انتشار ویدیویی از سخنان مجتبی خامنهای، سیاسیترین فرزند علی خامنهای، خبرساز شده و بار دیگر نام او را به سر خط خبرها آورده است. در این ویدیو، مجتبی خامنهای اعلام میکند که تصمیم گرفته کلاسهای درس خارج فقه خود را تعطیل کند.
به محض انتشار این ویدیو، شبکههای اجتماعی مملو از گمانهزنیها شدند. برخی معتقدند که پس از انفجار پیجرهای اعضای حزبالله لبنان، جمهوری اسلامی نگران جان مجتبی خامنهای شده و به همین دلیل کلاسهای او تعطیل شده است تا از خطر ترور جلوگیری شود. برخی دیگر این موضوع را به تحولات داخلی ایران پس از ریاستجمهوری پزشکیان مرتبط میدانند.
دو فرضیه اصلی در ساعات اخیر مطرح شده است. برخی بر این باورند که این تصمیم نشاندهنده نارضایتی مجتبی خامنهای از وضعیت فعلی کشور و طرح موسوم به وفاق ملی است و او به نشانه اعتراض کلاسهای خود را تعطیل کرده است. خصوصا با توجه به اینکه اعلام کرده این تصمیم را بدون اطلاع پدرش گرفته است. در مقابل، برخی دیگر معتقدند که این صحبتها میتواند نشانهای از آمادگی نظام برای اعلام جانشینی مجتبی به جای پدرش باشد.
از نظر برخی کارشناسان، دلایل سیاسی احتمالا مهمتر از دلایل امنیتی هستند. اگر مساله امنیتی بود، اعلام علنی آن نشانهای از ضعف امنیتی در بالاترین سطوح نظام محسوب میشد. بنابراین، به نظر میرسد مساله جانشینی در میان باشد.
برخی تحلیلگران معتقدند که مجتبی خامنهای نمیتواند با پدرش اختلاف داشته باشد، اما قطعیت در این موضوع وجود ندارد. تجربه نشان داده است که در نظامهای دیکتاتوری، پسر دیکتاتور ممکن است از روند اداره کشور توسط پدرش ناراضی شود و در مقابل او بایستد. این ایستادگی یا به انزوای پسر منجر میشود یا به کودتای آرام (یا حتی ناآرام) و در نهایت کنار زدن پدر از قدرت. بنابراین، احتمال نارضایتی مجتبی از وضعیت فعلی کشور بعید نیست.
فرضیه مقابل این است که نظام به این نتیجه رسیده که مجتبی باید برای جانشینی پدرش آمادهتر شود و به او سمتها و مسئولیتهای بیشتری واگذار شود. این فرضیه با توجه به اینکه بسیاری از سمتهای کلیدی کشور در دست نزدیکان مجتبی است، منطقی به نظر میرسد. همچنین، احتمال فوریت این تصمیم ممکن است به وضعیت سلامتی علی خامنهای و نیاز به آمادهسازی فوری جانشین او برگردد.
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، به نقل از یکی از نزدیکان مجتبی خامنهای که عضو مجلس خبرگان است اعلام کرده است که دلیل تعطیلی کلاسهای او این بوده که کلاسهای او بسیار پررونق بوده و ممکن است باعث کمرنگ شدن کلاسهای سایر علما شود. این فرد اظهار کرده که این اقدام از روی تقوا و برای تربیت نفس بوده است.
در مورد دلایل امنیتی و ترس از کشته شدن مجتبی خامنهای، با وجود خطر نفوذ اسرائیل در جمهوری اسلامی، به نظر نمیرسد که این علت باعث اعلام علنی تعطیلی کلاسها شده باشد. اما فراتر از این ویدیو و صحبت های مجتبی خامنهای، واقعیت این است که مقامات کلیدی جمهوری اسلامی، از جمله مجتبی خامنهای، به شدت نگران امنیت جانی خود هستند. در ماههای اخیر، اسرائیل با ترور برخی از فرماندهان حزبالله و حملات دقیق به آنها، نشان داده که توانایی نفوذ جدی در میان نیروهای این گروه دارد.
از سوی دیگر، پس از انفجار پیجرهای چند هزار عضو حزبالله، دوباره بحثهایی درباره نحوه کشته شدن ابراهیم رئیسی مطرح شده است. احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، یکی از احتمالات مرگ رئیسی را انفجار پیجر عنوان کرده و ادعا کرده که رئیسی نیز از پیجر استفاده میکرده است.
این نماینده مجلس با اشاره به برتری تکنولوژیکی اسرائیل، اظهار داشته که حزبالله پس از این حملات دچار سردرگمی شده و همین مساله احتمالا نشانگر نفوذ اسرائیل به دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی نیز باشد. او همچنین به نقش نیروهای جمهوری اسلامی در تهیه پیجر برای حزبالله اشاره کرده و احتمال داده که انفجار پیجر میتواند علت مرگ رئیسی بوده باشد.
اگرچه برخی مقامات تلاش کردهاند این اظهارات را تکذیب کنند، اما در حال حاضر بحث نفوذ اسرائیل و احتمال خطر برای مقامات جمهوری اسلامی به موضوع داغ رسانهها و شبکههای اجتماعی تبدیل شده است.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.