خانوادههای دادخواه خیزش «زن زندگی آزادی»، یاد عزیزانشان را گرامی داشتند
همزمان با سالگرد قتل شماری از کشتهشدگان خیزش «زن، زندگی، آزادی»، برخی خانوادههای دادخواه با وجود افزایش فشارهای امنیتی، برنامههایی برای یادبود نزدیکان جانباخته خود در شهرهای مختلف کشور برگزار کردند. روزهای پایانی تابستان، سالگرد شمار زیادی از جانباختگان خیزش انقلابی است.
امجد امینی، پدر مهسا ژینا امینی، روز ۳۰ شهریور متنی به مناسبت سالروز تولد دخترش در اینستاگرام منتشر کرد.
او نوشت: «دختر زیبا و مظلوم و نازنینم، ژینای عزیزم، مهسای ایران، سیویکم شهریور ۱۴۰۳، سالروز شکفتنت خجسته باد.»
این پدر دادخواه اضافه کرد: «اینک بعد از دو سال همچنان زانوی غم در بغل داریم و به آن اتفاق تلخ میاندیشیم و فقط به این خوشحالیم که نام زیبایت به زیبایی و پاکی همچنان زمزمه و ورد زبانهاست. یادت همیشه در دل ما و دوستدارانت جاودان است.»
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد روز ۳۰ شهریور، مراسم دومین سالگرد کشتهشدن پدرام آذرنوش، بر مزار این جانباخته خیزش انقلابی در روستای درهلبک دهدشت برگزار شد.
آذرنوش، ۱۸ ساله و قهرمان کاراته بود که ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ با شلیک گلوله ماموران جمهوری اسلامی مقابل ساختمان فرمانداری دهدشت در استان کهگیلویه و بویراحمد کشته شد.
مصطفی پدر فریدون فرجی، از کشتهشدگان خیزش نیز همراه با شمار دیگری از خانوادههای جانباختگان خیزش در سقز، با حضور بر مزار عزیزانشان، یاد آنها را گرامی داشتند.
مصطفی فرجی در این ویدیو میگوید: «ما خانواده شهیدان که جگرمان سوخته و خواهان آزادی بی قید و شرط دایهمینا سلطانی هستیم.»
این پدر دادخواه در بخشی از صحبتهای خود با بیان اینکه دایهمینا هیچ جرم یا خطایی مرتکب نشده و تنها دادخواه خون به ناحق ریخته پسرش است، خواهان آزادی هرچه زودتر او شد.
فرزانه برزهکار، مادر عرفان رضایی، جانباخته خیزش انقلابی نیز با انتشار ویدیویی از حضور خود بر مزار پسرش، در اینستاگرام نوشت: «امروز یاد آور آن شهریور خونین است. ۳۰ شهریور از خاطره کسی محو نمیشود.»
این مادر دادخواه افزود: «دلبندم، من مادرت مادر جفا کشیده وطن، با همه دردهای بیشمارم همپیمان با تو، قویتر از همیشه، از حصار بیعدالتیها میگذرم و بر زندگی پیروز میشوم. روزی خورشید عدالت از چشمان عاشقات و گور پاکیزهات طلوع خواهد کرد. دومین سالگرد عروج آسمانیات در کنار مزار پاکت عرفانی است.»
عرفان رضایی، ۲۱ ساله، در خیزش انقلابی ۱۴۰۱ با شلیک مستقیم ماموران امنیتی جمهوری اسلامی در آمل کشته شد.
لیلا مهدوی، مادر سیاوش محمودی، نوجوان ۱۶ ساله کشته شده در خیزش انقلابی نیز در مراسم دومین سالگرد کشتهشدن فرزندش گفت برای دادخواهی خون به ناحق ریخته سیاوش، به دادخواهی ادامه خواهد داد.
مهدوی در پست دیگری در اینستاگرامش نوشت: «قاتلان تو بد تقاص پس خواهند داد.»
هستی خزایی، خواهر عرفان خزایی، از کشتهشدگان خیزش انقلابی نیز ویدیویی از برگزاری مراسم دومین سالگرد جان باختن برادرش در اینستاگرام منتشر کرد.
این خواهر دادخواه همراه با این ویدیو در اینستاگرام خود نوشت: «به نام شادی که از ما ربودند، گرفتند، محروم کردند، کشتند، دفن کردند، به نام رخت دامادیات که تن نکردی و حسرتش تا ابد در قلبمان ماند. به نام عشق که موج میزد در وجودت نازنین برادرم، به نام کام شیرینت که ناکام ماند.»
روزهای پایانی تابستان برابر با سالگرد قتل بیش از ۱۰۰ تن از کشتهشدگان خیزش انقلابی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی است.
مهسا پیرایی، دختر مینو مجیدی، از کشتهشدگان خیزش انقلابی سال ۱۴۰۱، روز ۲۹ شهریور در مطلبی در حساب ایکس خود از فرزین لطفی، میلاد زارع، زکریا خیال، فرجاد درویشی، رضا شهپرنیا، نیکا شاکرمی و مادرش مینو مجیدی، به عنوان کشتهشدگان راه «زن، زندگى، آزادى» در ۲۹ شهریور ۱۴۰۱ نام برد.
روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ نیز یکی از خونینترین روزها در تاریخ خیزش انقلابی است که در آن حدود ۵۰ تن از معترضان به دست ماموران جمهوری اسلامی کشته شدند.
حدیث نجفی، حنانه کیا و غزاله چلابی، سه تن از جانباختگان در این روز هستند.
آرامستان «الجواد» نوشهر از روز ۲۸ شهریور و همزمان با سالگرد کشته شدن معترضان خیزش انقلابی، با زنجیر قفل و از ورود مردم به آن جلوگیری شده است.
در این آرامستان، مزار معترضان کشتهشدهای از جمله حنانه كیا، حسینعلی كیا و محمدرضا بالیلاشک قرار دارد.
خانواده حسینعلی کیا به دنبال ممانعت و تهدیدهای نیروهای امنیتی برای برگزاری مراسم سالگرد، روز جمعه در خانه خود شمعی به یاد فرزند کشته شدهشان روشن کردند.
شیرین عبادی، برنده جایزه نوبل صلح، روز ۲۹ شهریور با اشاره به دومین سالگرد قتل حکومتی نیکا شاکرمی، معترض کشتهشده در خیزش انقلابی، در اینستاگرام نوشت: «قتل نیکا شاکرمی، نوجوان ۱۶ ساله، همچون قتل صدها جوان و کودک دیگر، مصداق بارز جنایات جمهوری اسلامی علیه بشریت است.»
او افزود: «حکومت قصد دارد دادخواهی را بیمعنی جلوه دهد.»
مراسم دومین سالگرد کشته شدن این دختر نوجوان در این روز از سوی ماموران امنیتی لغو شد.
جمهوری اسلامی در یک ماه گذشته و با نزدیک شدن به سالگرد کشتهشدگان خیزش، فشارهای فزایندهای را بر خانوادههای دادخواه در سراسر ایران وارد کرده است.
موج تازه سرکوب فعالان مدنی و سیاسی و اعضای خانوادههای دادخواه از روز دهم شهریور آغاز شد و طی این مدت دهها شهروند از سوی نیروهای امنیتی بازداشت یا احضار و تحت بازجویی قرار گرفتند.
مینا سلطانی، مادر شهریار محمدی، از جانباختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، یکی از اعضای خانوادههای دادخواه است که روز ۲۱ شهریور به دست نیروهای امنیتی در بوکان بازداشت شد.
میلاد، برادر شهریار محمدی، روز ۲۹ شهریور با انتشار ویدیویی در شبکه ایکس، به بازداشت مادرش، دایهمینا و ماشالله کرمی، پدر محمدمهدی کرمی و اعتصاب غذای گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی اشاره کرد و گفت: «خانوادههای دادخواه را تنها نگذارید. تنها راه آزادی، دادخواهی برای تمام مردم ایران است.»
پس از انتشار خبر جان باختن مهسا ژینا امینی و خاکسپاری او در آرامستان آیچی سقز، بزرگترین خیزش انقلابی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی رقم خورد.
طبق آمار سازمانهای حقوق بشری، جمهوری اسلامی در رابطه با این خیزش مردمی بیش از ۵۵۰ معترض را کشت، بینایی صدها نفر را گرفت و دستکم ۱۰ نفر را اعدام کرد.
علاوه بر آن، دهها تن از معترضان نیز در زندان یا پس از آزادی، با مرگهایی مشکوک یا خودکشی، جان خود را از دست دادند.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.