با گذشت ۱۱ روز از بازداشت چچیلیا سالا، روزنامهنگار ایتالیایی در ایران، و با ادامه سکوت قوه قضائیه درباره او، وزارت ارشاد با صدور بیانیهای اعلام کرد سالا به «اتهام نقض قوانین جمهوری اسلامی» بازداشت شده است و مقامات ایتالیایی هم تنها گفتهاند پرونده این روزنامهنگار پیچیده است.
چچیلیا سالا ۲۲ آذر امسال با ویزای خبرنگاری برای سفری یک هفتهای وارد ایران شد و قرار بود ۳۰ آذر این کشور را ترک کند. این روزنامهنگار ایتالیایی که پادکستی پرطرفدار به نام «قصهها» برای شرکت کورا مدیا تولید میکند و با روزنامه ایل فوگلیو هم همکاری میکند تا چهارشنبه ۲۸ آذر سه قسمت از این پادکست را ضبط و منتشر کرد.
پادکستهای سالا روزانه ضبط و پخش میشود، اما صبح روز پنجشنبه و پس از تبادل چند پیام بین او و همکارانش در رُم، تلفن او خاموش شد و پادکست روزانه او هم برای انتشار ارسال نشد. بیخبری از سرنوشت او تا عصر جمعه ادامه داشت، زمانیکه در تماسی کوتاه با مادرش به او اطلاع داد که بازداشت و به زندان منتقل شده است.
گزارشگری سالا از سرکوب اعتراضات آبان ۱۳۹۸
این روزنامهنگار ایتالیایی که چند بار به ایران سفر کرده است در جریان اعتراضات آبان ۹۸ به ایران علاقهمند شد و ۱۷ آذر ۱۳۹۸، گزارشی درباره سرکوب خونین این اعتراضات در مجله ونیتیفیر (Vanity Fair) ایتالیا منتشر کرد.
انتشار این گزارش، شروعی بود برای نوشتن و صحبت کردن او درباره تحولات ایران در رسانههای ایتالیایی. برای نمونه، او ۲۵ دی ۱۳۹۸ برای صحبت درباه ایران، میهمان یکی از رسانههای یوتیوبی ایتالیایی به نام وینتی شد.
سفر به ایران برای گزارشگری از کشتهشدن سلیمانی تا انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۰
او که پیش از این گزارش، با سفر به شیلی و ونزوئلا، گزارشگری از تحولات اجتماعی در کشورهای درگیر اعتراضات را آغاز کرده بود، ۱۹ بهمن ۱۳۹۸ برای نخستین بار به ایران سفر کرد تا به نوشته خودش «اندکی وضعیت پس از ترور (یا ترور هدفمند) قاسم سلیمانی و پیش از همهگیری کووید-۱۹ در ایران را از نزدیک ببیند و ارزیابی کند.»
این روزنامهنگار ایتالیایی ۱۵ ماه بعد، بار دیگر در ۲۵ خرداد ۱۴۰۰ برای پوشش انتخابات ریاستجمهوری به ایران رفت و در جریان همین سفر با محمود احمدینژاد و معصومه ابتکار هم دیدار و مصاحبه کرد.
پس از بازگشت از ایران، سالا در گزارشی روایت خود را از آنچه در جریان این انتخابات در ایران دیده بود در روزنامه ایلفوگلیو منتشر کرد. در این گزارش آنچنان که خود نوشته است درباره طیف متنوعی از دیدههای خود صحبت میکند: «آنجا اصلاحطلبانی هستند که هیچ کاری از دستشان برنمیآید، سراغ دانشجویان و هیپسترهای شمال تهران هم رفتم و احمدینژاد را هم دیدم.»
او در ادامه درباره دیدههایش از مشهد و در معرفی این شهر مینویسد: «میرسیم به مشهد که پایتخت پنهان است و شهرِ روسا است. هم رئيسی، رییسجمهوری منتخب و هم خامنهای، رهبر جمهوریاسلامی، اهل این شهر هستند. شهری که داستانش کاملا متفاوت است و همان نقطهای است که قدرت در ایران از آنجا ساطع میشود.»
با شروع همهگیری کرونا، سفرهای این روزنامهنگار هم به دیگر کشورها محدود شد، اما او به صحبتکردن درباره ایران در رسانههای ایتالیایی و انتشار عکسهایی از آخرین سفرش به ایران ادامه داد.
سالا در زمان سقوط کابل و اشغال دوباره آن به دست طالبان به این کشور رفت و پس از شروع جنگ روسیه علیه اوکراین هم چندین بار به این کشور سفر کرد و گزارشهایش از این دو کشور جنگزده، موجب معروفیت بیشتر او در ایتالیا شد.
اپیزودهای تهران از محور مقاومت تا مخالفت با حجاب اجباری
سالا در آخرین سفر خود به تهران در آذرماه سال جاری تا پیش از بازداشت، سه ایپزود از پادکست قصهها را در تهران ضبط و منتشر کرد. او که در بدو ورود، تصویری از تهران دودگرفته در حسابهای خود در شبکههای اجتماعی منتشر کرده و نوشته بود «تهران دلم حتی برای دودت تنگ شده بود»، در نخستین اپیزود سراغ حسین کنعانیمقدم از فرماندههای بازنشسته رده میانی سپاه رفت.
او در ابتدای این اپیزود که یکشنبه ۲۵ آذر با نام «آلبوم خانوادگی محور مقاومت» منتشر کرد، نوشت «من به خانه کنعانی، یکی از بنیانگذاران سپاه پاسداران، بازگشتهام که عکسهای زندگیاش نیم قرن عملیات ایران در خاورمیانه را روایت میکنند.»
سالا در ادامه از رهگذر مرور این عکسها، سپاه را در بیروت و افغانستان و عراق دنبال میکند و پس از روایت همکاری نیروی قدس سپاه با آمریکا در جریان حمله به افغانستان و با اشاره به تشکیل محور مقاومت از حزبالله و حماس گرفته تا حوثیها و حشد شعبی، نوشته است «در ۱۴ ماه گذشته، تقریبا تمام این محور بخش به بخش از هم گسسته شده است و بیشترِ دوستان کنعانی در این تصاویر هم از دنیا رفتهاند.»
او در ویدیویی که یک روز پس از انتشار این اپیزود از پادکست منتشر کرد، درباره زنانی سخن گفت که حجاب اجباری را کنار گذاشتهاند و اعتنایی به «قوانین سختگیرانه پوشش در جمهوری اسلامی» ندارند: «بسیاری از زنان در ایران دیگر حجاب اجباری را رعایت نمیکنند و بهنظر میرسد از عواقب این کار مانند عکسبرداری افراد خارجی یا شناسایی با دوربینهای هوشمند ساخت چین که در سطح شهر نصب شدهاند و احتمالا تصاویر آنها را به پلیس ارسال میکنند، نمیترسند.»
سالا در اپیزود دوم، با عنوان «گفتوگویی دربارهی پدرسالاری در تهران» سراغ زنی جوان به نام دیبا ۲۱ ساله رفت ونوشت او که زنی مستقل است و «برای ما تعریف میکند ایران چگونه برای زنانی شبیه او تغییر کرده است؛ از قانون جدید حجاب و عفاف گرفته تا بحران اقتصادیای که آرزوهای استقلال بسیاری را به چالش میکشد، و همچنین نخستین بمباران اسرائیل علیه تهران.»
او در اپیزود سوم که ۲۸ آذر با عنوان «او آنقدر بامزه است که اینستاگرامش را از او گرفتند؛ داستانهایی از کمدی تهران» منتشر شد با زینب موسوی، معروف به «امپراتور کوزکو»، کمدین ایرانی در فضای آنلاین گفتگو کرد. سالا در معرفی موسوی نوشت «او مشهورترین استندآپ کمدین ایران است. بهخاطر حرفهایی که در یکی از اجراهای آنلاینش از زبان یکی از شخصیتهایش گفت، بازداشت شد و از آن زمان چند شوخی بامزه درباره زندگی در زندان جمع کرده است. او در مورد روزهایی که در سلول انفرادی سپری کرده هم میخندد و میگوید همهچیز خندهدار است.»
بازداشت و انفرادی در تهران
چچیلیا سالا آنطور که سفیر ایتالیا در تهران اعلام کرده است اکنون در سلولهای انفرادی زندان اوین، یکی از همان سلولها که زینب موسوی برایش توصیف کرده بود، در بازداشت است اما خبر بازداشت او با یک هفته تاخیر اعلام شد.
بر اساس گزارش شرکت رسانهای کورا مدیا، در این ده روزی که از بازداشت سالا میگذرد، او دو بار با والدینش تلفنی صحبت کرده و در یکی از دو این تماس تلفنی به آنها گفته است که «خوبم، اما عجله کنید»، اشارهای صریح که برای آزادی او عجله کنند.
در همین حال بر اساس خبرهای منتشرشده، با وجود گذشت یک هفته از بازداشت سالا، او هنوز تفهیم اتهام نشده و مشخص نیست به چه بهانهای بازداشت شده است.
در بیانیه روزنامه ایل فوگلیو، که سالا با آن همکاری میکند، با اشاره به یک هفته تاخیر در انتشار خبر بازداشت او آمده است «ما از آنرو اکنون این خبر ناراحتکننده را منتشر میکنیم که مقامات ایتالیا و والدین چچیلیا به امید اینکه عدم اطلاعرسانی درباره چچیلیا باعث آزادی او شود از ما خواسته بودند سکوت کنیم، اما متاسفانه هنوز این اتفاق نیفتاده است.»
جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، با تاکید بر اینکه دولت ایتالیا تمام تلاش خود را برای آزادی سالا در «سریعترین زمان ممکن» به کار خواهد گرفت، گفت «این پرونده پیچیده است، ولی ما از تمام مسیرهای ممکن گفتوگو برای آزادی سالا استفاده میکنیم.»
مشخص نیست منظور نخستوزیر ایتالیا از پیچیدگی این پرونده چیست، اما بازداشت شهروندان خارجی و یا دو تابعیتیها از جمله روزنامهنگاران در ایران، همواره موضوعی جنجالی بوده و باعث واکنشهای گسترده بینالمللی شده است.
سابقه این بازداشتها نشان میدهد که جمهوریاسلامی از این افراد، برای اعمال فشار سیاسی بر دولتهای متبوع آنها استفاده میکند و از آنها از جمله برای مبادله با یک بازداشتی/زندانی وابسته به جمهوریاسلامی در آن کشورها استفاده میکند.
سیاست گروگانگیری جمهوری اسلامی
بسیاری از کارشناسان سیاسی و فعالان حقوق بشر هم میگویند که جمهوری اسلامی با طرح اتهامات بیاساس و بدون ارائه هیچ شواهدی، در عمل این شهروندان را به گروگان میگیرد.
شیرین عبادی، رییس کانون مدافعان حقوق بشر و برنده جایزه نوبل صلح، با اشاره به بازداشت چچیلیا سالا تاکید کرد: «اگر در رویه کشورهای غربی در برخورد با جمهوری اسلامی تغییری اساسی شکل نگیرد، خانم سالا آخرین گروگان نخواهد بود.»
کایلی مور گیلبرت، پژوهشگر استرالیایی، که نزدیک به ۳۰ ماه در ایران زندانی بود و آذر ۱۳۹۹در جریان مبادله با سه مامور ایرانی زندانی در تایلند از زندان آزاد شد، با اشاره به بازداشت یک مامور ایرانی به نام محمد عابدینی در ایتالیا برای استرداد او به آمریکا نوشته است: «گروگانگیری جمهوری اسلامی هر بار به شیوهای آشکارتر و گستاخانهتر رخ میدهد... چچیلیا آخرین قربانی دیپلماسی گستاخانه گروگانگیری جمهوری اسلامی است. سپاه به دنبال ایتالیاییها رفت و او را پیدا کردند.»
محمد عابدینی نجفآبادی که گیلبرت در نوشته خود به او اشاره میکند سه روز پیش از بازداشت سالا در تهران،به درخواست آمریکا و برای استرداد به آن کشور، در فرودگاه میلان در ایتالیا بازداشت شد.
عابدینی در یک پرونده مشترک با فردی دیگر به نام محمدمهدی صادقی به دور زدن قوانین کنترل صادرات آمریکا و ارتباط با سپاه پاسداران و صادرات فنآوری مورد استفاده در صنایع پهپادی نظامی ایران متهم هستند.
وزارت دادگستری آمریکا در بیانیهای اعلام کرد اتهامات این دو به حمله پهپادی در اردن مرتبط است که ۸ بهمن ۱۴۰۲ رُخ داد و طی آن سه نظامی امریکایی کشته و بیش از ۴۰ نیروی دیگر زخمی شدند.
هانا نویمان، نماینده پارلمان اروپا از آلمان هم با اشاره به گروگانگیر بودن حکومت ایران، در شبکه ایکس نوشت: «بار دیگر جمهوری اسلامی یک نفر را گروگان گرفت، این حمله دوبارهای است به آزادی رسانهها، به زنان، و به قوانین بینالمللی.»
واکنش رسانهها و سازمانهای بینالمللی
سازمان گزارشگران بدون مرز و فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران هم با انتشار بیانیههایی بازداشت سالا را «خودسرانه» خوانده و هشدار دادهاند که هدف این گروگانگیری «باجخواهی» است.
آنتونی بلنگر، دبیرکل فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران گفت: «ما از روشهای حکومت ایران در بازداشت روزنامهنگاران خارجی با هدف مبادله آنان با چیزی که حکومت میخواهد متاسفیم. چچیلیا سالا جدیدترین قربانی این رفتار هولناک است.»
تایمز لندن در گزارشی با اشاره به بازداشت عابدینی در ایتالیا نوشته، آزادی سالا به سرنوشت عابدینی ربط دارد. نیکولا پده، رییس اندیشکده مطالعات جهانی در رم، در گفتگو با این رسانه با اشاره به اینکه احتمالا دلیل اصلی دستگیری سالا، بازداشت عابدینی در ایتالیا است، گفت: «بازداشت خارجیها برای تضمین آزادی ایرانیانی که در خارج دستگیر شدهاند، در پنج سال اخیر در ایران بهشدت افزایش یافته است.»
والاستریت ژورنال نیز با اشاره به بازداشت سالا نوشت که این اقدام تهران نشان میدهد «مقامهای حکومت ایران میخواهند از او به عنوان اهرم فشار در ارتباطات خود با غرب استفاده کنند. ایران در بازداشت خودسرانه شهروندان خارجی و بهرهگیری از آن به عنوان ابزاری برای چانهزنی و کسب امتیاز، در جهان پیشتاز هستند.»
نیویورک تایمز نیز با اشاره به سابقه بازداشت روزنامهنگاران در ایران، نوشت که بازداشت روزنامهنگاران خارجی «بخشی از سیاست امتیازگیری این حکومت از کشورهای دیگر، از جمله استفاده از آنان برای تبادل زندانیان است.»
اما همانطور که در گزارش نیویورک تایمز هم اشاره شده، چچیلیا سالا، نخستین خبرنگار خارجی یا دوتابعیتی نیست که جمهوری اسلامی به دلیل کار خبری در ایران بازداشت کرده است.
رکسانا صابری، خبرنگار رادیو ملی آمریکا، جیسون رضائیان، خبرنگار واشنگتن پست، راجر کوپر، خبرنگار آزاد بریتانیایی، جرالد سب، گزارشگر وال استریت ژورنال و مازیار بهاری خبرنگار مجله نیوزویک از جمله کسانی هستند که در سالهای گذشته بهدلیل کار خبری در ایران بازداشت، محاکمه و زندانی شدند و پس از مدتی در جریان مبادله با زندانیهای جمهوری اسلای در آمریکا یا اروپا آزاد شدند.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.