‌تنیده شده است. برای نویسنده زن ایرانی، این تقاطع‌ها در دو فضای متفاوت شکل می‌گیرد: ایران، کشوری که زن بودن با تبعیض و سانسور ادبی همراه است، و مهاجرت به سرزمینی جدید؛ جایی که مهاجر بودنِ نویسنده‌، او را با موانعی جدید روبه‌رو می‌کند.

در ایران، نویسندگی به‌خودی‌خود چالش‌برانگیز است، اما زن بودن این چالش‌ها را چندبرابر می‌کند. در صنعت چاپ و نشر در ایران، واژه‌های زنانه همواره تحت کنترل و محدودیت بوده‌ است؛ نه‌تنها به دلیل محتوا، بلکه به دلیل ساختاری که همچنان در سلطه‌ دیدگاه‌های مردسالارانه است. نویسندگان زن ایرانی، به‌ویژه آن‌هایی که درباره‌ زندگی زنان، آزادی‌های فردی و هویت زنانه می‌نویسند، همواره با ممیزی و سانسور گسترده مواجه بوده‌اند.

اما مهاجرت، برخلاف انتظار به معنای پایان یافتن محدودیت‌ها نیست. به عنوان زن نویسنده‌ ایرانی در سوئد، تجربه کرده‌ام که مهاجر بودن در این کشور، یا احتمالا سایر کشورهای میزبان، با نوع دیگری از چالش‌ها همراه است.

در حالی که این‌جا سانسور حکومتی وجود ندارد، نامرئی بودن و دشواری دسترسی به بازار نشر، جایگزین آن شده است. نویسندگان مهاجر، مخصوصا اگر به زبان کشور میزبان ننویسند، اغلب در حاشیه قرار می‌گیرند و گویی دچار نوعی بی‌خانمانی زبانی می‌شوند. ناشران و بازار کتاب، کمتر به آثار نویسندگان غیرغربی توجه نشان می‌دهند، مگر اینکه داستان‌های ارائه‌شده مطابق با کلیشه‌های رایج از مهاجرت، سرکوب و رنج باشد.

برای زنان نویسنده‌ ایرانی، مهاجرت نه فقط جابه‌جایی جغرافیایی، بلکه عبور از یک مجموعه محدودیت به مجموعه‌ای دیگر است. در ایران، زنان نویسنده برای اثبات خود و عبور از سد سانسور و سرکوب، ناگزیرند مبارزه کنند. در غرب نیز آن‌ها اغلب در بازار نشر، «قلم»های حاشیه‌ای و کم‌تر شناخته‌شده هستند و مرزهای نامرئی‌ تشخیص می‌دهند که کدام واژه‌ها ارزش خوانده شدن دارند. اگرچه ممکن است زمانی هم مورد توجه قرار بگیرند؛ وقتی روایت‌هایشان با انتظارات مخاطب غربی همخوانی داشته باشد.

100%

انتشار آثار در تبعید: محدودیت‌های تازه در کشور میزبان

برای زنان نویسنده‌ مهاجر، نوشتن در آزادی همیشه به معنای دیده شدن نیست. اگرچه سانسور رسمی وجود ندارد، انتشار آثار در کشور میزبان با چالش‌های جدیدی همراه است؛ از کمبود ناشران متخصص گرفته تا کاهش مخاطبان.

رامش صفوی، نویسنده‌ ساکن سوئد، درباره‌ این تجربه به ایران‌اینترنشنال می‌گوید: «من، به‌عنوان نویسنده‌ای که هم در ایران و هم در تبعید نوشته‌ام، معتقدم که نوشتن در تبعید، اگرچه آزادی بیشتری دارد و از ممیزی و سانسور مصون است، اما معایب خاص خود را نیز دارد. نویسندگان خارج از کشور با کاهش چشمگیر تعداد خوانندگان مواجه‌اند.»

به گفته او، برخی ناشران فارسی‌زبان در تبعید، در مقایسه با ناشران باتجربه داخل ایران، دانش و درک عمیقی از انتخاب و انتشار آثار فارسی ندارند و در مواردی برخوردی سلیقه‌ای نشان می‌دهند. صفوی اضافه می‌کند: «علاوه بر این، تمرکز عمده ناشران خارج از ایران بیشتر بر دریافت کمک‌های دولتی است تا انتشار آثار باکیفیت که این امر باعث می‌شود کتاب‌ها با اشتباهات فاحش منتشر شوند.»

سانسور، مهاجرت و چالش‌های نوشتن در غرب

بسیاری از نویسندگان زن ایرانی به دلیل سانسور و‌ سرکوب خاک خود را ترک کردند، اما مهاجرت همیشه به معنای آزادی کامل نیست. محدودیت‌های نوشتن در مهاجرت، نه‌چندان مرئی، اما همچنان واقعی‌اند. زنان نویسنده میان مرزها و انتظارها می‌نویسند؛ میان گذشته‌ای که حذفشان کرد و آینده‌ای که هنوز حضورشان را به‌طور کامل نپذیرفته است.

ماندانا حیدریان، نویسنده ساکن سوئد در این باره می‌گوید: «بعد از مهاجرت، وقتی برای نخستین بار قلم در دست گرفتم، خیال می‌کردم به اقتضای موقعیت جغرافیایی، کلمات بی‌هراس از سانسور بر کاغذ جاری می‌شوند و خوانندگان می‌توانند بی‌واسطه با افکار نویسنده روبه‌رو شوند. اما خیلی زود فهمیدم آزادی نوشتاری در این سوی دنیا نیز لایه‌های پیچیده‌ای دارد؛ لایه‌هایی نامرئی‌ که می‌توانند به همان اندازه که قبل از مهاجرت می‌شناختم، محدودکننده‌ باشند، به‌خصوص برای زنی که سودای بیان حقیقت در سر دارد.»

او بر این باور است که نوشتن همواره با موانعی روبه‌روست، موانعی که در غرب و شرق اشکال مختلف و نزد زنان و مردان ماهیتی متفاوت دارند. این نویسنده با این حال می‌افزاید: «اما جوهره‌ آزادی نوشتاری، ایستادگی خلل‌ناپذیر در برابر محدودیت‌ها و پافشاری بر روایت حقیقت است. حقیقتی که گاه برای دیگران ناخوشایند، اما بیان آن برای نویسنده امری حیاتی و غیرقابل انکار است.»

فرصت‌ها و آینده‌ نویسندگی زنان مهاجر ایرانی

با وجود چالش‌های فراوان، مهاجرت برای برخی از نویسندگان زن ایرانی فرصتی برای خوانده شدن و تاثیرگذاری بیشتر فراهم کرده است. برخی از آن‌ها موفق شده‌اند آثار خود را به زبان‌های دیگر ترجمه کنند و از این طریق، به مخاطبان گسترده‌تری دسترسی پیدا کنند. رسانه‌های بین‌المللی نیز، هرچند با رویکردی گزینشی، در برخی موارد به معرفی و حمایت از نویسندگان مهاجر پرداخته‌اند.

اما آیا مهاجرت امکان صدای بلندتر را فراهم می‌کند؟ یا آن را در میان انبوه صداهای دیگر، کمرنگ‌تر می‌سازد؟ پاسخ به این سوال به عوامل بسیاری بستگی دارد؛ از جمله توانایی نویسندگان در ایجاد شبکه‌های حمایتی، دسترسی به فرصت‌های نشر و پافشاری بر روایت‌های اصیل خود، حتی در برابر فشارهای بازار.

100%

هشتم مارس؛ روز نوشتن بدون ترس

زنان نوشتند؛ در تاریکی سانسور، در سکوت اجباری. آن‌ها در تبعیدی که برای بسیاری پایان نوشتن بود، قلم را رها نکردند. نوشتن برایشان تنها یک انتخاب نبود، بلکه راهی برای زنده ماندن و فریاد زدن در جهانی بود که گاه نمی‌خواست بشنود.

هشتم مارس، تنها بهانه‌ برای تجلیل از زنان نیست؛ بلکه روزی‌ است برای یادآوری قلم زنانی که میان مرزها، زبان‌ها و جهان‌هایی که یا آن‌ها را سرکوب کرده یا نادیده گرفته، همچنان می‌نویسند.

آینده چه خواهد شد؟ شاید روزی برسد که زنان بتوانند بدون ترس، بدون محدودیت، بی‌نیاز از عبور از مرزها، در هر جایی که هستند، آزادانه بنویسند. اما تا آن روز، نوشتن همچنان شکلی از مقاومت خواهد بود و مشعل این مقاومت، هرگز خاموش نخواهد شد.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آزار جنسی یک کودک در تبریز، مساله فقط چهار مامور نیست
۱
تحلیل

آزار جنسی یک کودک در تبریز، مساله فقط چهار مامور نیست

۲

جمهوری اسلامی حسین پدران را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

۳

انجمن خانواده‌های جان‌باختگان پی‌اس-۷۵۲: شلیک به هواپیما هدفمند و عامدانه بود

۴

گزارش نادرست هوش مصنوعی نزدیک بود ارتش آمریکا را وارد عملیات علیه یک کشتی چینی کند

۵

ترکیه مجوز فعالیت شعبه مرکزی بانک ملت در استانبول را لغو کرد

انتخاب سردبیر

  • جمهوری اسلامی حسین پدران را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

    جمهوری اسلامی حسین پدران را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

  • زن، زندگی، آزادی؛ خیزشی که معنای حق، ترس و زندگی را دگرگون کرد
    تحلیل

    زن، زندگی، آزادی؛ خیزشی که معنای حق، ترس و زندگی را دگرگون کرد

  • آزار جنسی یک کودک در تبریز، مساله فقط چهار مامور نیست
    تحلیل

    آزار جنسی یک کودک در تبریز، مساله فقط چهار مامور نیست

  • در آستانه سال تحصیلی جدید، نظامی‌سازی مدارس در ایران تشدید شده است

    در آستانه سال تحصیلی جدید، نظامی‌سازی مدارس در ایران تشدید شده است

  • چهار سال پس از مهسا، چه چشم‌اندازی پیش روی دانشگاه‌های ایران است؟
    تحلیل

    چهار سال پس از مهسا، چه چشم‌اندازی پیش روی دانشگاه‌های ایران است؟

•
•
•

مطالب بیشتر

پشت درهای بسته و دنیای پنهان سکس و تن‌فروشی در ایران

۱ مرداد ۱۴۰۳، ۱۵:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
هومن عابدی
100%

هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیت‌های فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال می‌کند اما به نظر می‌رسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تن‌فروشی بدل شده است.

تن‌فروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکه‌های مجازی تبلیغ می‌شود و پربازدید شده است، از تناقض‌های اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.

در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف می‌شود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش می‌گذارد.

به نظر می‌رسد بسیاری از این صفحه‌ها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسی‌های دقیق‌تر ایران‌اینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار می‌کند: شبکه‌ای مخفی از تن‌فروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت می‌کنند.

یکی از این صفحات به دست زنی اداره می‌شود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بین‌المللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی می‌کند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه می‎‌دهم.»

ایران‌اینترنشنال نمی‌تواند به‌طور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آن‌ها را تایید کند، علاوه بر این به نظر می‌رسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کرده‌اند.

این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکس‌هایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم می‌خورد.

وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را می‌دهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.

با این حال، یکی از لینک‌های موجود در یکی از این صفحه‌ها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی می‌کند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر می‌کشد.

محتویات این کانال تگرام نشان می‌دهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان می‌گذارند و خدمات آن‌ها همچنین شامل سکس سه‌نفره یا گروهی و رابطه با لزبین‌ها و افراد تراجنسیتی می‌شود.

قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقه‌ای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.

تن‌فروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت می‌کنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازات‌های سنگینی در نظر گرفته می‌شود.

بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و هم‌جنس‌گرایی می‌تواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.

ناظران می‌گویند علی‌رغم قوانین تنبیهی بی‌رحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن می‌زند.

مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهم‌ترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار می‌دهد و می‌تواند شماری از آنان را وادار به تن‌فروشی کند.

وقتی ایران‌اینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روش‌های پرداخت را توضیح می‌داد، به این تماس پاسخ داد.

به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینه‌ها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیش‌پرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت می‌گرفت و این موضوع می‌تواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.

وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگران‌کننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر می‌کشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تن‌فروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تن‌فروشی کنند.

ادامه بررسی های ایران‌اینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمین‌های ایرانی اداره می‌شوند.

برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی می‌پردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن می‌گویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.

100%

به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آن‌ها در این صفحات قرار داده شده است، ایران‌اینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری می‌کند.

«آ» که می‌گوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهی‌های تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده می‌شود.

آن‌چنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر می‌دهد که خطر ابتلا به بیماری‌های مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.

عکس‌هایی با لباس‌های مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه می‌کند و با آنان به سفر نیز می‌رود.

زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجی‌شده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکس‌هایی در سواحل، باشگاه‌های ورزشی و سایر مکان‌ها در اختیار مشتریان بالقوه خود می‌گذارد و به نظر می‌رسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.

«ر» زنی دیگر است که می‌گوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بین‌المللی با مشتریان اعلام کرده است.

زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده می‌شود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود می‌کند.

100%

مقام‌های جمهوری اسلامی در مواجهه با تن‌فروشی به صورت گزینشی عمل می‌کنند. آن‌ها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیت‌های موجود می‌بندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بی‌رحمانه افراد دخیل در تن‌فروشی را سرکوب می‌کنند.

به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوه‌گیری اتخاذ می‌شود.

هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تن‌فروشی، تحت تاثیر ارزش‌های محافظه‌کارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا می‌کنند.

هم‌زمان، تلاش‌ها برای مبارزه با تن‌فروشی در ایران به دلیل محدودیت‌های قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبه‌رو شده است.

اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمان‌های غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.

به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تن‌فروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشه‌ای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیب‌شناسانه به این معضل امکان‌پذیر است.

به‌علاوه، آگاهی‌بخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفه‌ای و مراقبت‌های پزشکی از دیگر شاخصه‌های مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تن‌فروشی در نظر گرفته شوند.

حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تن‌فروشی بیداد می‌کند و زنان آسیب‌پذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار می‌دهد.