مادر آرتین رحمانی: از خشم دیدن سپاهیان دیوتبار کنار تابوت پسرم تنم میلرزد
مادر آرتین رحمانی، معترض ۱۷ سالهای که در ایذه با گلوله ماموران کشته شد، با انتشار تصویری از مراسم حکومتی برای تشییع پیکر فرزندش نوشت: «حکومت در نمایش مضحک قصد داشت از کشته شدن پسرم استفاده ابزاری کند، او را شهید بنامد و بگوید آرتین و دیگر جاویدنامان بدست تروریستها کشته شدند.»
او در ادامه نوشت: «از خشم و نفرت تمام تنم به لرزه میافتد که کنار تابوت فرزندم سپاهیانِ دیوتبار رو میبینم.»
روزنامه اعتماد در یادداشتی با عنوان «بازی خطرناک با عفو گسترده»، ضمن اشاره بر ادامه دادرسی پروندههای قضایی محکومان اعتراضات اخیر، بر کذب بودن ادعای فرمان «عفو گسترده» از سوی رهبر جمهوری اسلامی تاکید کرد و آن را تاسفبار خواند.
به نوشته این روزنامه، نه تنها خبری از مختومه شدن پرونده متهمانی كه مشمول عفو گسترده شدند نيست، بلكه بهرغم آن همه اخبار و تبليغات انجام شده، حالا این افراد بايد در انتظار محاكمه يا احتمالا مجازات خود باشند.
علی مجتهدزاده، وکیل و نویسنده این مطلب، این روند را «به بازی گرفتن» حیثیت دستگاه قضا و دستور علی خامنهای خواند و نوشت که مقامات میانی قوه قضاییه و ضابطان قضایی (نهادهای امنیتی) چشم خود را بر «عفو» اعطا شده از سوی رهبر جمهوری اسلامی بستهاند و بر پیگیری پرونده و محاکمه افراد مشمول عفو، اصرار دارند.
او تاکید کرد: «حاصل طبیعی اين بازی حیثیتی هم فروریزی بيشتر اعتماد عمومی در جامعه خواهد بود. روزی یک دستور با آن همه تبليغات و تعريف و تمجيد عمومی و گزارشهای مختلف رسانهای در عالیترين سطح كشور صادر شد و روز ديگر بیسر و صدا و در سكوت، برخلاف همان دستور اقدام میشود. جامعه چه برداشتی از اين وضع خواهد داشت؟»
این وکیل تاکید کرد «جدای از آثار منفی اجتماعی و سياسی» اين اتفاق، از نظر حقوقی نيز به جريان انداختن مجدد پرونده متهمان عفو شده دارای «اشکالات اساسی» است و انطباقی با موازين حقوقی و قوانين ندارد.
پیشتر شماری از زندانیان سیاسی و سازمان حقوق بشر ایران عفو مشروط رهبر جمهوری اسلامی را پروژهای تبلیغاتی و ریاکارانه خوانده بودند.
سازمان حقوق بشر ایران تاکید کرده بود که «نهتنها تمام معترضان باید بدون قید و شرط آزاد شوند، بلکه در راه اجرای عدالت، محاکمه آمران و عاملان سرکوب، یک حق همگانی است».
غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه، پیش از این گفته بود بیش از ۸۰ هزار زندانی از جمله ۲۲ هزار نفر از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ با این «عفو» آزاد شدهاند.
در بولتن افشا شده خبرگزاری فارس اما تعداد بازداشتشدگان خیزش انقلابی مردم ایران حدود ۳۰ هزار نفر ذکر شده بود.
با ادامه پیدا کردن مسمومسازی دانشآموزان پس از تعطیلات نوروزی سال جدید، روز شنبه ۱۹ فروردین گزارشهایی از حمله شیمیایی به دستکم ۱۲ مدرسه دخترانه در چندین شهر ایران منتشر شد. برخی از این مدرسهها برای چندمین بار هدف این حملهها قرار گرفتند.
شهر اردبیل با گزارش حمله به پنج مدرسه، بیشترین آمار مسمومسازی دختران دانشآموز را در روز ۱۹ فروردین داشت. ویدیوها و خبرهایی هم از حمله شیمیایی به دو مدرسه در دیواندره استان کردستان، دو مدرسه در نقده و یک مدرسه در ارومیه در استان آذربایجانغربی، یک مدرسه در هفتکل استان خوزستان و یک مدرسه هم در پردیس استان تهران منتشر شد.
آغاز دوباره مسمومسازی گسترده دختران دانشآموز در سال جدید در حالی است که با شروع تعطیلات نوروزی و بسته شدن مدارس، موضوع این حملات شیمیایی هم برای مدتی به حاشیه رفته بود.
امروز مرکز فوریتهای پزشکی اردبیل از مسموم شدن دانشآموزان «پنج مدرسه دخترانه» در این شهر و انتقال آنان به مراکز درمانی خبر داد اما تاکنون اسامی چهار مورد از این مدرسهها منتشر شده است.
دبیرستان «بهاران» یکی از مدارسی است که روز شنبه گزارشهایی از حمله شیمیایی به آن منتشر شد.
روز دهم اسفند سال گذشته نیز پس از گزارشهایی از استشمام «بوی گاز»، تعدادی از دختران دانشآموز این دبیرستان با شش آمبولانس به بیمارستان منتقل شدند.
در این روز همچنین گزارشهایی از حمله شیمیایی به دو مدرسه «سما» و «خلبان ذاکر» در اردبیل منتشر شد که به گفته شاهدان عینی، بر اثر این حملهها دستکم چهار تن از دختران دانشآموز مدرسه سما به بیمارستان منتقل شدند.
دبیرستان دخترانه «معراج» در اردبیل هم در حالی روز ۱۹ فروردین هدف حمله قرار گرفت که پیش از عید هم به این مدرسه حمله شیمیایی شده بود.
در استان آذربایجانغربی نیز امروز به سه مدرسه حمله شد که دو مورد آن در شهرستان نقده و یکی از آنها در ارومیه، مرکز این استان بود.
حساب کاربری سازمان حقوق بشری ههنگاو در توییتر خبر داد که دانشآموزان دو مدرسه دخترانه «شاهد» و «فدک» در شهر نقده مسموم شدهاند.
خبرگزاری ایلنا هم از مسموم کردن دانشآموزان دختر مدرسه ابتدایی و هیات امنایی «سعدی» در ارومیه بر اثر «انتشار گاز» و انتقال آنها به بیمارستان خبر داد.
سازمان حقوق بشری هانا هم اطلاع داد که در شهر دیواندره استان کردستان به دو مدرسه دخترانه «پروین اعتصامی» و «بنتالهدی» حمله شده است.
حمله شیمیایی به این دو دبیرستان برای بار دوم است که در چند ماه گذشته انجام میشود و اینبار نیز شمار زیادی از دختران دانشآموز به بیمارستان منتقل و بستری شدند.
بر اساس گزارشها، جمعی از مردم دیواندره همراه با خانوادهای این دانشآموزان جلوی بیمارستان تجمع کردند.
معترضان به مسمومسازی دختران دانشآموز شعارهایی از جمله «مرگ بر خامنهای» و «مرگ بر جاش» سر دادند.
در هفتکل استان خوزستان نیز به گفته مازیار مولایی، رییس شبکه بهداشت و درمان این شهر، ۶۰ دانشآموز مدرسه «هاجر» به دلیل مسمومیت به مراکز درمانی منتقل و بستری شدند.
این دبیرستان قبلا هم یکبار در روز ۱۳ اسفند سال گذشته هدف حملات شیمیایی قرار گرفته بود.
در استان تهران نیز روز شنبه گزارشها و ویدیوهایی درباره حمله شیمیایی به دبیرستان دخترانه «خیام» در پردیس منتشر شد.
روز ۹ اسفند سال گذشته هم به این دبیرستان دخترانه واقع در فاز ۱۱ پردیس حمله شده بود.
ادامه مسمومسازی دانشآموزان در سال جدید در حالی است که سال گذشته دستکم ۱۳۰ دبستان و دبیرستان هدف حملات شیمیایی قرار گرفت.
اولین خبر از مسمومسازیها مربوط به نهم آذر ۱۴۰۱ در هنرستان دخترانه نور شهر قم بود اما در هفتههای بعدی با سرعتی بیشتر، دهها مدرسه دیگر نه تنها در این شهر مذهبی که در بروجرد، تهران، تبریز، اردبیل، همدان، قزوین، ساری، کرمانشاه، اصفهان، کرج، بندرعباس، یاسوج، شیراز، مشهد، کاشان، آبادان، اهواز و ... هم هدف حمله قرار گرفتند.
از آغاز پروژه حملات شیمیایی و مسمومسازی دختران دانشآموز در ایران بیش از چهار ماه میگذرد اما خبری از پیگیری قضایی و ادعای مقامهای جمهوری اسلامی درباره بازداشت متهمان نیست.
حکومت همچنان واکنش درخوری به این موضوع که نگرانیهای گسترده ایجاد کرده نشان نمیدهد و این در حالی است که بسیاری از مردم و والدین، خود جمهوری اسلامی را مقصر حمله به فرزندانشان میدانند.
شهروندان زمستان سال گذشته در اعتراض به ادامهدار شدن این حملات شیمیایی در شهرهای مختلف تجمع کردند و جمهوری اسلامی را «حکومت بچهکُش» خواندند.
نامه خیلی محرمانه بانک مرکزی جمهوری اسلامی به شورای پول و اعتبار که به دست ایراناینترنشنال رسیده است، از تخلف ۲۹۰ مدیر ارشد بانکی خبر میدهد. این گزارش طبقهبندی شده، نشاندهنده تخلفهای گسترده در بانکهای زیر نظر نهادهای انتظامی، نظامی و امنیتی است.
بر اساس این سند اختصاصی، محمد طالبی، دبیرکل بانک مرکزی جمهوری اسلامی، در نامهای به شورای پول و اعتبار، از تخلفات گسترده در سیستم بانکی خبر داده است.
در این نامه ممهور به مهر «خیلی محرمانه» که مربوط به عملکرد هیات انتظامی بانکهاست، به گزارش معاون بانک مرکزی در این مورد اشاره شده است.
در گزارش ارائه شده از سوی حسین فهیمی، دبیر هیات انتظامی بانکها، لیستی از تخلفات بانکهای مختلف از سال ۱۳۹۰ منتشر و به آرای صادر شده از سوی این هیات در مورد این تخلفات اشاره شده است.
بر پایه این سند، بالغ بر ۲۹۰ مدیر بانکی از سوی هیات انتظامی بانکها به انجام تخلفاتی متهم شدهاند و تخلفهای گستردهای در بانکهای زیر نظر نهادهای انتظامی، نظامی و امنیتی انجام شده است.
بر اساس این سند، در یک دوره زمانی ۱۱ ساله در مجموع برای ۲۴ بانک و موسسه پولی و اعتباری پرونده تخلف گشوده شده و هیات انتظامی بانکها به این پروندهها رسیدگی کردهاند که «بانک سرمایه» با هفت پرونده تخلفاتی متناظر با عملکرد مدیران بانک، بیشترین پرونده تخلفات در این دوره را به نام خود ثبت کرده است.
از سوی دیگر فعالیت شماری از این موسسات پولی و اعتباری در حال حاضر متوقف شده یا در دیگر بانکها ادغام شدهاند.
بر اساس این سند همچنین در این بازه زمانی، در مجموع ۵۵ پرونده تخلف برای شبکه بانکی گشوده شده که برخی از آنها منجر به صدور رای شدهاند.
از محتوای نامههای مقامهای مختلف بانک مرکزی چنین برمیآید که در جلسه شورای پول و اعتبار، اعضای این شورا از حسین فهیمی درخواست کردهاند تا کارنامهای از عملکرد این هیات را به شورای پول و اعتبار ارائه کند.
اما جزییات پروندههای تخلفات بانکها و موسسات پولی و اعتباری مختلف نشان میدهند عمده تخلف صورت گرفته، «رعایت نکردن مقررات و تصمیمهای شورای پول و اعتبار در تعیین نرخ سود سپرده و تسهیلات از سوی شبکه بانکی» بوده است.
«رعایت نکردن مقررات و آییننامههای مصوب شورای پول و اعتبار در خصوص پرداخت تسهیلات و ایجاد تعهدات»، دیگر تخلفی بوده که شمار زیادی از بانکها و موسسات پولی و اعتباری مرتکب آن شدهاند.
«رعایت نکردن مقررات و دستورالعملهای ناظر بر سیاستهای پولی و اعتباری در خصوص نسبتهای قانونی و استانداردهای بانکی» نیز از جمله تخلفات رایج شبکه بانکی در این دوره زمانی بوده است.
ورود نهادهای نظامی به بانکداری
ورود نهادهای نظامی به بانکداری از معضلات اصلی اقتصاد ایران در این بخش، در یک دهه اخیر بوده است و بانکهای نظامی تخلفات گستردهای در دهه ۹۰ خورشیدی داشتهاند.
نگاهی به اطلاعات مندرج در این سند در مورد تخلفات بانکها و موسسات مالی اعتباری زیرمجموعه نهادهای نظامی بیانگر تخلفات گسترده آنها در زمینه بانکداری است.
رعایت نکردن قوانین و مقررات مربوط به سرمایهگذاری در شرکتهای زیرمجموعه، اعطای تسهیلات به افراد مرتبط، نرخ سود سپردهها، ساختار غیرشفاف سهامداری و ندادن گزارش به نهادهای نظارتی، تنها بخشی از تخلفات گسترده این بانکها هستند.
به عنوان نمونه، موسسه مالی و اعتباری کوثر یکی از این موسسات بوده که در سال ۱۳۸۸ با حمایت وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح تاسیس و یکی از پنج بانک و موسسه مالیای بود که در اسفند ۱۳۹۷در بانک سپه ادغام شد.
از جمله تخلفات به ثبت رسیده این موسسه در زمان فعالیت، رعایت نکردن نرخ مصوب سود سپرده و تسهیلات است که شورای عالی پول و اعتبار آن را تعیین میکند.
این سند نشان میدهد هیات انتظامی بانک مرکزی در مواجهه با تخلفات این موسسه، تنها به تذکر دادن کفایت کرده است.
بانک قوامین که با حمایت نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۹۱ تاسیس شد مثال دیگری است از «تخلفات نظامیان» در بانکداری. این بانک هم از جمله بانکها و موسسههای مالی ادغام شده در بانک سپه در اسفند ۱۳۹۷ بود.
بر اساس محتوای اسناد، بانک قوامین در دوران فعالیت خود قوانین و مقررات مربوط به سرمایهگذاری در شرکتهای زیر مجموعه و فعالیتهای اقتصادی را رعایت نکرده است.
تخلفات متعدد این بانک در نهایت هیات انتظامی بانک مرکزی را بر آن داشت تا مدیران قوامین را به پرداخت جریمههای نقدی، سلب صلاحیت حرفهای هفت نفر از مدیران و ممنوعالفعالیت شدن دو نفر دیگرشان محکوم کند.
اما موسسه مالی و اعتباری نور که یکی از نهادهای مالی وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود، در سال ۱۳۹۱ تاسیس شد.
ارائه نکردن آمار فعالیتهای سالانه به بانک مرکزی و فعالیت مالی غیرشفاف، از جمله مهمترین تخلفات این موسسه مالی وابسته به سپاه بوده است. بر اساس آنچه در این سند آمده، هیات انتظامی بانک مرکزی، مجازات جریمه نقدی و سلب صلاحیت مدیران تا ۱۰ سال را برای این موسسه در نظر گرفته است.
بانک حکمت ایرانیان اما شرکت خدمات مالی و بانکداری وابسته به ارتش جمهوری اسلامی بود که کار خود را به عنوان صندوق قرضالحسنه کارکنان ارتش آغاز کرد و در سال ۱۳۸۹ با موافقت بانک مرکزی به بانک تبدیل شد.
این بانک هم از جمله بانکها و موسسات مالی و اعتباری بود که در اسفند ۱۳۹۷ در بانک سپه ادغام شد.
بانک حکمت ایرانیان در این سند یک تخلف درباره تهاتر املاکی در محلههای منیریه و میرداماد تهران داشته و با رعایت نکردن موادی از قانون رفع موانع تولید رقابتپذیر به ثبت رسیده اما هیات انتظامی بانک مرکزی در نهایت پس از برگزاری جلساتی، مدیران این بانک را تبرئه کرده است.
پس از انتشار گزارش ایراناینترنشنال درباره فشار بانکها به صرافیها به منظور افتتاح سپرده بلندمدت ارزی برای مشتریان، بانک مرکزی در اعلامیهای از مردم خواست ارزهای خانگی خود را به سپرده ارزی در بانک تبدیل کنند. گفته میشود بیش از ۲۰ میلیارد دلار ارز در خانهها نگهداری میشود.
بانک مرکزی در اطلاعیه خود اعلام کرده است در صورتی که مردم قصد برداشت اصل یا سود سپرده ارزی خود را داشته باشند، بانکها باید وجه مردم را مشابه با ارز دریافت شده، یا دلار و یورو پرداخت کنند.
این اقدام در راستای فشار شبکه بانکی به متقاضیان خرید ارز برای سپردهگذاری ارزی در بانکهاست.
صداوسیمای جمهوری اسلامی نیز پس از این اطلاعیه بانک مرکزی، در گزارشی مفصل با تاکید بر مباحث دینی تلاش کرد تا مردم را به سپردهگذاری ارزی در بانکها تشویق کند.
در گزارش این سازمان به نقل از رییس کمیسیون اقتصادی مجلس آمده است که در حال حاضر «بیش از ۲۰ میلیارد دلار» در دست مردم است و در خانهها نگهداری میشود.
در قسمتی از گزارش صداوسیما با استناد به آیات قرآن، نگهداری دلار در خانه نکوهش و مستحق عذاب بزرگ اعلام شد.
این اطلاعیه اما تایید گزارش اختصاصی ایراناینترنشنال از تلاش حکومت برای ترغیب مردم به سپردهگذاری ارزی است.
ایراناینترنشنال پیش از این با پیگیری از صرافیهای داخل کشور گزارش داد پس از بخشنامه جدید بانک مرکزی مبنی بر توقف فروش نقدی ارز سهمیهای و واریز ارز مورد نظر به حساب ارزی افراد، بازار دچار آشفتگی شده است.
بر اساس گفتههای یکی از صرافان دولتی، پس از این بخشنامه عملا ارزی برای فروش در اختیار صرافیها قرار نمیگیرد و بانکها هم در افتتاح حساب ارزی موانعی را برای متقاضیان ایجاد میکنند.
از سوی دیگر، برخی متقاضیان در مراجعه برای افتتاح حساب ارزی با اصرار بانک برای افتتاح حساب مدتدار به منظور عدم پرداخت اسکناس ارز روبهرو شدهاند.
به اعتقاد این صراف، برخلاف ادعای مسوولان، مردم دیگر با کاهشی شدن روند قیمت هیجانزده نمیشوند و دلارهای خود را نمیفروشند چرا که افکار عمومی باور دارد قیمت دلار در آینده رشد بیشتری خواهد کرد و بنابراین خریداران دلار به راحتی به فروشنده تبدیل نمیشوند.
بانک مرکزی در سال جدید در یک بخشنامه، محدودیتهای جدید خرید ارز سهمیهای را اعلام کرد. از جمله این محدودیتها عدم ارائه اسکناس از سوی کارگزاریها و واریز ارز به حسابهای ارزی متقاضیان، کاهش سهمیه از پنج هزار به دو هزار یورو و همچنین محدودیت ۳۶۵ روز برای خرید مجدد است.
حساب ارزی ایجاد شده برای دریافت ارز هم باید با حداقل ۱۰۰ دلار موجودی به مدت شش ماه باز بماند.
این در حالی است که خرید ارز سهمیهای با کارت ملی، ملاکی برای قطع یارانه و تغییر دهکبندی یارانهبگیران از سوی وزارت رفاه اعلام شده است.
کانون کارگردانان سینما در بیانیهای کیومرث پوراحمد را سینماگری معترض و مطالبهگر، با موضعگیریهایی صریح خواند و بر «خشم و آزردگی» او از وقایع تلخ ماههای اخیر تاکید کرد. کیانوش عیاری، کارگردان سینما اما در مراسم تشییع پوراحمد، افسردگی و مرگ خودخواسته او را زیر سوال برد.
روز جمعه ۱۸ فروردین در مراسم خاکسپاری کیومرث پوراحمد، محمدرضا عرب، نماینده کانون کارگردانان خانه سینما، بیانیه این کانون را درباره مرگ خودخواسته این فیلمساز فقید خواند.
در این بیانیه اشاره شد که پوراحمد از وقایع تلخ ماههای اخیر خشمگین و آزرده بود و خودکشی او پیامی در اعتراض به دو تیغ «سانسور و سرمایههای هدایت شده» بود که سینمای ایران را به پرتگاه سقوط برده است.
این بیانیه پوراحمد را «سینماگری مطالبهگر و معترض» خواند و تاکید کرد: «در سالهای اخیر شاهد موضعگیریهای صریح و بیپرده او بودیم. پوراحمد کارگردانی عصیانگر بود نه افسرده. معترض بود نه ناامید. و بیش از خویش، نگران آینده سینمای ایران بود.»
در بخشی دیگر از بیانیه کانون کارگردانان سینمای ایران، «پیام مرگِ غریبِ پوراحمد اعتراض به شرایط فعلی سینمای ایران» خوانده شد: «شرایطی که بزرگان سینما را قدر نمیدانند، جوانان سینما را عاصی و دلزده میکنند و سینمایی مطیع و فرمانبردار میخواهند.»
به گفته نویسندگان این بیانیه، این فیلمساز با «کنشها و در آخر با مرگش» اعتراض خود را نشان داد: «اعتراض او به شرایط فعلی هم بود و آقای پوراحمد خود را قربانی کرد تا به جوانترها امید دهد و محکم ایستادن و اهمیت تابآوری را یادآوری کند.»
بر اساس آنچه در بیانیه کانون کارگردانان سینما آمده، کیومرث پوراحمد «از وقایع تلخ ماههای اخیر خشمگین و آزرده بود» و گوشهای ازین آزردگی را در متنی که در مورد حضور فیلمش در جشنواره فیلم فجر نوشت، بیان کرد.
این کانون در ادامه، آثار سینمایی و تلویزیونی این کارگردان را جزیی از میراث فرهنگی ایران خواند.
کیانوش عیاری، کارگردان سینما هم در این مراسم بر شخصیت معترض کیومرث پوراحمد تاکید کرد و افسردگی و مرگ خودخواسته او را زیر سوال برد: «او بسیار از شرایط پیرامون زندگی ایرانیان ناراضی بود. از زمین و زمان گله میکرد. با این حال از من پرسید که طرحی برای کار بعدیاش دارم؟ و با وجود تفاوت نوع کارمان، میخواستم چیزی بنویسم که از شیوه او تخطی نکند. برای همین نمیتوانم افسردگی او را باور کنم.»
گمانهزنیها درباره افسردگی پوراحمد اشاره به متنی است که مجله سینمایی «فیلم امروز» به سردبیری هوشنگ گلمکانی دقایقی پس از انتشار خبر درگذشت او منتشر کرد و نوشت که این فیلمساز «از سر افسردگی و ناامیدی، بیآیندگی و بیهودگی» به زندگی خود پایان داده است.
بسیاری اما مرگ پوراحمد را «کشته شدن» به دست جمهوری اسلامی دانستند.
نزهت بادی، نویسنده و منتقد سینما، کیومرث پوراحمد را «قربانی سانسور، سرکوب، سلطهگری و استبداد حکومت بر سینما» دانست و گفت: «این درست نیست که ما بگوییم خودکشی او انتخاب شخصیاش بوده است. انتخاب شخصی زمانی معنا دارد که ما بتوانیم برای زندگیمان آزادانه تصمیم بگیریم و در تصمیمات روزمره آزاد باشیم.»
پیش از آن هم نوشابه امیری، روزنامهنگار، در توییتر خود نوشت: «کیومرث پوراحمد را جمهوری پلید اسلامی کشت. بله، کشت. کشتن شاخ و دم ندارد که. وقتی راه نفس یک هنرمند را ببندی، وقتی هر روز او را در تنگنا بگذاری، وقتی فیلم ناتمامش را مزدوران امنیتی تکمیل کنند، وقتی ... کیومرث را اینطوری کشتند.»
آخرین فیلمی که با کارگردانی پوراحمد نمایش داده شد، «پرونده باز است» نام داشت که به بخش مسابقه چهلویکمین جشنواره فیلم فجر هم راه پیدا کرد.
پوراحمد اما در یکی از آخرین اظهارنظرهای اعتراضی خود گفت حضور فیلمش در جشنواره تصمیم تهیهکننده به عنوان مالک فیلم و برخی دیگر از عوامل بوده نه او.
این کارگردان همچنین در اینستاگرامش با اشاره به خیزش انقلابی ایرانیان، سال گذشته را «خونبار و دردناک» توصیف کرد و نوشت: «با اين همه داغى كه بر دل داريم ديگر چه جشنى، چه جشنوارهاى؟»
«قصههای مجید»، «شب یلدا»، «خواهران غریب»، «بهخاطر هانیه» و «اتوبوس شب» از جمله سریالها و فیلمهای او در چهار دهه از عمر فیلمسازیاش هستند که بین عموم مردم شناخته شده و محبوباند.
«تیغ و ترمه»، «کفشهایم کو؟»، «۵۰ قدم آخر»، «بیبی چلچله»، «نوک برج»، «گل یخ» و «سرنخ» هم تعدادی دیگر از آثاری هستند که این فیلمساز متولد سال ۱۳۲۸ کارگردانی کرد.
بر اساس گزارش دادستانی گیلان که پیکر پوراحمد در آنجا پیدا شد، این فیلمساز بامداد روز چهارشنبه ۱۶ فروردین در ۷۴ سالگی به زندگیاش پایان داده است.