زنده - شیرین عبادی: جمهوری اسلامی برای جسد رهبرش بودجه دارد، برای بیماران و فقرا دارو و نان نه | ایران اینترنشنال
زنده
شیرین عبادی: جمهوری اسلامی برای جسد رهبرش بودجه دارد، برای بیماران و فقرا دارو و نان نه
خلاصه
شیرین عبادی در یادداشتی نوشت که جمهوری اسلامی برای جسد رهبرش قبر و بودجه و اتوبوس و آشپزخانه دارد، اما برای بیماران و فقرا و کودکان و زندانیان دارو و نان و عدالت ندارد.
مراسم «وداع»، تشییع جنازه و دفن علی خامنهای و اعضای کشتهشده خانواده او، جمعه ۱۲ تیر در مصلای «امام خمینی» تهران آغاز شد.
مراسم دفن علی خامنهای در تهران در حالی در حال برگزاری است که رهبران هیچیک از قدرتهای جهانی در آن حضور ندارند.
غیبت مجتبی خامنهای در مراسم دفن علی خامنهای و اعضای کشتهشده خانواده او، با موجی از واکنشها و شوخیهای کاربران در شبکههای اجتماعی همراه شد.
تحلیلکشته شدن علی خامنهای و آینده جمهوری اسلامی
کشته شدن علی خامنهای نه فقط جمهوری اسلامی، بلکه تاریخ سیاسی معاصر ایران را وارد مرحلهای تازه کرده است. بسیاری از تحلیلگران این رویداد را یکی از پرهزینهترین تحولات برای جمهوری اسلامی میدانند و معتقدند میتواند فرصتی مهم برای گذار به دموکراسی در ایران ایجاد کند.
روحالله رحیمپور، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، و فروغ کنعانی، پژوهشگر جامعهشناسی، پیامدهای سیاسی، اجتماعی و تاریخی این تحول و چشمانداز آینده ایران را بررسی میکنند.
انتشار تصویری از فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران در کنار تابوت علی خامنهای
بر اساس تصاویر منتشر شده در رسانههای ایران، مجید موسوی، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران که از زمان جنگ علیه جمهوری اسلامی کمتر در مراسم عمومی حاضر شده بود، در کنار تابوت علی خامنهای در تهران حضور یافت.
دیمیتری مدودف در مراسم علی خامنهای شرکت کرد
دیمیتری مدودف، نایبرییس شورای امنیت روسیه، زیاد نخاله، دبیرکل جنبش جهاد اسلامی، محمود قماطی، معاون رییس شورای سیاسی حزبالله لبنان و محمد اسماعیل درویش، رییس شورای رهبری حماس، از جمله شرکتکنندگان مراسم علی خامنهای در روز جمعه بودند.
مقاماتی از آسیای جنوب شرقی و قاره آفریقا از جمله شرکتکنندگان مراسم علی خامنهای
مقاماتی از کشورهای عربی، آسیای جنوب شرقی، قاره آفریقا و همچنین چند کشور همسایه شرقی ایران، از جمله شرکتکنندگان مراسم علی خامنهای در روز جمعه بودند.
تحلیلتشییع یک تابوت؛ تلاش جمهوری اسلامی برای تطهیر یک دیکتاتور
چهار ماه پس از کشتهشدن علی خامنهای، جمهوری اسلامی تشییع او را به صحنهای بزرگ از عزاداری حکومتی، آیین مذهبی و نمایش قدرت تبدیل کرده است؛ تلاشی برای آنکه مرگ تحقیرآمیز یک دیکتاتور، به روایت شهادت، اقتدار و تداوم نظام بدل شود.
تشییع جنازه علی خامنهای، بیش از آنکه مراسم بدرقه یک رهبر مرده باشد، صحنهای برای بازسازی قدرت زخمخورده جمهوری اسلامی است. حکومتی که رهبرش در نخستین ضربه جنگ، در قلب ساختار قدرت و همراه با اعضایی از خانوادهاش کشته شد، اکنون میکوشد با تابوت، پرچم، نوحه، جمعیت سازماندهیشده و زبان شهادت، صورت شکست را تغییر دهد.
مهم نیست که پیکر واقعی خامنهای در تابوت هست یا نه؛ همین ابهام، خود بخشی از وضعیت تازه جمهوری اسلامی است: حکومتی که حقیقت را پنهان میکند، مرگ را مدیریت میکند و از فقدان شفافیت، آیین سیاسی میسازد.
در چنین وضعیتی، تابوت بیش از آنکه حامل یک جنازه باشد، حامل یک پیام است: نظام میخواهد نشان دهد هنوز توان صحنهآرایی، بسیج جمعیت و تولید روایت دارد.
شیرین عبادی: جمهوری اسلامی زندگی مردم را خرج مرگ رهبرانش میکند
شیرین عبادی، برنده نوبل صلح، در مطلبی با عنوان «در پرخرجترین تشییع تاریخ، چه بر سر مردم میآید؟»، نوشت: «پرسش اصلی این نیست که خامنهای را کجا دفن میکنند. پرسش این است که در پرخرجترین تشییع تاریخ، چه بر سر مردمی میآید که قرار است دوباره خرج نمایش قدرت حکومت شوند؟»
او با اشاره به شیوه برگزاری مراسم دفن خامنهای و احتمال کشته شدن افرادی در جریان آن، افزود: «این دیگر عزاداری نیست؛ برنامهریزی برای فاجعه است. جمهوری اسلامی سابقه درخشانی هم در این موارد دارد!! در مراسم تشییع قاسم سلیمانی، دهها نفر زیر دستوپا کشته شدند و صدها نفر زخمی شدند. در مراسم خمینی نیز جمعیت از کنترل خارج شد، خاکسپاری به آشوب کشید، مرگ و جراحت برجای ماند و حتی پیکر او از دست حکومت خارج شد. این نظام حتی برای مردههای خودش هم نمیتواند مراسم امنی برگزار کند.»
عبادی ادامه داد: «حالا همان حکومت، در کشوری که مردم محتاج نان شبشان هستند، میخواهد چند روز پایتخت را قرنطینه کند، اتوبوس و مترو را شبانهروزی کند، مدرسه و مسجد را محل اسکان جمعیت کند، آشپزخانههای موقت راه بیندازد، هزاران نیروی دولتی و امدادی را بسیج کند و میلیاردها تومان از منابع عمومی را خرج بدرقه جسد خامنهای کند.»
او نوشت: «پول این نمایش از جیب همان مردمی میآید که برای نان، دارو، اجاره و درمان ماندهاند. از جیب بیماری که توان پرداخت هزینه شیمیدرمانی ندارد؛ از جیب بازنشستهای که برای حداقل معیشت فریاد میزند؛ از جیب کودکی که بهجای مدرسه در خیابان کار میکند. جمهوری اسلامی برای زنده ماندن مردم پول ندارد، اما برای تشییع مردگان قدرت، همیشه بودجه پیدا میکند.»
این فعال حقوق بشر تاکید کرد: «خامنهای از اصلیترین چهرههای مسئول در کشاندن ایران به جنگ، فقر، انزوا و سرکوب بود. او سالها با شعار مقاومت، زندگی مردم را گروگان گرفت؛ حالا حتی جسدش، اگر جسدی برای نمایش باقی مانده باشد، بهانهای تازه برای بستن شهرها، خرجتراشی، تهدید امنیتی و به خطر انداختن جان مردم شده است.»
عبادی در پایان نوشت: «حکومتی که میداند ممکن است مردم در مراسمش بمیرند اما تدبیری نمیاندیشد، بیرحم و جنایتکار است. حکومتی که برای جسد رهبرش قبر و بودجه و اتوبوس و آشپزخانه دارد، اما برای بیماران و فقرا و کودکان و زندانیان دارو و نان و عدالت ندارد، تنها سزاوار سرنگونی است. این تشییع، نمایش اقتدار نیست؛ اعتراف به ماهیت حکومتی است که زندگی مردم را خرج مرگ رهبرانش میکند.»
سفیر اسرائیل در سازمان ملل: همدردی با مرگ علی خامنهای، «سوگواری برای دیکتاتوری خشن» است
دنی دانون، سفیر اسرائیل در سازمان ملل، در واکنش به اظهارات آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، درباره مرگ علی خامنهای، در شبکه ایکس نوشت آیا ابراز همدردی و سوگواری برای «دیکتاتوری خشن که دستور قتل، شکنجه و آزار دهها هزار ایرانی بیگناه را صادر کرده است» مناسب است.
تحلیلمرگ دیکتاتور؛ روزگار جدید برای ایران
مرگ و به تعبیر دقیقتر کشتهشدن علی خامنهای، که بهدنبال حمله اسراییل و آمریکا رخ داد، نه فقط جمهوری اسلامی که تاریخ سیاسی معاصر ایران را وارد مدار و دوران جدیدی کرده است.
هیتلر و موسولینی به کنار، از استالین و مائو گرفته تا فرانکو و چائوشسکو، و البته قذافی و صدام، مرگ یا کشته شدن دیکتاتورها نتایج و پیامدهای گسترده ای در کشورهای آنها و حتی فراتر، در برخی نقاط جهان داشته است.
این توصیف، به معنای باور به جبر تاریخ نیست، بلکه به معنای تاکید بر اهمیت حذف یا فقدان شخص اول، در نظامهای استبدادی است.
وقتی همه راههای حکمرانی و مسیرهای سیاستگذاری به یک نفر، آن هم حاکمی خودکامه و سرکوبگر، ختم میشود، طبیعتا فقدان شخص اول نظام نیز نتایج کمسابقه و غیرقابل اجتنابی خواهد داشت.